با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار

اولین اطلاعات از فیلم Mortal Kombat + فهرست کاراکترهای فیلم

کارگردان Saw چه خوابی برای دوستداران «مورتال کمبت» دیده ؟

منتشر شده

اولین اطلاعات از فیلم Mortal Kombat + فهرست کاراکترهای فیلم

در حالی که بیش از دو دهه از اکران آخرین فیلم از سری Mortal Kombat می‌گذرد، اکنون خبر رسیده که ساخت نسخه ریبوت این فیلم وارد فاز جدیدی شده. گزارشی که The Hashtag Showمنتشر کرده، حاکی از این است که حداقل تاکنون حضور هفده کاراکتر از سری بازی‌ها در فیلم تایید شده است.

لیست کاراکترهای حاضر در فیلم:

Cole Turner

شخصیت اصلی این فیلم، مردی سی و چند ساله است که با مشکلات بسیاری در زندگی شخصی و اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند. این بوکسور که همسر خود را هم از دست داده، بیش از هر چیز در دنیا به دختر خود اهمیت می‌دهد و حاضر است تمامی دنیا را در مقابل چشمان او فدا کند.


KANO 

نقش دوم فیلم برعهده این کاراکتر است که از قضا او هم در دهه چهارم زندگی‌اش به سر می‌برد. کانو پیشتر عضو نیروهای ویژه نظامی بوده با این حال اکنون تبدیل به یک مزدور خشن و نترس شده است. 

Sonya Blade

یکی از کاراکترهای مشهور سری Mortal Kombat که به دنبال سرنخ‌هایی از مبارزات مخفیانه MK است. او Cole را استخدام می‌کند تا به او در رمزگشایی از اسرار Mortal Kombat یاری برساند

Lord Raiden

خدای صاعقه و نگهبان قلمرو زمین. او فرمانده و مربی نیروهای زمینی در نبردMortal Kombat است.

Mileena

یکی دیگر از کاراکترهای مشهور سری که به واسطه نقابی که نیمی از صورتش را پوشانده شناخته می‌شود.


Jax

این کاراکتر هم یکی از نیروهای نظامی کارکشته قدیمی است که اکنون بدل به یک مزدور شده. او دو دست خود را در یک انفجار از دست داده و در این فیلم به همراه سونیا و کول راهی دنیای زیرین می‌شود.

Shang Tsung

یکی از شخصیت های منفی سری که سنش تاکنون مشخص نشده. این جادوگر مشهور یکی از منابع اصلی انرژی تاریک محسوب می شود. چهره او همواره در حال تغییر است و به همین واسطه می تواند به راحتی افراد را فریب دهد.

Drahmin

او با یک ماسک صورت خود را پوشانده و جای یک دستش، گرزی تیغدار قرار گرفته. دلیلی کافی برای اثبات خطرناک و مرگبار بودن مواجه با این کاراکتر.

Kabal

یکی از مبارزان مرگبار و مشهور Outworld که زرهی سیاه رنگ به تن داشته و سلاح اصلی‌اش دو شمشیر تیز و برنده هستند.

Nitara

این خون آشام سیاه موی، صاحب بال‌هایی مانند خفاش است که از کتف ‌هایش بیرون آمده‌اند، اگر چنین بال‌هایی برای ترساندن کسی کافی نیست، بدون شک چنگال‌های نیتارا که همواره از آن ‌ها خون می‌چکد، زهره بر اندام هر مبارزی می‌اندازد.

Reiko

یکی از ژنرال‌های Outworld که علاوه بر داشتن چشمانی درخشان، از یک چکش بزرگ جنگی به عنوان سلاح استفاده می‌کند.

The Overseer

به نوعی مدیر برنامه‌های مبارزان زمینی محسوب می‌شود که به طرز خنده آوری پیر است.

Emily

دختر دوازده سال کول که هوشی ماورای سن خود دارد. 

Sophia

مادرزن کول که سرپرستی از امیلی را هم برعهده دارد.

Jess

خواهر زن کول که به همراه سوفیا و امیلی زندگی می‌کند. او رابطه نسبتا شکرابی با کول دارد و در نظرش کول یک پدر بی مسئولیت و سربه هواست.


Liu Kang

یکی از قهرمانان اصلی قلمرو زمین که توسط نینجاها آموزش دیده. او یکی از ماهرترین مبارزان تورنومنت است.

Kung Lao

دوست قدیمی و ساکت لیو کنگ که به خاطر کلاه مرگبار و بومرنگ مانندش شناخته می‌شود.

چندین نکته قابل توجه در این میان وجود دارد:

حضور دختر، مادرزن و خواهر زن کول در فیلم نشان می‌دهد چاشنی‌هایی از دراما و سکانس های خانوادگی هم در فیلم وجود دارند. 

سازندگان تصمیم گرفته اند یک نوجوان دوازده ساله نقش لرد رایدن را ایفا کند، محافظ قلمرو زمین که بدون استثنا در تمامی فیلمها و بازی های سری، او را به عنوان یک مرد بالغ دیده ایم.

نکته قابل توجه دیگر غیبت سه کاراکتر اصلی سری یعنی Sub-Zero ، Scorpion و جانی کیج است که هنوز مشخص نیست آیا در میان کاراکترهای نهایی حاضر خواهند بود یا خیر و اگر هم حضور ندارند، دلیل آن چیست.

«جیمز وان» کارگردان فیلم‌های مشهوری مثل Saw و The Conjuring تهیه‌کننده این فیلم است. همچنین «سایمون مک‌کوید» کارگردان کلیپ‌های تبلیغاتی که سابقه‌ ساخت آگهی تبلیغاتی تلویزیونی را پلی‌استیشن و Halo را در کارنامه خود دارد. 

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

آیا نفرین اینترپلی باعث نابودی Fallout 76 شد

چه بلایی بر سر Fallout Online آمد (بخش اول)

منتشر شده

Fallout 76 کلکسیونی از اشتباهات فاجعه بار است. ملغمه‌ای از همه طرح‌های جالبی که به بدترین شکل ممکن اجرا شدند تا بدترین ساخته تاریخ بتسدا و شخص تاد هاوارد شکل بگیرد و بتسدا بالاخره شکست را بپذیرد. این شرکت با نفوذ صنعت بازی که مدت‌هاست جز سلاطین عناوین نقش آفرینی است در دومین تلاشش برای ساخت یک بازی MMO  با شکستی مفتضحانه روبرو شد. مشکل کار از کجا بود ؟ از کج فهمی بتسدا در شناسایی نیاز کاربران یا شکستن قوانین MMOها مثل نداشتن هیچ NPC. قطعا عوامل زیادی در ضعیف ظاهر شدن Fallout 76 دخیل بودند اما اگر بخواهیم کمی از جنبه‌های طراحی یک بازی آنلاین دور شویم با پرونده‌ای مواجه می‌شویم که تاثیر مستقیم روی ساخت و عرضه Fallout 76 داشت. شاید کمی خرافاتی به نظر برسد اما شواهد نشان می‌دهند نفرین اینترپلی (Interplay) بالاخره دامن بتسدا را گرفت ؛ همانطور که بتسدا به سازندگان اصلی سری Fallout اجازه نداد آن‌ها با سلیقه خودشان اولین بازی تمام آنلاین Fallout را طراحی کنند ، نفرین سازندگان اصلی Fallout هم اجازه نداد تا بتسدا از Fallout 76 عنوانی موفق بسازد. ممکن است کمی گیج شده باشید برای همین باید در تقویم تاریخ را به عقب بازگردانیم و به بیش از یک دهه پیش بازگردیم ؛ وقتی اینترپلی چوب حراجش را بر سر بزرگترین بازی خودش زد ؛ بازی‌ای به نام Fallout

شروع عصر مدرن RPG

شرکت اینترپلی یکی از پایه‌گذاران اصلی عناوین RPG مدرن بود که از این منظر می‌توان آن‌ها را در کنار استودیو Looking Glass (خالقان Ultima Underworld و System Shock) قرار داد. تیم اصلی بازیسازی این شرکت در سال 1997 بازی Fallout را عرضه کرد که متفاوت‌ترین نقش آفرینی آن دوره بود. در حالی که تمامی نقش آفرینی‌های آن دوره حال و هوایی فانتزی داشتند یا در قید و بند قوانین D&D بودند ، Fallout یک نقش آفرینی مدرن با سوژه‌ای فوق العاده بود : نمایش آمریکا پس از نبرد هسته‌ای آن همراه با طنزی سیاه. این سوژه که خود از بازی قدیمی‌تر اینترپلی به نام Wasteland الهام گرفته بود نام اینترپلی را بر سر زبان‌ها انداخت. با این حال اینترپلی در ادامه نتوانست روند قوی خود را ادامه دهد و به دلایل مختلف - که برای توضیحشان نیاز به مطلبی جداگانه است - به ورطه سقوط افتاد. مشکلات اینترپلی باعث شد تا در سال 2001 شرکت Titus Interactive کنترل کاملا این کمپانی را برعهده گرفت. Titus اما نتوانست میراث برایان فارگو موسس و مدیر عامل اینترپلی را ادامه دهد و با کنسل کردن Fallout 3 - که با نام رمز Van Buren شناخته می‌شد - آب سردی بر پیکر دوستداران این سری ریخت. مدتی بعد هم این شرکت با عرضه Fallout Brotherhood of Steel برند فال آوت را به ورطه نابودی کشاند. این تصمیمات اشتباه باعث شد تا آن‌ها مجبور شوند امتیاز Fallout را بفروشند و در این نقطه بود که سر و کله بتسدا ظاهر شد. 

تاد هاوارد وارد می‌شود

اینترپلی در ابتدا حق ساخت نسخه جدید بازی Fallout را به بتسدا فروخت و در سال 2007 - یک سال پیش از عرضه Fallout 3 - امتیاز کل سری را با مبلغ 5.75 میلیون دلار را به این شرکت واگذار کرد. با این حال سه سال پیش از این قرارداد اینترپلی خود را برای ساخت اولین عنوان MMO بر اساس دنیای Fallout آماده می‌کرد و به همین خاطر در قرارداد امتیاز ساخت یک بازی آنلاین بر اساس Fallout در دستان اینترپلی باقی ماند. البته این بند شامل قوانین سفت و سختی بود. بر اساس این بند قرارداد اینترپلی موظف بود طی دو سال مبلغ 30 میلیون دلار برای ساخت بازی جذب کرده و ساخت Fallout Online - که در آن هنگام با نام Project V13 شناخته می‌شد - را وارد مرحله پیش تولید کند. همچنین آن‌ها باید طی 4 سال یعنی تا پایان 2011 این بازی را عرضه می‌کردند. در ابتدا گمان می‌رفت اینترپلی با مهارت موفق شده بخشی از امتیاز Fallout را در اختیار بگیرد اما آن‌ها نمی‌دانستند بتسدا یکی از قوی‌ترین تیم‌های حقوقی جهان را در اختیار دارد ؛ همان تیمی که سال گذشته فیس بوک را برای استفاده غیر قانونی از کدهای VR به پرداخت 500 میلیون دلار محکوم کرد. 4 سال برای ساخت یک MMO عظیم کافی نبود و این موضعی بود که وکیلان بتسدا به خوبی از آن مطلع بودند. همچنین اگر اینترپلی این شرایط را رعایت نمی‌کرد بتسدا می‌توانست امتیاز نسخه آنلاین Fallout را به صورت رایگان از آن خود کند. با این حال اینترپلی مصمم بود از آخرین برگ برنده خودش در بازار بی رحم گیم به خوبی استفاده کند.

بازگشت به روزگار خوش اینترپلی

ایده ساخت یک نسخه MMO بر اساس Fallout در اواسط دهه 90 توسط فارگو مطرح شد اما در آن هنگام سازندگان بازی به دلیل مشکلات فنی خیلی زود آن را رد کردند. سال‌ها بعد اینترپلی برای ساخت و طراحی بازی «جیسون دی اندرسون» را استخدام کرد. یکی از خالقان Fallout و طراح ارشد نسخه اول. اندرسون از مشهورترین طراحان دهه 90 و اوایل دهه 2000 بود اما پس از ورشکست شدن استودیو Troika برای مدتی صنعت بازی را ترک کرده بود. شاید اسم Troika برایتان تازگی داشته باشد اما باید بدانید تعدادی از بهترین طراحان عناوین RPG تاریخ این استودیو را تاسیس کردند. پس از عرضه Fallout  تعدادی از اعضای ارشد تیم سازنده نتوانستند با برایان فارگو - مدیر وقت اینترپلی - کنار بیایند و ترجیح دادند استودیو شخصی خودشان را به راه بیندازند. این افراد متشکل بودند از : «لئوناردو بوبارسکی » (Leonard Boyarsky) کارگردان هنری Fallout ، تیم کین یکی از دو کارگردان Fallout و جیسون اندرسون که بالاتر به او اشاره کردیم. این تیم در طول حیات هفت ساله‌اش روی سه بازی کار کرد که مشهورترین آن‌ها Vampire: The Masquerade – Bloodlines بود ؛ یکی از بهترین و کامل‌ترین نقش آفرینی‌های تاریخ که اسیر مشکلات تکنیکی شد و در نهایت نتوانست انتظارات مالی ناشرش اکتیویژن را برآورده کند. اندرسون پس از پایان کار Troika برای مدتی به سراغ کسب و کار فروش و اجاره خانه رفت اما در سال 2007 به اینترپلی بازگشت تا در نقش کارگردان Fallout Online ظاهر شود. او می‌خواست Fallout Online از سبک بصری جدیدی بهره ببرد ، سبکی که در عین وفادار بودن به فضای Fallout حال و هوایی تازه داشته باشد. فیلم برزیل ساخته تری گیلیام و کمیک بوک Hard Boiled - با فیلم جان وو اشتباه گرفته نشود - منابع الهام او برای این کار بودند.... ادامه دارد

ادامه مطلب

خبر یک / تریلر

تریلر بازی ترسناک Those Who Remain

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

شایعه : اولین اطلاعات از Star Wars Jedi: Fallen Order

معجون جدید خالقان Call of Duty

منتشر شده

در E3 امسال متوجه شدیم که استودیو Respawn مشغول ساخت نسخه جدید بازی Star Wars «جنگ ستارگان» است ؛ عنوانی با نام Star Wars Jedi: Fallen Order. متاسفانه «وینس زامپلا» اطلاعات بیشتری از بازی ارائه نکرد و علاوه بر اسم تنها می‌دانیم داستان بازی مدت کمی پس از پایان قسمت سوم جنگ ستارگان یعنی Revenge of the Sith «انتقام سیت» آغاز می‌شود. 

به تازگی شایعه‌ای منتشر شده که از سیاه بودن اتمسفر بازی خبر می‌دهد.

«جیسون وارد» در سری پادکست مشهور Making Star Wars مدعی شد که توانسته با یکی از افراد نزدیک به این پروژه صحبت کرده و اطلاعات جدیدی از بازی بدست آورد. 

به گفته او گیم‌پلی Fallen Order به شدت شبیه به بازی Star Wars The Force Unleashed است ، عنوان مشهوری که لوکاس آرتس نسل پیش عرضه کرد و داستان شاگرد مخفی «دارث ویدر» را تعریف می‌کرد. البته داستان Fallen Order بیشتر به حوادث فیلم و هسته اصلی داستان این سری نزدیک است. 

علاوه بر داستان ، قدرت‌های Force هم در بازی قابل باورتر هستند و مثلا شاهد منهدم کردن کشتی فضایی Star Destroyers از طریق این قدرت‌ها نخواهید بود - اشاره به قدرت‌های فراتر از تصور شخصیت اصلی Force Unleashed - و هیچ اتفاق عجیب و غریب و احمقانه‌ای در طول بازی از این منظر رخ نمی‌دهد. 

وارد در انتها مدعی شد که Fallen Order فاقد بخش چند نفره خواهد بود ، ادعایی که با توجه به سابقه تیم Respawn کمی غیرقابل باور است. 

هنوز زمان عرضه Star Wars Jedi: Fallen Order مشخص نشده است.

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Far Cry New Dawn

آخرالزمان صورتی

منتشر شده

می‌توان گفت سری بازی‌های Far Cry بعد از شماره دوم مسیر جدیدی را پیش گرفته و دچار تحولات عظیمی در بخش داستانی و روایت شدند. قطعا شما هم خاطرات و دیوانگی های «واس» در شماره سوم را به خاطر دارید، کاراکتر منفی داستان که به علت روایت فوق العاده و نقشی که بطور تمام و کمال ایفا کرده بود، تبدیل به یکی از محبوبترین شخصیت‌های منفی دنیای بازی‌ها شد. بعد از آن بود که به علت موفقیت بسیار بالای شماره سوم، شرکت یوبی سافت تصمیم به ادامه همین مسیر گرفت؛ بدین صورت که در هر شماره از بازی ما شاهد حضور یک کاراکتر دیوانه که سعی در کنترل منطقه ای خاص با ایدئولوژی های مخصوص به خود دارد، هستیم. اما بگذارید روراست باشیم، هیچ یک از آن ها موفق نشدند جایگزین واس شوند! از روایت داستانی که بگذریم گیم پلی کلی این سری نیز همان راه و روش شماره سوم را پیش گرفتند و تا آخرین شماره از بازی که فارکرای نیو دان نام دارد، تغییرات آنچنانی ای در آن مشاهده نمی‌شود.

عصر جدید

داستان این عنوان که بصورت یک بسته اضافه شونده عظیم و استندالون برای Far Cry 5 منتشر شده، دقیقا ادامه‌ای است بر اتفاقات شماره قبل. بمب‌های اتمی یکی پس از دیگری در منطقه هوپ کانتی منفجر شده و تمامی اراضی را به نابودی کشانده‌اند. اما حالا چندین سال از آن واقعه گذشته و طبیعت مثل همیشه شروع به بازسازی زمین کرده است. انسان‌هایی که موفق به گرفتن پناه در زیرزمین شده بودند کم کم به روی زمین بازمی‌گردند و با طبیعتی بکر و زیبا مواجه می‌شوند. حالا زمان آن است که زندگی را از نو بسازند؛ اما خب، طبیعتا همه چیز به این خوبی و خوشی پیش نخواهد رفت. ویلن‌های دیوانه این شماره از بازی دو خواهر دوقلو هستند که از فرصت استفاده کرده و قصد بدست گرفتن منطقه هوپ کانتی را دارند. شما نیز عضوی از یک تیم خبره که برای کمک به مردم منطقه آماده شده‌اند هستید که برای کمک به مردم و نجات آن ها از دست این دو خواهر وارد داستان خواهید شد. البته در ادامه با پیچیدگی های خاصی در داستان روبرو شده و سری نیز به کاراکترهای قدیمی خواهید زد.

روایت با حمله این دو خواهر به کاروان قطار گروه نجات شروع شده و شاهد کشت و کشتار همکاران خود خواهید بود. اینجاست که با ایدئولوژی دو خواهر آشنا می شوید و از تلاش روایت داستان برای دیوانه و ترسناک جلوه دادن آن ها لبخند به لبانتان خواهد نشست، زیرا از نظر نگارنده، روایت در این کار کاملا ناموفق بوده و تقریبا به کلیشه سری فارکرای تبدیل شده که دیگر جذابیتی ندارد. مهم‌تر اینکه در طول داستان زمان کافی برای روبرویی شما با این دو خواهر داده نمی شود و در پرداخت شخصیت آن‌ها کوتاهی شده است.


دنیای صورتی

از این که بگذریم با دنیایی پس آخرالزمانی اما به شیوه ای متفاوت روبرو هستیم. دنیایی پر از زیبایی‌ها و مناظر بکر که با تم صورتی رنگ به انتظار شما نشسته است. حیواناتی که به علت همین تغییرات، جهش یافته اما این جهش از نوع زیبا و نه ترسناک است. گوزن‌های سفید رنگ با شاخ‌هایی صورتی و قرمز از نمونه های این تغییر است. خانه‌ها و سازه‌ها در زیر خیل عظیمی از گیاهان رنگارنگ مدفون شده‌اند و انسان‌ها با تکنولوژی گذشتگان سعی در ساخت دوباره از دست رفته‌های خود دارند. باید اعتراف کرد که اتمسفری که این تغییرات را خلق کرده در نوع خود جذاب و دوست داشتنی است و از گشت و گذار در مناطق و تماشای مناظر آن خسته نخواهید شد. نباید از گرافیک بسیار زیبا نیز غافل شد که تقریبا سنگینی ایجاد این چنین اتمسفری را یک تنه به دوش میکشد. پوشش گیاهی در کامل‌ترین سطحی که باید قرار دارد و بافت‌های بسیار با کیفیت و نورپردازی و رنگ‌بندی فوق العاده زیبا، کلکسیونی از تابلوهای نقاشی زنده را برایتان به ارمغان آورده است.

تکرار گذشته

همانطور که بالاتر اشاره شد، سبک و کلیات گیم پلی بازی همان راه شماره‌های اخیر را با کمی تغییرات ادامه می‌دهد. حالا دشمنان سطح بندی شده‌اند و برای راحت‌تر کشتن آن‌ها باید سلاح مربوط به همان سطح را بسازید که این کار بازی را تا حدودی به عناوین نقش آفرینی نزدیک کرده؛ در سوی دیکر پرک‌ها و یا مهارت‌هایی برایتان در نظر گرفته شده که کار را برای مبارزه و اکتشاف راحت تر کرده است. از آنجایی که در سری فارکرای همیشه المان‌هایی از تخیل بکار گرفته شده، اینجا سازندگان کمی فراتر رفته و مهارت‌هایی در اختیارتان قرار می دهند که شما را تبدیل به یک ابرقهرمان می‌کند! این مهارت‌ها در نوع خود جالب هستند اما متاسفانه تقریبا در اواخر بازی در اختیارتان قرار می‌گیرد. Base اصلی شما که «پراسپریتی» نام دارد محل زندگی افرادی است که قرار است از آن‌ها محافظت کنید و از چندین بخش مختلف تشکیل شده، که با ارتقای این بخش‌ها می توانید به ارتقای مواردی چون ساخت سلاح‌های قویتر دسترسی پیدا کنید. به غیر از یک سلاح دیسک پرت کن، باقی سلاح‌ها اکثرا همان سلاح‌های شماره پنجم هستند که تمی رنگی به خود گرفته‌اند. مثل همیشه قرارگاه‌هایی نیز برای تصرف وجود دارند که اینبار با تصاحب آن ها می‌توانید برای بدست آوردن منابع بیشتر، دوباره آن‌ها را تحویل دشمن داده و دوباره اقدام به تصرفشان کنید.


هوش مصنوعی تاریخ مصرف گذشته

شاید مشکل اصلی گیم پلی هوش مصنوعی بد و تاریخ گذشته دشمنان و یاران خودی باشد. دشمنان هیچ حس هوشمندی‌ای به شما انتقال نمی دهند و به سبک بازی‌های قدیمی فقط یک کار را بلدند؛ در صورت دیدن دشمن، انگشت را بر روی ماشه اسلحه گذاشته و به سوی او دوان دوان حمله ور شوند! البته در این بین یک نفر هم قبل از این کار به طرف آژیر خطر خواهد رفت! عذابی که هوش مصنوعی یارهای خودی به شما خواهند داد خیلی بیشتر از دشمنان است. از فریاد های ناگهانی و بی دلیلی که در کنار گوشتان می‌کشند تا بی‌عرضگی آن‌ها در مقایله با دشمن و غیبت‌های ناگهانی‌شان، باعث می‌شود که بعد از مدتی دیگر به آن‌ها نیاز نداشته باشید و ترجیح دهید که راه را به تنهایی ادامه دهید. به تمامی این مشکلات انیمیشن‌های بسیار بد و قدیمی را اضافه کنید تا گیم‌پلی حسابی توی ذوقتان بخورد.

بخش جدید

بعد از انجام بعضی از ماموریت‌ها هیچ ماموریت جدیدی برایتان دیکته نخواهد شد و احتمالا با سردرگمی مواجه شوید، که برای حل این مشکل باید یا به مکانی دیگر سفر کنید یا یکی از پرک‌های جدید را بخرید، که در نوع خود عجیب به نظر میرسد! بخش جدیدی به نام Expedition نیز در بازی به چشم میخورد که باید در ماموریتی کاملا رندوم و شانسی، بسته‌ای را از پایگاه دشمن بدزدید که این کار را می توان بصورت دو نفره و با دوست خود انجام دهید. این بخش اگر در آینده با ماموریت های متفاوت بروزرسانی شود می تواند تا مدتی مخاطبان را سرگرم کند، اما در غیر این صورت بعد از چندبار تکرار، هیچ رقبتی برای انجامشان نخواهید داشت. از جذاب‌ترین بخش‌های گیم پلی، ماموریت‌های جانبی است که به شما گفته می‌شود تا در منطقه‌ای از محیط به اکتشاف محل ذخیره سازی منابع بپردازید که یافتن راه ورود و حل معمای آن سرگرمتان خواهد کرد.


هنوز راه زیادی نمانده

اگر از تمامی این تفاسیر بگذریم، گیم پلی بازی هنوز هم تا حدودی کشش لازم برای اتمام بازی را در اختیارتان قرار می دهد، حداقل داستانی که روایت می شود و ارتباط آن با شماره قبلی و تنوع مراحل، کنجکاوی لازم برای رسیدن به انتهای داستان را برایتان فراهم می‌کند. هرچند که بعضی از ماموریت‌ها می‌تواند خواب آور و اعصاب خردکن شوند .صداگذاری و صداپیشگی کاراکترها از نکات مثبت این عنوان بشمار می آیند. صداپیشگان کار خود را به خوبی انجام داده داده اند و کم و کسری از این بابت احساس نمی‌شود. ناگفته نماند که لال بودن کاراکتر شما هنوز هم جزئی از پیکره فارکرای بحساب می آید! از یاد نبریم که شخصی سازی کاراکتر هم تا حدودی در بازی وجود دارد، هرچند لباس‌های جذاب و خاص آن به نوعی وابسته به پرداخت درون برنامه است و بهتر است دور آن‌ها را خط بکشید؛ هرچند که بازی بصورت اول شخص دنبال می‌شود و به غیر از یار کوآپ خود در بخش آنلاین، کسی لباس شما را نخواهد دید.

کلام آخر

«فارکرای نیو دان» Far Cry New Dawn عنوان بزرگی نیست و همانطور که گفته شد ادامه ای بر شماره پنجم بحساب می آید که با قیمت 40 دلار به فروش می رسد. با در نظر گرفتن این موارد، می توان گفت که تیم سازنده سعی کرده تا تجربه ای زیبا با تغییراتی کوچک را برای مخاطبان آماده کنند که تا حدودی نیز موفق بوده‌اند. با تمامی کم و کاستی‌هایی که با آن‌ها روبرو خواهید شد، گشت و گذار و مبارزه برای بقا در محیطی زیبا و رنگارنگ می تواند برایتان لذت بخش باشد. مخصوصا اینکه اگر بهمراه دوست خود به تجربه آن بپردازید.

بررسی بازی Far Cry New Dawn  بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات