با ما همراه باشید

خبر یک / تیتر یک

چگونه بیگانه قربانی دعوای Gearbox و Sega شد ؟

مروری بر یکی از عجیب‌ترین پرونده‌های صنعت بازی و چگونگی نابود شدن Aliens: Colonial Marines 


منتشر شده

چگونه بیگانه قربانی دعوای Gearbox و Sega شد ؟

برعکس تصورات عمومی ، جهان گیم چندان عاری از مشکل نیست. مردم عادی عموماً بر این باورند که سازندگان بازی ، افرادی خیرخواه و گیک محور هستند که تنها علاقه آنها عرضه بازی‌های باکیفیت و خیر رساندن به گیمرهای داغ‌دیده است که همیشه با چوب رسانه‌ها سرکوب شده‌اند ؛ هرچند حقیقت با آن چیزی که در ظاهر دیده می‌شود کاملاً متفاوت است. چه طور می‌توان از صنعتی که سالانه درآمدی بالغ بر 100 میلیارد دلار دارد ، انتظار چرخه‌ای کاملاً سالم و به‌دوراز باج و فساد را داشت ؟ به تازگی یک ماد ساز استرالیایی به نام «جیمز دیکنسون» با نام کاربری jamesdickinson963 فاش کرده که دلیل رفتارعجیب و غریب بیگانه‌های بازی  Aliens: Colonial Marines تنها به دلیل یک کلمه اشتباه در کد هوش مصنوعی بازی است. واقعا جای تعجب دارد که چه طور عملکرد یک بازی به خاطر چنین اشتباه ساده و در عین حال احمقانه‌ای نابود می‌شود. این تنها اشتباه در ساخت Aliens: Colonial Marines نبود زیرا این بازی از همان ابتدا مسیری غلط را پیمود. به قولی خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج. حالا که نام این بازی دوباره بر سر زبان‌ها افتاده بهتر است روند ساخت بازی را مرور کرده و متوجه شویم چرا Aliens: Colonial Marines به یک شکست تجاری بزرگ تبدیل شد. پرونده گیرباکس (Gearbox) و سگا (SEGA) به‌خوبی پشت پرده دنیای امروز بازی‌های ویدیویی را عریان می‌سازد. دنیایی که به‌مانند فوتبال و پرونده فساد اخیرش پرشده از قراردادهای نادر و پول‌هایی که هیچ‌گاه مقصد آنها مشخص نمی‌شود. 

نابودی بیگانه آغاز می‌شود 

اواخر سال 2006 بود که سگا با افتخار اعلام کرد طی قراردادی حقوق ساخت سری بازی بیگانه (Alien) را به دست آورده. این برای شرکت بحران دیده‌ای همچون سگا ، غنیمتی بزرگ بود ؛ مخصوصاً اینکه پایه‌های سست آنها را در بازار غرب محکم می‌کرد. سگا قصد ساخت سه عنوان متفاوت را داشت و در ابتدا قراردادی عظیم با شرکت گیرباکس به امضا رساند ؛ سازنده سری بازی مشهور Brother in Arms که به خوش‌نامی مشهور بود. سگا خیلی زود از Aliens: Colonial Marines پرده برداشت و قرار شد اثر مذکور در اواخر سال 2008 عرضه شود ؛ اما برعکس تصورات عمومی ، روند ساخت Colonial Marines پر شد از ایراداتی که درنهایت زمان عرضه بازی را به اواسط سال 2013 موکول کرد. باوجود تاخیر طولانی ، بیگانه سیاه‌بخت نتوانست آن‌طور که باید و شاید قدرتمند ظاهر شود و منتقدان هم با متوسط نمره 45 به خوبی از آن پذیرایی کردند ؛ اما این پایان کار نبود. بسیاری از کاربران که از کیفیت ضعیف بازی شوکه شده بودند ، با گشت‌وگذار در سایت‌های خبری هنر هشتم به حقیقتی تلخ پی بردند و آن هم چیزی نبود جز تفاوت نسخه نهایی با تریلرهای پخش شده پیش از عرضه. مدتی بعد سایت یورو گیمر عکس‌هایی را منتشر کرد که نشان می‌داد گرافیک نمایش‌ها تفاوت چشم‌گیری با نسخه نهایی دارد و این دلیلی شد تا دو تن از طرفداران پروپاقرص بازی با مراجعه به یک دفتر حقوقی از سگا و گیرباکس به دلیل تفاوت اثر نهایی با آن چیزی که به نمایش درآمده بود ، شکایت کنند. 


به خاطر یک مشت دلار

پس از چندین و چند دادگاه ، سگا به‌عنوان ناشر و دارنده امتیاز سری Alien ، موظف شد تا 1.25 میلیون دلار به آن‌هایی که بازی را پیش خرید یا در روز نخست تهیه کردند ؛ پرداخت کند. دراین‌بین اختلاف سگا و گیرباکس به بالاترین حد ممکن رسید طوری که هرلحظه ممکن بود یکی از دو این شرکت علیه یکدیگر پرونده‌ای مفصل تشکیل داده و روانه دادگاه شوند. در آن هنگام هیچ‌کدام از مسئولان دو شرکت اطلاعاتی را در این باره منتشر نکردند ؛ تا اینکه تعدادی از کارمندان سگا و در ادامه بعضی از سازندگان گیرباکس و تسترها به حرف آمدند ، حرف‌هایی که نشان می‌داد این خانه از پای‌بست ویران است! به گفته آنها در وهله نخست سگا با سیاست‌های اشتباهش ، Alien را به کشتن داد ؛ اما گیرباکس خیانت در امانت کرده بود. داستان‌های عجیبی که این منابع تعریف کردند ؛ چهره عمومی گیرباکس را به‌عنوان یک تیم خوب بازیسازی بسیار خدشه‌دار کرد. ماجرا از این قرار بود که سگا در همان مراحل اولیه ساخت ، پرده از Aliens: Colonial Marines برداشت و اعلام کرد که بازی در اواخر سال 2008 میلادی روانه بازار خواهد شد. عکس‌هایی که هم از بازی منتشر شده بودند ، تنها چند نمونه ساختگی بودند. گیرباکس که سازنده‌ای مستقل است و در آن زمان درگیر پروژه عظیم Borderlands بود ، با گرفتن پول هنگفتی از سگا آن را به بازی مذکور تزریق کرد. 


روزها سپری می‌شدند و مراحل ساخت Aliens: Colonial Marines به کندی پیش می‌رفت. سگا که تا حدودی از ماجرا بو برده بود ، طی مقطعی (اواخر سال 2008) پروژه را به‌صورت کامل متوقف کرد ؛ هرچند پس از گذشت تنها یک ماه ، کار ساخت بازی از سر گرفته و بار دیگر گیرباکس به همان حقه کثیف متوسل شد. یکی از سازندگان گیرباکس در این باره گفته بود : «پیش از تحول گرافیکی Borderlands - تغییر ظاهر از حالت رئال به سل شید - روزبه‌روز از تعداد افراد گروه ما کاسته می‌شد.» اما این پایان داستان نبود زیرا گیرباکس و در راس آن «رندی پیچفورد» مدیر این شرکت که می دانستند بالاخره مجبور به عرضه بازی هستند ، به‌صورت پنهانی با سه استودیو برای تکمیل بازی وارد مذاکره شد. این یعنی سگا بر اساس قرارداد هرماه به گیرباکس مبالغ مشخصی پرداخت می‌کرد و آنها هم پول کمتری را به سه استودیو مذکور می‌دادند تا شاید پایان داستان خوش باشد که البته خوش نبود! آنها شبیه به مستاجری بودند که برای خانه شخص دیگری دلالی می‌کردند.

پولی که به جیب گیرباکس رفت 

جالب اینجا بود که گیرباکس با تاخیرهای فراوان ، پول‌های بیشتری از سگا دریافت می‌کرد. این استودیو Borderlands را با موفقیت عرضه کرده و مشغول به ساخت نسخه دوم شدند ؛ از طرفی آنها به‌واسطه پول فراوانی که داشتند تمامی حقوق سری بازی Duke Nukem را خریداری کرده و حتی وظیفه تکمیل کردن Duke Nukem Forever را بر عهده گرفتند. بعضی از اعضایی که در ساخت بازی دخیل بودند ، سگا را نیز مورد شماتت قرار می‌دهند که نتوانست از پس مدیریت پروژه بربیاید. یکی از تسترها گفته بود که سگا به‌خوبی از کیفیت نهایی باخبر بود و باید حداقل چندین ماه دیگر را سپری می‌کرد تا اثر بهتری را روانه بازار کند. یکی دیگر از نکات عجیب این پرونده عدم شکایت سگا از گیرباکس بود. گویا سگا به دلیل قراردادی ماهرانه‌ای که گیرباکس تنظیم کرده بود ، نمی‌توانست از آنها درخواست غرامت کند. در قرارداد تعدادی بند ذکرشده بود که تنها در صورت عدم تکمیل بازی سگا قادر به شکایت بود. بازی دارای بخش چندنفره ، تک‌نفره و Co-op بود و با توجه به داشتن چنین بخش‌هایی دست و پای شرکت ژاپنی هم بسته شد. در نهایت Aliens: Colonial Marines عرضه و با انتقادات فراوان همراه شد طوری که طی یک هفته 65 درصد از بازیکنان خود را از دست داد. نباید از اشتباهات سگا به همین راحتی چشم‌پوشی کرد ، زیرا شرکت بزرگ T2 سال‌هاست که با گیرباکس همکاری می‌کند و ماحصل تمام همکاری‌هایشان - حتی دوک ناکم برای همیشه -  هم به‌شدت سودآور بوده است. 

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

وقتی خالق Borderlands قربانی یکی از بزرگترین اختلاس‌های صنعت بازی می‌شود

ماجرای یک دزدی بزرگ به سبک فیلم‌های هالیوودی

منتشر شده

استودیو گیرباکس (Gearboxواقع در تگزاسبا ساخت دو سری Borderlands و Brothers In Arms و داشتن امتیاز سری بازی Duke Nukem جز مشهورترین استودیوهای مستقل صنعت بازی است. با این حال هر چه قدر که گیرباکس در بین گیمرها محبوب است ، رییس این استودیو به عنوان یکی از افراد نسبتا بدنام صنعت بازی شناخته می‌شود. 

رندی پیچفورد موسس و مدیرعامل استودیو «گیرباکس» و خالق بازی‌هایی مثل Borderlands و Brothers In Arms تا مدت‌ها فردی محبوب در صنعت بازی بود ، مخصوصا این‌که از فن بیان قدرتمندی برخوردار است ، اما پس از ماجرای ساخت Aliens: Colonial Marines (ACM) و مشخص شدن این‌که پیچفورد پول‌های دریافتی از طرف سگا (ناشر ACM) را به تیم ساخت Borderlands «بوردرلندز» تزریق می‌کرده ؛ ورق کاملا برگشت. 

البته این تنها درگیری حقوقی پیچفورد نیست و او و مدیران اسبق 3D Realms هم بر سر مزایا ، حقوق و حق ساخت Duke Nukem مدت‌ها درگیر مسائل حقوقی بودند. 

با این حال سرنوشت همیشه به میل پیچفورد حرکت نمی‌کند و او حالا قربانی یکی از بزرگترین پرونده‌های اختلاس در صنعت بازی شده است. 

البته در این پرونده ، پیچفورد کسی است که مورد سرقت قرار گرفته و این دستیار شخصی او «جان مارتین» بوده که دست به اختلاس زده است!

دستیار مرموز

به گزارش «دالاس نیوز» مارتین از سال 2014 و پس سال‌ها مشکلات شخصی از جمله خشونت ، رانندگی در حالت مستی و به تبع آن‌ها زندانی شدن به استخدام استودیو گیرباکس درآمده و به عنوان دستیار شخصی پیچفورد با حقوق سالانه 45 هزار دلار در این استودیو مشغول به کار می‌شود. 

رندی پیچفورد

رندی پیچفورد

مارتین چند ماه پس از استخدامش به حساب «آمریکن اکسپرس» رندی پیچفورد دسترسی پیدا می‌کند و از این حساب برای منافع شخصی خودش و خرید لوازم لوکس استفاده می‌کند. لوازمی مثل لباس ، کت و شلوار ، شمعدان ، جواهرات ، اقلام گران قیمت و در نهایت خانه‌ای مجهز به ارزش 591 هزار دلار!

پیچفورد در این باره می‌گوید : «مارتین هر بار راهی برای خرج کردن پول ما پیدا می‌کرد و به مرور زمان در این کار بهتر و بهتر ‌شد».

مارتین نه تنها بدون اجازه مدیرعامل گیرباکس پول‌های او را خرج می‌کرد بلکه با جعل نام او روی چندین چک مجموعا مبلغ 50 هزار دلار را به مراکز خیریه اهدا کرد! البته او علاوه بر این مبلغ ، 23 هزار دلار دیگر را با جعل امضای پیچفوردها به باد می‌دهد.

سفرهای مجلل

او طی دو سال حضورش در گیرباکس (طی سال‌های 2014 تا 2016) به کالیفرنیا ، میلان و لندن سفر کرده و حتی برای خودش و دوستانش جت شخصی کرایه می‌کند تا به همراه آن‌ها به فلوریدا سفر کند. این در حالی است که او پول هیچ کدام از این ریخت و پاش‌ها را خودش پرداخت نمی‌کند.

مارتین - به گفته خودش - به خرید کفش و لباس‌های گران قیمت اعتیاد دارد و بارها از حساب پیچفوردها برای پیش برد مقاصد شخصی خودش بهره برده است. 

پس از دو سال ولخرجی به وسیله مارتین ، پیچفورد نهایتا یک روز متوجه می‌شود که در حسابش پولی زیادی نیست و موجودی اش آن‌قدر نیست که حقوق کارمندان گیرباکس را پرداخت کند.

جان رایت مارتین
جان مارتین

به همین دلیل «کریستی پیچفورد» همسر رندی پیچفورد با مارتین تماس می‌گیرد. در آن هنگام مارتین برای دنبال کردن رویای شخصی خودش بیش از یک سال بود که گیرباکس جدا شده و شرکت طراحی داخلی خودش را به راه انداخته بود. در این تماس مارتین از کریستی عذرخواهی کرده و گفته حساب خودش با حساب او و رندی یکی شده و به کریستی قول می‌دهد که خیلی زود این موضوع را حل و فصل کند ؛ اتفاقی که نه تنها هیچ گاه به وقوع نمی‌پیوندد بلکه باعث می‌شود مارتین مبلغ بیشتری از حساب پیچفوردها بیرون بکشد.

استاد کلاه برداری

از بد ماجرا کریستی و رندی حسابی مشترک داشتند. کریستی برخلاف رندی در صنعت بازی مشغول به کار نیست و مالک و رییس رستوران و کافی شاپی به نام Nerdvana Frisco است. 

پس از مدتی کوتاه خانواده پیچفورد با مارتین به توافق می‌رسند و مارتین با امضای مدارکی متعهد می‌شود مبلغ 780 هزار دلار را به خانواده پیچفورد پرداخت کند. 

چند روز بعد رندی و کریستی متوجه می‌شوند که این مبلغ بسیار کمتر از پولی است که مارتین از حساب آن‌ها به جیب زده و این دستیار شخصی مرموز بیش از 3 میلیون دلار به رندی پیچفورد بدهکار است!

جالب اینجاست که خانواده پیچفورد تنها قربانیان او نیستند و مارتین از چند نفر کلاه دیگر هم برداری کرده است. «متئو وردن» یکی از قربانیان و دوست سابق مارتین در این باره می‌گوید : «او رفتار بسیار خوبی با اطرافیانش داشت اما در باطن استاد کلاه برداری بود. مارتین هر چیز و هر کسی که اطرافش بود را نابود می‌کرد». 

ودرن مدعی شده که او سعی کرده به مارتین کمک کند و علاوه بر قرض دادن چند ده هزار دلار ، به او اجازه داده تا BMW سری چهار مورد علاقه‌اش را پیش خودش نگه دارد. با این حال مارتین در نهایت پول‌های دوست نزدیکش را هم به باد می‌دهد. 

ماجرا از این جا عجیب‌تر هم می‌شود زیرا مارتین در یک برهه به خانواده پیچفورد قول می‌دهد چکی به ارزش 598 هزار دلار به آن‌ها بدهد اما این چک برگشت می‌خورد. 

پس از این اتفاقات دادگاه دستور می‌دهد تا مارتین 2 میلیون دلار به خانواده پیچفورد بدهد و همچنین حق الزحمه وکلای آن‌ها را پرداخت کنند. با این حال نه تنها تا این لحظه مارتین حتی 1 دلار هم به پیچفوردها پرداخت نکرده بلکه هیچ خبری از او نیست و او تحت تعقیب مراجع قضایی قرار دارد. 

کسی چه می‌داند شاید پیچفورد برای بازی بعدش‌اش از این تجربه تلخ نهایت استفاده را کند زیرا این داستان تفاوت چندانی با فیلم‌نامه فیلم‌های مهیج هالیوودی ندارد. 

ادامه مطلب

تریلر

تریلر Return of the Obra Dinn

بازی جدید سازنده Papers, Please

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

لیگ ترکیه به PES 2019 اضافه شد

18 تیم لیگ ترکیه در PES 2019 حضور خواهند داشت

منتشر شده

شرکت «کونامی» (Konami) اعلام کرد لایسنس سوپر لیگ ترکیه را خریده است. با این حساب هر 18 تیم لیگ فوتبال ترکیه در این بازی حضور خواهند داشت.

تا اینجای کار تنها مشخص شده که ورزشگاه فنرباغچه در PES 2019 طراحی شده است و هنوز صحبت دیگری در مورد ورزشگاه‌های احتمالی سوپرلیگ ترکیه به میان نیامده. 

سوپر لیگ ترکیه در سال 1959 تاسیس شد و تیم‌های قدرتمند آن گالاتاسرای ، فنرباغچه ، بشیکتاش و ترابوزان هستند. 

این اولین باری است که لیگ ترکیه تمام و کمال در PES حضور دارد. قرار است فیلیپه کوتینیو بازیکن برزیلی بارسلونا و هاکان چالهان‌اوغلو بازیکن ترک آ.ث میلان روی کاور نسخه ترکیه بازی باشند.

همچنین چالهان‌اوغلو - بدون حتی یک بازی در لیگ ترکیه - سفیر این بازی در ترکیه خواهد بود. 


با از دست دادن امتیاز لیگ قهرمانان و یورو لیگ ، کونامی تلاش می‌کند تا با لایسنس کردن لیگ‌های متوسط اروپایی ، محبوبیتش را در کشورهایی که فوتبال در آن‌ها رو به رشد است ، افزایش دهد. تا اینجای کار مشخص شده لیگ‌ اسکاتلند ، سوپر لیگ دانمارک ، لیگ پرتغال ، لیگ برتر بلژیک ، سوپر لیگ سوییس ، لیگ برتر روسیه ، سوپر لیگ آرژانتین و حالا لیگ ترکیه در این بازی حضور دارند.

کونامی اعلام کرده بود که 9 لیگ را برای PES 2019 لایسنس می‌کند و تا اینجای کار 8 لیگ از این تعداد مشخص شده‌اند. شایعه شده که لیگ نهم ، لیگ فرانسه (لوشامپیونه) است ؛ هرچند کونامی هنوز این موضوع را تایید نکرده. 

ادامه مطلب

خبر یک / نقد

نقد بازی Darksiders 3 ؛ بازی جذابی که مشکل هویت دارد

آیا Darksiders 3 موفق شده انتظارات دوستداران این سری را برآورده کند ؟


منتشر شده

بر اثر یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نشده هفت مهروموم از هم گسیخته و دنیا و انسان‌ها درگیر آخرالزمان شده و کره زمین به میدان نبرد بین شیاطین و فرشتگان تبدیل شده است. «War» که یکی از سواران آخرالزمان است فراخوانده شده و درست در وسط میدان جنگ بر روی کره زمین فرود می‌آید، اما کمی بعد توسط «شورای تعادل» فراخوانده شده و محکوم به آغاز جنگ و آخرالزمان پیش از موعد می‌شود. اما «وار» این جرم را رد کرده و ادعا می‌کند دست‌های پشت‌پرده‌ای وجود دارند و برای او پاپوش درست کرده‌اند. داستان سری بازی‌های «دارک‌سایدرز» از همینجا آغاز شد و ما در هر شماره از بازی با یکی از چهارسوار آخرالزمان همراه هستیم تا پرده از این راز عجیب برداریم. 

آنچه گذشت

در همین ابتدا باید اشاره‌ کنیم که نقد و بررسی‌ای که درحال خواندنش هستید مربوط به نسخه کنسولی است که تفاوت‌هایی از نظر تکنیکی با نسخه رایانه‌های شخصی دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم داشت. بعد از همراهی «وار» در شماره اول و برادرش «Death» در شماره دوم، حالا نوبت به خواهر آن‌ها یعنی «Fury» رسیده تا توسط شورا فراخوانده شود. وار در مقابل شورا به زنجیر کشیده شده و در انتظار محاکمه و اثبات بیگناهی‌اش است و «دث» که برای کمک به وار راهی سفر شده بود، بعد از اتفاقات شماره دوم ناپدید شده؛ برادر سوم هم که «Strife» نام دارد در مکانی نامعلوم مشغول انجام وظیفه است. شورا مسئولیتی را برعهده «فیوری» قرار می‌دهد تا تعادل را به جهان بازگرداند. این مسئولیت یافتن و مهروموم کردن هفت گناه کبیره است که اکنون بر روی کره زمین جولان می‌دهند. اما همانطور که انتظار می‌رود داستان به این سادگی‌ها نیست و در ادمه سوار ما درگیر ماجراهایی پیچیده‌تر از اتفاقاتی که در حال وقوع است، می‌شود. از نظر شخصیتی او سواری جدی و مطیع دستورات است و تنها برای انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌اش گذاشته‌اند قدم برمی‌دارد. حتی به بند کشیده شدن «وار» نیز هیچ تاثیری بر تصمیماتش ندارد که البته رفته رفته همه چیز تغییر می‌کند. هرچه به سمت انتهای بازی نزدیک شوید احساس اینکه با داستانی بسیار معمولی و بدون هیچ سوپرایزی طرف هستید به شما القا می‌شود اما کمی دیگر صبر کنید تا داستان پرده از چهره واقعی خود برداشته و رضایت را بر لبانتان طنین‌انداز کند. 


پیرو سرسخت سولز

سلاحی که «فیوری» در دست دارد یک زنجیر خاردار است که کاربردی مانند شلاق دارد. چیزی که قبلا مشابهش را در عنوان سوم از سه‌گانه شن‌های زمان در سری بازی‌های شاهزاده پارسی دیده بودیم. گیم‌پلی بازی از بسیاری از جهات بی‌شباهت به دو نسخه قبلی نیست اما تغییراتی هرچند کوچک و مهم نیز در بطن آن بچشم می‌خورد که از عناوینی که اکنون با سبک «سولز» شناخته می‌شوند به این بازی راه یافته است. بازی هنوز هم سبک H&S خود را حفظ کرده بسیار سخت‌تر شده است. دشمنان هیچ رحمی برایتان قائل نیستند و کافی است با کوچکترین اشتباهی و با چند ضربه کوچک به دیار باقی بشتابید. چیزی که در ابتدا بازیکنان قدیمی را آزار خواهد داد، نوع شروع مجدد یا چک‌پوینت بازی است. به سبک سولز و بون‌فایر، مکان‌هایی که وجود دارند که بعد از هربار مرگ، فیوری از آنجا زنده خواهد شد. این مکان‌ها در ابتدا بسیار کم هستند و با توجه به سختی بالایی که در مقابله با دشمنان به شما تحمیل می‌شود، ساعت‌های متوالی می‌تواند با اعصابتان به رقص و پایکوبی بپردازد. از طرف دیگر روح‌هایی که در بازی با کشتن دشمنان بدست خواهید آورد بعد از هربار مرگ، در محل مرگتان انتظارتان را خواهد کشید و باید دوباره آن‌ها جمع‌آوری کنید. اما مسئله‌ای که در این بین مضحک به نظر می‌رسد این است که اگر قبل از جمع‌آوری ‌آن‌ها دوباره بمیرید، روح‌ها از بین نمی‌روند و هنوز هم منتظرتان خواهند بود! سوال اینجاست اگر سازندگان این المان را از سری سولز گرفته‌اند، پس چرا پس از مرگ دوباره این روح‌ها از بین نمی‌روند؟ و اگر قرار نیست از بین بروند، در وهله اول اصلا چرا آن‌ها را از دست می‌دهید؟ سوال‌هایی از این قبیل در بخش‌های دیگر بازی هست که ذهنتان را درگیر خواهد کرد. جالب است اگر بدانید که سوار ما در این بازی اسب ندارد! آن هم اسبی که حتی برای معرفی‌اش، قبل از انتشار بازی تریلری منتشر کردند! به معنای ساده‌تر کاراکتر اصلی اسمش اسب سواری (Horsmen) است اما اسب ندارد، بگذریم...


فریم نفس‌تان را می‌گیرد

همانطور که گفته شد سیستم مبارزه هنوز هم هک‌انداسلش است. کمبو‌های بسیار زیادی که تقریبا بیشتر آن‌ها مورد استفاده قرار نخواهند گرفت نیز برایتان در نظر گرفته شده و با پیشروی در بازی و یافتن سلاح‌ها و قابلیت‌های جدید به تنوع آن‌ها افزوده می‌شود. مشکل اصلی‌ای که در حین بازی بسیار اعصاب خرد کن خواهد بود، نبود هیچ‌گونه المان دفاعی در گیم‌پلی است. «فیوری» تنها قادر است جاخالی بدهد و اگر این جاخالی در زمان مشخص و دقیقی انجام بگیرد، قادر خواهد بود ضربه‌ای سهمگین به دشمنان وارد کند. اما همینجا مشکلات ریز و درشت بازی خود را نشان می‌دهند. فرض کنید توسط پنج دشمن محاصره شده‌اید و برای فرار از ضربه اولین دشمن جاخالی می‌دهید، این کار هیچ تضمینی برای فرار از ضربه دشمن دوم ندارد و حتی اگر از دشمن دوم هم فرار کنید، ضربه دشمن سوم را حتما نوش جان خواهید کرد! حالا سختی و خالی شدن میزان سلامتی و دور بودن نقطه‌های ریسپاون (respawn) در اوایل بازی را هم در کنار آن قرار دهید تا رقص با اعصاب برایتان معنی شود! در ادامه و نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد مشکلاتی ‌است که در نسخه کنسول‌های خانگی با آن مواجه هستیم و تاثیر مستقیمی در زجر کشیدن بیشتر بازیکن از این مشکلات دارد. بازی از نظر تکنیکی به هیچ وجه آماده نشده و از همان بدو شروع بازی تا آخرین لحظه پایان افت فریم‌های وحشتناک شما را رها نخواهند کرد. این افت فریم‌ها به طرز خنده‌دار و عجیبی مانعی برای لذت بردن شما از بازی خواهند شد و حتی امکان دارد در میانه بازی آن را رها کنید. اغراق نکرده‌ام اگر بگویم فریم بازی در بعضی از مکان‌ها و در بین مبارزات به 10 یا 15 فریم برثانیه می‌رسد! همین افت در مبارزات باعث خواهد شد تا شما نتوانید به موقع ضربه دشمن را تشخیص داده و برای فرار از آن زمان‌بندی کنید. البته در لحظه‌ای که این نقد در حال نگارش است، بروزرسانی‌ای برای بازی منتشر شده که تا حدودی این مشکل را برطرف کرده و فریم بازی را حتی به بالاتر از 30 سوق می‌دهد؛ اما هنوز هم در اکثر مناطق با افت فریم دست و پنجه نرم خواهید کرد. 


کنترل در دستان شماست

بالاتر به سختی بالای اشاره کردیم. هرچه در بازی پیشرفت کنید توسط روح‌هایی که همان نقش واحد پولی را ایفا می‌کنند، می‌توانید ارتقا سطح دهید و قدرت و میزان سلامتیتان را بالا ببرید. بعد از گذشت از میانه‌های بازی، کم‌کم احساس خواهید کرد که بازی برایتان حالت تعادل پیدا کرده و راحت‌تر می‌توانید مبارزات را پیش ببرید. در کنار خود کاراکتر، می‌توانید سلاح‌هایتان را نیز ارتقا دهید و قدرت و قابلیت‌های جدیدی را به واسطه سنگ‌هایی که پیدا خواهید کرد، به آن‌ها اضافه کنید. با اینکه بازی با مشکلات شدیدی دست و چنجه نرم‌ می‌کند، اما باید بگویم که ناخودآگاه آن را ادامه داده و پیش خواهید برد، هرچند هراز چندگاهی فحش و ناسزایی هم نثار سازنده خواهید کرد! بازی همانطور که از داستان مشخص است، دارای هفت رئیس اصلی است که با توجه به محدودیتی که در تنوع گیم‌پلی شاهدش هستیم، همگی با یک روش خاص از پای در خواهند آمد. در کنار آن‌ها چندین رئیس فرعی و مخفی نیز برای گرفتن آیتم‌های مهم‌تر برایتان در نظر گرفته شده است. از نظر تنوع مراحل و محیط بازی در سطح خوبی قرار دارد. سنگ‌ها و آیتم‌های زیادی در جای‌جای محیط مخفی شده و انتظاراتان را می‌کشند. طراحی هنری بازی هنوز هم سعی دارد تا راه دو برادر قبلی خود را ادامه دهد و تاحدودی قابل قبول است، اما مشکلات تکنیکی همانطور که گفته شد ضربه اصلی را بر پیکره آن وارد می‌کند. بافت‌ها دیر بارگذاری می‌شوند و اگر هم بارگذاری شدند از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیستند. بار‌ها و بارها به علت بارگذاری محیطی که واردش می‌شوید ثانیه‌های خسته کننده‌ای را سپری خواهید کرد، و با هر چرخش دوربین متوجه گلیچ‌های گرافیکی و بهم ریختگی تصویر خواهید شد. مدل سازی دشمنان با اینکه از تنوع خوبی برخوردارند اما به هیچ وجه راضی کننده نیستند و کلیات گرافیک بازی حس بازی‌های نسل قبل را به شما منتقل خواهد کرد. تقریبا هیچ نکته مثبتی در این بخش وجود ندارد که دلمان به آن خوش باشد. شاید فقط بتوان گفت که طراحی رئیس‌های اصلی از نظر هنری در سطحی قابل قبول قرار دارند که البته مشابهشان را شاید در عناوین بسیاری دیده باشیم. 

سه قسمت گذشت ، این سوال همچنان باقی‌ست!

صداگذاری بازی نیز چیزخاصی برای ارائه ندارد، اما در عین حال مشکل خاصی هم با آن نخواهید داشت. صداپیشگی در سطح خوبی قرار دارد اما تشابه صدای دوبلورهای در بعضی موارد جای سوالی را در ذهن ایجاد می‌کند. برای مثال صدای «ولگریم» که در دو عنوان قبلی با او آشنا بودید، شباهت بسیار زیادی به صدای رئیس دوم داشته و صدای هر دوی این‌ها به طرز عجیبی با لحن و تن‌صدای جوکر از دنیای بتمن و البته «واچر» در قسمت اول  - که صداگذار هر دو شخصیت مارک همیل است - همخوانی دارد! 


کلام آخر

ساخت عنوان دارک‌سایدرز 3 با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بود. از تعطیلی و ورشکتی شرکت THQ و بسته شدن استودیوی Vigil Games گرفته تا پروسه ساخت بازی که مشکلاتی را برای سازندگانش ایجاد کرد. سازندگان مشخصا به علت از دست دادن بخشی از همکاران پیشین خود آنگونه که باید نتوانستند این بازی را توسعه دهند اما این دلیلی بر این نیست که چهارمین سوار ما نیز به همین سرنوشت دچار شود. بازی با اینکه از مشکلات عمیقی رنج می‌برد، اما شما را تا پایان همراهی خواهد کرد و بعد از اتمام و بواسطه داستان و اتفاقاتی در چنته دارد مرهمی بر زخم‌هایتان خواهد گذاشت. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این بازی برای ما ایرانیان استفاده از زبان فارسی در این عنوان است. دارک‌سایدرز 3 اولین بازی‌ای است که کاملا از زبان فارسی پشتیبانی می‌کند. هم منوها و هم زیرنویس فارسی هستند که به همین خاطر باید از سازنده و ناشر این بازی کمال تشکر را داشته باشیم. افسوس که این گزینه تنها برای کاربران PC قابل فعال سازی است ؛ حداقل تا این لحظه که اینطور بوده. در PC کاربران می‌توانند با انتخاب زبان فارسی از بازی لذت ببرند اما در نسخه کنسولی بازی تنها زبانی قابل استفاده است که کنسول شما از آن استفاده کند. با توجه به اینکه نه PS4 و نه Xbox One از فارسی پشتیبانی نمی‌کنند ، در نتیجه امکان انتخاب زبان فارسی وجود ندارد ؛ مگر این‌که در آینده آپدیتی برای بازی عرضه شده که بتوانید زبان را در منو خود بازی انتخاب کنید. امیدواریم بعد از بروزرسانی هایی که در آینده برای بازی منتشر خواهد شد مشکلات بازی کمتر شوند و لذت بازی را برای طرفداران و بخصوص کاربران کنسولی دوچندان کند؛ و البته با هم به امید هرچه بهتر شدن نسخه چهارم بازی خواهیم نشست. 

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات