با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار

بازی Devil's Hunt معرفی شد

نبرد شیاطین و فرشته‌ها در سال 2019


منتشر شده

بازی Devil's Hunt معرفی شد

تصور کنید چه قدر فرق می‌کرد اگر « آندری ساپکوفسکی» (Andrzej Sapkowski) استودیو بازی به راه می‌انداخت و بازی The Witcher «ویچر» را خودش می‌ساخت. اشتباه ساپکوفسکی از یک طرف و ثروتمند شدن استودیو CD Projekt Red از طرف دیگر باعث شد تا نویسنده لهستانی «پاول لژنیاک» (Paweł Leśniak) خودش دست به کار شود. او در سال 2012 رمانی با نام Równowaga (در دیگر نقاط جهان با نام Equilibrium منتشر شد) نوشت که داستان آن درباره نبرد فرشته‌ها و شیاطین است و مردی به نام «دزموند» که بین دو طرف گیر افتاده.

لژنیاک پس از انتشار کتابش ، استودیو Layopi Games را تاسیس کرد تا بر اساس داستانش ، یک بازی جذاب ساخته شود. بازی‌ای با نام Devil’s Hunt. داستان بازی در جهنم ، آمریکای مدرن و شهری باستانی جریان دارد. به گفته «میچل سادوفسکی» (Michał Sadowski) کارگردان بازی ، Devil’s Hunt ماجرای دزموند و گیر افتادن او بین نیروهای شیاطین و فرشته‌ها را دنبال می‌کند تا جایی که دزموند متوجه می‌شود پدرش یک دیو (Demon) بوده. 

مشخصا داستان بازی به شدت یادآور Devil May Cry است.

قرار است Devil’s Hunt اولین قسمت از مجموعه‌ای بزرگتر باشد و هدف سازندگان نشان دادن جهان بازی و فرهنگ آن است. در بازی دزموند هم توانایی انسان‌ها را دارد و هم توانایی شیاطین را. بازیکنان می‌توانند قابلیت‌های مورد نیاز خود را ارتقا داده و دزموند مورد نظر خود را بسازند. با این‌که کاستومایز کاراکتر و شکل دادن شیوه مبارزات دزموند در اختیار کاربران است اما داستان بازی کاملا خطی خواهد بود. 

سادوفسکی می‌گوید : «هدف ما نشان دادن تقلای درونی دزموند و گیر افتادن او بین نبردی است که ایده‌ای در مورد آن ندارد. هر دو طرف می‌کوشند او را به جبهه خودشان ببرند هرچند دزموند سعی می‌کند تا جای ممکن بی‌طرف باشد.»


«دزموند در نهایت متوجه می‌شود مشکل انتخاب او نیست بلکه افرادی هستند که او را مجبور به این انتخاب می‌کنند. داستان درباره شکل گیری شخصیت دزموند است و این‌که او به جایی می‌رسد که خود تصمیم گیری می‌کند. در ادامه هم وارد درگیری با شیاطین شده و جمجمه آن‌ها را خرد می‌کند!»

داستان بازی به شدت شبیه آثاری مثل «کنستانتین» (Constantine) و Devil May Cry است. این بازی سال 2019 توسط شرکت 1C Company و برای PS4 ، Xbox One و PC منتشر می‌شود. 


ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

کتاب‌هایی که وارد دنیای پیکسل‌ها شدند

معرفی کتاب‌های مشهوری که به بازی‌هایی بزرگ مبدل شدند


منتشر شده

تجربه ثابت کرده فیلم‌های سینمایی معمولا نمی‌توانند به منابع خوبی برای ساخت بازی‌های جذاب تبدیل شوند. از The Chronicles of Riddick و یکی دو عنوان دیگر فاکتور بگیریم ، بازی‌های اقتباسی - بر اساس فیلم - همیشه محکوم به شکست بوده‌اند ؛ آن‌هم شکست‌های عظیم و خجالت آور. شاید مشکل تصویرسازی باشد ، وقتی مخاطب تصویر قهرمان محبوبش را روی پرده نقره‌ای دیده ؛ میل و علاقه‌اش برای تکرار همان تجربه در یک مدیا یا به بیان بهتر ابزار رسانه دیگر ، به کمترین میزان ممکن می‌رسد. رمان اما روی دیگر این سکه است ، زیرا خواننده تمام مدت مجبور بوده که با استفاده از کلمات ، قهرمان و دنیای آن را در ذهنش به تصویر بکشد. خوشخبتانه در بازی علاوه بر تصویرسازی ، کنترل شخصیت اصلی هم بر عهده گیمر است. اینجاست که گیمر می‌شود نویسنده ، می‌شود شخصیت اصلی و از همه مهم‌تر می‌شود خالق. شاید به همین دلیل است که معمولاً اقتباس‌های داستانی با استقبال گرمی از جانب بازیبازها روبرو شده‌اند. در این مطلب می‌پردازیم به عملکرد 4 اقتباس بزرگ داستانی که در عالم گیم و بین گیمرها  هم به شهرتی عظیم دست پیدا کردند. 

The Witcher



این روزها دیگر همه The Witcher را می‌شناسند. بهترین اثر اکشن/نقش‌آفرینی دهه اخیر که از خاکسترهای این ژانر نسبتاً فراموش شده قیام کرد و به بازی مبدل شد که همه گیمرها از آن به نیکی یاد می‌کنند. بااین‌حال برعکس تصور بعضی از مخاطبان Witcher نه یک اثر کاملاً اورجینال ، بلکه اقتباسی قدرتمند از مجموعه داستانی غنی است. سری داستان Witcher ابتدا در یکی از مجلات فانتزی مشهور لهستان منتشر شد و پس از استقبال خوب مخاطبان ، آندری ساپاکوفسکی نویسنده آن را بر این امر داشت که مجموعه فانتزی خود را از دنیای ویچر و شخصیت گرلت خلق کند. محبوبیت بالای این سری در لهستان سبب شد تا استودیو سی دی پراژکت در اولین گام خود اقتباسی از این مجموعه داستان را برای گیمرها تهیه کند. Witcher با استقبال خوب کاربران رایانه‌های شخصی روبرو شد طوری که Atari به لطف آن توانست در روزهای سختش به سوددهی برسد. فروش بالای Witcher کافی بود تا سی دی پراژکت روز به روز گسترده شود ، پیشرفتی که باعرضه دو قسمت بعدی به اوج خود رسید. قسمت سوم ویچر از منظر بسیاری از گیمرهای شیفته عناوین RPG ، بهترین نماینده این ژانر طی دهه‌ گذشته است.

 جالب است بدانید که ساپاکوفسکی با مبلغ بسیار کمی تمامی حقوق Witcher را به استودیو CD Projekt Red واگذار کرد و حتی پیشنهاد مدیر این استودیو برای داشتن سهمی از فروشی کلی این سری را رد کرد. ساپاکوفسکی چند سال پیش اعتراف کرد که این بزرگترین اشتباه دوران کاری‌اش بوده است. 

Dante's Inferno

نیازی به گزافه‌گویی نیست ؛ عموم مخاطبان با کمدی الهی (Divine Comedy) آشنا هستند. سه‌گانه مشهوری که حتی در کتاب‌های درسی هم ردپایش دیده می‌شود. دانته نخستین نویسنده‌ای بود که تصویری به‌شدت واقعی از جهنم - شبیه به آن چیزی که در ادیان مختلف از آن یاد می‌شود - ترسیم کرد. نقاشی‌های دهشتناک نسخه جهنم دانته مزید علت شد تا بسیاری از مردم طی سال‌ها ، با کمدی الهی آشنا شوند. البته در کتاب ، دانته تنها مسافری بود که با کمک ورجیل از جهنم و دوزخ و بهشت دیدار کرد ؛ در حالی که بازی Dante's Inferno ، محصول سال 2010 شرکت EA ، او را در قامت یک جنگجو قرار داد. هدف اصلی این شرکت ، رقابت با اثر مشهور سونی ، God of War بود و آنها قصد داشتند از این طریق سونی را به چالش بکشند ؛ هرچند باوجود تبلیغات گسترده همچون پخش تریلر بازی در فینال مسابقات فوتبال آمریکایی ، Dante's Infernoنتوانست آن‌طور که بایدوشاید باب میل دوستداران عناوین هک و اسلش باشد. 

بااین‌حال سازندگان طی تلاشی تحسین‌برانگیز دقیقاً تصاویر کتاب و توصیف دانته از طبقات مختلف جهنم را به تصویر کشیدند و همین عاملی شد تا تاثیر مبارزات نه‌چندان جذاب و گرافیک ضعیف تکنیکی بازی به پایین‌ترین میزان ممکن برسد. 

American McGee's Alice



شاید (American McGee's Alice) «آمریکن مکگی تقدیم  می‌کند : آلیس » یک اقتباس وفادار نباشد ؛ اما از منظر طراحی بصری و ساختار گیم پلی ، بدون شک یکی از بهترین عناوین تاریخ است. مکگی که پیش‌تر به‌عنوان طراح در id فعالیت کرده و با خشونت رایج در بازی‌ها بیگانه نبود ، آلیس را از دنیای فانتزی خود دور کرده و او را به جهانی گوتیک مانند آورد که ترس و سیاهی در  آن موج می‌زد. شاید هیچ توصیفی بهتر از این نباشد که Aliceمکگی را به آثار تیم برتون تشبیه کنیم :  جهانی به همان اندازه بیگانه و همان‌قدر عجیب و نادر. آلیسی که مکگی به ما نشان می‌دهد بدون شک ترسناک‌ترین اقتباسی است که از روی کتاب مشهور لوییس کارول (Lewis Carroll) صورت گرفته. آن دنیای کودکانه جای خود را به جهانی داده که در آن موجودات کوچک به‌جای کمک ، یکدیگر را به بدترین شکل ممکن سلاخی می‌کنند ؛ دنیایی که پس از مرگ خانواده آلیس ، درگیر جنون او شده. افسوس که دنباله این بازی نتوانست آن‌طور که بایدوشاید مخاطبان را راضی نگاه دارد.

 البته مکگی دراین‌بین بیشتر تقصیر را داشت زیرا او سال‌هاست که هیچ شباهتی به آن سازنده خوش‌نام و متفاوت هنر هشتم ندارد. بااین‌حال فراموش نکنیم که آلیس قصه ما ، جز اولین شخصیت‌هایی بود که مخاطبان را با ترس روان‌شناسانه آشنا کرد. 

Metro 2033

دیمیتری گلوخوفسکی (Dmitry Glukhovsky) وقتی کار نوشتن رمان Metro 2033)مترو 2033) را شروع کرد که تنها 18 سال سن داشت. این جوان خوش‌فکر روسی با قرار دادن این داستان در سایتش ، آن‌هم به‌صورت رایگان ، یک‌شبه ره صدساله را پیمود طوری که تا به امروز چندین میلیون نفر در سرتاسر جهان رمانش را مطالعه کرده‌اند. گلوخوفسکی که خود را گیمر می‌خواند ، در سال 2008 با استودیو اوکراینی 4A Games برای ساخت بازی Metro 2033 وارد مذاکره شد. اعضای این استودیو که پیش‌تر با الهام از واقعه چرنوبیل و فیلم استالکر (Stalker) آندری تارکوفسکی بازی Stalker را روانه بازار کرده بودند ؛ به‌خوبی از پس وظیفه سختشان برآمدند - 4A Games را تعدادی از اعضای اسبق استودیو GSC Game World تشکیل دادند - Metro 2033 با استقبال بسیار خوب مخاطبان روبرو شد و به فاصله سه سال دنباله‌اش هم روانه بازار شد و حالا هم که دوستداران این سری بی صبرانه چشم‌انتظار قسمت سوم این سری با نام Metro Exodus. همان‌طور که از نام این بازی برمی‌آید ، داستان آن در سال 2033 به وقوع می‌پیوندد ، 20 سال پس‌ازآنکه نیرویی ناشناس ، یک بمب اتمی را در مسکو رها می‌کند. 

پس از انفجار بیشتر جمعیت پایتخت روسیه کشته‌شده و بازمانده‌ها هم برای دوری از پرتوهای رادیواکتیو به متروهای این شهر پناه می‌برند. فضاسازی بی‌نظیر و سیستم گیم پلی که کاملاً بر اساس داستان بناشده بود ، نه‌فقط Metro 2033 را به اقتباسی وفادار تبدیل کرد بلکه نام آن را نیز در تالار بازی‌های مشهور هنر هشتم به ثبت رساند. 


ادامه مطلب

تریلر

تریلر معرفی World War 3

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

بلیزارد و سانسور نظرات منفی کاربران درباره Diablo Immortal

منتشر شده

در حالی که طرفداران سری دیابلو مدت‌هاست خواهان انتشار قسمت چهارم این سری هستند، کمپانی بلیزارد با بازی موبایلی Diablo: Immortal به کنفرانس بلیزکان آمد. بازی‌ای که چندان به مذاق طرفداران پروپاقرص سری خوش نیامده.

تریلر این بازی که داستان آن مابین قسمت دوم و سوم روایت می‌شود با واکنش بسیار منفی گیمرها مواجه شده، طوری که تعداد کاربرانی که این تریلر را در یوتیوب پسندیده‌اند تنها ۹ هزار در مقابل ۳۰۰ هزار کاربری است که دکمه Dislike را فشرده‌اند.

بلیزارد هم بی‌کار ننشسته و دائما مشغول پاکسازی نظرات پرطرفدار و منفی در صفحه تریلر بازی است. آن‌ها به این پاکسازی بسنده نکردند و در اقدامی عجیب بسیاری از گزینه‌های Dislike را هم از صفحه حذف کرده‌اند، طوری که تعداد دفعاتی که این دکمه فشرده شده، در چند ساعت اخیر از ۳۰۰ هزار به ۲۰۰ هزار تقلیل یافته.

این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که بلیزارد کوچکترین انتقادی را درباره این بازی برنمی‌‌تابد به گونه‌ای که به تعداد Dislike ها هم رحم نکرده. احتمال می‌رود یکی از دلایلی که بلیزارد اقدام به این کار کرده، ترس از حذف این ویدئو از یوتیوب باشد. گفته شده یوتیوب ویدئو‌هایی که دارای نظرات منفی بسیاری باشند را از سایت حذف می‌کند. چند سال پیش هم شایعه شده بود یوتیوب قصد دارد موزیک ویدئو Baby اثر جاستین بیبر را به دلیل تعداد بالای Dislike کاربران از یوتیوب حذف کند.

به گفته بلیزارد این بازی مشترکا با شرکت چینی NetEase ساخته شده است. بسیاری از طرفداران دیابلو معتقدند این بازی شباهت فراوانی به دیابلو کلون‌هایی دارد که NetEase پیش‌تر در بازار چین منتشر کرده بود. 

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Trials Rising

بازگشت به دوران اوج


منتشر شده

اگر در نسل قبل از طرفداران عناوینی که برروی شبکه Xbox Live - با نام عناوین آرکید منتشر می‌شدند- بودید بدون شک با نام سری بازی های Trials آشنا هستید. هرچند در اوایل این نسل شماره جدیدی از این سری با نام Fusion منتشر شد، اما به علت مشکلاتی که داشت آنگونه که باید جایگاه خود را در کنار دیگر عناوین درجه یک پیدا نکرد و به همان سرعتی که معرفی و انتشار یافت، از خاطرات نیز پاک شد. بعد از شکست تقریبی‌ای که این بازی متحمل شد، انتظار نسخه دیگری‌ای از بازی به هاله‌ای از ابهام تبدیل شد؛ اما شرکت RedLynx با همکاری یوبی‌سافت شعبه Kiev پرده از جدیدترین نسخه این بازی با نام Rising برداشت. 

نوستالژی بازی

بعد از ورود و تجربه چند مرحله ابتدایی بازی، بطرز عجیبی حس و حال نسخه‌های نسل قبل یعنی HDو Evolution به شما منتقل خواهد شد. دیگر خبری از داستان بی‌سروته نسخه قبلی نیست و بعد از هرمرحله مجبور به تماشای دیالوگ‌هایی که سعی در روایت یک داستان پوچ و بی‌معنی دارند، نیستید. کار خود را با یکی مرحله ساده شروع می‌کنید و رفته رفته این مراحل سخت‌تر شده و شما را به چالش خواهند کشید. سیستم جدیدی که در این عنوان بکار گرفته شده، سیستم اسپانسرها است، بدین صورت که در آغاز هر مرحله اسپانسر کارهای خاصی را از شما می‌خواهند که با انجام آن‌ها در نهایت می‌توانید وارد استادیوم و مسابقات چند نفره شوید. از سوی دیگر سیستم ارتقای سطح یا همان لول، برای اولین بار به سری اضافه شده که به نظر ایده خوبی برای پیشبرد مراحل نیست. در شماره‌های پیشین بعد از اتمام هرمرحله، مرحله جدیدی در اختیارتان قرار می‌گرفت اما این‌بار باید سطح خود را تا میزانی پیش‌فرض بالا ببرید تا قادر به انجام مراحل جدید باشید؛ که این کار بعد از تقریبا سپری شدن نیمی از بازی، به کاری طاقت‌فرسا و خسته‌کننده تبدیل می‌شود، زیرا باید مراحل پیشین را بارها تکرار کنید. از طرفی دیگر سعی در گرفتن مدال طلای هر مرحله به امری تقریبا بی‌فایده بدل شده زیرا با وجود سیستم سطح‌بندی، دیگر هیچ دلیل و اشتیاقی برای انجام این کار ندارید. با این حال تعداد بالای مراحل که به بیش از 100 عدد می‌رسند سنگینی این کار را برایتان کمتر می‌کند.

 

مدرسه موتورسوارها

در این بین نکته بسیار مثبتی که در این نسخه شاهد آن هستیم، وجود مدرسه «ترایلز» است. حالا دیگر مربی‌ای دارید که به شما گیم‌پلی بازی را از پایه تا سطح پیشرفته، آموزش می‌دهد. در این مدرسه بدون ترس از زمان و برد و باخت، می‌توانید به تمرین و تکرار بپردازید. کافی است با سعی و تکرار خود را به بالاترین سطح ممکن برسانید و خوشحالی‌ای که از این بابت نصیبتان می‌شود را تجربه کنید تا با قدرت تمام به یادگیری ادامه دهید! در کنار این مدرسه، همانند گذشته مراحلی برای سرگرمی و اصطلاح فان برایتان در نظر گرفته شده که ساعت‌های زیادی را همراه با خنده برایتان به ارمغان خواهد آورد. برای مثال پرت شدن از روی موتور برای گرفتن یک توپ داغ در میان زمین و آسمان و جای دادن آن در سبد بسکتبال می‌تواند به چالش سختی برایتان تبدیل شود! 

چالشی که محکتان می‌زند

اگر نسخه‌های قبلی این سری را تجربه کرده بودید، با گیم‌پلی ساده اما بسیار چالش برانگیز آن آشنا هستید. کلیات گیم‌پلی تشکیل شده از گاز، ترمز و خم شدن به جلو و عقب برای ایجاد تعادل، اما طبیعتا همه چیز آنطور که ساده به نظر می‌رسد نیست! سیستم فیزیکی که در بازی طراحی شده با اینکه به هیچ وجه نزدیک به واقعیت نیست، اما قوانین خاصی را در دنیای خود حاکم کرده که باید به آن‌ها احترام گذاشت! مراحل رفته رفته بسیار سخت‌تر می‌شوند و موانعی که در پیش رویتان قرار می‌گیرند شما را باچالش‌های بسیار سختی روبرو خواهند کرد که نیازمند حوصله و دقت بالایی است. گیم‌پلی این بازی نمونه بارزی از تضاد دو کلمه ساده و سخت است؛ که با اعتیاد بالایی همراه شده است. تنوع مراحل نیز به این کار کمک کرده و شما را به اقصی نقاط کره خاکی می‌برد. از دره‌های خطرناک آمریکا گرفته تا دیوار چین در این بازی پذیرای شما هستند. مراحل جذابی چون گذر از یک استودیوی هالیوودی که با افکت‌های پرده‌های آبی همراه است و یا فرار از یک هواپیمای در حال انفجار در میان آسمان، مراحلی هستند که لبخند رضایت را بر لبتان خواهد نشاند. شاید تنها مشکلی که در بعضی از مراحل به چشم می‌خورد، تکیه کردن آن‌ها بر شانس شماست! بدین صورت که بارها و بارها برایتان اتفاق خواهد افتاد که حس اینکه گذر از بخشی از مرحله بیشتر وابسته به شانس شماست تا مهارتتان، به شما القا خواهد شد!


ورود صندوق‌های شوم یوبی‌سافت

از سوی دیگر قابلیت شخصی‌سازی در این بازی گنجانده شده است. انتخاب جنسیت و صدای کاراکتر و در ادامه لباس‌ها و موتور از نمونه‌های این شخصی‌سازی است؛ و همانطور که احتمالا حدس زده باشید، اینجاست که لوت‌باکس‌های مشهور یوبی‌سافت وارد داستان خواهند شد. تقریبا تمامی آیتم‌های بازی از طریق این لوت‌باکس‌ها در دسترس قرار می‌گیرند که تقریبا هیچ چیز با ارزشی از آن‌ها عاید شما نخواهد شد و با هربار باز کردن آن‌ها بیشتر با استیکرهای مختلف بی ارزش روبرو خواهید شد، به علاوه اینکه بعد از مدتی آیتم‌های تکراری نیز به صف این موارد بی‌ارزش اضافه می‌شوند و همین امر باعث می‌شود تا بعد از مدتی شخصی سازی کاراکتر و موتور خود را به فراموشی بسپارید. 

گرافیک پایین‌تر از سطح انتظار

در بخش بصری، با توجه به سبک بازی، می‌توان امتیاز قابل قبولی را به آن ارائه کرد اما نمی‌توان منکر آن شد که گرافیک بازی خیلی بهتر می‌توانست باشد. از آنجایی که این عنوان مثل گذشته نه به عنوان یک بازی آرکید، بلکه یک بازی کامل و 60 دلاری عرضه می‌شود، انتظار می‌رود که سازندگان اهمیت بیشتری را به گرافیک آن بدهند. با این‌حال، محیط‌های مختلف در نقاط مختلف دنیا از نظر هنری به زیبایی طراحی شده‌اند و محیط‌های پس زمینه و پرحرکت آن شما را وادار به انداختن نیم‌نگاهی به آن‌ها خواهد کرد. مشکلاتی نظیر بارگذاری دیر بعضی از بافت‌ها از قدیم‌الایام در این سری موجود بوده و هنوز هم شاهد همین مشکل هستیم. در کل به نظر می‌رسد موتوری که برای ساخت این عنوان استفاده می‌شود بدون هیچ تغیری از نسل قبل به این نسل منتقل شده است. اما با تمامی این توضیحات، بازی هنوز هم حرفای زیادی برای گفتن دارد، مخصوصا اینکه با نرخ 60 فریم در ثانیه اجرا می‌شود. 

موسیقی‌های استفاده شده در بازی کیفیت لازم را برای ایجاد هیجان را دارند اما تعداد کم آن‌ها تا حدودی تو ذوق می‌زنند. البته این موزیک‌ها برای اولین بار از آثار لیسانس شده دور هم گرد آمده‌اند و در آینده انتظار می‌رود که تعداد آن‌ها افزایش یابند.


بازگشت به کانون توجه‌ها 

در کنار بخش تک‌نفره، بخش چندنفره نیز هنوز هم به شکل گذشته و تقریبا بدون تغییر در بازی موجود است. بدین صورت که به همراه چند نفر دیگر مسیری را از ابتدا تا انتها طی خواهید کرد و هرکس که زودتر از بقیه به خط پایان برسد، برنده مسابقه است. این بخش، در مراحل سخت‌تر می‌تواند برای بازیکنان به تجربه‌ای پر از خنده و سرگرمی تبدیل شود. ناگفته نماند که بخش جدید دو نفره‌ای به بازی اضافه شده که یک موتور دو نفره در اختیار دو بازیکن قرار می‌گیرد که باید با همکاری یکدیگر موتور را به خط پایان برسانند که با لحظات شادی همراه خواهد بود! در کنار این‌ها بخش ساخت مرحله شخصی هنوز هم برای مشتاقان وجود دارد. حتی می‌توانید از مراحلی که دیگر بازیکنان ساخته‌اند نیز استفاده کنید. ایرادی که به این بخش وارد است نبود تقریبا هیچ‌گونه آموزشی برای آشنا کردن بازیکن با طرز ساخت و ساز و استفاده از ابزار است.

در پایان باید گفت شرکت RedLynx توانست بعد از تجربه نسبتا بد ترایلز فیوژن، دوباره این سری را در مرکز توجه قرار دهد. با اینکه بازی با تغییراتی نه چندان خوب مثل سیستم سطح‌بندی همراه شده، اما هنوز موارد مثبتی مثل نقشه کل دنیا و سیستم اسپانسر می‌تواند یک قدم رو به جلو برای سری باشد که با لحظات سخت و سرگرم کننده‌ای ساعت‌های بسیار زیادی را شما را به پای خود خواهد نشاند. 

بررسی بازی Trials Rising بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات