با ما همراه باشید

ترین ها / تیتر یک

17 حقیقت از Max Payne به مناسبت 17 سالگی آن

مکس پین ، قهرمانی که دنیای اکشن صنعت بازی را تغییر داد

منتشر شده

17 حقیقت از Max Payne به مناسبت 17 سالگی آن

17 سال پیش در چنین روزهایی شرکت Take Two ، عنوانی را منتشر کرد که برای همیشه سرنوشت بازی‌های اکشن هنر هشتم را تغییر داد. بازی‌ای به نام «مکس پین» که ساخته یک تیم مستقل فنلاندی بود. داستان پر پیچ و خم بازی ، شخصیت پردازی کم نقص مکس پین ، استفاده از پنل‌های کمیک برای روایت بازی ، گیم‌پلی پرهیجان ، ویژگی بولت تایم و گرافیک چشم نواز باعث شد تا Max Payne در فهرست بهترین بازی‌های تاریخ قرار بگیرد. حالا پس از گذشت 17 سال ، هیچ خبری از قسمت چهارم Max Payne نیست ، هرچند طرفداران این سری همچنان چشم انتظار بازگشت یکی از محبوب‌ترین قهرمانان صنعت بازی هستند. به همین مناسبت در این مطلب جزییات جالبی از این سری بازی را با شما به اشتراک گذاشتیم

1 - این حقیقت را اکثر دوستداران Max Payne می‌دانند که چهره این شخصیت بر اساس چهره «سم لیک» (Sam Lake) ، خالق بازی طراحی شده است. اما برای قسمت دوم تیم سازنده به سراغ «تیموتی گیبز» (Timothy Gibbs) بازیگر سریال Father Murphy رفت و این بازیگر هالیوودی صورتش را به مکس پین قرض داد. برای قسمت سوم اما «جیمز مک کفری» هم صدا و هم صورتش را به مکس پین قرض داد. البته «جیمز مک کفری» (James McCaffrey) بازیگر سریال‌های Viper و Rescue Me صداگذار مکس پین در هر سه قسمت بازی بود.


2 - سم لیک مغز متفکر استودیو Remedy و خالق Max Payne علاوه بر چهره خودش ، از چهره مادرش هم در ساخت بازی استفاده کرد ! چهره «نیکول هورن» (Nicole Horne) شخصیت بد اصلی شماره اول بر اساس صورت مادر سم لیک طراحی و ساخته شد.


3 - دلیل استفاده از صورت سم لیک و مادرش ، بودجه محدود تیم سازنده بود. به همین دلیل سازندگان از پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و دیگری اعضای خانواده خود برای فیلم‌برداری و کپچر کردن شخصیت‌های بازی دعوت به عمل آوردند!

4 - نام Max Payne در اصل اشاره به میزان دردی است که این کاراکتر با آن مواجه می‌شود. Max در حقیقت کوتاه شده Maximum به معنی بیشترین و Payne هم همان Pain به معنای درد و رنج است. 

5 - ساخت Max Payne از اواسط سال 1996 آغاز شد. در آن هنگام منبع اصلی گیم‌پلی بازی فیلم‌های «جان وو» بود. پرش‌های مشهور مکس و حتی بعضی از مراحل بر اساس فیلم‌های معروف جان وو مثل : «فردایی بهتر» (A Better Tomorrow) ، «قاتل» (The Killer) و Hard Boiled ساخته شده است.


6 - یکی از دلایل موفقیت عظیم Max Payne الهام گرفتن آن از آثار مشهور جهان سینما بود. Max Payne نخستین عنوانی بود که از تکنیک «بولت تایم» (Bullet Time) در صنعت بازی استفاد کرد. بولت تایم با فیلم «ماتریکس» (Matrix) به شهرت رسید و تکنیکی بود که در آن با نصب ده‌ها دوربین در پیرامون شخصیت اصلی ، تصاویری کم‌نظیر پدید می‌آمد. صحنه‌های اسلوموشن 360 درجه فیلم ماتریکس به همین شکل تهیه شدند. در بازی مکس پین کاربران با فعال کردن قابلیت بولت تایم می‌توانند زمان را فریز کرده و به دشمنان خود شلیک کنند. 

7 - بیش از 5 میلیون نسخه ازMax Payne به فروش رفت که موفقیتی بی‌نظیر برای Remedy بود. این استودیو در کمتر از 20 ماه Max Payne 2 را در سال 2003 عرضه کرد. این بازی با وجود هزینه بیشتر نسبت به قسمت اول با افت فروش همراه شد و نزدیک به 2.5  میلیون نسخه از آن به فروش رفت. همین موضوع باعث شد تا ساخت نسخه سوم در مرحله پیش تولید متوقف شود.

8 - استودیو Remedy در تابستان 2002 با قیمت 10 میلیون دلار تمامی حقوق (IP) بازی Max Payne را به شرکت Take Two فروخت. 

9 - حقوق فیلم Max Payne در سال 2001 به شرکت Collision Entertainment فروخته شد. این حقوق در سال 2005 به فاکس واگذار شد تا این کمپانی فیلم مکس پین را در سال 2008 آن را اکران کند.

10 - فیلم Max Payne با بودجه 35 میلیون دلاری ساخته شد و فروشی 85 میلیون دلاری در گیشه داشت. متاسفانه این فیلم به دلیل فیلم‌نامه ضعیف و یکسری تغییرات نسبت به بازی ، با نمرات بسیار بد منتقدان و واکنش‌های منفی مخاطبان روبرو شد. متوسط نمره این فیلم در متاکریتیک 31 از 100 است. 

11- بازی Max Payne اولین بازی فنلاندی بود که موفق به دریافت جایزه معتبر بفتا (BAFTA) شد

12 - هنوز بزرگترین شاهکار تاریخ Remedy ، مکس پین است. با اینکه مسئولان این استودیو نمی‌توانند قسمت چهارم این سری را بسازند اما در همه بازی‌های خود نشانه‌ای از مکس پین به جا گذاشتند. در اپیزود دوم بازی Alan Wake با نام Taken شما دو دست نوشته با صدای «جیمز مک کفری» (صدای مکس پین) پیدا می‌کنید. او می‌گوید که انتقام خانواده‌اش را گرفته و حالا در انتظار دیدن آن‌هاست. علاوه بر این در ساختمان «الن» دو اسلحه Beretta طلایی وجود دارد که یادآور سلاح مخصوص مکس پین است. در Quantum Break هم ویدیویی در یک صفحه تلویزیون به نمایش در‌می آید که در آن هم «الن ویک» حضور دارد و هم «مکس پین»

13 - بازی Max Payne 2 دو پایان دارد : یک پایان اصلی و یک پایان مخفی. در پایان اصلی شخصیت «مونا» در دستان مکس پین جان می‌دهد اما اگر بازی را در سخت‌ترین درجه آن به اتمام برسانید پایان مخفی نشان داده می‌شود که در آن مونا جان سالم به در می‌برد. 

14 - ساخت Max Payne 3 با مشکلات فراوانی همراه شد. عدم حضور سازندگان اصلی بر سر کار ، نا‌آشنا بودن Rockstar با طرفداران این بازی و انجام تغییرات گسترده باعث شد تا کار ساخت Max Payne 3 نزدیک به 6 سال به طول انجامید. Max Payne 3 اوایل سال 2009 معرفی شد و قرار بود زمستان همان سال عرضه شود ولی تغییرات گسترده بازی به نسبت شماره‌های قبلی باعث شد طرفداران این سری اعتراض خود را به راکستار نشان دهند. محیط بازی از شب‌های سرد نیویورک به روزهای گرم سائوپائولو منتقل شد. به جای الهام از عناوین «نوآر» سینمای کلاسیک ، راکستار از فیلم‌های «نئو-نوآر» سینمای برزیل مثل «شهر خدا» (City of God) و Elite Squadالهام گرفت. اما مشکل اصلی تغییر ظاهر مکس پین بود. مکس پین سرش را تراشیده و ریش‌هایش را بلند کرده بود. خبری از اورکت مشهورش هم نبود. از همه بدتر این‌که قرار بود «جیمز مک کفری» جای خود را به صداگذاری مشهورتر بدهد. با این حال پس از اعتراضات گسترده ، بازی به مدت 2 سال از نظرها پنهان ماند و وقتی دوباره معرفی شد ، تعدادی از ویژگی‌های مد نظر مخاطبان به آن اضافه شده بود. مهم ترین آن‌ها بازگشت «جیمز مک کفری» بود. 


15 -مدت زمان طولانی ساخت Max Payne 3 باعث شد تا هزینه ساخت حتی از GTA 4 هم پیشی گرفته و به بیش از 105 میلیون دلار برسد. با این حساب Max Payne 3 برای یک سال (پیش ازعرضه GTA V) رکورد پرهزینه ترین بازی تاریخ را به نام خود ثبت کرد. 

16 - داستان شماره نخست ارجاعات فراوانی به اساطیر اسکاندیناوی (نورس) دارد. ماده مخدری که داستان بازی حول محور آن می‌چرخد Valkyr نام دارد که از Valkyrie « والکیری» الهام گرفته. والکیری‌ها جنگجویان زنی بودند که مبارزان لایق را به سمت Valhalla «والهالا» (تالار کشته شدگان) هدایت می‌کردند. در اواخر بازی مشخص می‌شود Valkyr در حقیقت یک پروژه نظامی بوده است. نام شرکتی که دارو را تولید می‌کرد و مسئول قتل همسر مکس پین بود ، Aesir «آسیر» نام داشت. آسیر نام گروهی از ایزدان نورس است که «اودین» (Odin) رهبر آن‌هاست. «آلفرد وودن» شخصیت بد بازی و از اعضای Inner Circle هم بر اساس Wōden - نام دیگر اودین - الهام گرفته. یک چشم آلفرد وودن به مانند اودین نابینا است. ادوین بر آزگارد حکمرانی می‌کرد و اسم ساختمان وودن هم در بازی آزگارد بود!

17 - راکستار برای پر کردن خلا داستانی بین قسمت دوم و سوم Max Payne ، سه شماره کمیک بوک بر اساس داستان زندگی مکس پین منتشر کرد. این کمیک بوک‌ها آخرین همکاری مشترک راکستار و Remedy بود و داستان‌ آن‌ها را «سم هاوسر» مدیر راکستار و «سم لیک» خالق Max Payne به رشته تحریر درآورده بودند. 


ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

از چهار گوشه جهان

بازی‌هایی که آینده را پیش بینی کردند

نوستراداموس‌های صنعت بازی

منتشر شده

همه‌ی بازی‌ها، حتی کوچک‌ترین‌شان هم نیاز به نویسنده‌ای‌ خوب دارند. یک داستان درگیرکننده از ناکجا ظاهر نمی‌شود و نویسنده‌های مدیوم محبوب‌ ما تنها داستان‌پرداز نیستند. کوتاکو با تعدادی از نویسنده‌های دنیای بازی مصاحبه کرده بود و همه‌ی آن‌ها این نکته را تایید کردند: بازی‌های ویدیویی حاصل یک همکاری بزرگ هستند و نویسندگان هم باید بخشی از تیم طراحی باشند. این یعنی، نویسندگان گیم باید آنقدر ایده‌های جالبی داشته باشند که گیمرها رغبت کنند مراحل تمرینی بازی را پشت سر بگذارند و تا انتها همراه بازی باشند. بسیاری از بازی‌ها در آینده‌ی نزدیک می‌گذرند و آینده‌ای که خیلی از بازی‌های قدیمی در نظر داشتند، شاید حالا در حال اتفاق افتادن باشد. با این حال این اتفاقات، تصادفی‌اند و به همان اندازه که تصادفی‌اند، ترسناک به‌نظر می‌رسند. می‌خواهیم نگاهی بیندازیم به برخی از عجیب‌ترین پیش‌بینی‌های دنیای گیم در مورد آینده. این پیش‌بینی‌ها، قدرت جادویی داستان‌هایی که نویسندگان گیم نوشته‌اند را نمایان می‌کند. 

Deus Ex: Human Revolution 

پیش‌بینی نخست‌ وزیری بی‌تجربه

Deus Ex: Human Revolution وظیفه‌ی دشواری برای خود تراشید: پیش‌بینی‌کردن آینده‌ای نزدیک برای یک داستان علمی تخیلی. وقتی چنین داستانی را می‌نویسید، دیگر نیازی نیست که همه‌ی موضوعات را بیش‌از حد بسط دهید و۲۰ سال آینده را خیلی عجیب و غریب وصف کنید. اما در ۲۰ سال آینده همه چیز هم شبیه الان نیست. پس نکته‌ی جالب این آینده چه خواهد بود؟ یکی از ادعاهای عجیب بازی این بود که شخصی ناشناس و کمابیش جوان نخست وزیر کانادا خواهد شد. مرد جوانی به نام آقای ترودو که در حقیقت اشاره داشت به «جاستین ترودو» نخست وزیر فعلی کانادا ! همان سالی که Human Revolution منتشر شد، نشنال پست درباره‌ی حزب لیبرال کانادا نوشت: این حزب در رای‌گیری‌های ملی شکست خورده و زمانه‌ی سختی پیش رو خواهیم داشت. ترودو تا سال ۲۰۱۳ حتی نتوانست مقام رهبری حزبش را به دست بیاورد. به همین دلیل، وقتی بازیکنان در Deus Ex اطلاعات جالبی در این زمینه پیدا کردند، با مساله‌ای عجیبب روبرو شدند. گویا سازندگان بازی در استدیو Eidos نیم‌نگاهی هم به آینده داشته‌اند. از آنجایی که نخست وزیر کانادا در این بازی پیش بینی شد، پس باید منتظر باشیم تا اتفاقات بزرگ‌تری به وقوع بپیوندد: این بازی پیش‌بینی کرده بود که کانادا در ۲۰ سال آینده صاحب اقتصادِ آمریکا خواهد شد.

Tom Clancy’s Ghost Recon 

حمله‌ی روسیه به کشور همسایه‌اش

بازی‌هایی که بر اساس نزاع‌های نظامی ساخته می‌شوند در نهایت به حقیقت می‌پیوندند چرا که کشورهایی که درگیر تنش‌های سیاسی‌اند همیشه مشخصند. اما گاهی اوقات این پیش‌بینی‌های دنیای بازی جوری به حقیقت تبدیل می‌شود که انگشت به دهان می‌مانید. این‌که نویسنده در آن زمان با خودش چه فکری می‌کرده و چطور به این نتیجه رسیده.Ghost Recon در سال ۲۰۰۱ یک نزاع سیاسی را پیش‌بینی کرد که فقط چندماه بعد به حقیقت پیوست. در اولین مرحله این بازی، در حالی که شما کنترل نیروهای ویژه‌ی آمریکا را برعهده دارید، روسیه به گرجستان حمله می‌کند. هفت سال بعد، روسیه به گرجستان حمله کرد و به گزارش وال استریت ژورنال، این اولین حمله نظامی روسیه به کشوری در همسایگی خودش بود. البته بعد از حمله به افعانستان در سال ۱۹۷۹.چنان که در این بازی مشاهده کردیم، نیروهای روس کاملا بر نیروهای گرجی مسلط شدند: گزارش وال استریت ژورنال نشان می‌دهد که ۲۰۰ هواپیمای روس به گرجستان حمله کردند و این در حالی بود که گرجستان تنها چند ده هواپیما در نیروی هوایی خود داشت. تنها تفاوت اینجا بود که ابرسربازهایی که هیچ‌وقت نمی‌مردند در این جنگ به خدمت گرفته نشدند. 

Metal Gear 2: Solid Snake 

منبعی که جایگزین نفت (خواهد) شد

بازی‌های متال‌ گیر، سوراخ‌های بزرگی در پلات داستانی‌شان دارند اما گاهی پیش آمده که این بازی‌ها چیزهای جالبی درباره دنیای واقعی را پیش بینی کرده‌اند. مثالش هم ایده‌ی محوری بازی Metal Gear 2: Solid Snake است. Metal Gear 2 در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. داستان بازی درباره آینده‌ای است که بحران نفت اقتصاد جهان را فروپاشیده و دولت‌ها برای تامین سوخت خود، به جلبک‌ به عنوان منبع جایگزین رو آورده‌اند. با اینکه جلبک هنوز هم نتوانسته جایگزین نفت شود اما این سناریو دیگر شبیه یک رویا برای دانشمندان نیست. در سال ۲۰۱۲ SF Gate نوشت که در نقاطی توانسته‌اند از جلبک برای سوختِ جایگزین اتومبیل‌ها استفاده کنند. می‌بینید که Solid snake هنوز هم درباره آینده پیش‌بینی‌هایی دارد. 

Metal Gear Rising: Revengeance 

شعار انتخاباتی ترامپ

باز هم متال گیر! این بار نگاهی بیندازیم به پیش‌بینی Metal Gear Rising: Revengeance ، بازی‌ای با یک دشمن (ویلین) درجه یک. سناتور استیون آرمسترانگ، دیوانه‌ای است تشنه‌ی قدرت که می‌تواند زندگی مردم آمریکا را نابود کند. او برنامه قتل رییس جمهور را می ریزد و همیشه درباره بازگرداندن قدرت به دولت آمریکا حرف می‌زند. او در جایی از بازی اشاره می‌کند که می‌خواهد «دوباره آمریکا را به کشوری بزرگ تبدیل کند». Rising در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، بسیار پیش از پیروزی دانلد ترامپ در انتخابات آمریکا. برنامه اصلی ترامپ برای اوج گیری قدرت آمریکا هم در شعار انتخاباتی او نمایان است: «دوباره آمریکا را به کشوری بزرگ تبدیل کنیم». این شعار در کنار «دیوار بکش» از شعارهای تاثیرگذار او در دوره‌ی انتخابات بود. فقط خدا می‌داند که آیا ترامپ پر از نانوماشین‌هایی است که او را نسبت به هر ضربه‌ی فیزیکی‌ای ایمن نگه می‌دارد یا نه. امیدواریم اینطور نباشد.

Homefront 

مرگ دیکتاتور کره‌ی شمالی

این مورد دیگر واقعا عجیب است. Homefront مرگ رهبر کره شمالی، کیم جونگ-ایل را پیش‌بینی کرد و همچنین گفت که این کشور پس از مرگ رهبرش به یک سری حملات نظامی دست خواهد زد که منجر به حمله به ایالات متحده خواهد شد. در بازی Homefront کیم جونگ-ایل در سال ۲۰۱۲ می‌میرد.در دنیای واقعی، کیم جونگ-ایل در دسامبر ۲۰۱۱ مرد. تنها چند هفته بعدتر. در بازی مشخص شد که مقام رهبری کره شمالی به سومین پسر کیم جونگ-ایل یعنی کیم جونگ-اون خواهد رسید و در واقعیت هم همین اتفاق افتاد. البته این قضایای حمله به آمریکا و عناد کره شمالی،‌ همین چند ماه گذشته با دیدار ترامپ و کیم جونگ-اون به پایان رسید و دیگر خبری از جنگ نیست. 

Madden 15

نتیجه مسابقه سوپر باوْل XLIX 

EA هر سال شبیه‌سازی مسابقه‌ مهم سوپر باول (مسابقه فینال فوتبال آمریکایی) را منتشر می‌کند و آمریکایی‌ها منتظرند تا ببینید پیش‌بینی‌های این بازی درست از آب در می آید یا نه. تقریبا هم همیشه دقیق پیش‌بینی کرده است: در سال ۲۰۱۸، مجله فوربس نوشته که این پیش‌بینی‌ها، ‌از ۱۴ دفعه، ۱۰ مورد را درست حدس زده‌اند. پیش‌بینی برنده مسابقه سوپر باول، گهگاهی اتفاق می‌افتد اما پیش‌بینی دقیق همه‌چیز در مورد یک مسابقه سوپر باول، به شکلی که Madden سوپر باول XLIX را انجام داد، فوق‌العاده کمیاب است. یاهو گزارشی از پیش‌بینی‌های این مسابقه توسط Madden  ارائه داده است: بازی‌ای که بین تیم پتریوتس و سیاتل سی‌هاوکس برگزار شد. شبیه‌سازی بدین شکل بود: چه تیمی اولین امتیاز را می‌گیرد (پتریوتس)، چه کسی بازیکن میدان خواهد شد (تام بردی)، و تعداد دقیق امتیازات (۲۴-۲۸). این پیش‌بینی حتی تا جایی پیش رفت که نشان داد تیم پتریوتس در آخرین دقایق امتیاز قهرمانی را می‌گیرند و این امتیاز از پاسِ بردی به جولین ادلمن به آن‌ها خواهد رسید. تنها چیزی که در این مسابقه درست پیش‌بینی نشد، متراژ دویدن بردی بود.

Metal Gear Solid 2

دوران اخبار کذب

ماجرا از این قرار است: گروهی از افراد صاحب قدرت، اطلاعات شخصی بسیار زیادی را از همه‌ی آدم‌های کره‌ زمین در اختیار دارند. آنها از این اطلاعات برای کنکاش در زندگی خصوصی افراد و موارد سیاسی‌شان استفاده می‌کنند. بخش زیادی از کار آن‌ها اشاعه‌ اخبار کاذب و مسخره کردن افراد است و جوری این کارها را انجام می دهند تا اذهان عمومی را از کارهای خودشان و آنچه در واقع اتفاق می افتد دور نگه دارند. اگر فکر می‌کنید این حوادث بسیار شبیه به آن چیزهایی است که هنگام انتخاب سال ۲۰۱۶ و رسوایی فیسبوک و سازمان تحلیل کمبریج اتفاق افتاد، درست فکر می‌کنید. با این اوصاف اگر یاد طرح داستانی Metal Gear Solid 2 افتادید هم بیراه فکر نمی‌کنید. سایت Games Radar حوداث واقعی‌ای را که با داستان این بازی شباهت داشته در کنار هم قرار داده و نتیجه بسیار قابل توجه است: این بازی جهانی را پیش‌بینی می‌کند که اطلاعات دیجیتالیِ افراد، راه را برای نشر ضد-اطلاعات و منحرف کردن اذهان استفاده می‌شود. MGS 2 در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و برخی از هشدارهایی که در مورد جهت‌گیری جهان در آن زمان به ما داد، اکنون به وقوع پیوسته... پیش‌بینی‌هایی که از فرط دقت ترسناک به‌نظر می‌رسند. زمانه‌ی فیک نیوز واقعا زمانه‌ی عجیبی است.

سری بازی‌های The Football Manager 

ستارگان آینده‌ی فوتبال

یکی از مثال‌های محبوبیت عجیب و غریب بازی‌های فوتبالی،‌ مجموعه Football Manager سگاست. شاید به نظر خیلی‌ها این بازی‌ها چندان هیجان‌انگیز به نظر نیایند. با این حال، دیتابیس بازیکنان حقیقی فوتبال در این مجموعه بسیار بزرگ و دقیق است تا جایی که بعضی از تیم‌های حرفه‌ای، مختصصان این بازی را برای مربیگری تیم‌شان انتخاب کرده‌اند. بعضی از کاربران این بازی می‌خواستند بدانند پیش‌بینی‌های این بازی برای ستاره‌های آینده‌ی فوتبال چقدر دقیق است و نتیجه بسیار جالب از کار در آمد. از همین رو، بعضی از طرفداران بازی به Football Manager 2007 رجوع کردند و یک بار دیگر آن را از اول تا آخر زیر و رو کردند، با این هدف که کدام یک از بازیکنان درون بازی، پتانسیل تبدیل شدن به یک ستاره‌ی فوتبال را دارد. بعضی از اسم‌هایی که در نتیجه‌ی این تحقیق جالب منتشر شد را ببینید: لوکا مُدریچ (کسی که کرواسی را یک تنه به فینال جام جهانی ۲۰۱۸ رساند)، سرخیو آگوئرو، جرارد پیکه و سرجیو راموس تنها چند نفر از ستاره‌های حال حاضر فوتبال جهان هستند که پیش از ستاره‌شدن، Football Manager ظهور آن‌ها را پیش‌بینی کرده بود. 

Elite: Dangerous 

کشفِ باورنکردنی یک سامانه خورشیدی

شاید این پیش‌بینی یکی از جالب‌ترین پیش‌بینی‌های دنیای گیم باشد. Elite: Dangerous بازی‌ای است که با روند خاصی، جهان‌های مختلف خلق می‌کند: سازندگان این بازی یک سری قانون ایجاد کردند که بازی بر اساس آن‌ها کهکشانش را شکل می‌دهد و در حالی که کاربران این فضاها را کشف می‌کنند، بازی، سامانه‌های خورشیدی را بر اساس قوانین اولیه‌ی سازندگانش می‌سازد.وقتی ناسا، کشف منظومه‌ی Trappist-1 را اعلام کرد، تیم سازنده Elite متوجه این پیش‌بینی غریبشان شدند. الگوریتمی که آن‌ها خلق کرده بودند، با دقتی باورنکردنی چنان منظومه‌ای را درون بازی ساخته بود و جالب‌تر اینکه تقریبا در همان فاصله‌ای از زمین قرار داشت که درون بازی پیش‌بینی شده بود.  این الگورتیم، منظومه‌ای حاوی هفت سیاره‌ شبیه به زمین ساخته بود که ۴۰ سال نوری از زمین فاصله داشتند، درست مثل Trappist-1. این قضیه در واقع پیش‌بینی محسوب نمی‌شود، اما نشان می‌دهد که این الگوریتم‌ها به چه دردی می‌خورند. شاید دور نباشد آن روزی که بازی‌هایی مثل Elite: Dangerous تبدیل به راهی شوند برای کشف مکان‌هایی کشف‌نشدنی.

ادامه مطلب

تریلر

تریلر رونمایی از Battlefield 5

منتشر شده


ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

اولین اطلاعات از بازی Witchfire

چه چیزهایی از بازی جدید سازندگان The Vanishing of Ethan Carter می‌دانیم

منتشر شده

بازی Witchfire ساخته جدید سازندگانThe Vanishing of Ethan Carter  سال گذشته در مراسم بهترین بازی سال (The Game Awards 2017) معرفی شد اما از آن هنگام تا به امروز هیچ خبر خاصی درباره این بازی شنیده نشد.

خوشبختانه استودیو The Astronauts پس از گذشت 12 ماه اولین اطلاعات این بازی را منتشر کرد. داستان این بازی از شکار جادوگران در اروپای قرون وسطی الهام گرفته است ، اتفاقی که در قرن 15 آغاز شد و بیش از 300 سال به طول انجامید. در دنیای Witchfire اما جادوگران واقعی هستند و شخصیت اصلی بازی هم یکی از عوامل کلیسایی است که جادوگران را شکار می‌کند. 

به گفته سازندگان ، Witchfire شوتری چالش برانگیز است و برای کشف تمامی جوانب دنیای آن باید بر تمامی چالش‌ها غلبه کنید. جالب این‌که Witchfire یک بازی داستان محور نیست و کاربران باید با گشت و گذار در محیط از داستان و اتفاقات دنیای آن - چیزی شبیه به Bloodborne - باخبر شوند. همچنین این بازی فاقد میان پرده (کات سین) خواهد بود. 

سازندگان قصد دارند از این پس هر چهارشنبه اطلاعات جدیدی از Witchfire منتشر کنند. این بازی زودتر از 2019 عرضه نخواهد شد هرچند به گفته سازندگان سال 2020 زمان منطقی برای عرضه Witchfire است. 

استودیو The Astronauts را تعدادی از اعضای اسبق استودیو People Can Fly تشکیل دادند ؛ استودیوی که به دلیل ساخت عناوینی مثل Painkiller و Bulletstorm شناخته می‌شود. 


ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Soulcalibur 6

بازگشت موفقیت آمیز یکی از قدیمی‌ترین عناوین فایتینگ

منتشر شده

بعد از 6 سال شاهد انتشار نسخه جدیدی از سری «سول کالیبر» (Soulcalibur) هستیم. این بازی که در مراسم Game Awards 2017معرفی شد دوباره تب و تاب طرفداران را برانگیخت. این مجموعه همیشه به خاطر سبک خاصش که مبتنی بر استفاده از سلاح است مخاطبین خاص خود را دارد و میتوان گفت توانسته محبوبیت خود را طی این 23 سال در بین طرفدارانش حفظ کند. سول کالیبر 6 بازگشته تا ثابت کند بعد از دو دهه همچنان حرفی برای گفتن دارد. قرار است مجددا وقایع شماره اول را با روایتی متفاوت مرور کنیم. مقدمه ای از داستان توسط راوی همیشگی سری شرح داده میشود.

آغاز شکوهمند

Cervantes شمشیر اهریمنی Soul Edge را یافته و قدرت آن را در قالب دو سلاح در اختیار گرفته است. او که دیوانگی سرتاپایش را فرا گرفته، با نیروی شیطانی آن دنیا را به آشوب کشیده و همه جویندگان شمشیر را از دم تیغ میگذراند. در این هنگام از سوی الهه آهنگری یونان یعنی Hephaestus دختری به نام Sophitia به مبارزه با او فرستاده میشود. در این نبرد تن به تن یکی ار شمشیرهای شیطانی متلاشی میشود اما تکه ای از شمشیر خرد شده، وارد بدن Sophitia میشود و او را تا مرز مرگ پیش میبرد. در حالی که Sophitia دیگر رمقی برای ادامه پیکار ندارد، Cervantes فرصت را غنیمت شمرده و درصدد وارد کردن ضربه نهایی به او میشود، در حالی که همه چیز تمام شده به نظر میرسد یکی از نینجاهای شکارچی به نام Taki از راه میرسد و به داستان Cervantes پایان میدهد. اما این پایان کار نبود؛ زیرا هنوز یکی از شمشیرها باقی مانده است. در ادامه شمشیر شیطانی قربانی دیگری را به سوی خود طلب میکند.Siegfried  شوالیه‌ای که به خاطر مرگ پدش ذهنی آشفته دارد؛ برای انتقام خون او بدون توجه به عواقب کاری که انجام میدهد شمشیر Soul edge را برمیدارد تا اراده وحشتناک شمشیر از او موجودی به نام Nightmare بوجود آورد که هدفی جز برآوردن خواسته‌های Soul Edge ندارد. پس تاریخ دوباره تکرار میشود و دنیا مجددا برای آشوبی جدید آماده میشود. 

اشارات فرا متن

نکته جالبی که در مورد داستان سول کالیبر میتوان به آن اشاره کرد این است که علی رغم اینکه بازی در یک دنیای کاملا ساختگی و انحصاری در حال جریان است اما از شخصیت های دنیاهای ساختگی دیگر نیز استفاده کرده است. به عنوان مثال Hephaestus که سوفیتیا تحت حفاظت اوست یکی از خدایان یونان باستان است. یا مثلا در هنگام تاریخ نگاری، اعداد بیانگر سال های بعد از میلاد مسیح هستند. و از همه مهمتر یوشیمیتسو که جزو شخصیت های تکن محسوب میشود با همان نام و همان کلن در این سری حضور دارد. به عبارتی شاید سول کالیبر یک دنیای مخصوص به خودش داشته باشد اما هیچگاه خودش را جدای از دنیایی که میشناسیم نمیداند.

انتظاری که کامل برآورده نشد

بازی از دو زاویه متفاوت داستان را نقل میکند. Soul Chronicle علاوه بر روایت اتفاقات بین سال های 1583 و 1590 است، بخش داستانی هر شخصیت را در خود جای داده است و Libra of Souls که به شما اجازه میدهد با ساختن یک شخصیت دلخواه، قدم در دنیای سول کالیبر گذاشته و سرنوشت او را که ناخواسته به داستان بازی گره خورده است به نحو مطلوب رقم بزنید. شمشیر Soul Edge که بعد از یافتن قربانی جدیدش بذر شرارت را در دنیا گسترش داده است این بار روح شما را طالب است. پس اگر میخواهید زنده بمانید باید به توصیه های Zasalamel گوش دهید تا از مرگ حتمی نجات پیدا کنید. در این راه نیز با شخصیت های اصلی و فرعی داستان روبرو خواهید شد. داستان در هر دو بخش بیشتر توسط تصاویری از پیش تعیین شده روایت میشود و دیالوگ ها نیز به هنگام پخش این تصاویر ردوبدل میشوند. کاش سازندگان وقت بیشتری را پای انتقال هرچه بهتر داستان میگذاشتند و ادعاهای قبل از انتشار بازی را که مبتنی بر "تمرکز بر روی بخش داستانی" بود جامه عمل میپوشانند. متاسفانه نحوه بد و گاها کسل کننده چنین روایت داستانی، باعث میشود تا خیلی از اتفاقات بازی برایتان بی روح و گنگ تلقی شده و برای فهم بهتر اتفاقات رخ داده در صدد تکرار ماموریت ها شوید.

Libra of Souls ماموریت های زیادی را در خود جای داده است که ساعت ها شما را سرگرم خواهند کرد. میتوانید با انجام این ماموریت ها سطح خود را بالاتر برده و سلاح ها و آیتم های جدید و بهتری را در اختیار بگیرید. اگرچه این ماموریت ها در یک حساب سرانگشتی تقریبا مشابه هم هستند اما در روزهایی که حتی عناوین های نقش آفرینی از مشکل کیفیت و تنوع ماموریت ها رنج میبرند نباید در یک بازی فایتینگ حساسیت بیشتری نشان بدهیم. با پیشروی در این بخش، قسمت های قفل موزه به مرور باز خواهند شد و شما خواهید توانست اطلاعات و تصاویر باارزشی را از دنیای سول کالیبر در اختیار داشته باشید.

هنر جنگ

اگر در زمره افرادی قرار دارید که برای اولین بار قدم در دنیای این بازی میگذارید باید بدانید که این مجموعه همیشه قواعد خاصی در مبارزات فایتینگ داشته است. این جمله بدان معنی نیست که با یک عنوان پیچیده سروکار دارید، اتفاقا برعکس؛ سری سول کالیبر همیشه یکی از عناوینی بوده است که در زمان کمتری مخاطب با آن ارتباط برقرار کرده‌اند. همان گیم پلی روان و نرم اینجا هم به قوت خود باقی مانده است. به طور خلاصه میتوان گفت سه نوع دکمه اصلی برای حمله کردن در اختیار دارید که ضربات را به سه دسته افقی، عمودی و لگد تقسیم میکند؛ هر یک از آنها نیز به سه نوع ضربات از بالا، ضربات از پایین و ضربات مستقیم تقسیم میشوند. بقیه ضربات شما ترکیبی از همین سه دکمه هستند که تنوع مثال زدنی را به حرکات شما میدهند. دفاع کردن نیز دکمه اختصاصی دیگری دارد و برخلاف برخی از عناوین دوبعدی که بایستی جهت مخالف را برای این کار فشار دهیم، تنها با نگه داشتن دکمه مربوطه و انجام میپذیرد؛ تنها کار پیچیده ای که باید انجام دهید این است که جهت ضربه را تشخیص دهید. شاید در نگاه اول دفاع کردن کار دشواری به نظر نرسد، اما به خاطر ضربات گول زننده و سریعی که شخصیت ها در اختیار دارند ممکن است شما را در انجام همین کار به ظاهر ساده با خطا مواجه کنند. از طرفی سرعت بالایی که یکسری از آنها دارند باعث میشود تا عملا تمرکز شما در تشخیص نوع ضربات مختل شود. در نهایت به لطف قابلیت  Break Attack دفاع مطلق یک اشتباه بزرگ محسوب میشود؛ زیرا که اگر به طور پیوسته دفاع کنید با استفاده از این نوع ضربات که اتفاقا هم به همین جهت طراحی شده اند، دفاع حریف آن هم در حالی که دکمه دفاع را نگه داشته است میشکند و او را آماده دریافت کومبوهای حریف میکند.

استراتژی مناسب

همان طور که دفاع مطلق کار اشتباهی است حمله بی مهابا و بدون برنامه نیز حرکت نادرستی محسوب میشود؛ زیرا که همه شخصیت ها قابلیت Guard Impact دارند که به آنها اجازه میدهد در برابر حملات حریف ضد حمله کنند. قابلیت ذکر شده به سهم خود باعث میشود تا سرعت بازی بالانس شده و جلوی یک طرفه شدن مسابقه را بگیرد. اگر این کار در زمانبندی مناسبی انجام پذیرد میتواند حتی در زمانی که تحت فشار هستید برتری را از آن شما بکند. هرباری که این عمل با موفقیت انجام شود بخشی از Soul Gauge شما که نقش حیاتی در روند بازی دارند پر میشود. Soul Gauge در واقع انرژی ذخیره شده شما محسوب میشود که بجز مورد ذکر شده بسته به عملکرد شما در مبارزه پر خواهد شد و این شمایید که میتوانید با استفاده صحیح از آن روند بازی را به نفع خود تغییر دهید. اگر این میزان به حد نصاب برسد تنها با فشردن دکمه R2/RT میتوایند ضربه قدرتی خود را که به Critical Edge معروف است مورد استفاده قرار دهید. یا میتوایند حالت Soul Charge را فعال کرده و در یک بازه زمانی محدود قدرتی مضاعف گرفته و کیفیت حرکاتتان را بهبود ببخشید. این قابلیت در زمانی که نسبتا از روند مسابقه عقب هستید میتواند به نوعی حکم بازگشت شما به بازی تلقی شود. اما بخش متمایز کننده این سری یعنی Ring Out به قوت خود باقی مانده است. یعنی در هر موقعیتی از مبارزه بتوانید حریف را از به بیرون از استیج پرت کنید مسابقه را برده اید. این ویژگی برجسته بازی باعث میشود تا هیچ وقت و هیچ زمانی  احساس پیروزی قبل از برد به شما دست ندهد. پس با یک جمع بندی ساده از مکانیزم های موجود در بازی به این نتیجه میرسیم که دقت بالا در انتخاب ضربات، زمان بندی مناسب و جاگیری مناسبدر همه لحظات حائز اهمیت هستند. پس حتی در بدترین شرایط  نیز نباید فکر شکست را به ذهنات خطور دهید؛ زیرا که بازی آپشن های متعددی را برای بر هم ریختن معادلات در اختیار شما قرار داده است.

تنوع شخصیت ها علاوه بر شکل ظاهری و قابلیت ها، در حجم قدرت ضرباتی که دارند قابل مشاهده هستند. میتوان از این حیث آنها را به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول شخصیت هایی هستند که سرعت بالا و قدرت پایینی دارند. افرادی مثل Nightmare جزو همین دسته هستند و با چند ضربه میتوانند کار حریف را یکسره کنند. این نوع شخصیت ها حرکات نسبتا کندی دارند و به همین جهت تشخیص آن ها راحت تر است. دسته دوم شخصیت هایی مانند Taki هستند که ضرباتی سریع تر اما قدرتی پایین تر از دسته اول دارند. پس همان طور که یک لحظه غفلت از شخصیت های کند شما را متحمل ضربات سنگینی میکند، اجازه مانوردادن به شخصیت های سریع نیز شما را سردرگم خواهد کرد. کنار این دسته بندی میتوان یک تقسیم بندی دیگری بر اساس فاصله مبارزات در نظر گرفت. مطمئنا مصاف دو شخصیت که یکی متخصص مبارزه از فاصله دور است با شخصیتی که در پیکارهای نزدیک موفق عمل میکند لذت بخش است.

حقه جدید

اگر قبل از انتشار Soulcalibur VI اخبار آن را پیگیر بودید و نسخه دموی آن را تجربه کرده بودید بدون شک مکانیزم Reversal Edge نظر شما را به خود جلب کرده است. این قابلیت که به عنوان آپشنی جدید در بازی محسوب میشود به بازیکن اجازه میدهد تا تنها با فشار دادن یک دکمه، مسابقه را به مدت چند ثانیه وارد یک مینی گیم دوئل مانند بکند. در این حالت بازیکنان بسته به انتخابی که انجام میدهند میتوانند هجومی یا دفاعی ظاهر شوند؛ این در حالیست که حریف نیز چنین حق انتخابی دارد. نکته جالب اینجاست وارد شدن به این مینی گیم هر دو نفر را در یک وضعیت مساوی قرار میدهد؛ یعنی چه آن شخصی که از ضربه Reversal Edge استفاده کرده و چه آن کسی که ضربه را دریافت کرده حق مساوی و شانس برابری در پایان دارند. در مجموع 8 انتخاب برای بازیکنان در نظر گرفته شده است که انتخاب هر یک نتیجه متفاوتی را رقم خواهد زد. به عنوان مثال اگر شما ضربه عمودی را انتخاب کنید و حریفتان ضربه افقی، این شمایید که برنده این دوئل هستید. اما اگرحریفتان نیز ضربه عمودی را انتخاب کند کار به تساوی خواهد کشید. اگر در دور اول برنده مشخص نشود کار به دور دوم و سرنوشت ساز میکشد. شاید در اوایل به خاطر صحنه های اسلوموشنی که خلق میشوند این قسمت جذاب به نظر برسد اما با گذشت زمان و پی بردن به اینکه حدس و گمان هدایت گر آن است، کم کم به این نتیجه خواهید رسید که بیشتر با یک سنگ-کاغذ-قیچی طرف هستید و استفاده از این قابلیت یک عمل غیرحرفه ای و ریسک پذیر خواهد بود. مطمئنا این حرکت جلوی یک بازیکن حرفه ای نه تنها برتری محسوب نمیشود بلکه ممکن است موقعیت شما را در بازی بدتر نیز بکند.

مخصوص دوستداران ویچر

ایده شخصیت میهمان یکی از بهترین ویژگی های این مجموعه محسوب میشود. بعد از شخصیت محبوب Assassin’s Creed یعنی Ezio Auditore این بار گرالت مرد اول دنیای ویچر میهمان سول کالیبر است. مطمئنا در روزهایی که داستان گرالت را خاتمه یافته میدانیم، شنیدن مجدد صدای او حس خوبی به هر طرفدار این سری خواهد داد. این حس خوب در کنار طراحی خوب و حرکات محبوبش بیشتر از پیش تقویت میشود. گرالت با دوشمشیر معروف خود در بازی حضور دارد و در خلال ضربالت خود از Axii sign های خود استفاده میکند.  در کنار اینها استیج Kaer Morhen که با آهنگ Hunt or Be Hunted همراه است جو فروکش کرده ویچر را تاحدی زیادی برایتان احیا میکند.

بخش فنی قابل قبول

به لطف استفاده از موتور Unreal Engine 4 گرافیک مطلبوبی دارد. طراحی استیج ها چهره پردازی ها کیفیت خوب دارند و افکت های سلاح ها نیز قابل قبول بوده و در مجموع انتظارات گرافیکی یک مخاطب فایتینگ را برآورده میکند. دیالوگ ها کیفیتی نسبتا بهتر نسبت به شماره قبلی دارند و بامحتواتر هستند. موسیقی ها شاید شاهکار نباشند اما در روند بازی تاثیر مثبتی دارد. انیمیشن ها هم از همان اول یکی از نقاط برجسته سری محسوب میشود همچنان شکوه خود را حفظ کرده است و بی شک یکی از بهترین های این نسل محسوب میشود.

بخش ساخت شخصیت از نظر چهره سازی و فیزیک شخصیت نمره قابل قبولی از آن خود میکند اما از نظر لباس تنوع خاصی قابل مشاهده نیست. و علی رغم اینکه سازندگان میتوانستند با بهره گیری از پتانسیل Libra of Souls علاوه بر پراهمیت جلوه دادن این سناریو، بخش ساخت شخصیت را رنگ و بوی متفاوتی بدهند، ترجیح داده اند به این تعداد محدود بسنده کنند. پس اگر به دنبال تنوع در این قسمت میگردید احتمالا باید Season Pass بازی را هم خریداری کنید، جایی که علاوه بر لباس های جدید، شخصیت Tira که اتفاقا جزو محبوب ها هم محسوب میشود در اختیار بگیرید

در بخش آنلاین هم میتوانید با جامعه فایتینگ سول کالیبر در ارتباط باشید و تکنیک هایی که یاد کرفته اید را روی پلیرهای واقعی امتحان کنید. قطعا تجربه یک بازی فایتینگ در حالت آنلاین لذت خاصی خواهد داشت. پس اگر فکر میکنید حرفی برای گفتن دارید Ranked Match منتظر شماست تا حریفانی از جنس خودتان را رویارویتان قرار دهد. اما اگر هنوز در مرحله ای نیستید که عرض اندام کنید میتوانید وارد Casual Match شوید تا مسابقات دوستانه و کم استرسی را تجربه کنید. البته بهتر بود در تنظیمات Casual Match در کنار تعداد راند، تعداد بازی هم گنجانده میشد تا دو نفری که قصد بازی طولانی با هم دارند، مجبور نباشند تند تند به منوی انتخاب شخصیت ها مراجعه کنند. 

درمجموع میتوان گفت که سول کالیبر با یک گیم پلی روان و شخصیت های متعدد، تجربه خوبی را برای شما به ارمغان خواهد آورد. اگر جزو کسانی هستید که در این نسل دلتان برای Soulcalibur تنگ شده است، بدون شک این نسخه دلتنگیتان را رفع خواهد کرد. پس تا فرصت هست سلاح خود را از زمین بردارید و داستان شمشیرها را به سرانجام برسانید.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات