با ما همراه باشید

ترین ها / تیتر یک

17 حقیقت از Max Payne به مناسبت 17 سالگی آن

مکس پین ، قهرمانی که دنیای اکشن صنعت بازی را تغییر داد

منتشر شده

17 حقیقت از Max Payne به مناسبت 17 سالگی آن

17 سال پیش در چنین روزهایی شرکت Take Two ، عنوانی را منتشر کرد که برای همیشه سرنوشت بازی‌های اکشن هنر هشتم را تغییر داد. بازی‌ای به نام «مکس پین» که ساخته یک تیم مستقل فنلاندی بود. داستان پر پیچ و خم بازی ، شخصیت پردازی کم نقص مکس پین ، استفاده از پنل‌های کمیک برای روایت بازی ، گیم‌پلی پرهیجان ، ویژگی بولت تایم و گرافیک چشم نواز باعث شد تا Max Payne در فهرست بهترین بازی‌های تاریخ قرار بگیرد. حالا پس از گذشت 17 سال ، هیچ خبری از قسمت چهارم Max Payne نیست ، هرچند طرفداران این سری همچنان چشم انتظار بازگشت یکی از محبوب‌ترین قهرمانان صنعت بازی هستند. به همین مناسبت در این مطلب جزییات جالبی از این سری بازی را با شما به اشتراک گذاشتیم

1 - این حقیقت را اکثر دوستداران Max Payne می‌دانند که چهره این شخصیت بر اساس چهره «سم لیک» (Sam Lake) ، خالق بازی طراحی شده است. اما برای قسمت دوم تیم سازنده به سراغ «تیموتی گیبز» (Timothy Gibbs) بازیگر سریال Father Murphy رفت و این بازیگر هالیوودی صورتش را به مکس پین قرض داد. برای قسمت سوم اما «جیمز مک کفری» هم صدا و هم صورتش را به مکس پین قرض داد. البته «جیمز مک کفری» (James McCaffrey) بازیگر سریال‌های Viper و Rescue Me صداگذار مکس پین در هر سه قسمت بازی بود.


2 - سم لیک مغز متفکر استودیو Remedy و خالق Max Payne علاوه بر چهره خودش ، از چهره مادرش هم در ساخت بازی استفاده کرد ! چهره «نیکول هورن» (Nicole Horne) شخصیت بد اصلی شماره اول بر اساس صورت مادر سم لیک طراحی و ساخته شد.


3 - دلیل استفاده از صورت سم لیک و مادرش ، بودجه محدود تیم سازنده بود. به همین دلیل سازندگان از پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و دیگری اعضای خانواده خود برای فیلم‌برداری و کپچر کردن شخصیت‌های بازی دعوت به عمل آوردند!

4 - نام Max Payne در اصل اشاره به میزان دردی است که این کاراکتر با آن مواجه می‌شود. Max در حقیقت کوتاه شده Maximum به معنی بیشترین و Payne هم همان Pain به معنای درد و رنج است. 

5 - ساخت Max Payne از اواسط سال 1996 آغاز شد. در آن هنگام منبع اصلی گیم‌پلی بازی فیلم‌های «جان وو» بود. پرش‌های مشهور مکس و حتی بعضی از مراحل بر اساس فیلم‌های معروف جان وو مثل : «فردایی بهتر» (A Better Tomorrow) ، «قاتل» (The Killer) و Hard Boiled ساخته شده است.


6 - یکی از دلایل موفقیت عظیم Max Payne الهام گرفتن آن از آثار مشهور جهان سینما بود. Max Payne نخستین عنوانی بود که از تکنیک «بولت تایم» (Bullet Time) در صنعت بازی استفاد کرد. بولت تایم با فیلم «ماتریکس» (Matrix) به شهرت رسید و تکنیکی بود که در آن با نصب ده‌ها دوربین در پیرامون شخصیت اصلی ، تصاویری کم‌نظیر پدید می‌آمد. صحنه‌های اسلوموشن 360 درجه فیلم ماتریکس به همین شکل تهیه شدند. در بازی مکس پین کاربران با فعال کردن قابلیت بولت تایم می‌توانند زمان را فریز کرده و به دشمنان خود شلیک کنند. 

7 - بیش از 5 میلیون نسخه ازMax Payne به فروش رفت که موفقیتی بی‌نظیر برای Remedy بود. این استودیو در کمتر از 20 ماه Max Payne 2 را در سال 2003 عرضه کرد. این بازی با وجود هزینه بیشتر نسبت به قسمت اول با افت فروش همراه شد و نزدیک به 2.5  میلیون نسخه از آن به فروش رفت. همین موضوع باعث شد تا ساخت نسخه سوم در مرحله پیش تولید متوقف شود.

8 - استودیو Remedy در تابستان 2002 با قیمت 10 میلیون دلار تمامی حقوق (IP) بازی Max Payne را به شرکت Take Two فروخت. 

9 - حقوق فیلم Max Payne در سال 2001 به شرکت Collision Entertainment فروخته شد. این حقوق در سال 2005 به فاکس واگذار شد تا این کمپانی فیلم مکس پین را در سال 2008 آن را اکران کند.

10 - فیلم Max Payne با بودجه 35 میلیون دلاری ساخته شد و فروشی 85 میلیون دلاری در گیشه داشت. متاسفانه این فیلم به دلیل فیلم‌نامه ضعیف و یکسری تغییرات نسبت به بازی ، با نمرات بسیار بد منتقدان و واکنش‌های منفی مخاطبان روبرو شد. متوسط نمره این فیلم در متاکریتیک 31 از 100 است. 

11- بازی Max Payne اولین بازی فنلاندی بود که موفق به دریافت جایزه معتبر بفتا (BAFTA) شد

12 - هنوز بزرگترین شاهکار تاریخ Remedy ، مکس پین است. با اینکه مسئولان این استودیو نمی‌توانند قسمت چهارم این سری را بسازند اما در همه بازی‌های خود نشانه‌ای از مکس پین به جا گذاشتند. در اپیزود دوم بازی Alan Wake با نام Taken شما دو دست نوشته با صدای «جیمز مک کفری» (صدای مکس پین) پیدا می‌کنید. او می‌گوید که انتقام خانواده‌اش را گرفته و حالا در انتظار دیدن آن‌هاست. علاوه بر این در ساختمان «الن» دو اسلحه Beretta طلایی وجود دارد که یادآور سلاح مخصوص مکس پین است. در Quantum Break هم ویدیویی در یک صفحه تلویزیون به نمایش در‌می آید که در آن هم «الن ویک» حضور دارد و هم «مکس پین»

13 - بازی Max Payne 2 دو پایان دارد : یک پایان اصلی و یک پایان مخفی. در پایان اصلی شخصیت «مونا» در دستان مکس پین جان می‌دهد اما اگر بازی را در سخت‌ترین درجه آن به اتمام برسانید پایان مخفی نشان داده می‌شود که در آن مونا جان سالم به در می‌برد. 

14 - ساخت Max Payne 3 با مشکلات فراوانی همراه شد. عدم حضور سازندگان اصلی بر سر کار ، نا‌آشنا بودن Rockstar با طرفداران این بازی و انجام تغییرات گسترده باعث شد تا کار ساخت Max Payne 3 نزدیک به 6 سال به طول انجامید. Max Payne 3 اوایل سال 2009 معرفی شد و قرار بود زمستان همان سال عرضه شود ولی تغییرات گسترده بازی به نسبت شماره‌های قبلی باعث شد طرفداران این سری اعتراض خود را به راکستار نشان دهند. محیط بازی از شب‌های سرد نیویورک به روزهای گرم سائوپائولو منتقل شد. به جای الهام از عناوین «نوآر» سینمای کلاسیک ، راکستار از فیلم‌های «نئو-نوآر» سینمای برزیل مثل «شهر خدا» (City of God) و Elite Squadالهام گرفت. اما مشکل اصلی تغییر ظاهر مکس پین بود. مکس پین سرش را تراشیده و ریش‌هایش را بلند کرده بود. خبری از اورکت مشهورش هم نبود. از همه بدتر این‌که قرار بود «جیمز مک کفری» جای خود را به صداگذاری مشهورتر بدهد. با این حال پس از اعتراضات گسترده ، بازی به مدت 2 سال از نظرها پنهان ماند و وقتی دوباره معرفی شد ، تعدادی از ویژگی‌های مد نظر مخاطبان به آن اضافه شده بود. مهم ترین آن‌ها بازگشت «جیمز مک کفری» بود. 


15 -مدت زمان طولانی ساخت Max Payne 3 باعث شد تا هزینه ساخت حتی از GTA 4 هم پیشی گرفته و به بیش از 105 میلیون دلار برسد. با این حساب Max Payne 3 برای یک سال (پیش ازعرضه GTA V) رکورد پرهزینه ترین بازی تاریخ را به نام خود ثبت کرد. 

16 - داستان شماره نخست ارجاعات فراوانی به اساطیر اسکاندیناوی (نورس) دارد. ماده مخدری که داستان بازی حول محور آن می‌چرخد Valkyr نام دارد که از Valkyrie « والکیری» الهام گرفته. والکیری‌ها جنگجویان زنی بودند که مبارزان لایق را به سمت Valhalla «والهالا» (تالار کشته شدگان) هدایت می‌کردند. در اواخر بازی مشخص می‌شود Valkyr در حقیقت یک پروژه نظامی بوده است. نام شرکتی که دارو را تولید می‌کرد و مسئول قتل همسر مکس پین بود ، Aesir «آسیر» نام داشت. آسیر نام گروهی از ایزدان نورس است که «اودین» (Odin) رهبر آن‌هاست. «آلفرد وودن» شخصیت بد بازی و از اعضای Inner Circle هم بر اساس Wōden - نام دیگر اودین - الهام گرفته. یک چشم آلفرد وودن به مانند اودین نابینا است. ادوین بر آزگارد حکمرانی می‌کرد و اسم ساختمان وودن هم در بازی آزگارد بود!

17 - راکستار برای پر کردن خلا داستانی بین قسمت دوم و سوم Max Payne ، سه شماره کمیک بوک بر اساس داستان زندگی مکس پین منتشر کرد. این کمیک بوک‌ها آخرین همکاری مشترک راکستار و Remedy بود و داستان‌ آن‌ها را «سم هاوسر» مدیر راکستار و «سم لیک» خالق Max Payne به رشته تحریر درآورده بودند. 


ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

نیمه تاریک Bethesda

بخش‌های تاریک کارنامه خالقان The Elder Scrolls

منتشر شده

بدون شک گیمرها هم نظر هستند که سال 2018 ، سال Fortnite بود و مورد بحث‌ترین کمپانی سال هم، شرکت Epic، سازنده این عنوان اما چه کمپانی‌ای به خاطر اقدامات اشتباه و غیرقابل قبولش در سال گذشته نقل محافل گیمینگ بود؟ بدون شک در این مورد هم کسی شک ندارد که تمشک طلایی به بتسدا  و بازی  Fallout 76 میرسد. با این حال Fallout 76 اولین و تنها نقطه تاریک در کارنامه این کمپانی مشهور نیست و با توجه به رویکرد این شرکت، آخرین هم نخواهد بود. این بار تصمیم گرفتیم به روی دیگر کمپانی بتسدا بپردازیم، کمپانی‌ای با کارنامه نه چندان پاک که به مدد ساخت بازیهایی مانند Fallout 3 و Skyrim دل بسیاری از گیمرها را ربود و خاطرات سیاه خود را در سایه موفقیت‌هایش دفن کرد. خاطراتی که به مدد انتشار Fallout 76 همگی از گور برخاستند تا گلوی بتسدا را بفشارند، این شما و این هم نیمه تاریک بتسدا

نقطه آغاز


عناوینی مثل Fallout 3، Skyrim و Oblivion را به خاطر بیاورید. قطعا با خود فکر میکنید پیش از عرضه Fallout 76، هیچ نقطه تاریک یا اشتباهی در کارنامه این کمپانی وجود نداشت و روزهای تاریک بتسدا تنها پس از عرضه این فاجعه بشری آغاز شدند اما حقیقت امر چیز دیگری است. اقدامات اشتباه ، خودخواهانه و غلط بتسدا سالها پیش از ساخت  Fallout 76 آغاز شدند و تنها دلیلی که کمتر کسی به آنها میپرداخت، جذابیت، زیبایی و اعتیاد آور بودن بازی‌های ساخت این استودیو بود. جذابیتی که تمام ایرادات و تاریکی‌ها را زیر سایه خود دفن میکرد. این بار اما Fallout 76 قد و قوارهای ندارد تا مشکلات زیر سایهاش مخفی شوند ، لذا تمام ایرادات از همان اول در چشم مخاطب و طرفداران شروع به درخشش می‌کنند. از مادها شروع کنیم، اگر بازیهای بتسدا را روی PC تجربه کرده باشید، به خوبی میدانید که مادسازی بخش جدایی ناپذیر بازیهای نقش آفرینی این استودیو است. مادسازها با عشق و علاقه در این سالها مادهای مختلفی از جمله بستههای گرافیکی و ماموریتهای جدید برای این بازیها خلق کردهاند. با این حال با عرضه Fallout 4، بتسدا تصمیم گرفت از عشق مخاطبان به ماد، پول به جیب بزند و به همین دلیل پدیده Creation Club را معرفی کرد. نحوه کار این سیستم که بعدا در Skyrim هم گنجانده شد بدین ترتیب است که مادسازها، مادهای خود را در این پلتفرم و با دریافت پول از گیمرها منتشر میکنند، در این میان بتسدا  هم سهم خود را از قیمت مادها برمیدارد. هنوز هم در گوشه و کنار اینترنت میتوان مادهای رایگان یافت اما تلاش بتسدا برای گردآوری تمامی مادها زیر پرچم خود، صاحب نظران را به این نتیجه رسانده که در آینده نزدیک مادها تمام پولی شده و گیمرها علاقه خود را به استفاده از ماد در بازی‌های بتسدا به کلی از دست بدهند.

شکایت مویانگ


وقتی شما با فیلمی مواجه میشوید که نامش جام آتش و یخ است، هیچ وقت انتظار ندارید جی‌.کی.رولینگ ( نویسنده کتابهای هری پاتر) و جرج.آر.مارتین (نویسنده کتاب‌های نغمه اتش و یخ (بازی تاج و تخت) با یکدیگر تیم تشکیل دهند تا علیه سازندگان این فیلم دعوای حقوقی به راه بیاندازند. با این حال بتسدا ید طولایی در چنین اقداماتی دارد. وقتی استودیوMojang  (سازنده Minecraft) از بازی خود با نام Scrolls رونمایی کرد، بتسدا به دلیل تشابه نام بازی باElder Scrolls دست به کار شد تا استودیو Mojang را تسلیم کند. با این که دادگاه درنهایت رای به بیگناهی سازندگان Scrolls و آزادی آنان در استفاده از این نام برای بازی داد، درنهایت آنان تصمیم گرفتند نام دیگری روی بازی خود بگذارند. دعواهای حقوقی نسبتا احمقانه و خودخواهانه بتسدا به اینجا ختم نمیشود، وقتی استودیو Interplay حقوق سری Fallout را به بتسدا فروخت، تصور میکرد به دلیل برخی بندهای قرارداد میتواند نسخه آنلاین Fallout را بسازد. وقتی خبر ساخت این بازی منتشر شد، وکلای بتسدا به سرعت دست به کار شدند تا اینترپلی را به دادگاه بکشند. رای دادگاه درنهایت مقرر کرد که بتسدا برای تصاحب کامل نام تجاری Fallout باید 2 میلیون دلار به اینترپلی بپردازد. از آن پس بسیاری طرفداران سری Fallout در این اندیشه به سر میبردند که نسخه انلاین و MMO این بازی چگونه خواهد بود. خوشبختانه یا بدبختانه Fallout 76 این ارزوی انها را بدل به واقعیت کرد، رویایی که تحققش سری Fallout را تا مرز نابودی کشانده.

برخورد بد با منتقدان


اصولا یکی از مزایای خبرنگاری در حوزه گیم، دریافت نسخه‌های مخصوص نقد بازی توسط سازندگان، پیش از عرضه رسمی است. خبرنگاران در موعد زودتر از عرضه فرصت تجربه بازی را پیدا میکنند تا در هنگام عرضه رسمی، نمرات خود به بازی را در اختیار مخاطبان قرار دهند. گیمرها با در نظر گرفتن نکات مثبت و منفیای که توسط منتقدان نگاشته شده، دید کلی نسبت به بازی بدست آورده و برای خریدن یا نخریدن آن تصمیم گیری میکنند. حال برخی استودیوها به قدری از کار خود مطمئن هستند که هفتهها پیش از عرضه رسمی، بازی خود را برای منتقدان ارسال میکنند. حال هر چه زمان ارسال Review Copyبه زمان عرضه جهانی نزدیکتر باشد، یعنی سازندگان تلاش دارند نکات و معضلاتی را مخفی کنند که نشان میدهد بازی از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیست. این دقیقا کاری بود که سالها پیش بتسدا بدون هیچ دلیل قانع کنندهای انجام داد آن هم در حالی که بتسدا کمپانیای نیست که بازیهای افتضاح بسازد. توجیه آنان این بود که تجربه گیمرها و منتقدان باید یکسان باشد، همین موضوع باعث شد نقدهای بازیهای بتسدا بسیار سرسری و تند انجام شود و همین مزید بر علت شد تا بسیاری از نقاط قوت بازیها در نقد مورد اشاره قرار نگیرد.

زره خبر ساز


پرداختهای درون برنامهای امروز بخشی جداناپذیری از صنعت بازی هستند. با این حال شاید کمتر گیمر تازه کاری بداند که بتسدا پیش از راه اندازی فروشگاه Fallout 76 آن قیمت های مضحکش، تجربه دیگری در این زمینه داشته که حتی تا امروز هم به عنوان طنز میان گیمرها به کار می‌رود. بله در مورد زره اسب در Oblivion  صبحت می‌کنیم. یکی از خندهدارترین و صدالبته توهین آمیزترین DLCهای پولی که تاکنون برای بازیای عرضه شده بدون شک بسته الحاقی زره اسب برای Oblivion است که نه تنها هیچ تاثیری در سلامت اسب نمیگذاشت، بلکه در زیبایی بازی و کاراکتر هم بی تاثیر بود. در بازی افلاین چه کسی جز خود گیمر میتواند این زره را ببیند و از آن تعریف کند؟ پس چرا باید بابتش پول پرداخت کرد؟ آنهم برای چیزی که نه میتوان برایش پز داد یا استفاده کرد. امروز هم در بازیهای میتوان DLCهایی مانند زره اسب پیدا کرد اما مطمئنا تمامی گیمرها این بسته الحاقی را به عنوان گل سرسبد سرطان جدید بازیهای ویدئویی میشناسند.

شیردوشی به سبک بتسدا


وقتی بازی Elder Scrolls V: Skyrim  در سال 2011 به بازار عرضه شد، عملا با ویژگیها و جذابیتهای مختلفش توانست استانداردهای جدیدی در ژانر نقش آفرینی بوجود آورد. با این حال از آن سال تاکنون بتسدا روی هر پلتفرمی که به دستش رسیده، نسخهای از اسکایریم را پورت کرده حتی چندی پیش این بازی برای دستیار هوشمند Alexa هم منتشر شد. بتسدا به جای تلاش برای ساخت و توسعه قسمت جدید بازی، به قدری مشغول دوشیدن از گاو Skyrim است که با کمال وقاحت میگوید:«اگر میخواهید دیگر Skyrim پورت نکنیم، آن را نخرید.» بتسدا حاضر نیست قید اسکایریم را بزند و هیچ بعید نیست که تا چند وقت دیگر نسخه مخصوص گوشیهای هوشمند این بازی هم معرفی شود. بتسدا به جای صرف وقت برای ساخت بازی¬های جدید، به انتشار Skyrim پلتفرم‌های مختلف عادت کرده. به حدی که خود به این موضوع در تیزرهای تبلیغاتی معترف است. 


Fallout 76 همچنان در صدر

با این حال تمامی اقدامات تاریک و اشتباه بتسدا در گذشته، به هیچ عنوان قابل مقایسه با فاجعه Fallout 76 نیستند. بسیاری از طرفداران تنها ساعاتی پس از معرفی این بازی در نمایشگاه E3 2018 اعلام کردند به هیچ عنوان به موفقیت این بازی امید ندارند. مشکلات بازی تنها به باگ و گلیچ مربوط نبود، بتسدا اعلام کرده بود کاربران  PC باید این بازی را از فروشگاه بتسدا خریداری کنند، وقتی بازی در دسترس خریداران قرار گرفت، بسیاری از آنها با توجه عمق فاجعه بازی خواهان برگشت دادن پولهایشان شدند، خواستهای که بتسدا به هیچ وجه حاضر به انجامش نبود. باز هم مشکلات به همین جا ختم نشدند و بتسدا با عرضه نسخه Power Armor، بیش از هر زمانی خون طرفداران سری را به جوش آورد. بتسدا درست مانند فروشگاههای کلاهبردار انلاین که با ادرس و اطلاعات غلط محصولات خود را میفروشند، یک کیف نایلونی را به عنوان کیف کالکتور بازی برای خریداران ارسال کرد ان هم به این بهانه که مواداولیه لازم را در اختیار نداشته. در کمال تعجب مشخص شد بسیاری از استریمرها و افراد تاثیرگذار در صنعت گیم به صورت رایگان نسخه قابل قبول کیف را دریافت کرده بودند.  به نوعی باید گفت افرادی که هیچ پولی پرداخت نکرده بودند کیف باکیفیت دریافت کرده و افرادی که پول برای نسخه کالکتور پرداخته بودند، کیف نایلونی نصیبشان شد. اقدامی به شدت وقیحانه و زشت که پس از اعتراضات گسترده به عذرخواهی بتسدا و وعده تعویض آنها ختم شد. تمامی این اقدامات بتسدا کافی بود تا بسیاری از خریداران بازی از بتسدا به اتهام تبلیغات دروغین و فریب مخاطبان شکایت کنند. تصور میکنید اشتباهات بتسدا در اینجا تمام شد و داستان کیفها به خوبی و خوشی به پایان رسید؟ نه به هیچ وجه. خریداران نسخه کالکتور برای دریافت کیف جدید باید با مراجعه به سایت بتسدا، اطلاعات شخصی خود اعم از ادرس خانه و تلفن را ثبت میکردند، تا اینجای کار مشکلی نیست اما بتسدا دز انجام چنین کاری هم ناموفق ظاهر شد زیرا بازدیدکنندگان سایت تنها با چند کلیک میتوانستند اطلاعات کامل خریدارانی که اطلاعات خود را در سایت ثبت کرده بودند را ببینند. با این که این مشکل به سرعت رفع شد اما تاثیرش را بر پیکر خسته و زخمی بتسدا گذاشت اما این پایان کار داستان Fallout 76 نبود، بتسدا چندی پیش عنوان کرد با عرضه یک پچ قصد دارد مشکلات گرافیکی بازی را برطرف کند. باور کنید یا نه، با تمام این مشکلات گیمرهایی هستند که از Fallout 76 لذت می‌برند و این کاربران تصور می¬کردند با عرضه این پچ گرافیکی قرار است بسیاری از مشکلات فنی بازی برطرف شود اما با عرضه پچ مشخص شد نه تنها مشکلات برطرف نشده، بلکه چند ایراد دیگر هم به بازی افزوده شده. معضلات این بازی همچنان ادامه دارند و دامنگیر بتسدا شده‌اند، جوری که بنظر می¬رسد این کمپانی و بازی Fallout 76 دچار یک نفرین شده‌اند، شاید نفرینی از سوی استودیو Interplay

ادامه مطلب

تریلر

تریلر رونمایی از Battlefield 5

منتشر شده


ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

اولین اطلاعات از بازی Witchfire

چه چیزهایی از بازی جدید سازندگان The Vanishing of Ethan Carter می‌دانیم

منتشر شده

بازی Witchfire ساخته جدید سازندگانThe Vanishing of Ethan Carter  سال گذشته در مراسم بهترین بازی سال (The Game Awards 2017) معرفی شد اما از آن هنگام تا به امروز هیچ خبر خاصی درباره این بازی شنیده نشد.

خوشبختانه استودیو The Astronauts پس از گذشت 12 ماه اولین اطلاعات این بازی را منتشر کرد. داستان این بازی از شکار جادوگران در اروپای قرون وسطی الهام گرفته است ، اتفاقی که در قرن 15 آغاز شد و بیش از 300 سال به طول انجامید. در دنیای Witchfire اما جادوگران واقعی هستند و شخصیت اصلی بازی هم یکی از عوامل کلیسایی است که جادوگران را شکار می‌کند. 

به گفته سازندگان ، Witchfire شوتری چالش برانگیز است و برای کشف تمامی جوانب دنیای آن باید بر تمامی چالش‌ها غلبه کنید. جالب این‌که Witchfire یک بازی داستان محور نیست و کاربران باید با گشت و گذار در محیط از داستان و اتفاقات دنیای آن - چیزی شبیه به Bloodborne - باخبر شوند. همچنین این بازی فاقد میان پرده (کات سین) خواهد بود. 

سازندگان قصد دارند از این پس هر چهارشنبه اطلاعات جدیدی از Witchfire منتشر کنند. این بازی زودتر از 2019 عرضه نخواهد شد هرچند به گفته سازندگان سال 2020 زمان منطقی برای عرضه Witchfire است. 

استودیو The Astronauts را تعدادی از اعضای اسبق استودیو People Can Fly تشکیل دادند ؛ استودیوی که به دلیل ساخت عناوینی مثل Painkiller و Bulletstorm شناخته می‌شود. 


ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Far Cry New Dawn

آخرالزمان صورتی

منتشر شده

می‌توان گفت سری بازی‌های Far Cry بعد از شماره دوم مسیر جدیدی را پیش گرفته و دچار تحولات عظیمی در بخش داستانی و روایت شدند. قطعا شما هم خاطرات و دیوانگی های «واس» در شماره سوم را به خاطر دارید، کاراکتر منفی داستان که به علت روایت فوق العاده و نقشی که بطور تمام و کمال ایفا کرده بود، تبدیل به یکی از محبوبترین شخصیت‌های منفی دنیای بازی‌ها شد. بعد از آن بود که به علت موفقیت بسیار بالای شماره سوم، شرکت یوبی سافت تصمیم به ادامه همین مسیر گرفت؛ بدین صورت که در هر شماره از بازی ما شاهد حضور یک کاراکتر دیوانه که سعی در کنترل منطقه ای خاص با ایدئولوژی های مخصوص به خود دارد، هستیم. اما بگذارید روراست باشیم، هیچ یک از آن ها موفق نشدند جایگزین واس شوند! از روایت داستانی که بگذریم گیم پلی کلی این سری نیز همان راه و روش شماره سوم را پیش گرفتند و تا آخرین شماره از بازی که فارکرای نیو دان نام دارد، تغییرات آنچنانی ای در آن مشاهده نمی‌شود.

عصر جدید

داستان این عنوان که بصورت یک بسته اضافه شونده عظیم و استندالون برای Far Cry 5 منتشر شده، دقیقا ادامه‌ای است بر اتفاقات شماره قبل. بمب‌های اتمی یکی پس از دیگری در منطقه هوپ کانتی منفجر شده و تمامی اراضی را به نابودی کشانده‌اند. اما حالا چندین سال از آن واقعه گذشته و طبیعت مثل همیشه شروع به بازسازی زمین کرده است. انسان‌هایی که موفق به گرفتن پناه در زیرزمین شده بودند کم کم به روی زمین بازمی‌گردند و با طبیعتی بکر و زیبا مواجه می‌شوند. حالا زمان آن است که زندگی را از نو بسازند؛ اما خب، طبیعتا همه چیز به این خوبی و خوشی پیش نخواهد رفت. ویلن‌های دیوانه این شماره از بازی دو خواهر دوقلو هستند که از فرصت استفاده کرده و قصد بدست گرفتن منطقه هوپ کانتی را دارند. شما نیز عضوی از یک تیم خبره که برای کمک به مردم منطقه آماده شده‌اند هستید که برای کمک به مردم و نجات آن ها از دست این دو خواهر وارد داستان خواهید شد. البته در ادامه با پیچیدگی های خاصی در داستان روبرو شده و سری نیز به کاراکترهای قدیمی خواهید زد.

روایت با حمله این دو خواهر به کاروان قطار گروه نجات شروع شده و شاهد کشت و کشتار همکاران خود خواهید بود. اینجاست که با ایدئولوژی دو خواهر آشنا می شوید و از تلاش روایت داستان برای دیوانه و ترسناک جلوه دادن آن ها لبخند به لبانتان خواهد نشست، زیرا از نظر نگارنده، روایت در این کار کاملا ناموفق بوده و تقریبا به کلیشه سری فارکرای تبدیل شده که دیگر جذابیتی ندارد. مهم‌تر اینکه در طول داستان زمان کافی برای روبرویی شما با این دو خواهر داده نمی شود و در پرداخت شخصیت آن‌ها کوتاهی شده است.


دنیای صورتی

از این که بگذریم با دنیایی پس آخرالزمانی اما به شیوه ای متفاوت روبرو هستیم. دنیایی پر از زیبایی‌ها و مناظر بکر که با تم صورتی رنگ به انتظار شما نشسته است. حیواناتی که به علت همین تغییرات، جهش یافته اما این جهش از نوع زیبا و نه ترسناک است. گوزن‌های سفید رنگ با شاخ‌هایی صورتی و قرمز از نمونه های این تغییر است. خانه‌ها و سازه‌ها در زیر خیل عظیمی از گیاهان رنگارنگ مدفون شده‌اند و انسان‌ها با تکنولوژی گذشتگان سعی در ساخت دوباره از دست رفته‌های خود دارند. باید اعتراف کرد که اتمسفری که این تغییرات را خلق کرده در نوع خود جذاب و دوست داشتنی است و از گشت و گذار در مناطق و تماشای مناظر آن خسته نخواهید شد. نباید از گرافیک بسیار زیبا نیز غافل شد که تقریبا سنگینی ایجاد این چنین اتمسفری را یک تنه به دوش میکشد. پوشش گیاهی در کامل‌ترین سطحی که باید قرار دارد و بافت‌های بسیار با کیفیت و نورپردازی و رنگ‌بندی فوق العاده زیبا، کلکسیونی از تابلوهای نقاشی زنده را برایتان به ارمغان آورده است.

تکرار گذشته

همانطور که بالاتر اشاره شد، سبک و کلیات گیم پلی بازی همان راه شماره‌های اخیر را با کمی تغییرات ادامه می‌دهد. حالا دشمنان سطح بندی شده‌اند و برای راحت‌تر کشتن آن‌ها باید سلاح مربوط به همان سطح را بسازید که این کار بازی را تا حدودی به عناوین نقش آفرینی نزدیک کرده؛ در سوی دیکر پرک‌ها و یا مهارت‌هایی برایتان در نظر گرفته شده که کار را برای مبارزه و اکتشاف راحت تر کرده است. از آنجایی که در سری فارکرای همیشه المان‌هایی از تخیل بکار گرفته شده، اینجا سازندگان کمی فراتر رفته و مهارت‌هایی در اختیارتان قرار می دهند که شما را تبدیل به یک ابرقهرمان می‌کند! این مهارت‌ها در نوع خود جالب هستند اما متاسفانه تقریبا در اواخر بازی در اختیارتان قرار می‌گیرد. Base اصلی شما که «پراسپریتی» نام دارد محل زندگی افرادی است که قرار است از آن‌ها محافظت کنید و از چندین بخش مختلف تشکیل شده، که با ارتقای این بخش‌ها می توانید به ارتقای مواردی چون ساخت سلاح‌های قویتر دسترسی پیدا کنید. به غیر از یک سلاح دیسک پرت کن، باقی سلاح‌ها اکثرا همان سلاح‌های شماره پنجم هستند که تمی رنگی به خود گرفته‌اند. مثل همیشه قرارگاه‌هایی نیز برای تصرف وجود دارند که اینبار با تصاحب آن ها می‌توانید برای بدست آوردن منابع بیشتر، دوباره آن‌ها را تحویل دشمن داده و دوباره اقدام به تصرفشان کنید.


هوش مصنوعی تاریخ مصرف گذشته

شاید مشکل اصلی گیم پلی هوش مصنوعی بد و تاریخ گذشته دشمنان و یاران خودی باشد. دشمنان هیچ حس هوشمندی‌ای به شما انتقال نمی دهند و به سبک بازی‌های قدیمی فقط یک کار را بلدند؛ در صورت دیدن دشمن، انگشت را بر روی ماشه اسلحه گذاشته و به سوی او دوان دوان حمله ور شوند! البته در این بین یک نفر هم قبل از این کار به طرف آژیر خطر خواهد رفت! عذابی که هوش مصنوعی یارهای خودی به شما خواهند داد خیلی بیشتر از دشمنان است. از فریاد های ناگهانی و بی دلیلی که در کنار گوشتان می‌کشند تا بی‌عرضگی آن‌ها در مقایله با دشمن و غیبت‌های ناگهانی‌شان، باعث می‌شود که بعد از مدتی دیگر به آن‌ها نیاز نداشته باشید و ترجیح دهید که راه را به تنهایی ادامه دهید. به تمامی این مشکلات انیمیشن‌های بسیار بد و قدیمی را اضافه کنید تا گیم‌پلی حسابی توی ذوقتان بخورد.

بخش جدید

بعد از انجام بعضی از ماموریت‌ها هیچ ماموریت جدیدی برایتان دیکته نخواهد شد و احتمالا با سردرگمی مواجه شوید، که برای حل این مشکل باید یا به مکانی دیگر سفر کنید یا یکی از پرک‌های جدید را بخرید، که در نوع خود عجیب به نظر میرسد! بخش جدیدی به نام Expedition نیز در بازی به چشم میخورد که باید در ماموریتی کاملا رندوم و شانسی، بسته‌ای را از پایگاه دشمن بدزدید که این کار را می توان بصورت دو نفره و با دوست خود انجام دهید. این بخش اگر در آینده با ماموریت های متفاوت بروزرسانی شود می تواند تا مدتی مخاطبان را سرگرم کند، اما در غیر این صورت بعد از چندبار تکرار، هیچ رقبتی برای انجامشان نخواهید داشت. از جذاب‌ترین بخش‌های گیم پلی، ماموریت‌های جانبی است که به شما گفته می‌شود تا در منطقه‌ای از محیط به اکتشاف محل ذخیره سازی منابع بپردازید که یافتن راه ورود و حل معمای آن سرگرمتان خواهد کرد.


هنوز راه زیادی نمانده

اگر از تمامی این تفاسیر بگذریم، گیم پلی بازی هنوز هم تا حدودی کشش لازم برای اتمام بازی را در اختیارتان قرار می دهد، حداقل داستانی که روایت می شود و ارتباط آن با شماره قبلی و تنوع مراحل، کنجکاوی لازم برای رسیدن به انتهای داستان را برایتان فراهم می‌کند. هرچند که بعضی از ماموریت‌ها می‌تواند خواب آور و اعصاب خردکن شوند .صداگذاری و صداپیشگی کاراکترها از نکات مثبت این عنوان بشمار می آیند. صداپیشگان کار خود را به خوبی انجام داده داده اند و کم و کسری از این بابت احساس نمی‌شود. ناگفته نماند که لال بودن کاراکتر شما هنوز هم جزئی از پیکره فارکرای بحساب می آید! از یاد نبریم که شخصی سازی کاراکتر هم تا حدودی در بازی وجود دارد، هرچند لباس‌های جذاب و خاص آن به نوعی وابسته به پرداخت درون برنامه است و بهتر است دور آن‌ها را خط بکشید؛ هرچند که بازی بصورت اول شخص دنبال می‌شود و به غیر از یار کوآپ خود در بخش آنلاین، کسی لباس شما را نخواهد دید.

کلام آخر

«فارکرای نیو دان» Far Cry New Dawn عنوان بزرگی نیست و همانطور که گفته شد ادامه ای بر شماره پنجم بحساب می آید که با قیمت 40 دلار به فروش می رسد. با در نظر گرفتن این موارد، می توان گفت که تیم سازنده سعی کرده تا تجربه ای زیبا با تغییراتی کوچک را برای مخاطبان آماده کنند که تا حدودی نیز موفق بوده‌اند. با تمامی کم و کاستی‌هایی که با آن‌ها روبرو خواهید شد، گشت و گذار و مبارزه برای بقا در محیطی زیبا و رنگارنگ می تواند برایتان لذت بخش باشد. مخصوصا اینکه اگر بهمراه دوست خود به تجربه آن بپردازید.

بررسی بازی Far Cry New Dawn  بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات