با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار

بازی محبوب نینتندو به فضا رفت!

گروهی از دانش‌آموزان عاشق علم بازی EarthBound را به لبه فضا فرستادند

منتشر شده

بازی محبوب نینتندو به فضا رفت!

رانی دویل ، پسر 14 ساله اهل کالیفرنیا امسال یک هدیه بسیار عجیب و هیجان انگیز از پدر بزرگش دریافت کرد. پدر بزرگ رانی با اهدای کمک مالی به گروه علمی Earth To Sky Calculus (گروهی متشکل از چندین دانش آموز دبیرستانی و معلم‌های آن‌ها) این امکان را برای او فراهم کرد که یک جسم کوچک را به لبه فضا بفرستد.

رانی هم تصمیم گرفت یکی از مهم‌ترین اعضای کلکسیون شخصی خود را به فضا بفرستد : بازی EarthBound! طرفداران نینتندو می‌دانند که EarthBound یکی از مشهورترین عناوین RPG تاریخ شرکت نینتندو است. این بازی در سال 1994/1373 برای کنسول SNES عرضه شد و در ژاپن با نام Mother 2 شناخته می‌شود. 

رانی دویل در این باره می‌گوید : «فرستادن یک بازی 200 دلاری ریسک بزرگی بود ،مخصوصا اینکه ممکن بود EarthBound صحیح و سالم بازنگردد، با این حال من تصمیم گرفتم تا این ریسک را انجام دهم»

بالون هلیومی وظیفه نگه داشتن کارتریج EarthBound را برعهده داشت. این بالون از منزل رانی در کالیفرنیا به پرواز درآمد، آن هم در حالی که یک GPS برای ردیابی به آن متصل بود. 

با این کار EarthBound به نخستین بازی تبدیل شد که به ارتفاع هزار فوتی (30480 متر) می‌رسد. 

جالب این است که به گفته دویل بازی EarthBound هنوز صحیح و سالم کار می‌کند. تنها کارتریجی که به لبه فضا رفت و به سلامت برگشت!


ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

نیمه تاریک Bethesda

بخش‌های تاریک کارنامه خالقان The Elder Scrolls

منتشر شده

بدون شک گیمرها هم نظر هستند که سال 2018 ، سال Fortnite بود و مورد بحث‌ترین کمپانی سال هم، شرکت Epic، سازنده این عنوان اما چه کمپانی‌ای به خاطر اقدامات اشتباه و غیرقابل قبولش در سال گذشته نقل محافل گیمینگ بود؟ بدون شک در این مورد هم کسی شک ندارد که تمشک طلایی به بتسدا  و بازی  Fallout 76 میرسد. با این حال Fallout 76 اولین و تنها نقطه تاریک در کارنامه این کمپانی مشهور نیست و با توجه به رویکرد این شرکت، آخرین هم نخواهد بود. این بار تصمیم گرفتیم به روی دیگر کمپانی بتسدا بپردازیم، کمپانی‌ای با کارنامه نه چندان پاک که به مدد ساخت بازیهایی مانند Fallout 3 و Skyrim دل بسیاری از گیمرها را ربود و خاطرات سیاه خود را در سایه موفقیت‌هایش دفن کرد. خاطراتی که به مدد انتشار Fallout 76 همگی از گور برخاستند تا گلوی بتسدا را بفشارند، این شما و این هم نیمه تاریک بتسدا

نقطه آغاز


عناوینی مثل Fallout 3، Skyrim و Oblivion را به خاطر بیاورید. قطعا با خود فکر میکنید پیش از عرضه Fallout 76، هیچ نقطه تاریک یا اشتباهی در کارنامه این کمپانی وجود نداشت و روزهای تاریک بتسدا تنها پس از عرضه این فاجعه بشری آغاز شدند اما حقیقت امر چیز دیگری است. اقدامات اشتباه ، خودخواهانه و غلط بتسدا سالها پیش از ساخت  Fallout 76 آغاز شدند و تنها دلیلی که کمتر کسی به آنها میپرداخت، جذابیت، زیبایی و اعتیاد آور بودن بازی‌های ساخت این استودیو بود. جذابیتی که تمام ایرادات و تاریکی‌ها را زیر سایه خود دفن میکرد. این بار اما Fallout 76 قد و قوارهای ندارد تا مشکلات زیر سایهاش مخفی شوند ، لذا تمام ایرادات از همان اول در چشم مخاطب و طرفداران شروع به درخشش می‌کنند. از مادها شروع کنیم، اگر بازیهای بتسدا را روی PC تجربه کرده باشید، به خوبی میدانید که مادسازی بخش جدایی ناپذیر بازیهای نقش آفرینی این استودیو است. مادسازها با عشق و علاقه در این سالها مادهای مختلفی از جمله بستههای گرافیکی و ماموریتهای جدید برای این بازیها خلق کردهاند. با این حال با عرضه Fallout 4، بتسدا تصمیم گرفت از عشق مخاطبان به ماد، پول به جیب بزند و به همین دلیل پدیده Creation Club را معرفی کرد. نحوه کار این سیستم که بعدا در Skyrim هم گنجانده شد بدین ترتیب است که مادسازها، مادهای خود را در این پلتفرم و با دریافت پول از گیمرها منتشر میکنند، در این میان بتسدا  هم سهم خود را از قیمت مادها برمیدارد. هنوز هم در گوشه و کنار اینترنت میتوان مادهای رایگان یافت اما تلاش بتسدا برای گردآوری تمامی مادها زیر پرچم خود، صاحب نظران را به این نتیجه رسانده که در آینده نزدیک مادها تمام پولی شده و گیمرها علاقه خود را به استفاده از ماد در بازی‌های بتسدا به کلی از دست بدهند.

شکایت مویانگ


وقتی شما با فیلمی مواجه میشوید که نامش جام آتش و یخ است، هیچ وقت انتظار ندارید جی‌.کی.رولینگ ( نویسنده کتابهای هری پاتر) و جرج.آر.مارتین (نویسنده کتاب‌های نغمه اتش و یخ (بازی تاج و تخت) با یکدیگر تیم تشکیل دهند تا علیه سازندگان این فیلم دعوای حقوقی به راه بیاندازند. با این حال بتسدا ید طولایی در چنین اقداماتی دارد. وقتی استودیوMojang  (سازنده Minecraft) از بازی خود با نام Scrolls رونمایی کرد، بتسدا به دلیل تشابه نام بازی باElder Scrolls دست به کار شد تا استودیو Mojang را تسلیم کند. با این که دادگاه درنهایت رای به بیگناهی سازندگان Scrolls و آزادی آنان در استفاده از این نام برای بازی داد، درنهایت آنان تصمیم گرفتند نام دیگری روی بازی خود بگذارند. دعواهای حقوقی نسبتا احمقانه و خودخواهانه بتسدا به اینجا ختم نمیشود، وقتی استودیو Interplay حقوق سری Fallout را به بتسدا فروخت، تصور میکرد به دلیل برخی بندهای قرارداد میتواند نسخه آنلاین Fallout را بسازد. وقتی خبر ساخت این بازی منتشر شد، وکلای بتسدا به سرعت دست به کار شدند تا اینترپلی را به دادگاه بکشند. رای دادگاه درنهایت مقرر کرد که بتسدا برای تصاحب کامل نام تجاری Fallout باید 2 میلیون دلار به اینترپلی بپردازد. از آن پس بسیاری طرفداران سری Fallout در این اندیشه به سر میبردند که نسخه انلاین و MMO این بازی چگونه خواهد بود. خوشبختانه یا بدبختانه Fallout 76 این ارزوی انها را بدل به واقعیت کرد، رویایی که تحققش سری Fallout را تا مرز نابودی کشانده.

برخورد بد با منتقدان


اصولا یکی از مزایای خبرنگاری در حوزه گیم، دریافت نسخه‌های مخصوص نقد بازی توسط سازندگان، پیش از عرضه رسمی است. خبرنگاران در موعد زودتر از عرضه فرصت تجربه بازی را پیدا میکنند تا در هنگام عرضه رسمی، نمرات خود به بازی را در اختیار مخاطبان قرار دهند. گیمرها با در نظر گرفتن نکات مثبت و منفیای که توسط منتقدان نگاشته شده، دید کلی نسبت به بازی بدست آورده و برای خریدن یا نخریدن آن تصمیم گیری میکنند. حال برخی استودیوها به قدری از کار خود مطمئن هستند که هفتهها پیش از عرضه رسمی، بازی خود را برای منتقدان ارسال میکنند. حال هر چه زمان ارسال Review Copyبه زمان عرضه جهانی نزدیکتر باشد، یعنی سازندگان تلاش دارند نکات و معضلاتی را مخفی کنند که نشان میدهد بازی از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیست. این دقیقا کاری بود که سالها پیش بتسدا بدون هیچ دلیل قانع کنندهای انجام داد آن هم در حالی که بتسدا کمپانیای نیست که بازیهای افتضاح بسازد. توجیه آنان این بود که تجربه گیمرها و منتقدان باید یکسان باشد، همین موضوع باعث شد نقدهای بازیهای بتسدا بسیار سرسری و تند انجام شود و همین مزید بر علت شد تا بسیاری از نقاط قوت بازیها در نقد مورد اشاره قرار نگیرد.

زره خبر ساز


پرداختهای درون برنامهای امروز بخشی جداناپذیری از صنعت بازی هستند. با این حال شاید کمتر گیمر تازه کاری بداند که بتسدا پیش از راه اندازی فروشگاه Fallout 76 آن قیمت های مضحکش، تجربه دیگری در این زمینه داشته که حتی تا امروز هم به عنوان طنز میان گیمرها به کار می‌رود. بله در مورد زره اسب در Oblivion  صبحت می‌کنیم. یکی از خندهدارترین و صدالبته توهین آمیزترین DLCهای پولی که تاکنون برای بازیای عرضه شده بدون شک بسته الحاقی زره اسب برای Oblivion است که نه تنها هیچ تاثیری در سلامت اسب نمیگذاشت، بلکه در زیبایی بازی و کاراکتر هم بی تاثیر بود. در بازی افلاین چه کسی جز خود گیمر میتواند این زره را ببیند و از آن تعریف کند؟ پس چرا باید بابتش پول پرداخت کرد؟ آنهم برای چیزی که نه میتوان برایش پز داد یا استفاده کرد. امروز هم در بازیهای میتوان DLCهایی مانند زره اسب پیدا کرد اما مطمئنا تمامی گیمرها این بسته الحاقی را به عنوان گل سرسبد سرطان جدید بازیهای ویدئویی میشناسند.

شیردوشی به سبک بتسدا


وقتی بازی Elder Scrolls V: Skyrim  در سال 2011 به بازار عرضه شد، عملا با ویژگیها و جذابیتهای مختلفش توانست استانداردهای جدیدی در ژانر نقش آفرینی بوجود آورد. با این حال از آن سال تاکنون بتسدا روی هر پلتفرمی که به دستش رسیده، نسخهای از اسکایریم را پورت کرده حتی چندی پیش این بازی برای دستیار هوشمند Alexa هم منتشر شد. بتسدا به جای تلاش برای ساخت و توسعه قسمت جدید بازی، به قدری مشغول دوشیدن از گاو Skyrim است که با کمال وقاحت میگوید:«اگر میخواهید دیگر Skyrim پورت نکنیم، آن را نخرید.» بتسدا حاضر نیست قید اسکایریم را بزند و هیچ بعید نیست که تا چند وقت دیگر نسخه مخصوص گوشیهای هوشمند این بازی هم معرفی شود. بتسدا به جای صرف وقت برای ساخت بازی¬های جدید، به انتشار Skyrim پلتفرم‌های مختلف عادت کرده. به حدی که خود به این موضوع در تیزرهای تبلیغاتی معترف است. 


Fallout 76 همچنان در صدر

با این حال تمامی اقدامات تاریک و اشتباه بتسدا در گذشته، به هیچ عنوان قابل مقایسه با فاجعه Fallout 76 نیستند. بسیاری از طرفداران تنها ساعاتی پس از معرفی این بازی در نمایشگاه E3 2018 اعلام کردند به هیچ عنوان به موفقیت این بازی امید ندارند. مشکلات بازی تنها به باگ و گلیچ مربوط نبود، بتسدا اعلام کرده بود کاربران  PC باید این بازی را از فروشگاه بتسدا خریداری کنند، وقتی بازی در دسترس خریداران قرار گرفت، بسیاری از آنها با توجه عمق فاجعه بازی خواهان برگشت دادن پولهایشان شدند، خواستهای که بتسدا به هیچ وجه حاضر به انجامش نبود. باز هم مشکلات به همین جا ختم نشدند و بتسدا با عرضه نسخه Power Armor، بیش از هر زمانی خون طرفداران سری را به جوش آورد. بتسدا درست مانند فروشگاههای کلاهبردار انلاین که با ادرس و اطلاعات غلط محصولات خود را میفروشند، یک کیف نایلونی را به عنوان کیف کالکتور بازی برای خریداران ارسال کرد ان هم به این بهانه که مواداولیه لازم را در اختیار نداشته. در کمال تعجب مشخص شد بسیاری از استریمرها و افراد تاثیرگذار در صنعت گیم به صورت رایگان نسخه قابل قبول کیف را دریافت کرده بودند.  به نوعی باید گفت افرادی که هیچ پولی پرداخت نکرده بودند کیف باکیفیت دریافت کرده و افرادی که پول برای نسخه کالکتور پرداخته بودند، کیف نایلونی نصیبشان شد. اقدامی به شدت وقیحانه و زشت که پس از اعتراضات گسترده به عذرخواهی بتسدا و وعده تعویض آنها ختم شد. تمامی این اقدامات بتسدا کافی بود تا بسیاری از خریداران بازی از بتسدا به اتهام تبلیغات دروغین و فریب مخاطبان شکایت کنند. تصور میکنید اشتباهات بتسدا در اینجا تمام شد و داستان کیفها به خوبی و خوشی به پایان رسید؟ نه به هیچ وجه. خریداران نسخه کالکتور برای دریافت کیف جدید باید با مراجعه به سایت بتسدا، اطلاعات شخصی خود اعم از ادرس خانه و تلفن را ثبت میکردند، تا اینجای کار مشکلی نیست اما بتسدا دز انجام چنین کاری هم ناموفق ظاهر شد زیرا بازدیدکنندگان سایت تنها با چند کلیک میتوانستند اطلاعات کامل خریدارانی که اطلاعات خود را در سایت ثبت کرده بودند را ببینند. با این که این مشکل به سرعت رفع شد اما تاثیرش را بر پیکر خسته و زخمی بتسدا گذاشت اما این پایان کار داستان Fallout 76 نبود، بتسدا چندی پیش عنوان کرد با عرضه یک پچ قصد دارد مشکلات گرافیکی بازی را برطرف کند. باور کنید یا نه، با تمام این مشکلات گیمرهایی هستند که از Fallout 76 لذت می‌برند و این کاربران تصور می¬کردند با عرضه این پچ گرافیکی قرار است بسیاری از مشکلات فنی بازی برطرف شود اما با عرضه پچ مشخص شد نه تنها مشکلات برطرف نشده، بلکه چند ایراد دیگر هم به بازی افزوده شده. معضلات این بازی همچنان ادامه دارند و دامنگیر بتسدا شده‌اند، جوری که بنظر می¬رسد این کمپانی و بازی Fallout 76 دچار یک نفرین شده‌اند، شاید نفرینی از سوی استودیو Interplay

ادامه مطلب

تریلر

تریلر لانچ Vampyr

منتشر شده

زمان اکران فیلم «ماینکرفت» (Minecraft) به تعویق افتاد و این فیلم دیگر در می 2019 اکران نمی‌شود. اما این تنها خبر بد برای دوستداران سری بازی محبوب ماینکرفت نیست زیرا « راب مک‌الهنی» (Rob McElhenny) نویسنده و کارگردان فیلم ماینکرفت هم از این پروژه جدا شد.
مک‌الهنی در گفتگو با The Wrap این موضوع را اعلام کرد. خالق و بازیگر سریال مشهور « فیلادلفیا همیشه آفتابی است» (It's Always Sunny in Philadelphia) توضیح بیشتری در این باره نداد.

ادامه مطلب

خبر یک / تیتر یک

چگونه بیگانه قربانی دعوای Gearbox و Sega شد ؟

مروری بر یکی از عجیب‌ترین پرونده‌های صنعت بازی و چگونگی نابود شدن Aliens: Colonial Marines 


منتشر شده

برعکس تصورات عمومی ، جهان گیم چندان عاری از مشکل نیست. مردم عادی عموماً بر این باورند که سازندگان بازی ، افرادی خیرخواه و گیک محور هستند که تنها علاقه آنها عرضه بازی‌های باکیفیت و خیر رساندن به گیمرهای داغ‌دیده است که همیشه با چوب رسانه‌ها سرکوب شده‌اند ؛ هرچند حقیقت با آن چیزی که در ظاهر دیده می‌شود کاملاً متفاوت است. چه طور می‌توان از صنعتی که سالانه درآمدی بالغ بر 100 میلیارد دلار دارد ، انتظار چرخه‌ای کاملاً سالم و به‌دوراز باج و فساد را داشت ؟ به تازگی یک ماد ساز استرالیایی به نام «جیمز دیکنسون» با نام کاربری jamesdickinson963 فاش کرده که دلیل رفتارعجیب و غریب بیگانه‌های بازی  Aliens: Colonial Marines تنها به دلیل یک کلمه اشتباه در کد هوش مصنوعی بازی است. واقعا جای تعجب دارد که چه طور عملکرد یک بازی به خاطر چنین اشتباه ساده و در عین حال احمقانه‌ای نابود می‌شود. این تنها اشتباه در ساخت Aliens: Colonial Marines نبود زیرا این بازی از همان ابتدا مسیری غلط را پیمود. به قولی خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج. حالا که نام این بازی دوباره بر سر زبان‌ها افتاده بهتر است روند ساخت بازی را مرور کرده و متوجه شویم چرا Aliens: Colonial Marines به یک شکست تجاری بزرگ تبدیل شد. پرونده گیرباکس (Gearbox) و سگا (SEGA) به‌خوبی پشت پرده دنیای امروز بازی‌های ویدیویی را عریان می‌سازد. دنیایی که به‌مانند فوتبال و پرونده فساد اخیرش پرشده از قراردادهای نادر و پول‌هایی که هیچ‌گاه مقصد آنها مشخص نمی‌شود. 

نابودی بیگانه آغاز می‌شود 

اواخر سال 2006 بود که سگا با افتخار اعلام کرد طی قراردادی حقوق ساخت سری بازی بیگانه (Alien) را به دست آورده. این برای شرکت بحران دیده‌ای همچون سگا ، غنیمتی بزرگ بود ؛ مخصوصاً اینکه پایه‌های سست آنها را در بازار غرب محکم می‌کرد. سگا قصد ساخت سه عنوان متفاوت را داشت و در ابتدا قراردادی عظیم با شرکت گیرباکس به امضا رساند ؛ سازنده سری بازی مشهور Brother in Arms که به خوش‌نامی مشهور بود. سگا خیلی زود از Aliens: Colonial Marines پرده برداشت و قرار شد اثر مذکور در اواخر سال 2008 عرضه شود ؛ اما برعکس تصورات عمومی ، روند ساخت Colonial Marines پر شد از ایراداتی که درنهایت زمان عرضه بازی را به اواسط سال 2013 موکول کرد. باوجود تاخیر طولانی ، بیگانه سیاه‌بخت نتوانست آن‌طور که باید و شاید قدرتمند ظاهر شود و منتقدان هم با متوسط نمره 45 به خوبی از آن پذیرایی کردند ؛ اما این پایان کار نبود. بسیاری از کاربران که از کیفیت ضعیف بازی شوکه شده بودند ، با گشت‌وگذار در سایت‌های خبری هنر هشتم به حقیقتی تلخ پی بردند و آن هم چیزی نبود جز تفاوت نسخه نهایی با تریلرهای پخش شده پیش از عرضه. مدتی بعد سایت یورو گیمر عکس‌هایی را منتشر کرد که نشان می‌داد گرافیک نمایش‌ها تفاوت چشم‌گیری با نسخه نهایی دارد و این دلیلی شد تا دو تن از طرفداران پروپاقرص بازی با مراجعه به یک دفتر حقوقی از سگا و گیرباکس به دلیل تفاوت اثر نهایی با آن چیزی که به نمایش درآمده بود ، شکایت کنند. 


به خاطر یک مشت دلار

پس از چندین و چند دادگاه ، سگا به‌عنوان ناشر و دارنده امتیاز سری Alien ، موظف شد تا 1.25 میلیون دلار به آن‌هایی که بازی را پیش خرید یا در روز نخست تهیه کردند ؛ پرداخت کند. دراین‌بین اختلاف سگا و گیرباکس به بالاترین حد ممکن رسید طوری که هرلحظه ممکن بود یکی از دو این شرکت علیه یکدیگر پرونده‌ای مفصل تشکیل داده و روانه دادگاه شوند. در آن هنگام هیچ‌کدام از مسئولان دو شرکت اطلاعاتی را در این باره منتشر نکردند ؛ تا اینکه تعدادی از کارمندان سگا و در ادامه بعضی از سازندگان گیرباکس و تسترها به حرف آمدند ، حرف‌هایی که نشان می‌داد این خانه از پای‌بست ویران است! به گفته آنها در وهله نخست سگا با سیاست‌های اشتباهش ، Alien را به کشتن داد ؛ اما گیرباکس خیانت در امانت کرده بود. داستان‌های عجیبی که این منابع تعریف کردند ؛ چهره عمومی گیرباکس را به‌عنوان یک تیم خوب بازیسازی بسیار خدشه‌دار کرد. ماجرا از این قرار بود که سگا در همان مراحل اولیه ساخت ، پرده از Aliens: Colonial Marines برداشت و اعلام کرد که بازی در اواخر سال 2008 میلادی روانه بازار خواهد شد. عکس‌هایی که هم از بازی منتشر شده بودند ، تنها چند نمونه ساختگی بودند. گیرباکس که سازنده‌ای مستقل است و در آن زمان درگیر پروژه عظیم Borderlands بود ، با گرفتن پول هنگفتی از سگا آن را به بازی مذکور تزریق کرد. 


روزها سپری می‌شدند و مراحل ساخت Aliens: Colonial Marines به کندی پیش می‌رفت. سگا که تا حدودی از ماجرا بو برده بود ، طی مقطعی (اواخر سال 2008) پروژه را به‌صورت کامل متوقف کرد ؛ هرچند پس از گذشت تنها یک ماه ، کار ساخت بازی از سر گرفته و بار دیگر گیرباکس به همان حقه کثیف متوسل شد. یکی از سازندگان گیرباکس در این باره گفته بود : «پیش از تحول گرافیکی Borderlands - تغییر ظاهر از حالت رئال به سل شید - روزبه‌روز از تعداد افراد گروه ما کاسته می‌شد.» اما این پایان داستان نبود زیرا گیرباکس و در راس آن «رندی پیچفورد» مدیر این شرکت که می دانستند بالاخره مجبور به عرضه بازی هستند ، به‌صورت پنهانی با سه استودیو برای تکمیل بازی وارد مذاکره شد. این یعنی سگا بر اساس قرارداد هرماه به گیرباکس مبالغ مشخصی پرداخت می‌کرد و آنها هم پول کمتری را به سه استودیو مذکور می‌دادند تا شاید پایان داستان خوش باشد که البته خوش نبود! آنها شبیه به مستاجری بودند که برای خانه شخص دیگری دلالی می‌کردند.

پولی که به جیب گیرباکس رفت 

جالب اینجا بود که گیرباکس با تاخیرهای فراوان ، پول‌های بیشتری از سگا دریافت می‌کرد. این استودیو Borderlands را با موفقیت عرضه کرده و مشغول به ساخت نسخه دوم شدند ؛ از طرفی آنها به‌واسطه پول فراوانی که داشتند تمامی حقوق سری بازی Duke Nukem را خریداری کرده و حتی وظیفه تکمیل کردن Duke Nukem Forever را بر عهده گرفتند. بعضی از اعضایی که در ساخت بازی دخیل بودند ، سگا را نیز مورد شماتت قرار می‌دهند که نتوانست از پس مدیریت پروژه بربیاید. یکی از تسترها گفته بود که سگا به‌خوبی از کیفیت نهایی باخبر بود و باید حداقل چندین ماه دیگر را سپری می‌کرد تا اثر بهتری را روانه بازار کند. یکی دیگر از نکات عجیب این پرونده عدم شکایت سگا از گیرباکس بود. گویا سگا به دلیل قراردادی ماهرانه‌ای که گیرباکس تنظیم کرده بود ، نمی‌توانست از آنها درخواست غرامت کند. در قرارداد تعدادی بند ذکرشده بود که تنها در صورت عدم تکمیل بازی سگا قادر به شکایت بود. بازی دارای بخش چندنفره ، تک‌نفره و Co-op بود و با توجه به داشتن چنین بخش‌هایی دست و پای شرکت ژاپنی هم بسته شد. در نهایت Aliens: Colonial Marines عرضه و با انتقادات فراوان همراه شد طوری که طی یک هفته 65 درصد از بازیکنان خود را از دست داد. نباید از اشتباهات سگا به همین راحتی چشم‌پوشی کرد ، زیرا شرکت بزرگ T2 سال‌هاست که با گیرباکس همکاری می‌کند و ماحصل تمام همکاری‌هایشان - حتی دوک ناکم برای همیشه -  هم به‌شدت سودآور بوده است. 

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Trials Rising

بازگشت به دوران اوج


منتشر شده

اگر در نسل قبل از طرفداران عناوینی که برروی شبکه Xbox Live - با نام عناوین آرکید منتشر می‌شدند- بودید بدون شک با نام سری بازی های Trials آشنا هستید. هرچند در اوایل این نسل شماره جدیدی از این سری با نام Fusion منتشر شد، اما به علت مشکلاتی که داشت آنگونه که باید جایگاه خود را در کنار دیگر عناوین درجه یک پیدا نکرد و به همان سرعتی که معرفی و انتشار یافت، از خاطرات نیز پاک شد. بعد از شکست تقریبی‌ای که این بازی متحمل شد، انتظار نسخه دیگری‌ای از بازی به هاله‌ای از ابهام تبدیل شد؛ اما شرکت RedLynx با همکاری یوبی‌سافت شعبه Kiev پرده از جدیدترین نسخه این بازی با نام Rising برداشت. 

نوستالژی بازی

بعد از ورود و تجربه چند مرحله ابتدایی بازی، بطرز عجیبی حس و حال نسخه‌های نسل قبل یعنی HDو Evolution به شما منتقل خواهد شد. دیگر خبری از داستان بی‌سروته نسخه قبلی نیست و بعد از هرمرحله مجبور به تماشای دیالوگ‌هایی که سعی در روایت یک داستان پوچ و بی‌معنی دارند، نیستید. کار خود را با یکی مرحله ساده شروع می‌کنید و رفته رفته این مراحل سخت‌تر شده و شما را به چالش خواهند کشید. سیستم جدیدی که در این عنوان بکار گرفته شده، سیستم اسپانسرها است، بدین صورت که در آغاز هر مرحله اسپانسر کارهای خاصی را از شما می‌خواهند که با انجام آن‌ها در نهایت می‌توانید وارد استادیوم و مسابقات چند نفره شوید. از سوی دیگر سیستم ارتقای سطح یا همان لول، برای اولین بار به سری اضافه شده که به نظر ایده خوبی برای پیشبرد مراحل نیست. در شماره‌های پیشین بعد از اتمام هرمرحله، مرحله جدیدی در اختیارتان قرار می‌گرفت اما این‌بار باید سطح خود را تا میزانی پیش‌فرض بالا ببرید تا قادر به انجام مراحل جدید باشید؛ که این کار بعد از تقریبا سپری شدن نیمی از بازی، به کاری طاقت‌فرسا و خسته‌کننده تبدیل می‌شود، زیرا باید مراحل پیشین را بارها تکرار کنید. از طرفی دیگر سعی در گرفتن مدال طلای هر مرحله به امری تقریبا بی‌فایده بدل شده زیرا با وجود سیستم سطح‌بندی، دیگر هیچ دلیل و اشتیاقی برای انجام این کار ندارید. با این حال تعداد بالای مراحل که به بیش از 100 عدد می‌رسند سنگینی این کار را برایتان کمتر می‌کند.

 

مدرسه موتورسوارها

در این بین نکته بسیار مثبتی که در این نسخه شاهد آن هستیم، وجود مدرسه «ترایلز» است. حالا دیگر مربی‌ای دارید که به شما گیم‌پلی بازی را از پایه تا سطح پیشرفته، آموزش می‌دهد. در این مدرسه بدون ترس از زمان و برد و باخت، می‌توانید به تمرین و تکرار بپردازید. کافی است با سعی و تکرار خود را به بالاترین سطح ممکن برسانید و خوشحالی‌ای که از این بابت نصیبتان می‌شود را تجربه کنید تا با قدرت تمام به یادگیری ادامه دهید! در کنار این مدرسه، همانند گذشته مراحلی برای سرگرمی و اصطلاح فان برایتان در نظر گرفته شده که ساعت‌های زیادی را همراه با خنده برایتان به ارمغان خواهد آورد. برای مثال پرت شدن از روی موتور برای گرفتن یک توپ داغ در میان زمین و آسمان و جای دادن آن در سبد بسکتبال می‌تواند به چالش سختی برایتان تبدیل شود! 

چالشی که محکتان می‌زند

اگر نسخه‌های قبلی این سری را تجربه کرده بودید، با گیم‌پلی ساده اما بسیار چالش برانگیز آن آشنا هستید. کلیات گیم‌پلی تشکیل شده از گاز، ترمز و خم شدن به جلو و عقب برای ایجاد تعادل، اما طبیعتا همه چیز آنطور که ساده به نظر می‌رسد نیست! سیستم فیزیکی که در بازی طراحی شده با اینکه به هیچ وجه نزدیک به واقعیت نیست، اما قوانین خاصی را در دنیای خود حاکم کرده که باید به آن‌ها احترام گذاشت! مراحل رفته رفته بسیار سخت‌تر می‌شوند و موانعی که در پیش رویتان قرار می‌گیرند شما را باچالش‌های بسیار سختی روبرو خواهند کرد که نیازمند حوصله و دقت بالایی است. گیم‌پلی این بازی نمونه بارزی از تضاد دو کلمه ساده و سخت است؛ که با اعتیاد بالایی همراه شده است. تنوع مراحل نیز به این کار کمک کرده و شما را به اقصی نقاط کره خاکی می‌برد. از دره‌های خطرناک آمریکا گرفته تا دیوار چین در این بازی پذیرای شما هستند. مراحل جذابی چون گذر از یک استودیوی هالیوودی که با افکت‌های پرده‌های آبی همراه است و یا فرار از یک هواپیمای در حال انفجار در میان آسمان، مراحلی هستند که لبخند رضایت را بر لبتان خواهد نشاند. شاید تنها مشکلی که در بعضی از مراحل به چشم می‌خورد، تکیه کردن آن‌ها بر شانس شماست! بدین صورت که بارها و بارها برایتان اتفاق خواهد افتاد که حس اینکه گذر از بخشی از مرحله بیشتر وابسته به شانس شماست تا مهارتتان، به شما القا خواهد شد!


ورود صندوق‌های شوم یوبی‌سافت

از سوی دیگر قابلیت شخصی‌سازی در این بازی گنجانده شده است. انتخاب جنسیت و صدای کاراکتر و در ادامه لباس‌ها و موتور از نمونه‌های این شخصی‌سازی است؛ و همانطور که احتمالا حدس زده باشید، اینجاست که لوت‌باکس‌های مشهور یوبی‌سافت وارد داستان خواهند شد. تقریبا تمامی آیتم‌های بازی از طریق این لوت‌باکس‌ها در دسترس قرار می‌گیرند که تقریبا هیچ چیز با ارزشی از آن‌ها عاید شما نخواهد شد و با هربار باز کردن آن‌ها بیشتر با استیکرهای مختلف بی ارزش روبرو خواهید شد، به علاوه اینکه بعد از مدتی آیتم‌های تکراری نیز به صف این موارد بی‌ارزش اضافه می‌شوند و همین امر باعث می‌شود تا بعد از مدتی شخصی سازی کاراکتر و موتور خود را به فراموشی بسپارید. 

گرافیک پایین‌تر از سطح انتظار

در بخش بصری، با توجه به سبک بازی، می‌توان امتیاز قابل قبولی را به آن ارائه کرد اما نمی‌توان منکر آن شد که گرافیک بازی خیلی بهتر می‌توانست باشد. از آنجایی که این عنوان مثل گذشته نه به عنوان یک بازی آرکید، بلکه یک بازی کامل و 60 دلاری عرضه می‌شود، انتظار می‌رود که سازندگان اهمیت بیشتری را به گرافیک آن بدهند. با این‌حال، محیط‌های مختلف در نقاط مختلف دنیا از نظر هنری به زیبایی طراحی شده‌اند و محیط‌های پس زمینه و پرحرکت آن شما را وادار به انداختن نیم‌نگاهی به آن‌ها خواهد کرد. مشکلاتی نظیر بارگذاری دیر بعضی از بافت‌ها از قدیم‌الایام در این سری موجود بوده و هنوز هم شاهد همین مشکل هستیم. در کل به نظر می‌رسد موتوری که برای ساخت این عنوان استفاده می‌شود بدون هیچ تغیری از نسل قبل به این نسل منتقل شده است. اما با تمامی این توضیحات، بازی هنوز هم حرفای زیادی برای گفتن دارد، مخصوصا اینکه با نرخ 60 فریم در ثانیه اجرا می‌شود. 

موسیقی‌های استفاده شده در بازی کیفیت لازم را برای ایجاد هیجان را دارند اما تعداد کم آن‌ها تا حدودی تو ذوق می‌زنند. البته این موزیک‌ها برای اولین بار از آثار لیسانس شده دور هم گرد آمده‌اند و در آینده انتظار می‌رود که تعداد آن‌ها افزایش یابند.


بازگشت به کانون توجه‌ها 

در کنار بخش تک‌نفره، بخش چندنفره نیز هنوز هم به شکل گذشته و تقریبا بدون تغییر در بازی موجود است. بدین صورت که به همراه چند نفر دیگر مسیری را از ابتدا تا انتها طی خواهید کرد و هرکس که زودتر از بقیه به خط پایان برسد، برنده مسابقه است. این بخش، در مراحل سخت‌تر می‌تواند برای بازیکنان به تجربه‌ای پر از خنده و سرگرمی تبدیل شود. ناگفته نماند که بخش جدید دو نفره‌ای به بازی اضافه شده که یک موتور دو نفره در اختیار دو بازیکن قرار می‌گیرد که باید با همکاری یکدیگر موتور را به خط پایان برسانند که با لحظات شادی همراه خواهد بود! در کنار این‌ها بخش ساخت مرحله شخصی هنوز هم برای مشتاقان وجود دارد. حتی می‌توانید از مراحلی که دیگر بازیکنان ساخته‌اند نیز استفاده کنید. ایرادی که به این بخش وارد است نبود تقریبا هیچ‌گونه آموزشی برای آشنا کردن بازیکن با طرز ساخت و ساز و استفاده از ابزار است.

در پایان باید گفت شرکت RedLynx توانست بعد از تجربه نسبتا بد ترایلز فیوژن، دوباره این سری را در مرکز توجه قرار دهد. با اینکه بازی با تغییراتی نه چندان خوب مثل سیستم سطح‌بندی همراه شده، اما هنوز موارد مثبتی مثل نقشه کل دنیا و سیستم اسپانسر می‌تواند یک قدم رو به جلو برای سری باشد که با لحظات سخت و سرگرم کننده‌ای ساعت‌های بسیار زیادی را شما را به پای خود خواهد نشاند. 

بررسی بازی Trials Rising بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب


آپارات