با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار سینما

بازی Vampyr وارد جبعه جادویی تلویزیون می‌شود

منتشر شده

بازی Vampyr وارد جبعه جادویی تلویزیون می‌شود

شرکت فاکس قرن 21 امتیاز ساخت سریال بر اساس بازی «ومپایر» Vampyr را از استودیو Dontnod Entertainment خرید. فاکس این سریال را مشترکا با استودیو فیلم‌سازی Wonderland Sound & Vision خواهد ساخت. 

Wonderland Sound & Vision ، استویودی شخصی کارگردان آمریکایی «مک جی» (McG) است که با ساخت فیلم‌هایی مثل : «فرشته‌های چارلی» و «ترمیناتور رستگاری» شناخته می‌شود. این استودیو همچنین در ساخت سریال‌هایی مثل : «سوپرنچرال» ، «چاک» و The O.C مشارکت داشته است.

بازی Vampyr داستان «جاتان رید» را تعریف می‌کند ؛ دکتر و جراح بریتانیایی که پس از جنگ جهانی اول و در دوران شیوع آنفلونزا مرگبار به خون آشام تبدیل می‌شود. حالا او با انتخاب‌های سختی مواجه شده است ؛ این‌که جلوی نفس خود را بگیرد یا جان انسان‌ها را. 

اسکار گیلبرت مدیر استودیو Dontnod در این باره می‌گوید : «ما معتقدیم Vampyr موضوع فوق العاده‌ای برای تبدیل شدن به یک شو تلویزیونی را دارد. این موقعیت بسیاری خوبی برای دوستداران بازی و تازه کاران است تا با داستان غنی و جذاب Vampyr آشنا شوند. ما بی صبرانه منتظریم تا تیم با استعداد فاکس قرن 21 ، دنیای سیاه و اتمسفریک بازی ما را وارد جعبه جادویی تلویزیون بکنند».

Vampyr بیش از دو ماه پیش و برای پلی‌استیشن 4 ، ایکس باکس وان و کامپیوترهای شخصی روانه بازار شد. این بازی با وجود داستان جذاب و دنیای منحصر به فردش ، به دلیل طراحی مراحل معمولی و مبارزات ضعیف نتوانست آن طور که باید و شاید از منظر هنری موفق عمل کند و متوسط نمره 70 از 100 را کسب کرد.

با این حال کاربران به خوبی از این بازی استقبال به عمل آوردند طوری که تنها 30 روز پس از عرضه ، فروش Vampyr به بیش از 470 هزار نسخه رسید. به گفته اسکار گیلبرت در صورت فروش 1 میلیون نسخه‌ای ، Vampyr به اثری سودآور تبدیل خواهد شد. 



ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

چرا PES در زمینه لایسنس از FIFA عقب افتاده است

مدیر بخش اروپا بازی PES از معمای لایسنس این سری پرده برداشت

منتشر شده

کمپانی کونامی پس از واگذار کردن لایسنس لیگ قهرمانان تصمیم گرفت لایسنس لیگ‌های بیشتری را به PES 2019 اضافه کند. لیگ‌هایی مثل لیگ اسکاتلند ، ترکیه ، روسیه ، بلژیک و .. این درحالی است که بازی رقیب ، FIFA 19 برای اولین بار در یک دهه اخیر موفق به لایسنس کردن لیگ قهرمانان (Champions League) شد. هر چه بود عرضه PES 2019 با استقبال خوب منتقدان مواجه شد، آن­‌ها بازی را به خاطر انیمیشن، فیزیک عالی و دیگر بهبودهای ریز و درشت که کونامی در بازی اعمال کرده، ستودند. به قولی می‌توان گفت کار خوبی انجام گرفته است. با این حال به خاطر مشکل لایسنس اکثر مخاطبان FIFA را PES ترجیح می‌دهند. تقریبا هر ساله منتقدان بر این عقیده خود پافشاری می­کنند که PES  از نظر فنی، از رقیب خودFIFA  بالاتر است اما در نهایت هرسال FIFA رقیب خود را از نظر فروش پشت سر می­گذارد. دلیل آن هم میزان تعداد لیگ­‌ها و بازیکنانی است که توسطEA  لایسنس شده‌اند. این دقیقا چیزی است که گیمرها به دنبال آن هستند. تجربه واقعی بازی در استادیوم­‌های شبیه سازی شده آن هم با استفاده از بازیکنان لایسنس شده.

در پاسخ به شکست اخیر کونامی، این کمپانی اعلام کرد بیش از هر زمانی موفق به لایسنس کردن لیگ­های جهانی شده است. با افزودن لیگ برتر روسیه و سوپر لیگ ترکیه به بازی، کونامی مدعی دستیابی به چنین موفقیتی است اما لیگ جزیره، لالیگا و بوندس لیگا کجا هستند؟ چرا فقط آرسنال، لیورپول، بارسلونا و شالکه به صورت رسمی درPES 2019  حضور دارند. آن هم به انضمام استادیوم­ و بازیکنان هرکدام از تیم­‌ها. ولی منچستر یونایتد، رئال مادرید و تمامی تیم­‌های آلمانی در بازی حضور ندارند. گیم اسپات در مصاحبه ای با لنارت بابزین، مدیر بخش اروپایی PES درصدد است در جریان مذاکرات سازندگان بازی­های ویدئویی و بدنه تصمیم گیرنده برای فوتبال جهانی قرار بگیرد. بابزین در این مطلب به تشریح کلی سیاست های کونامی پرداخته است.


چرا کونامی ورژن رسمی آرسنال و لیورپول را در داخل بازی قرار داده اما خبری از دیگر تیم های لیگ جزیره نیست؟

بابزین: لیگ جزیره به صورت رسمی قرارداد همکاری باEA  امضا کرده است، برهمین اساس ما قادر به استفاده از تیم‌هایPremier League  نیستیم. با این حال ممنوعیتی برای استفاده از لیگ اسکاتلند وجود ندارد، برهمین اساس هم ما از آن استفاده می­کنیم هم EA. لیگ جزیره استثنایی در این مورد قائل شده است. آن‌ها اعلام کردند ما می­توانیم لیگ را به صورت لایسنس نشده در بازی قرار دهیم. آن هم بدین صورت که تمام تیم‌ها در بازی حضور دارند، اما نام اصلی‌شان را نمی توانیم به کار ببریم به عنوان مثال تیم منچستر یونایتد را با نام Man Red در بازی قرار دادیم. این محدودیت تنها مربوط به نام تیم‌ها است و ما مشکلی از بابت نام بازیکنان نداریم. به عنوان مثال نام پوگبا، در بازی هم پوگبا است، لذا دیگر مانند روزهای PES 2 مجبور به قرار دادن نام‌های فانتزی نیستیم. ما از لایسنس خود برای اسکن کامل چهره و ویژگی های بازیکنان استفاده می‌کنیم، زیرا Premier League این اجازه را به ما داده است. از سوی دیگر تیم‌ها را به صورت لایسنس نشده می‌توانیم در بازی داشته باشیم. بر اساس سیاست‌های لیگ برتر ما تنها می‌توانیم دو تیم لایسنس شده در اختیار داشته باشیم . این تعداد هیچ گاه در اختیار ما نبوده و نیست بلکه تصمیم گیری درباره آن مربوط به سیاست های لیگ برتر است. برهمین اساس کاری از دست ما ساخته نیست. محدودیت ها در بوندس لیگا چند قدم جلوتر است و حق لایسنس آن به صورت 100 درصد در اختیار EA است لذا ما حتی با استفاده از نام تقلبی هم نمی­توانیم بوندس لیگا را در بازی خود داشته باشیم. ما می­توانیم دست خود را به سوی تمام تیم ها دراز کنیم اما در رابطه با بوندس لیگا تنها سه تیم و در لیگ جزیره حق انتخاب دو تیم را داریم.

کونامی در این میان چه می­تواند بکند؟ آیا قرارداد رقیب با لیگ جزیره موجب توقف کونامی در گرفتن حق لایسنس تیم های دیگر شود؟ 

در حال حاضر لیگ جزیره به صورت کامل خود را لیگ اختصاصی یک بازی نکرده است. یکی از مهمترین دلایل آن هم این است که لیگ جزیره، بزرگترین لیگ فوتبال جهان است و تاحدودی طبیعی است که دست اندرکاران لیگ به طرفداران هر دو بازی با دید نسبتا برابر نگاه کنند. به عنوان مثال من به شخصه طرفدار تیم کریستال پالاس هستم و دوست دارم این تیم و بازیکنانش را به صورت کامل و دقیق در هر دو بازی ببینم.

آیا چنین وضعیتی در لالیگا هم صادق است؟

دقیقا. در لالیگا هم وضعیت به همین منوال است. شما نمی­توانید لیگ را کاملا لایسنس کنید.

خب پس به نظر می­آید لالیگا قراردادی انحصاری با EA دارد اما در این میان شما هم می توانید برخی از تیم ها را به صورت رسمی در بازی خود قرار دهید

بله درست است.

لیگ فرانسه به صورت کامل لایسنس است؟

علاوه بر فرانسه، لیگ های هلند، بلژیک، سویسس، دانمارک، اسکاتلند، ترکیه و روسیه به صورت کامل در بازی لایسنس شده اند. در مورد روسیه، لیگ این کشور به صورت کامل و اختصاصی در توسط ما لایسنس شده و FIFA حتی نام تقلبی هم نمی‌­تواند این لیگ را در بازی خود داشته باشد. موضوعی که بسیار به نفع ماست. در رابطه با ایتالیا، ما لیگ این کشور را در اختیار داریم اما دسترسی به نام تیم های لیگ سری آ این کشور نداریم. با این حال تمامی تیم‌ها، بجز یوونتوس را به صورت کامل لایسنس کرده ایم. دلیل قرار نداشتن یوونتوس در بازی هم قرارداد انحصاری این تیم با EA است.

پس یوونتوس به صورت اختصاصی باEA  قرارداد دارد؟

ما این تیم را در بازی قرار داده ایم اما با نام فانتزی

این اتفاق سال پیش هم با رئال مادرید افتاد؟

بله درست است. امسال رونالدو را در بازی داریم اما خب باید در یک تیم تخیلی بازی کند.

خب پس با این حساب لایسنس لیگ ایتالیا، حسابش از لایسنس تیم‌های درون لیگ جداست؟

بله، بستگی به لیگ دارد که مرکزگرا باشد یا نه. به عنوان مثال لیگ اسکاتلند یک لیگ مرکزگرا است. براین اساس اگر با لیگ مذاکره کنیم و با آن ها قرارداد امضا کنیم، انگار با تمام تیم های درون لیگ قرارداد امضا کرده ایم. در رابطه با سری آ داستان مقداری متفاوت است.نام اسپانسر لیگ سری آ، بخشی از نام لیگ است. برهمین اساس اگر بخواهید لیگ را لایسنس کنید باید با اسپانسر لیگ هم مذاکره کنید. پس همه چیز بستگی به این دارد که حاضر باشید پول کافی بپردازید یا نه. 

لیگ‌های دسته پایین‌تر چطور؟ 

ما به دنبال این هستیم که لیگ های جدید را به بازی بیفزاییم. حال این لیگ می‌خواهد لیگ فوتبال انگلیس باشد یا هر جای دیگر. ما در حال کند و کاو گزینه‌هایمان هستیم و به طور قطع سال آینده شاهد نتایج کارمان خواهید بود.

احساس شما از این کهEA  مشغول امضای قرارداد انحصاری با تیم هایی مانند یونتوس و رئال مادرید است چیست؟

بدون شک بسیار اعصاب خرد کن است. به عنوان مثال در رابطه با بوندس لیگا یا لیگ جزیره، اگر ما این دو لیگ را در اختیار داشتیم، وضعیت بازار به صورت کامل به نفع ما می­چرخید. بیایید واقع گرا باشیم، بازی PES از نظر فنی یک سرو گردن از رقیب خود بالاتر است. البته بدین صورت نیست که تمام توجه ما به نام لیگ ها باشد. ما بسیار به این موضوع اهمیت می­دهیم که چهره بازیکنان را به صورت دقیق طراحی کنیم. اگر به وضعیت رقیب ما در این رابطه نگاه کنید، متوجه می­شوید که سطح کار آن ها در طراحی چهره بازیکنان حتی از سطح معمولی هم پایین تر است. تیم ما در ژاپن کار خارق العاده ای در طراحی چهره بازیکنان می­کند و این یکی از نکات مثبت بازی ماست که رقیبمان قادر به دستیابی به آن نیست. 

چه اتفاقی با لایسنس لیگ قهرمانان افتاد؟ آیا مدت زمان قرارداد به پایان رسید یا کونامی و یوفا به توافق نهایی نرسیدند؟

ما سال ها لیگ قهرمانان را در بازی خود داشته ایم، فکر کنم تقریبا ده سال اما هر سال که می گذرد به قول معروف باید سبک و سنگین کنید و ببینید چه لایسنسی ارزش نگه داشتن دارد و کدام یک ندارد. توهین به لیگ قهرمانان نباشد، این رقابت های لیگ قهرمانان یک رقابت جذاب است و مهم‌ترین رقابت‌های باشگاهی. اما در نهایت تصمیم گرفتیم اعلام کنیم که راه کونامی و یوفا از یکدیگر جدا شده است. با این حال این خبر برخلاف چیزی که بسیاری از گیمرها تصور می­کنند، به معنی از دست دادن حق ما برای استفاده از لیگ های مختلف نیست. در رابطه با لیگ قهرمانان، ما هنوز هم با یوفا در تماس هستیم تا فرصت‌های آینده را با آن ها بسنجیم. با اعلام خبر قطع همکاری یوفا و کونامی، یکی از دوستان من گفت: «کونامی حق لایسنس بارسلونا را هم از دست خواهد داد. زیرا بارسلونا در لیگ قهرمانان بازی می­کند.» اما موضوع این است که این دو مسئله کاملا از یکدیگر جدا هستند. ما هیچ تیمی را از دست نداده ایم. بلکه تصمیم گرفتیم به سمت لایسنس کردن لیگ های محلی تر برویم. حتی لیگ روسیه را هم به صورت اختصاصی لایسنس کردیم. با این که ما لیگ قهرمانان را در نسخه امسال نداریم اما تعدادی مسابقات دیگر در بازی قرار داده ایم که با وجود داشتن تفاوت هایی با لیگ قهرمانان، در آن می­توانید تیم های اروپایی را مقابل یکدیگر قرار دهید. 

در پایان، آیا محدودیتی در رابطه با این که تا چه حد می­توانید تیم های فانتزی را نزدیک به واقعیت طراحی کنید وجود دارد؟ زیرا برخی اوقات تیم هایی که در بازی وجود دارند از زمین تا آسمان با نسخه های اصلی خود متفاوت هستند

در مورد رنگ تقریبا محدودیتی وجود ندارد اما در خصوص نشان های موجود روی پیراهن بازیکنان مشکلاتی وجود دارد تا تیم های فانتزی با نمونه اصلی متفاوت باشند.

ادامه مطلب

تریلر

گیم‌پلی بازی Warhammer: Chaosbane

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

بازیگران معروف هرگز!

منتشر شده

دن هاوزر از موسسان راک استار در مصاحبه‌ای دلیل استفاده این استودیو از بازیگران کمتر شناخته شده را دخالت‌های بی‌مورد و جاه طلبی بازیگران نامدار عنوان کرد. اخرین باری که راک استار از بازیگران مشهور برای نمایش کاراکترهای بازی خود استفاده کرد، GTA: Vice City بود. مشکلاتی که استفاده از این بازیگران در طول ساخت بازی بوجود اوردند، باعث شد که راک استار سیاست خود را به کلی تغییر دهد.

برای شروع، صداگذاری ضد قهرمان بازی یعنی تامی ورسیدی توسط ریموند لیوتا (Raymond Liotta) انجام شده بود. بازیگرن مشهور دیگری از جمله برت رینولدز (Burt Reynolds) ، گری بوسی (Gary Busey)، دنی ترجو (Danny Trejo) و دنی دایر (Danny Dyer) در ساخت این بازی نقش داشتند. هاوزر درباره معضلات استفاده از بازیگران مشهور در این عنوان می‌گوید: «دلیل تغییر رویه ما این بود که بازیگران مشهور تلاش می‌کنند سلیقه شخصی خود را در بازی اعمال کرده یا این که در روند ساخت مانع  ایجادکنند، تنها به این دلیل که فکر می‌کنند به خاطر شهرت خود صلاحیت دخالت در هر موضوعی را دارند.» یکبار هاوزر که اصلیت برتانیایی در حال کارگردامی سکانسی از بازی با حضور برت رینولدز بوده که این دو نفر با یکدیگر وارد جروبحث می‌شوند.   کار به جایی می‌کشد که رینولدز فریاد می‌کشد:« این انگلیسی رو از ین جا بندازید بیرون.»  هاوزر در ادامه می‌گوید:«با این حال مهمترین دلیلی استفاده از بازیگران کمتر شناخته شده این است که می‌توان از استعداد آن‌ها   بهترین استفاده را کرده و نمایش آن‌ها هم دست کمی از بازیگران مشهور ندارد، آن‌هم در حالی که صدای  آن‌ها را نمی‌شناسید.»

به گفته هاوزر، تجربه آن‌ها در کار کردن با رپرها هم چندان راحت نبوده، هنگامی که او قصد کارگردانی صحنه‌ای با حضور Chuck D، رپر عضو گروه Public Enemy را در بازی GTA: San Andreas داشته، کار به جایی رسیده که این دو مشغول سر زدن به یکدیگر شده‌اند تا جایی که هاوسر مجبور به ترک صحنه شده. هاوسر در این باره می‌گوید:«به نظرم رپر‌ها می‌خواهند کار را درست انجام دهند. ما تجربه خوبی هم با خوانندگان پاپ داشته ایم اما هیچ گاه مدت همکاریمان به هیچکدام از دو گروه مدت زمان زیادی به درازا نکشیده.»

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی The Division 2

ایالات غارت

منتشر شده

اولین تفاوتی که با اجرای بازی متوجهش خواهید شد تیشرت آستین کوتاه به جای کلاه منگوله‌دار زمستانی است. بله، آب و هوای سرد زمستانی رخت بر بسته و حالا باید آمریکای گرمسیری را تجربه کنید. خیابان‌هایی که زیر برف سفید پوش بودند حالا پر از زباله و گرد و خاک شده‌اند. این یعنی حس منحصر بفردی که دیویژن 1 (The Divison) داشت دیگر وجود ندارد. بخش عمده بازاریابی دیویژن 1 بر اساس قدرت موتور گرافیکی بازی در اجرای افکت‌های مختلف آب و هوایی و سیستم پویای برف بود. از آن رنگ و لعاب دیگر خبری نیست. از جمله چیزهای دیگری که خبرشان در بازی نیست میتوان به یک داستان شسته و رفته سرراست و درگیر کننده اشاره کرد. هیچ کس انتظار داستان حماسی خلاقانه پر پیچ و تاب ندارد، خیلی وقت است که گیمرها چنین انتظاراتی از بازیهای دنباله‌دار منفعت طلبانه ندارند. اما داستان دیویژن 2 (The Division 2) مثل آب و هوایش کرخت و ملال آور است. هیچ دیالوگ یا شخصیت به یاد ماندنی وجود ندارد و بیشتر اوضاع نا به سامان کشور و خرابه‌های مکان‌های معروف در القای حس و حال داستان نقش آفرینی می‌کنند. 

اکشن ملال آور

بعد از مطالعه خلاصه فوق بهتر است وارد جزئیات بخش‌های مختلف بازی شده و بیشتر از ته و توی این شماره جدید از شرکت افسانه‌ای (امروزه نه چندان پرآوازه) یوبی‌سافت سر در بیاوریم. مهم‌ترین بخش هربازی نقش آفرینی به شدت آنلاین تکرار مکررات است؛ یعنی از حالت اولیه - شخصیت قابل بازی که معمولا با زیر پیراهن و اسلحه آب‌پاش کار را آغاز می‌کند – باید به یک ابرانسان تا بن دندان مسلح برسیم. در این میان لازم است تعدادی ماموریت پربازده و سرراست را بارها و بارها انجام دهیم تا تجهیزات و تسلیحات بهتری نصیب‌مان شود. خرد خرد پول‌ها و منابع‌مان را جمع کنیم تا در نهایت در یک بخت‌آزمایی مجازی شانس بدست آوردن فلان رنگ منحصر بفرد را بیشتر کنیم. این سیر تکاملی بسیار کند در دیویژن 2 قربانی حالت پس از اتمام بازی شده است. یعنی جایی که داستان بازی بالاخره تمام شده و شما فقط برای کسب اسلحه و تجهیزات بهتر تلاش می‌کنید. پس خودتان را برای غوطه‌ور شدن در سیلاب آیتم‌های به درد نخور آماده کنید. آیتم‌هایی که با سرعت لاک‌پشتی اعتبار تجهیزات شما را بالا می‌برند اما هرگز آنقدر چشم‌گیر نیستند که از بدست آوردنشان شگفت زده بشوید. حالا برای بدست آوردن همین اشیاء کم ارزش باید تعداد بالایی گلوله به سمت دشمنان شلیک کنید که به لطف سلیقه خمار سازندگان همچنان هیچ حس اکشن و ضرب و زوری ندارد. حتی آتشی که در هنگام شلیک گلوله از اسلحه‌تان خارج می‌شود و حال و حوصله درست و حسابی ندارد و با اکراه و یکی در میان نمایش داده میشود. حتی برخورد گلوله به دشمنان هم ملال آور است و به جای خون و افکت‌های هیجان انگیز و انیمیشن‌های درد آلود گرد و خاک کمی جرقه از آنها متساعد می‌شود. کم‌کاری در ایجاد هیجان یکی از مهمترین نقاط ضعف این بازی به اصطلاح «اکشن» است. هوش مصنوعی دشمنان هم چندان چنگی به دل نمی‌زند و چندین نوع کلاس دشمن قابل پیش‌بینی پیش رویتان قرار دارند که فقط کافی است مثل مترسک به آنها شلیک کنید. 


قابلیت‌هایی که با بالا رفتن لول می‌توانید استفاده کنید متنوع و پرتعداد هستند. البته بکارگیری آنها فوت و فن مخصوص خود را دارد و در صورت استفاده ناشیانه و ترکیب نکردنشان با قابلیت‌های سایر کلاس‌ها چندان تاثیری در روند مبارزات نخواهد داشت. کلاس‌های مختلف و آشنای این سبک بازی‌ها همچنان خود نمایی می‌کنند و خلاقیت و پیشرفت چندانی در این زمینه صورت نگرفته است. امکان شخصی‌سازی کاراکتر هم بسیار بالا است. جدا از کلی تجهیزات ریز درشت از جمله کلاه، عینک و کوله‌پشتی‌های جذاب که همگی در میزان توانایی کاراکترتان تاثیرگذار هستند، آیتم‌های پوشیدنی هم هستند که فقط برای تغییر و تنوع در ظاهرتان استفاده می‌شوند. پس لازم نیست برای ست کردن لباس‌هایتان دچار دشواری شوید و یا مجبور شوید لباس‌های رنگارنگ بپوشید. 

خلا محسوس روایت

داستان بازی از جایی شروع می‌شود که بحران اولیه شیوع بیماری که در قسمت اول بازی شاهدش بودیم به پایان رسیده، فصل عوض شده و حالا باید به فکر دفاع از کشور بی‌دفاع باشیم. نیروهای متخاصم بی‌نام و نشانی حمله کرده‌اند و بازی هیچ توضیحی درباره علت این خصومت و ماهیت دشمنان نقاب‌دار که علاقه عجیبی به رنگ سبز کاهویی دارند ارائه نمی‌کند. این دشمنان با استفاده از دارویی که پس از استفاده ابری سبز رنگ به جای می‌گذارد دیوانه شده و می‌توانند برای شما و بقای رویای آمریکایی زیان آور باشند، پس باید آن‌ها را بکشید و تمامی مقرهایشان را نیز آزاد کنید تا انسان‌های آزاد بتوانند برای شما و پشتیبانی از جنبش آزادی بخش منابع تهیه کنند. تنها ویدئویی که کمی درباره این گروه متخاصم اطلاعات سطحی ارائه می‌کند در منوهای پیچیده و عجیب و غریب بازی مدفون شده است. مثل هر چیز دیگر در بازی؛ همه چیز شلوغ و درهم برهم است. اگر بخواهید فلان اسلحه‌تان را ارتقاء بدهید باید کمی در راهروهای کاخ سفید شلنگ تخته بیاندازید تا مامور ارتقاء تجهیزات را پیدا کنید. اگر می‌خواهید فلان ماموریت فرعی را پیدا کنید باید کمی در کوچه‌ پس کوچه‌های واشنگتن آواره شوید. حجم شلوغی و هرج و مرج آیتم‌ها در محیط بازی بیداد می‌کند و بعد از مدتی نه تنها حس و حال کشوری خرابه را القاء نمی‌کند، بلکه باعث آزرده شده حس بینایی و به اصطلاح «الکی بزرگ کردن ماجرا» می‌شود. به هر کوچه‌ای که پا می‌گذارید پر از کوه‌های کیسه زباله و شاخ و برگ و آشغال است. واشنگتنی که شهری اداری و دولتی است کی توانسته در حد حاشیه‌های بنگلادش در این حد زباله تولید کند؟

دنیای دیوانه

همین آشفتگی در طراحی آیتم‌ها، داستان، شخصیت‌ها، مکان‌ها و تمامی مکانیزم‌های بازی وجود دارد. همه چیز بی‌دلیل آشفته و پیچیده است. در اوایل بازی حسی مشابه کار کردن با نرم افزارهای تخصصی رشته مهندسی بهتان دست می‌دهد. اگر می‌خواستیم کارهای پیچیده زمان‌بر انجام دهیم چرا متوسل به بازی کردن می‌شدیم؟ می‌توانستیم از حوصله و زمانی که صرف کارهای پیچیده مشابه می‌کردیم استفاده‌های بیشتری ببریم، مثلا کسب درآمد نقدی. کلیت تم بازی دچار تناقض و ابهام است. از همان کات‌سین اول بازی می‌توان دید که هدف کش دادن ماجرا بوده و هیچ نقشه و رویکرد خاصی مدنظر سازندگان نیست. یکی دیگر از شهرهای آمریکا تا حد جنون شبیه‌سازی شده، سپس پر از زباله و آت و آشغالش کرده‌اند تا محیطی مناسب برای یک بازی اکشن شود. رویه‌ای که در تمامی محصولات شرکت یوبیسافت دیده می‌شود؛ یک شهر را طراحی کن، شخصیت را بیانداز داخلش. داستان را به عنوان روان‌ساز و لوتینگ و مبارزات را به عنوان چاشنی بپاش روش. اگر فاجعه به بار آمد با آپدیت‌های متوالی درستش کن. اگر درست شد، دنباله‌اش را بساز. اگر درست نشد بیخیالش شو!


گرافیک بازی نچسب و متوسط است؛ چه از نظر هنری و چه از نظر فنی. از نظر هنری رنگ‌بندی یکنواخت و ملال‌آور است. از نظر فنی دیر لود شدن بافت‌ها و نبود افکت‌ها بصری جذاب بر خسته کننده بودن بازی می‌افزایند. محیط‌ها پر جزئیات و تو در تو هستند، اما در این دوره و زمانه این مولفه دیگر امتیاز محسوب نمی‌شود و استفاده هوشمندانه از محیط‌های بزرگ و پیچیده ملاک است. اما بخش موسیقی بازی در وضعیت خوبی قرار دارد و پخش شدن موسیقی‌های هیجان آور و مناسب کمی از تکراری بودن مبارزات می‌کاهد. صداگذاری اسلحه‌ها و صدا پیشگی شخصیت‌های داستان هم چیز زیادی برای گفتن ندارند و در حد مناسبی به سر می‌برند. 

بهتر از گذشته

گیم‌پلی کلی بازی شامل کمک کردن به گروه‌های آزادی بخش مختلف در جاهای مختلف نقشه بازی می‌شود. مراحل بازی معمولا با درگیری‌های کوچک شروع شده و در نهایت با یک مبارزه طولانی و سخت تمام می‌شود. با پیشرفت در بازی مراحل سخت‌تر و تعداد دشمنان قوی بیشتر میشود. همکاری آنلاین یکی از نقاط قوت بازی به شمار می‌رود که مثل همیشه لذت بخش و جذاب است. منطقه سیاه (Dark Zone) افسانه‌ای هم در بازی حضور دارد که محلی برای سنجش توانایی و مهارت بازیکنان زبده است. مکانیزم اعتیاد آور و جذاب منطقه سیاه به همراه برخی تغییرات به جا به ارزش تکرار و جذابیت همکاری را چندین برابر کرده است. اما باز هم قدرتمند بودن برخی بازیکنان از سرگرمی و انصاف این بخش می‌کاهد. دست به یکی کردن چندین گروه از بازیکنان طماع هم کافی است تا تجربه منطقه سیاه را برای همه تلخ کند. مراحل متنوعی هم برای سنجش مهارت و سطح همکاری تیم‌های بازیکنان تعبیه شده‌اند که انتظار می‌رود با اضافه شدن بسته‌های الحاقی تعدد بیشتری هم پیدا کنند.


به طور خلاصه باید گفت دیویژن 2 تکرار همان فرمول تا حدودی موفق قبل است. ترکیب گیم‌پلی مبتنی بر همکاری و اتمسفر دنیای آشفته و رو به فنا کشش خوبی دارد، اما تکراری شدن بازی و گیج کننده بودن بیش از حد بازی کمی از گیرایی آن می‌کاهد. اگر از بازی قبلی لذت برده‌اید و هنوز از جستجوی تجهیزات بهتر سیر نشده‌اید و یا حتی اگر هنوز شماره قبلی را تجربه نکرده‌اید، دیویژن 2 می‌تواند شما را تا حد مطلوبی سرگرم کند.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات