با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار

اولین جزییات از بازی کنسل شده استودیو Telltale

منتشر شده

اولین جزییات از بازی کنسل شده استودیو Telltale

با بسته شدن استودیو Telltale ، جزییات بیشتری از چگونگی بسته شدن آن و پروژه‌های این شرکت منتشر می‌شود. 

پس از مشخص شدن دلایل بسته شدن این استودیو ، حالا اعلام شده که Telltale برای مدتی روی یک پروژه استراتژی برای تلفن‌های هوشمند کار می‌کرده ، بازی‌ای که تفاوت فراوانی با دیگر ساخته‌های این استودیو داشته است.

الکسیس کندی خالق بازی کارتی Cultist Simulator - که برای مدتی هم روی Dragon Age 4 (بازی که هنوز معرفی نشده) کار می‌کرده - در گفتگو با VG247 این خبر را اعلام کرد. کندی اضافه کرد که این بازی لایسنسی بر اساس یک مجموعه مشهور زامبی محور ساخته می‌شد ؛ عنوانی که ارتباطی با Walking Dead نداشت.

برخلاف دیگر بازی‌های Telltale ، در این عنوان خبری از یک بازی راویت محور نبود و نحوه بازی کردن شما داستان آن را پیش می‌برد. عنوانی که کم و بیش به This War of Mine شباهت داشت. 

کندی در این باره می‌گوید : «سال گذشته (2017) وقتی من در بایوور مشغول به کار بودم ، مدیران Telltale با من تماس گرفتند تا در مورد بازی جدیدشان به آن‌ها مشاوره بدهم. این پروژه چندین سال بود که مراحل ساختش را در Telltale می‌گذارند و افراد مختلفی روی آن کار کرده بودند تا بتوانند بازی‌ای بسازند که از فرمول گیم‌پلی Telltale تبعیت نمی‌کند.»

او اضافه می‌کند که این بازی برای موبایل ساخته می‌شد و در صورت موفقیت بری پلتفرم‌های دیگر هم عرضه می‌شد. Telltale برای طراحی این بازی از دو عنوان موبایلی Reigns و Fallen London الهام گرفته و تمرکز گیم‌پلی آن روی مدیریت پایگاه و گردآوری منابع بود. 

متاسفانه ساخت این بازی 6 ماه پیش متوقف شد و Telltale نتوانست یک بازی متفاوت عرضه کند. 

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

وقتی خالق Borderlands قربانی یکی از بزرگترین اختلاس‌های صنعت بازی می‌شود

ماجرای یک دزدی بزرگ به سبک فیلم‌های هالیوودی

منتشر شده

استودیو گیرباکس (Gearboxواقع در تگزاسبا ساخت دو سری Borderlands و Brothers In Arms و داشتن امتیاز سری بازی Duke Nukem جز مشهورترین استودیوهای مستقل صنعت بازی است. با این حال هر چه قدر که گیرباکس در بین گیمرها محبوب است ، رییس این استودیو به عنوان یکی از افراد نسبتا بدنام صنعت بازی شناخته می‌شود. 

رندی پیچفورد موسس و مدیرعامل استودیو «گیرباکس» و خالق بازی‌هایی مثل Borderlands و Brothers In Arms تا مدت‌ها فردی محبوب در صنعت بازی بود ، مخصوصا این‌که از فن بیان قدرتمندی برخوردار است ، اما پس از ماجرای ساخت Aliens: Colonial Marines (ACM) و مشخص شدن این‌که پیچفورد پول‌های دریافتی از طرف سگا (ناشر ACM) را به تیم ساخت Borderlands «بوردرلندز» تزریق می‌کرده ؛ ورق کاملا برگشت. 

البته این تنها درگیری حقوقی پیچفورد نیست و او و مدیران اسبق 3D Realms هم بر سر مزایا ، حقوق و حق ساخت Duke Nukem مدت‌ها درگیر مسائل حقوقی بودند. 

با این حال سرنوشت همیشه به میل پیچفورد حرکت نمی‌کند و او حالا قربانی یکی از بزرگترین پرونده‌های اختلاس در صنعت بازی شده است. 

البته در این پرونده ، پیچفورد کسی است که مورد سرقت قرار گرفته و این دستیار شخصی او «جان مارتین» بوده که دست به اختلاس زده است!

دستیار مرموز

به گزارش «دالاس نیوز» مارتین از سال 2014 و پس سال‌ها مشکلات شخصی از جمله خشونت ، رانندگی در حالت مستی و به تبع آن‌ها زندانی شدن به استخدام استودیو گیرباکس درآمده و به عنوان دستیار شخصی پیچفورد با حقوق سالانه 45 هزار دلار در این استودیو مشغول به کار می‌شود. 

رندی پیچفورد

رندی پیچفورد

مارتین چند ماه پس از استخدامش به حساب «آمریکن اکسپرس» رندی پیچفورد دسترسی پیدا می‌کند و از این حساب برای منافع شخصی خودش و خرید لوازم لوکس استفاده می‌کند. لوازمی مثل لباس ، کت و شلوار ، شمعدان ، جواهرات ، اقلام گران قیمت و در نهایت خانه‌ای مجهز به ارزش 591 هزار دلار!

پیچفورد در این باره می‌گوید : «مارتین هر بار راهی برای خرج کردن پول ما پیدا می‌کرد و به مرور زمان در این کار بهتر و بهتر ‌شد».

مارتین نه تنها بدون اجازه مدیرعامل گیرباکس پول‌های او را خرج می‌کرد بلکه با جعل نام او روی چندین چک مجموعا مبلغ 50 هزار دلار را به مراکز خیریه اهدا کرد! البته او علاوه بر این مبلغ ، 23 هزار دلار دیگر را با جعل امضای پیچفوردها به باد می‌دهد.

سفرهای مجلل

او طی دو سال حضورش در گیرباکس (طی سال‌های 2014 تا 2016) به کالیفرنیا ، میلان و لندن سفر کرده و حتی برای خودش و دوستانش جت شخصی کرایه می‌کند تا به همراه آن‌ها به فلوریدا سفر کند. این در حالی است که او پول هیچ کدام از این ریخت و پاش‌ها را خودش پرداخت نمی‌کند.

مارتین - به گفته خودش - به خرید کفش و لباس‌های گران قیمت اعتیاد دارد و بارها از حساب پیچفوردها برای پیش برد مقاصد شخصی خودش بهره برده است. 

پس از دو سال ولخرجی به وسیله مارتین ، پیچفورد نهایتا یک روز متوجه می‌شود که در حسابش پولی زیادی نیست و موجودی اش آن‌قدر نیست که حقوق کارمندان گیرباکس را پرداخت کند.

جان رایت مارتین
جان مارتین

به همین دلیل «کریستی پیچفورد» همسر رندی پیچفورد با مارتین تماس می‌گیرد. در آن هنگام مارتین برای دنبال کردن رویای شخصی خودش بیش از یک سال بود که گیرباکس جدا شده و شرکت طراحی داخلی خودش را به راه انداخته بود. در این تماس مارتین از کریستی عذرخواهی کرده و گفته حساب خودش با حساب او و رندی یکی شده و به کریستی قول می‌دهد که خیلی زود این موضوع را حل و فصل کند ؛ اتفاقی که نه تنها هیچ گاه به وقوع نمی‌پیوندد بلکه باعث می‌شود مارتین مبلغ بیشتری از حساب پیچفوردها بیرون بکشد.

استاد کلاه برداری

از بد ماجرا کریستی و رندی حسابی مشترک داشتند. کریستی برخلاف رندی در صنعت بازی مشغول به کار نیست و مالک و رییس رستوران و کافی شاپی به نام Nerdvana Frisco است. 

پس از مدتی کوتاه خانواده پیچفورد با مارتین به توافق می‌رسند و مارتین با امضای مدارکی متعهد می‌شود مبلغ 780 هزار دلار را به خانواده پیچفورد پرداخت کند. 

چند روز بعد رندی و کریستی متوجه می‌شوند که این مبلغ بسیار کمتر از پولی است که مارتین از حساب آن‌ها به جیب زده و این دستیار شخصی مرموز بیش از 3 میلیون دلار به رندی پیچفورد بدهکار است!

جالب اینجاست که خانواده پیچفورد تنها قربانیان او نیستند و مارتین از چند نفر کلاه دیگر هم برداری کرده است. «متئو وردن» یکی از قربانیان و دوست سابق مارتین در این باره می‌گوید : «او رفتار بسیار خوبی با اطرافیانش داشت اما در باطن استاد کلاه برداری بود. مارتین هر چیز و هر کسی که اطرافش بود را نابود می‌کرد». 

ودرن مدعی شده که او سعی کرده به مارتین کمک کند و علاوه بر قرض دادن چند ده هزار دلار ، به او اجازه داده تا BMW سری چهار مورد علاقه‌اش را پیش خودش نگه دارد. با این حال مارتین در نهایت پول‌های دوست نزدیکش را هم به باد می‌دهد. 

ماجرا از این جا عجیب‌تر هم می‌شود زیرا مارتین در یک برهه به خانواده پیچفورد قول می‌دهد چکی به ارزش 598 هزار دلار به آن‌ها بدهد اما این چک برگشت می‌خورد. 

پس از این اتفاقات دادگاه دستور می‌دهد تا مارتین 2 میلیون دلار به خانواده پیچفورد بدهد و همچنین حق الزحمه وکلای آن‌ها را پرداخت کنند. با این حال نه تنها تا این لحظه مارتین حتی 1 دلار هم به پیچفوردها پرداخت نکرده بلکه هیچ خبری از او نیست و او تحت تعقیب مراجع قضایی قرار دارد. 

کسی چه می‌داند شاید پیچفورد برای بازی بعدش‌اش از این تجربه تلخ نهایت استفاده را کند زیرا این داستان تفاوت چندانی با فیلم‌نامه فیلم‌های مهیج هالیوودی ندارد. 

ادامه مطلب

تریلر

تیزر تریلر Scorn

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

آیا مواد مخدر باعث سقوط آتاری شد ؟

کتاب جدید مارک فیشر از حقیقتی تلخ پرده برداشت

منتشر شده

متدهای مدیریتی نولان بوشنل مدیرعامل آتاری سال‌هاست که محل بحث و مجادله بوده. به عقیده بسیاری از کارشناسان ، فضای بسیار آزاد آتاری باعث شد تا این کمپانی از بزرگترین شرکت فناوری آن سال‌ها به کمپانی‌ای مبدل شود که تنها یک نام مشهور را به دنبال خود می‌کشد. 

Valley Of Genius: The Uncensored History of Silicon Valley نام کتابی نوشته مارک فیشر است که هفته آینده منتشر می‌شود. بخش‌هایی از این کتاب در اینترنت منتشر  شده که نشان می‌دهد استعمال زیاد مواد مخدر از جمله کوکایین و شیوه‌های غلط مدیریتی باعث شد تا آتاری خیلی زود از عرش به فرش سقوط کند. 

بر اساس این کتاب ساخت هر ماشین Pong حدود 350 دلار خرج روی دست بوشنل می‌گذاشت و او همین ماشین‌ها را با قیمت 910 دلار می‌فروخت. موضوعی که باعث شد سرمایه آتاری چندین برابر شود. 

آتاری از اولین شرکت‌های بزرگ دره سیلیکون بود و البته در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 هیچ شرکتی مشهورتر از این کمپانی در آن منطقه وجود نداشت. بوشنل ترجیح می‌داد افراد جوان را به استخدام خود درآورد و حتی به آن‌ها آزادی عمل کامل می‌داد.


کریس کائن یکی از اولین کارمندان آتاری در این مورد می‌گوید : «من کارم در آتاری را در سن 15 سالگی و به عنوان کارآموز تابستانی آغاز کردم. وقتی 18 سالم شد مدیر بخش تولیدات آتاری بودم. آنقدر درآمدم خوب بود که به خودم می‌گفتم برای چی باید به دانشگاه بروم ؟»

به گفته آل آلکورن خالق بازی Pong ، همه در آن هنگام در مورد آتاری صحبت می‌کردند و هر چه قدر که آتاری قدرت می‌گرفت ، رفتار بوشنل غیر طبیعی‌تر می‌شد.

مایکل مالون روزنامه نگار فناوری هم مدعی شد که بوشنل اکثرا روی کوکایین بود و دست به کارهای عجیب و غریب می‌زد.



ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Mortal Kombat 11

خشونت آرامش بخش


منتشر شده

سال‌­ها از انتشار اولین قسمت از سری بازی Mortal Kombat  می‌گذرد و طی این سال­‌ها نه تنها از محبوبیت این سری کم نشده، بلکه بر فروش و اقبال عمومی نسبت به آن هم افزوده شده. استودیویNetherRealm  با معرفیMortal Kombat 11  در مراسم گیم اواردز سال گذشته نشان داد در دوران فشار سیاستمداران روی بازی­‌ها برای سانسور محتوای خشن و اتهام گسترش خشونت و کشتار توسط بازی­های ویدئویی، هیچ ترسی از ساخت یک بازی فوق العاده خشن که گالن ­گالن خون در آن به پرواز درمی­آید ندارد. حال که این بازی منتشر شده،  قصد داریم به بررسی این مسئله بپردازیم که آیا MK11 مانند تریلرهایش یک عنوان بی نظیر است یا در دسته بازی­های متوسط قرار می­گیرد. با ما همراه باشید:

مقدمه‌ای احمقانه برای شروع

طرفداران سری می­دانند چندان نباید داستان سری Mortal Kombat را جدی بگیرند، کاراکترها در این سری مثل برگ درختان پاییزی به زمین می­افتند و هنگامی که تصور می­کنید یک شخصیت برای همیشه مرده، یا توسط یک جادو زنده می­شود و یا به صورت مرده(Undead)  بازمی­گردند. داستان این قسمت پس از نابودی شینوک توسط محافظ قلمروی زمین، یعنی رایدن آغاز می­شود. رایدن برای محافظت از زمین از هیچ کاری چشم پوشی نمی­کند و در نهایت به خاطر خشم بی حدومرزش پس از آویختن گردنبند شینوک، تبدیل به یک دیکتاتور خشن می­شود. اقدامات رایدن، خشم یکی از خدایان باستانی یعنی کرونیکا را به دنبال دارد. کرونیکا از یک سو مسئول ایجاد تعادل در زمان و قلمروهاست و به عقیده او رایدن موجب برهم خوردن تعادل عالم شده و برهمین اساس باید با تداخل زمان حال و گذشته(Mortal Kombat 9)  رایدن را از صحنه روزگار محو کند. از سوی دیگر او مادر شینوک بوده و علاوه بر ایجاد تعادل، به دنبال انتقام از رایدن هم است. با این که هدف کرونیکا برای بازگرداندن تعادل به عالم در ظاهر یک هدف مثبت است اما پیشروی بی رحمانه او برای رسیدن به این هدف، او را تبدیل به دشمن شماره یک داستان می­کند.


کات سین­های بخش داستانی به زیبایی هرچه تمام تر ساخته شده­اند و از سوی دیگر صداگذاری کاراکترها بجز سونیا بلید - به قدری بی نقص انجام شده که نقاط منفی داستان را به خوبی پوشش می­دهند. با این حال داستان و سناریوی بازی تا حد زیادی ساده و احمقانه نوشته شده و نباید انتظار یک داستان درگیر کننده و قابل باور را از آن داشته باشید. گرافیک بازی هم در یک کلام بی­نظیر است و حتی بزرگترین منتقدان بازی هم نمی­توانند نکته منفی­ای در آن بیابند. افت فریم در هیچ کجای مبارزات دیده نمی­شود و از این لحاظ جذابیت مبارزات بازی چندین برابر شده. با این که داستان بازی چندان قابل درک نیست و سناریوی آن ایرادات فراوانی دارد اما بدون هیچ تردیدی کات سین­های جذاب و دیدنی این بخش که بدون هیچ گونه افت فریمی پخش می­شوند، هر گیمری را مجاب به تمام کردن داستان بازی می­کنند. کارگردانی هنری و سینماتیک بازی از هر نظری عالی است و هیچگونه انتقادی نمی­توان به آن وارد کرد. خشونت هم که یکی از بزرگترین عناصر سازنده این سری است، این بار به مدد گرافیک خیره کننده و صدالبته گستاخی سازندگان در چند برابر کردن سطح خشونت بازی و صد البته فیتالیتی­های معروف سری آن هم در زمانی که بازی­های ویدئویی در صدر جدول متهمان ترویج خشونت قرار گرفته­اند، به بالاترین سطح خود رسیده و شاهد خشن‌ترین و خونین‌ترین Mortal Kombat تاریخ هستیم. سازندگان نشان دادند که هیچ ابایی از پرتاب کردن سر و دست کاراکترها به خشن ترین روش­های ممکن یا حتی تکه تکه کردن آن­ها ندارند. خشونت بازی گاهی اوقات به قدری زیاد می­شود که حالت کمدی و کمیک به خود می­گیرد.

یک عنوان کامل

بازیMortal Kombat 11  از نظر محتوا هیچ کم و کسری ندارد. علاوه بر بخش داستانی و مبارزات آنلاین و چندنفره، دو بخش برج مشهور و Krypt به خوبی هفته ها و شاید ماه­ها طرفداران را سرگرم خواهند کرد. بخش برج که تقریبا تمامی طرفداران سری با آن آشنایی دارند، چندین مد مختلف دارد از مد مبتدی با حضور 6 مبارز گرفته تا مد بی نهایت که باید با تعداد نامحدودی جنگجو بدون شکست مبارزه کرده و رکورد خود را بهبود بخشید. از سوی دیگر با پایان رساندن بخش برج با هرکدام از کاراکترها می­توانید پایان داستانی آن ها را ببینید، البته پایانی که سرنوشت هرکدام از آن­ها را در صورت دستیابی به شن­های زمان نشان می­دهد. بخشKrypt  هم در بازی وجود دارد که درآن گیمرها کنترل یک کاراکتر بی­نام ونشان را برعهده می­گیرند که به عنوان یک ماجراجو قدم به جزیره شنگ سو گذاشته. مبارزه عنصر اصلی این بخش نیست و گیمرها باید با گشت و گذار در جزیره معماهای مختلفی را حل کنند تا راه­های مختلف و ایتم­های جدید برایشان باز شود. شاید مهمترین بخش، مد Tower of Time باشد که پس از پایان بخش داستانی می­توان به آن وارد شد. در این مد بازیکنان با استفاده از تجهیزات جنگی و ایتم های متعدد باید چالش های مختلف را پشت سرگذاشته و در مبارزات پیروز شوند. طوری که می­توان این بخش را جذابترین قسمت بازی دانست. شاید تنها نکته منفی آن نیاز دائمی به اتصال به اینترنت باشد.


بخش شخصی سازی هم در بازی گنجانده شده که گیمرها می­توانند با استفاده از آن تجهیزات جنگی و لباس­های جدید برای کاراکترها خریداری کنند. لباس­ها و تجهیزات شخصی سازی تاثیری در روند گیم پلی و بهبود قابلیت­های کاراکترها نداشته و تنها برای جذابیت بصری به بازی افزوده شده اند. با این حال با استفاده از آیتم­های کمکی می­توانید شانس خود را برای پیروزی در مبارزات افزایش دهید. طریقه آزاد کردن آن ها هم به نوبه خود جالب توجه است. گیمرها باید با پیشروی در بخش داستانی، انجام مبارزات آنلاین یا برج، ارز اختصاصی بازی را بدست آورده و با ورود به بخش Krypt ، برای باز کردن صندوق­های محتوی آیتم و تجهیزات ارز پرداخت کنند. اگر هم حوصله مبارزه ندارید می­توانید با خرید این ارز با استفاده از سیستم پرداخت درون برنامه­ای، این تجهیزات را بدست آورید. با این که برای بدست آوردن تمامی تروفی­ها یا اچیومنت­های بازی نزدیک به صد ساعت باید پای بازی وقت بگذارید اما اگر می­خواهید بدون هزینه تمامی این آیتم­های شخصی سازی یا جنگی را بدست آورید، باید چند هزار ساعت ناقابل پای بازی بنشینید. همین مسئله انتقاد گسترده گیمرها را به دنبال داشته و بسیاری معتقد هستند که استودیویNetherRealm  با افزودن این تعداد آیتم و لوازم شخصی سازی تنها به دنبال وسوسه گیمرها به استفاده از سیستم پرداخت درون برنامه­ای بوده، اتهامی که این استودیو رد کرده و معتقد است این ایتم­ها تنها جنبه تزیینی دارند و گیمرها می­توانند با صرف زمان پای بازی، تمام آن­ها را بدست آورند.


در پایان باید گفت استودیوی NetherRealm با انتشار بازی Mortal Kombat  11 نشان داد استاد مسلم ساخت بازی­های فایتینگ است. با این که نزدیک به سی سال از تولد این سری می­گذرد و با وجود سناریوی کلیشه­ای و نسبتا احمقانه بخش داستانی، این بازی به مدد گیم پلی فوق العاده جذاب و متنوع و صحنه­های سینمایی نفس گیر می­تواند تا ماه­ها گیمرها را سرگرم کند. 

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات