با ما همراه باشید

تیتر یک / فراموش شدگان

ماجرای کنسول جذابی که رقابت را به پلی‌استیشن واگذار کرد

به مناسبت 22 سالگی کنسول محبوب نینتندو 64 (N64)


منتشر شده

ماجرای کنسول جذابی که رقابت را به پلی‌استیشن واگذار کرد

نینتندو را باید از متفاوت‌ترین شرکت‌های بازی سازی دانست که سیاست‌های خاص خود را دارد و معمولا با جریان معمول صنعت بازی جلو نمی‌رود. ساتورو ایواتا – رئیس وقت نینتندو – می‌گفت: ما هم بخشی از اقیانوس بازی‌ها هستیم اما ترجیح می‌دهیم در جایی شنا کنیم که آب تمیز است تا بتوانیم از مناظر لذت ببریم. ایواتا به شکل غیر مستقیم از رقابت بعضا نا‌سالم سونی و مایکروسافت گلایه می‌کرد و آنها را به آلوده کردن جو بازی سازی متهم می‌کرد.

نینتندو سعی نکرد خود را درگیر مسائلی از این دست کند و به همین دلیل، در پی ساخت محصولاتی خاص و متفاوت بود که در اغلب موارد، نوآوری‌های بسیاری در خود داشتند. اگرچه کنسول‌های این شرکت معمولا از لحاظ سخت افزار گرافیکی چندان غنی نبودند، اما یک مساله در تمامی آنها مشترک بود؛ وجود بازی‌هایی که صرفا سرگرم کننده بودند و همین موضوع هم فروش آنها را تضمین می‌کرد. آنها با چنین تفکری، نینتندو 64 را بیست و دو سال قبل عرضه کردند که حالا قصد داریم بیشتر به آن بپردازیم.

موفقیت یا شکست؛ مساله این است

سال 1996 نینتندو تصمیم گرفت کنسول جدید خود را به بازار عرضه کند. آنها از یک پردازنده مرکزی 64 بیتی در این دستگاه استفاده کرده بودند که قدرت آن را نسبت به کنسول قبلی این شرکت، چهار برابر بیشتر می‌کرد. آنها با نینتندو 64 قدم به دنیای سه بعدی گذاشتند که حرکتی بزرگ به حساب می‌آمد. نینتندو در این دوره، شماری از بهترین بازی‌های تاریخ را عرضه کرد و به همین دلیل، 64 اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. نینتندو در همین دوره با مشکلاتی مواجه شد که تا زمان WiiU هم ادامه داشت که استودیوهای Third Pardy  و فروش پایین کنسول‌ها عمده‌ترین آنها بودند. 64 علیرغم برخورداری از عناوین بزرگ، فقط 33 میلیون دستگاه به فروش رساند که در قیاس با هم نسل‌هایش از جمله پلی استیشن اصلا رقم خوبی به حساب نمی‌آمد.

نینتندو 64 آخرین کنسول خانگی بود که از کارتریج استفاده می‌کرد. تصمیم این شرکت برای استفاده از کارتریج کاملا به ضرر آنها تمام شد زیرا سونی با پشتیبانی از سی دی، دست سازندگان را برای هرگونه مانوری باز گذاشته بود. محدودیت‌های سخت افزاری 64، کار را برای استودیوهای Third Party هم مشکل کرده بود که این موضوع با عرضه سوییچ تا حدودی برطرف شده است.

با این حال، این شرکت، تا سال 2003 از محصول خود پشتیبانی کرد تا اینکه Game Cube – که سال 2001 عرضه شده بود – جای آن را گرفت.

شاهکارهایی که جاودان شدند

برای کنسول نسل پنجم ژاپنی‌ها در مجموع 388 عنوان بازی عرضه شد که بیش از نصف آنها در خود ژاپن منتشر شدند. یکی از دلایل فروش کم این کنسول، متوجه عناوین ژاپنی پسند بود که سبب می‌شد تا غربی‌ها چندان روی خوشی به آنها نشان ندهند. نینتندو 64 هنگام عرضه، سه بازی به همراه خودش داشت که مهمترین آنها Super Mario 64 بود که از قضا تا آخرین روز بقای کنسول، بیشترین فروش را به خود اختصاص داد. این عنوان توانست در نهایت فروشی بالغ بر یازده و نیم میلیون نسخه داشته باشد. Super Mario 64 با میانگین نمرات 94 خود را در تاریخ جاودان کرد و تا امروز، به عنوان یکی از برترین بازی‌های ژانر پلتفرمر شناخته می‌شود.

اگر با کنسول‌های نینتندو آشنا باشید، حتما می‌دانید که بازی‌های شوتر چندان جایگاه مستحکمی ندارند اما یکی از مهمترین بازی‌های شوتر اول شخص که این ژانر را متحول کرد، برای 64 عرضه شد. Golden Eye 007  از معدود جیمز باندهایی بود که در مقام بازی، عالی عمل کرد و با فروش بیش از 8 میلیون نسخه و درآمدی بالغ بر 250 میلیون دلار، سود کلانی را نصیب نینتندو کرد. اما بی‌شک مهمترین بازی Legend of Zelda: Ocarina of Time بود که تا به امروز بالاترین نمرات متاکریتیک را به خود اختصاص داده است و بعید به نظر می‌رسد عنوانی بتواند این بازی را از نظر نمره شکست دهد.

همانطور که خواندید، شماری از برترین عناوین تاریخ، زمان نینتندو 64 عرضه شدند که نشان می‌دهد تا چه اندازه این کنسول در پیشرفت بازی‌های کامپیوتری تاثیرگذار بوده است.

مشکلات تمام نشدنی

با توجه به بازی‌هایی که در بالا اشاره شد، باز هم نینتندو 64 با مشکل بزرگی مواجه بود که پلی استیشن نام داشت. سونی تازه به جنگ کنسول‌ها وارد شده بود و با قدرت پیش می‌رفت و از طرفی دیگر به خوبی با سازندگان ارتباط برقرار کرده بود. عناوین انحصاری، پشت سر هم از راه می‌رسیدند و گیمرهای شرق و غرب هم از وضعیت راضی بودند. نینتندو از سیاست‌های خود کوتاه نیامد و همین موضوع به ضررش تمام شد. سونی در نهایت با فروش 105 میلیونی با اختلاف بسیار زیادی نسبت به 64 بر صدر نسل پنجم تکیه زد.

نینتندو معتقد بود که کمپانی‌ها و استودیوهای Third Party فقط حق دارند 5 بازی را در طول سال منتشر کنند و این مساله به هیچ عنوان برای کمپانی‌هایی همچون کپکام، کونامی و حتی اسکوئر انیکس به هیچ عنوان قابل پذیرش نبود. به همین دلیل نینتندو، خودش را رسما بایکوت کرد و در سوی مقابل، سونی بهای بسیاری را به استودیوهای خارجی داد.

در همان دوره، سگا هم کنسول Saturn را عرضه کرد که به سرعت از دور خارج شد و رقابت تنها میان سونی و نینتندو جریان گرفت که آن هم با معرفی فرمت‌های قابل استفاده هرکدام، تکلیف همه چیز مشخص شد. کارتریج‌ها حجم کمتری داشتند و از طرف دیگر، بازی ساختن برای نینتندو اصلا ساده نبود و سازندگان، احساس می‌کردند تا با سخت افزاری کار می‌کنند که نمی‌توان به راحتی با آن ارتباط برقرار کرد.

به هر شکل و با تمام خوبی‌ها و بدی‌ها نسل پنجم کنسول‌ها هم به پایان رسید و نینتندو نتوانست مطابق انتظارات ظاهر شود اما آنچه باقی ماند، خاظراتی بود که 64 برای گیمرها به یادگار گذاشت. در ادامه می‌توانید ویدیو 30 بازی برتر نینتندو 64 را مشاهده کنید


ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

چرا PES در زمینه لایسنس از FIFA عقب افتاده است

مدیر بخش اروپا بازی PES از معمای لایسنس این سری پرده برداشت

منتشر شده

کمپانی کونامی پس از واگذار کردن لایسنس لیگ قهرمانان تصمیم گرفت لایسنس لیگ‌های بیشتری را به PES 2019 اضافه کند. لیگ‌هایی مثل لیگ اسکاتلند ، ترکیه ، روسیه ، بلژیک و .. این درحالی است که بازی رقیب ، FIFA 19 برای اولین بار در یک دهه اخیر موفق به لایسنس کردن لیگ قهرمانان (Champions League) شد. هر چه بود عرضه PES 2019 با استقبال خوب منتقدان مواجه شد، آن­‌ها بازی را به خاطر انیمیشن، فیزیک عالی و دیگر بهبودهای ریز و درشت که کونامی در بازی اعمال کرده، ستودند. به قولی می‌توان گفت کار خوبی انجام گرفته است. با این حال به خاطر مشکل لایسنس اکثر مخاطبان FIFA را PES ترجیح می‌دهند. تقریبا هر ساله منتقدان بر این عقیده خود پافشاری می­کنند که PES  از نظر فنی، از رقیب خودFIFA  بالاتر است اما در نهایت هرسال FIFA رقیب خود را از نظر فروش پشت سر می­گذارد. دلیل آن هم میزان تعداد لیگ­‌ها و بازیکنانی است که توسطEA  لایسنس شده‌اند. این دقیقا چیزی است که گیمرها به دنبال آن هستند. تجربه واقعی بازی در استادیوم­‌های شبیه سازی شده آن هم با استفاده از بازیکنان لایسنس شده.

در پاسخ به شکست اخیر کونامی، این کمپانی اعلام کرد بیش از هر زمانی موفق به لایسنس کردن لیگ­های جهانی شده است. با افزودن لیگ برتر روسیه و سوپر لیگ ترکیه به بازی، کونامی مدعی دستیابی به چنین موفقیتی است اما لیگ جزیره، لالیگا و بوندس لیگا کجا هستند؟ چرا فقط آرسنال، لیورپول، بارسلونا و شالکه به صورت رسمی درPES 2019  حضور دارند. آن هم به انضمام استادیوم­ و بازیکنان هرکدام از تیم­‌ها. ولی منچستر یونایتد، رئال مادرید و تمامی تیم­‌های آلمانی در بازی حضور ندارند. گیم اسپات در مصاحبه ای با لنارت بابزین، مدیر بخش اروپایی PES درصدد است در جریان مذاکرات سازندگان بازی­های ویدئویی و بدنه تصمیم گیرنده برای فوتبال جهانی قرار بگیرد. بابزین در این مطلب به تشریح کلی سیاست های کونامی پرداخته است.


چرا کونامی ورژن رسمی آرسنال و لیورپول را در داخل بازی قرار داده اما خبری از دیگر تیم های لیگ جزیره نیست؟

بابزین: لیگ جزیره به صورت رسمی قرارداد همکاری باEA  امضا کرده است، برهمین اساس ما قادر به استفاده از تیم‌هایPremier League  نیستیم. با این حال ممنوعیتی برای استفاده از لیگ اسکاتلند وجود ندارد، برهمین اساس هم ما از آن استفاده می­کنیم هم EA. لیگ جزیره استثنایی در این مورد قائل شده است. آن‌ها اعلام کردند ما می­توانیم لیگ را به صورت لایسنس نشده در بازی قرار دهیم. آن هم بدین صورت که تمام تیم‌ها در بازی حضور دارند، اما نام اصلی‌شان را نمی توانیم به کار ببریم به عنوان مثال تیم منچستر یونایتد را با نام Man Red در بازی قرار دادیم. این محدودیت تنها مربوط به نام تیم‌ها است و ما مشکلی از بابت نام بازیکنان نداریم. به عنوان مثال نام پوگبا، در بازی هم پوگبا است، لذا دیگر مانند روزهای PES 2 مجبور به قرار دادن نام‌های فانتزی نیستیم. ما از لایسنس خود برای اسکن کامل چهره و ویژگی های بازیکنان استفاده می‌کنیم، زیرا Premier League این اجازه را به ما داده است. از سوی دیگر تیم‌ها را به صورت لایسنس نشده می‌توانیم در بازی داشته باشیم. بر اساس سیاست‌های لیگ برتر ما تنها می‌توانیم دو تیم لایسنس شده در اختیار داشته باشیم . این تعداد هیچ گاه در اختیار ما نبوده و نیست بلکه تصمیم گیری درباره آن مربوط به سیاست های لیگ برتر است. برهمین اساس کاری از دست ما ساخته نیست. محدودیت ها در بوندس لیگا چند قدم جلوتر است و حق لایسنس آن به صورت 100 درصد در اختیار EA است لذا ما حتی با استفاده از نام تقلبی هم نمی­توانیم بوندس لیگا را در بازی خود داشته باشیم. ما می­توانیم دست خود را به سوی تمام تیم ها دراز کنیم اما در رابطه با بوندس لیگا تنها سه تیم و در لیگ جزیره حق انتخاب دو تیم را داریم.

کونامی در این میان چه می­تواند بکند؟ آیا قرارداد رقیب با لیگ جزیره موجب توقف کونامی در گرفتن حق لایسنس تیم های دیگر شود؟ 

در حال حاضر لیگ جزیره به صورت کامل خود را لیگ اختصاصی یک بازی نکرده است. یکی از مهمترین دلایل آن هم این است که لیگ جزیره، بزرگترین لیگ فوتبال جهان است و تاحدودی طبیعی است که دست اندرکاران لیگ به طرفداران هر دو بازی با دید نسبتا برابر نگاه کنند. به عنوان مثال من به شخصه طرفدار تیم کریستال پالاس هستم و دوست دارم این تیم و بازیکنانش را به صورت کامل و دقیق در هر دو بازی ببینم.

آیا چنین وضعیتی در لالیگا هم صادق است؟

دقیقا. در لالیگا هم وضعیت به همین منوال است. شما نمی­توانید لیگ را کاملا لایسنس کنید.

خب پس به نظر می­آید لالیگا قراردادی انحصاری با EA دارد اما در این میان شما هم می توانید برخی از تیم ها را به صورت رسمی در بازی خود قرار دهید

بله درست است.

لیگ فرانسه به صورت کامل لایسنس است؟

علاوه بر فرانسه، لیگ های هلند، بلژیک، سویسس، دانمارک، اسکاتلند، ترکیه و روسیه به صورت کامل در بازی لایسنس شده اند. در مورد روسیه، لیگ این کشور به صورت کامل و اختصاصی در توسط ما لایسنس شده و FIFA حتی نام تقلبی هم نمی‌­تواند این لیگ را در بازی خود داشته باشد. موضوعی که بسیار به نفع ماست. در رابطه با ایتالیا، ما لیگ این کشور را در اختیار داریم اما دسترسی به نام تیم های لیگ سری آ این کشور نداریم. با این حال تمامی تیم‌ها، بجز یوونتوس را به صورت کامل لایسنس کرده ایم. دلیل قرار نداشتن یوونتوس در بازی هم قرارداد انحصاری این تیم با EA است.

پس یوونتوس به صورت اختصاصی باEA  قرارداد دارد؟

ما این تیم را در بازی قرار داده ایم اما با نام فانتزی

این اتفاق سال پیش هم با رئال مادرید افتاد؟

بله درست است. امسال رونالدو را در بازی داریم اما خب باید در یک تیم تخیلی بازی کند.

خب پس با این حساب لایسنس لیگ ایتالیا، حسابش از لایسنس تیم‌های درون لیگ جداست؟

بله، بستگی به لیگ دارد که مرکزگرا باشد یا نه. به عنوان مثال لیگ اسکاتلند یک لیگ مرکزگرا است. براین اساس اگر با لیگ مذاکره کنیم و با آن ها قرارداد امضا کنیم، انگار با تمام تیم های درون لیگ قرارداد امضا کرده ایم. در رابطه با سری آ داستان مقداری متفاوت است.نام اسپانسر لیگ سری آ، بخشی از نام لیگ است. برهمین اساس اگر بخواهید لیگ را لایسنس کنید باید با اسپانسر لیگ هم مذاکره کنید. پس همه چیز بستگی به این دارد که حاضر باشید پول کافی بپردازید یا نه. 

لیگ‌های دسته پایین‌تر چطور؟ 

ما به دنبال این هستیم که لیگ های جدید را به بازی بیفزاییم. حال این لیگ می‌خواهد لیگ فوتبال انگلیس باشد یا هر جای دیگر. ما در حال کند و کاو گزینه‌هایمان هستیم و به طور قطع سال آینده شاهد نتایج کارمان خواهید بود.

احساس شما از این کهEA  مشغول امضای قرارداد انحصاری با تیم هایی مانند یونتوس و رئال مادرید است چیست؟

بدون شک بسیار اعصاب خرد کن است. به عنوان مثال در رابطه با بوندس لیگا یا لیگ جزیره، اگر ما این دو لیگ را در اختیار داشتیم، وضعیت بازار به صورت کامل به نفع ما می­چرخید. بیایید واقع گرا باشیم، بازی PES از نظر فنی یک سرو گردن از رقیب خود بالاتر است. البته بدین صورت نیست که تمام توجه ما به نام لیگ ها باشد. ما بسیار به این موضوع اهمیت می­دهیم که چهره بازیکنان را به صورت دقیق طراحی کنیم. اگر به وضعیت رقیب ما در این رابطه نگاه کنید، متوجه می­شوید که سطح کار آن ها در طراحی چهره بازیکنان حتی از سطح معمولی هم پایین تر است. تیم ما در ژاپن کار خارق العاده ای در طراحی چهره بازیکنان می­کند و این یکی از نکات مثبت بازی ماست که رقیبمان قادر به دستیابی به آن نیست. 

چه اتفاقی با لایسنس لیگ قهرمانان افتاد؟ آیا مدت زمان قرارداد به پایان رسید یا کونامی و یوفا به توافق نهایی نرسیدند؟

ما سال ها لیگ قهرمانان را در بازی خود داشته ایم، فکر کنم تقریبا ده سال اما هر سال که می گذرد به قول معروف باید سبک و سنگین کنید و ببینید چه لایسنسی ارزش نگه داشتن دارد و کدام یک ندارد. توهین به لیگ قهرمانان نباشد، این رقابت های لیگ قهرمانان یک رقابت جذاب است و مهم‌ترین رقابت‌های باشگاهی. اما در نهایت تصمیم گرفتیم اعلام کنیم که راه کونامی و یوفا از یکدیگر جدا شده است. با این حال این خبر برخلاف چیزی که بسیاری از گیمرها تصور می­کنند، به معنی از دست دادن حق ما برای استفاده از لیگ های مختلف نیست. در رابطه با لیگ قهرمانان، ما هنوز هم با یوفا در تماس هستیم تا فرصت‌های آینده را با آن ها بسنجیم. با اعلام خبر قطع همکاری یوفا و کونامی، یکی از دوستان من گفت: «کونامی حق لایسنس بارسلونا را هم از دست خواهد داد. زیرا بارسلونا در لیگ قهرمانان بازی می­کند.» اما موضوع این است که این دو مسئله کاملا از یکدیگر جدا هستند. ما هیچ تیمی را از دست نداده ایم. بلکه تصمیم گرفتیم به سمت لایسنس کردن لیگ های محلی تر برویم. حتی لیگ روسیه را هم به صورت اختصاصی لایسنس کردیم. با این که ما لیگ قهرمانان را در نسخه امسال نداریم اما تعدادی مسابقات دیگر در بازی قرار داده ایم که با وجود داشتن تفاوت هایی با لیگ قهرمانان، در آن می­توانید تیم های اروپایی را مقابل یکدیگر قرار دهید. 

در پایان، آیا محدودیتی در رابطه با این که تا چه حد می­توانید تیم های فانتزی را نزدیک به واقعیت طراحی کنید وجود دارد؟ زیرا برخی اوقات تیم هایی که در بازی وجود دارند از زمین تا آسمان با نسخه های اصلی خود متفاوت هستند

در مورد رنگ تقریبا محدودیتی وجود ندارد اما در خصوص نشان های موجود روی پیراهن بازیکنان مشکلاتی وجود دارد تا تیم های فانتزی با نمونه اصلی متفاوت باشند.

ادامه مطلب

تریلر

تریلر رونمایی از Battlefield 5

منتشر شده


ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

مدیر بازی‌سازی سونی از چگونگی عرضه PS2 و PS3 می‌گوید

منتشر شده

«شوهی یوشیدا» (Shuhei Yoshida) مدیر استودیوهای بازی‌سازی سونی از زمان آغاز پلی‌استیشن در کنار کمپانی ژاپنی بوده است. یوشیدا به تازگی مصاحبه‌ای با مجله Edge انجام داده و در آن به نکات جالبی در مورد چگونگی عرضه PS2 و PS3 اشاره کرده است. 

یوشیدا می‌گوید پس از موفقیت چشم‌گیر پلی‌استیشن آن‌ها به هیچ وجه آماده عرضه PlayStation 2 نبودند : «انتقال از PS1 به PS2 آن‌قدر سریع بود که ما هیچ ایده‌ای در مورد این‌که چگونه باید در صنعت بازی چنین پروسه‌ای را طی کنیم نداشتیم». 

یوشیدا با خنده اضافه می‌کند زمانی که PS2 عرضه شد ، سونی تقریبا هیچ بازی لانچی برای آن نداشت اما با توجه به رقابت شدید در بازار پخش‌کننده‌های DVD ، قیمت PS2 کاملا مناسب آن‌هایی بودند که دوست داشتند در کنار یک کنسول بازی آخرین مدل ، یک پخش کننده DVD هم داشته باشند.

«PS2 از همان ابتدا بسیار موفق ظاهر شد اما جالب است بدانید در زمان عرضه PS2 در ژاپن ، پرفروش‌ترین عنوان نه یک بازی بلکه DVD فیلم «ماتریکس» (The Matrix) بود! محبوبیت DVD به شدت در حال افزایش بود اما دستگاه‌های پخش کننده DVD در آن هنگام بسیار گران قیمت بودند. PS2 دقیقا یک پخش‌کننده قدرتمند DVD بود که قیمت بسیار ارزان‌تری نسبت به رقبایش داشت».

با این حال یوشیدا از عرضه PlayStation 3 به عنوان دورانی وحشتناک یاد می‌کند. یوشیدا و تیمش در زمان معرفی و قیمت گذاری PS3 در E3 لحظات بسیار ترسناکی را پشت سر گذاشتند. قیمت بالای کنسول سونی ، پشتیبانی ضعیف third-partyها و سخت افزار مشکل PS3 که باعث می‌شد بازی ساختن  برای آن بسیار سخت باشد ؛ از جمله مشکلاتی بودند که بخش بازیسازی سونی با آن دست و پنجه نرم می‌کرد. 

«کن کوتاراگی یک طراح و مهندس بی‌نظیر بود. تیمی که برای او کار می‌کردند بسیار با انگیزه بودند و خود کن هم استاد انگیزه دادن بود.»

«شاید کن از بازی‌ها به عنوان وسیله‌ای استفاده می‌کرد تا به رویای خودش واقعیت ببخشد. ما تا زمانی که طراحی PS3 تمام نشده بود آن را ندیدیم. کن فکر می‌کرد برای طراحی سیستم نیازی به دخالت سازندگان بازی ندارد. PS3 به این شکل ساخته شد و همه می‌دانیم که این کنسول تا چه حدی موفق بود».





ادامه مطلب

خبر یک / نقد

نقد و بررسی Left Alive

تنها نکته مثبت در مورد این بازی طرح روی جلد آن است

منتشر شده

شاید با دیدن ویدئوهای بازی Left Alive خاطرات دوران قدیم و بازی‌های مخفی‌کاری کلاسیک برای‌تان تداعی بشود، ولی با تاکید بسیار می‌گویم این بازی فقط برای عذاب دادن خود و خرد کردن بقایای اعصاب‌تان در این دنیای پرهرج و مرج مناسب است. حتی شاید بتوان از آن به عنوان نوعی روش شکنجه شدید روانی استفاده کرد. لیست بلند و بالای مشکلات بازی شامل موارد و زیرشاخه‌های بسیاری می‌شود و نمی‌توان همه آنها را به حساب طراحی سنتی و کلاسیک گذاشت. مشکلات فنی ریز و درشت، طراحی و ساخت تاریخ مصرف گذشته و بسیار ابتدایی، عناصر گیم‌پلی نصفه و نیمه و بلاتکلیف، داستان عجیب و غریب (نه از نوع خوب)، صداگذاری رقت انگیز؛ یک بازی معیوب و ناقص جلو رویتان می‌گذارد که حتی ارزش امتحان کردن هم ندارد.

گول ظاهر را نخورید

شاید اتمسفر و درونمایه بازی اولین چیزی باشد که بتواند شما را به سوی خود جلب کند. خاطرات خوب بازی‌هایی چون «Freedom Fighters» و «Cold War» یا حتی نزدیک بودن ظاهری و سبک بازی به سری افسانه‌ای «Metal Gear Solid» می‌تواند نظر شما را به سمت بازی جلب کند، ولی اگر به وقت و آرامش روحی روانی خودتان ارزش می‌دهید، سراغ بازی نروید. بعضی بازی‌های بخصوص هستند که پس از تجربه کردن با نوعی افتخار اعلام می‌کنید که «فلان بازی را انجام داده‌ام»، دسته دیگری از بازی‌ها هم هستند که حتی افشاء بازی کردنشان مایه شرمندگی است. «Left Alive» به شدت در دسته دوم قرار می‌گیرد. بازی به شدت سخت است و تجربه آن عذاب‌آور؛ این سختی و عذاب به خاطر هوش مصنوعی بالای دشمنان و واقعی بودن مبارزات نیست بلکه به خاطر سیستم مبارزات معیوب و گیم‌پلی تاسف برانگیز بازی است. از آن دسته بازی‌هایی است که برای بازی کردنش باید خود بازی را شکست دهید. راهی غیرمنطقی و خنده‌دار برای پشت سر گذاشتن مراحلش پیدا کنید. برای مثال اول دشمنان را آتش بزنید و بعد با لوله آهنی به جانش بیافتید و قبل از اینکه بلند شود فرار کنید.


شما در نقش شخصیت‌های مختلف بازی خواهید کرد و هرکدام از آنها استعداد ذاتی در ساخت تجهیزات بقا دارند که به طور جالبی کاملا شبیه به هم هستند. نه اینکه سرباز تازه‌کار تنها ساخت «قوطی منفجره با کنترل از راه دور» بلد باشد و مامور پلیس مو قرمز - که از قضا بسیار شبیه به بازیگران هالیوودی طراحی شده- قادر به ساخت موارد افزایش سلامتی. خبر از این ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌ها نیست. حتی گیم‌پلی شخصیت‌های مختلف هم فرقی با هم ندارد. پس دلیل انتخاب شخصیت‌های مختلف چیست؟ سوال مهمی که جوابش مهم نیست. اگر تا اینجای کار بیخیال تجربه بازی نشده‌اید و قصد دارید تحلیل و بررسی بازی را مطالعه کنید، با کمال میل شما را به خواندن پاراگراف‌های بعدی دعوت می‌کنم.

منطقی که وجود ندارد

بازی را می‌توان از نظر گیم‌پلی به دو بخش تقسیم کرد. گشت و گذار در محیط و یافتن مواد لازم برای تهیه آیتم‌های اضافی جهت سهولت در بقاء و مبارزه با دشمنان و بخش دوم هم مبارزه با دشمنان. گشت و گذار در محیط شامل نجات دادن بازماندگان جنگی هم می‌شود. کسانی که گفت و گو با آنها آنچنان لذت بخش است که شاید مجبور شوید از شدت خوشی کنترلر را به زمین بکوبید. شما باید این بازماندگان را «مجبور» کنید به پناهگاه‌های امنی که در جای جای نقشه پر از دشمن بازی قرار گرفته‌اند هدایت شوند. پناهگاه‌های امنی که همیشه توسط نیروهای متخاصم متجاوز محاصره شده‌اند. پناهگاه‌های امنی که در ورودی‌شان را هرگز به روی دشمنان باز نمی‌کنند و دشمنان هم هرگز به خودشان زحمت نمی‌دهند واردش بشوند؛ پناهگاهی امنی که ...چند بار دیگر پیش خود تکرار کنید!

جمع‌آوری مواد لازم برای ساخت وسایل بقاء کار چندان سختی نیست. با اینکه قادر به داخل شدن به اکثر ساختمان‌ها نیستید، ولی در عوض قدرت ماورایی دارید که محل دقیق این وسایل را از فرسنگ‌ها دورتر به شما نشان می‌دهد! حتی با اینکه کشور در حال جنگ است و تمامی زیرساخت‌های مختل شده و سیستم‌های ارتباطی قطع هستند، اپراتوری هوشمند به نام «کوشکا» محل دقیق تمامی دشمنان را به شما اطلاع می‌دهد. او هرگز در این کار کم‌کاری نمی‌کند، پس آماده باشید تا از ابتدای بازی تا آخرین لحظات تجربه آن دیالوگ «دشمن در حال نزدیک شدن است» را شنوا باشید، حتی زمان‌هایی که دشمن ثابت است و این شما هستید که به او نزدیک می‌شوید. کوشکا همیشه دشمن را در حال نزدیک شدن به شما تصور می‌کند. کوشکا دوست شماست، با او مهربان باشید. این نوآوری‌های شگرف و عالی باعث می‌شود از چشمان‌تان رنگین کمان بیرون بزند !

وقتی مشکلات دیزاین در همه بخش‌ها دیده می‌شود

ساخت وسایل بقاء از طریق منوی بازی انجام می‌شود که هنگام ورود به منو بازی قطع نشده و جریان آن ادامه دارد، پس بهتر است وسط خیابان دست به کار ساختن «مین ضد نفر دارای سنسور هوشمند موقعیت سنج» نشوید. چون جدا از اینکه نیاز به طرح دقیق مهندسی الکترونیک و ابزارهایی چون لحیم و هویه دارید، بلکه ممکن است دشمن از رویتان رد شود. ساخت تله‌ می‌تواند باعث زمین خوردن دشمنان شود و حسابی یخ صحبت را آب می‌کند. استفاده از تله برای آغاز مبارزات بسیار عالی است و حتی در درجات سختر بازی می‌توانید از آنها به عنوان تزئیات محیطی استفاده کنید. نگران نباشید لوکیشن بازی کشور پهناور روسیه است و نوشیدنی محبوب آن کشور در بطری‌های استاندارد برای ساخت کوکتل مولوتوف توزیع می‌شود و همانطور که می‌دانید هیچ انقلابی بدون کوکتل مولوتوف به سرانجام نمی‌رسد، همینطور هیچ بازی اکشن مخفی‌کاری که در روسیه اتفاق بیافتد. اما شاید بهتر بود به جای جمع‌آوری و ساخت وسایل بی‌مصرف و تکراری همان بطری‌های نوشیدنی‌ پر بودند؛ شما نوشیدنی را می‌نوشیدید تا تسکینی برای آزار و اذیت روانی باشد که بهتان تحمیل می‌شود.


مخفی‌کاری در بازی در عمل بی‌معنی و پوچ است. چون طراحی محیط بازی به گونه‌ای است که دیر یا زود باید با دشمنان درگیر شوید و حتی اگر بتوانید با قد خمیده و قدم‌های کوتاه و ساکت نقشه بازی را دور بزنید، دست آخر مجبور خواهید شد با یک لوله آهنی به جان سرباز تا دندان مسلحی بیافتید که جلوی در خروجی و تنها رسیدن به ماموریت ایستاده است. جای تعجب است که نمی‌توان با چاقو یا روش‌های متمدانه‌تر بی سر و صدا کلک دشمنان غافل را کند. در لیست بلند و بالا و مدرن تجهیزات قابل ساخت بازی هم خبری از صدا خفه‌کن نیست. آیتمی که با یک بطری و چند متر پارچه می‌توان به راحتی آن را ساخت ! 

امان از مشکلات فنی

بخش بصری و فنی بازی لکه ننگی برای بازی‌های نسل جدید است. انیمیشن‌های خشک و غیر واقعی، دیر لود شدن بافت‌ها، افکت‌های پیش پا افتاده که آن‌هم به صورتی فاجعه‌بار اجرا می‌شوند، مشکلات هوش مصنوعی -البته اگر بتوان فرض کرد دشمنان چیزی به نام هوش دارند تا در ادامه قادر به تحلیل آن باشیم- و مشکلات و ایراداتی نظیر این‌ها پرونده بازی از نظر جلوه‌های بصری و دست‌آوردهای فنی را می‌بندد و در دور افتاده‌ترین نقطه بایگانی بازی‌های رایانه‌ای دفن می‌کند. بخش صوتی و صداگذاری بازی هم دست کمی از سایر بخش‌ها ندارد و حتی به طرز مشکوکی در رقابت با آن‌هاست که برنده بدترین بخش بازی شود. صداگذاری محیط‌ها و حرکات شخصیت‌ها به طور فاجعه‌باری ضعیف و خنده‌دار است. فرض کنید به صورت «مخفی‌کاری» -نگارنده نقد در اینجا مجبور به کنترل خنده خود شد- در کوچه‌ای برف گرفته در حال آرام حرکت کردن هستید و صدای تعبیه شده برای این حرکت شما تشکیل یافته از «خِش» و «خوش» باشد. شاید بتوان این صدا را برای چندین ساعت تحمل کرد، اما ضربه مهلک زمانی به روح و روان مجروح‌تان وارد می‌شود که حتی وقتی ایستاده‌اید تا گوش‌تان قدری آرام شود هم این صدا را بشنوید. درست مثل اینکه صدا شما را راحت نگذارد. درست مثل اینکه حتی وقتی بی‌حرکت هستید هم لباس‌هایتان صدای «خش و خوش» بدهد -سبک بازی باید ترسناک روانشناسانه دسته‌بندی می‌شد-! اگر این‌کار هم سرگرم‌تان نکرد، با کوکتل مولوتوف یکی از دشمنان را به آتش بکشید و از شندین صدای فریادهایش شاد شوید. یا بهتر از آن اگر موفق شوید سه نفر را همزمان به آتش بکشید شاهد صحنه تکان‌دهنده در تاریخ صنعت بازی‌سازی خواهید بود: سه برادر سه قلو که با صدایی کاملا مشابه به هم در حال سوختن و انجام رقصی خنده‌دار هستند و همه با هم می‌گویند «آآآآآ».

موسیقی بازی شاید تنها بخشی باشد که نتوان به طور کامل آن را تخریب کرد. چون احتمال دارد تیم سازنده به گروه ساخت موسیقی گفته‌اند «قطعاتی موسیقی برای یک بازی حماسی اکشن می‌خواهیم» و موسیقی‌سازان از همه جا بی‌خبر هم همین کار را کرده‌اند. ولی تیم سازنده باز هم با به طرز عجیبی همین موسیقی‌های مناسب را هم اشتباه به کار برده‌اند. جایی که در نهایت سکوت و مخفی‌کاری با لوله فلزی به جان سربازی مفلوک افتاده‌اید، صدای انواع و اقسام طبل‌های پر سر و صدا و مناسب برای ورزش‌های هوازی به گوش می‌رسد. در جایی هم که صفوف دشمن را با رباتی عظیم الجثه قتل عام می‌کنید، قطعه آرامش بخش شبیه «کشف قاره آمریکا» پخش می‌شود. نوآوری و نبوغ در این بازی تمامی ندارد. 


معمولا بررسی بخش داستانی بازی در ابتدای متن قرار می‌گیرد، اما «Left Alive» بازی ساختارشکنی است و انصاف نیست نقدی معمولی برایش نوشته شود. داستان بازی، اگر موفق شوید تا آخرش را دنبال کنید، با افتخار یک «ضد داستان» است؛ از آن «داستان»‌هایی که جای خالی نبود داستان را بیشتر مشخص می‌کند. داستانی که نه «سر» دارد و نه «ته»، شخصیت‌هایی دارد که از همان لحظه که دهان‌شان را باز می‌کنند به اصطلاح «روی مخ» هستند و عقب ماندگی‌شان در مبارزه و دست به یکی دادنشان با گیم‌پلی شکسته بسته و ناقص بازی، شما را تا مرز جنون و عصیان پیش می‌برد. کسانی که سعی می‌کنند در جنگ تحمیلی کشور «فلان» در مقابل کشور «بهمان» زنده بمانند و دیگران را نجات دهند، ولی از همان اول به بازیکنی که قرار است بار اصلی این رشادت را تا آخر بازی به دوش بکشد (و تحمل کند) خیانت می‌کنند. لازم به ذکر است در بازی حق انتخاب هم دارید و می‌توانید داستان بازی را چند شاخه کنید؛ فرض کنید بعد از اینکه یک گاو جلویتان خرابکاری کرده است چوبی بردارید و آن را چند قسمت کنید! 

این «بازی» در اواسط اسفندماه سال 1397 منتشر شده است و احتمال دارد در تعطیلات نوروز به دست مخاطبین هموطن برسد. توصیه می‌شود ته‌مانده اعصاب و روان‌تان را برای پاسخ دادن خونسردانه به سوالات نامتناهی فامیل و آشنایان، در خلال بازدید‌های گرم نوروزی نگه دارید و بی‌دلیل صرف این بازی تاریخ مصرف گذشته و داغون نکنید.

بررسی بازی Left Alive بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات