با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار

بازیگران معروف هرگز!

منتشر شده

بازیگران معروف هرگز!
دن هاوزر از موسسان راک استار در مصاحبه‌ای دلیل استفاده این استودیو از بازیگران کمتر شناخته شده را دخالت‌های بی‌مورد و جاه طلبی بازیگران نامدار عنوان کرد. اخرین باری که راک استار از بازیگران مشهور برای نمایش کاراکترهای بازی خود استفاده کرد، GTA: Vice City بود. مشکلاتی که استفاده از این بازیگران در طول ساخت بازی بوجود اوردند، باعث شد که راک استار سیاست خود را به کلی تغییر دهد.

برای شروع، صداگذاری ضد قهرمان بازی یعنی تامی ورسیدی توسط ریموند لیوتا (Raymond Liotta) انجام شده بود. بازیگرن مشهور دیگری از جمله برت رینولدز (Burt Reynolds) ، گری بوسی (Gary Busey)، دنی ترجو (Danny Trejo) و دنی دایر (Danny Dyer) در ساخت این بازی نقش داشتند. هاوزر درباره معضلات استفاده از بازیگران مشهور در این عنوان می‌گوید: «دلیل تغییر رویه ما این بود که بازیگران مشهور تلاش می‌کنند سلیقه شخصی خود را در بازی اعمال کرده یا این که در روند ساخت مانع  ایجادکنند، تنها به این دلیل که فکر می‌کنند به خاطر شهرت خود صلاحیت دخالت در هر موضوعی را دارند.» یکبار هاوزر که اصلیت برتانیایی در حال کارگردامی سکانسی از بازی با حضور برت رینولدز بوده که این دو نفر با یکدیگر وارد جروبحث می‌شوند.   کار به جایی می‌کشد که رینولدز فریاد می‌کشد:« این انگلیسی رو از ین جا بندازید بیرون.»  هاوزر در ادامه می‌گوید:«با این حال مهمترین دلیلی استفاده از بازیگران کمتر شناخته شده این است که می‌توان از استعداد آن‌ها   بهترین استفاده را کرده و نمایش آن‌ها هم دست کمی از بازیگران مشهور ندارد، آن‌هم در حالی که صدای  آن‌ها را نمی‌شناسید.»

به گفته هاوزر، تجربه آن‌ها در کار کردن با رپرها هم چندان راحت نبوده، هنگامی که او قصد کارگردانی صحنه‌ای با حضور Chuck D، رپر عضو گروه Public Enemy را در بازی GTA: San Andreas داشته، کار به جایی رسیده که این دو مشغول سر زدن به یکدیگر شده‌اند تا جایی که هاوسر مجبور به ترک صحنه شده. هاوسر در این باره می‌گوید:«به نظرم رپر‌ها می‌خواهند کار را درست انجام دهند. ما تجربه خوبی هم با خوانندگان پاپ داشته ایم اما هیچ گاه مدت همکاریمان به هیچکدام از دو گروه مدت زمان زیادی به درازا نکشیده.»

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

بزرگترین توطئه‌های تاریخ در دنیای Assassin's Creed

بررسی تئوری‌های سری بازی Assassin's Creed از اتفاقات عجیب ولی واقعی جهان پیرامون ما 

منتشر شده

تئوری توطئه طرفداران نسبتا پرشماری در سراسر جهان دارد، افرادی که معتقدند حوادث دنیا هرکدام دلیلی پنهان دارند و دست‌هایی از پشت پرده مشغول برنامه ریزی و جایگذاری مهره‌ها در عرصه سیاست جهانی هستند. در تاریخ کم سراغ نداریم پرونده‌هایی را که طرفداران تئوری توطئه در مورد ماهیت مرموز و پنهانشان اتفاق نظر دارند. در این میان مواردی هم هستند که به قدری اسرار آمیز و جذاب هستند که علاوه طرفداران تئوری توطئه، افراد عادی و آکادمیک را هم به دلایل و ماهیت اصلی حادثه مشکوک می‌کند. این حوادث به واسطه ماهیت اسرار آمیزشان پتانسیل بسیار بالایی برای پیاده سازی در سناریو بازی‌های ویدیویی را دارند. سری بازی‌های Assassins Creed، تاریخ را میدان نبرد دو گروه «تمپلارها» (Templars) و «اساسین‌ها» (Assassins) می‌داند، به عقیده سازندگان این بازی، هیچ حادثه‌ای در دنیا رخ نداده، مگر اینکه این دو گروه در آن دست داشته باشند. این بار قصد داریم به بررسی حوادثی اسرارآمیز در تاریخ بپردازیم که سری Assassins Creed تئوری‌هایی را درباره ماهیتشان روایت کرده. 

مهاجمان مقبره آرک

بخشی از این داستان براساس واقعیت نگاشته شده و ریشه بخش اعظم دیگر آن را باید در افسانه‌ها جست. صلیبیون در جنگ‌های صلیبی، در یکی معابد بیت المقدس شی باستانی و اسرارآمیزی یافتند. این که آن‌ها چه چیزی را کشف کردند، در تاریخ ثبت نشده و به عنوان یکی از نقاط تاریک تاریخ از آن یاد می‌شود. برخی معتقد اند که آن‌ها در این خرابه‌ها به معبد حضرت سلیمان دست یافته‌اند. معبدی که مملو از جواهرات و گنجینه‌های این پادشاه باستانی بود. با این حال برخی دیگر اعتقاد دارند صلیبیون به چیزی بیش از جواهرات دست یافتند. بر اساس خط داستانی Assassin's Creed ، فرقه اساسین‌ها بر این باور است که آن ها بخشی ازEden را یافتند. شی‌ای که به نژادی باستانی اجازه داد بر انسان‌ها حکمفرمایی کند. ممکن است این نژاد باستانی فرشته‌ها باشند یا موجودات فضایی.

راز داوینچی

تئوری‌هایی پیرامون فرزندان حضرت مسیح برای قرن‌های متمادی در محافل طرفداران تئوری توطئه مطرح شده است. ایده‌هایی که تا قرن سیزدهم میلادی علنی نمی‌شوند. بسیاری معتقاند که عیسی مسیح صاحب یک فرزند از ماری ماگدلین بوده که پس از شهادت آن حضرت از سرزمین فلسطین خارج شده است. حتی برخی از افراد بر این باورند فردی که پس از مرگ روی صلیب بار دیگر زنده شد، نه خود مسیح که پسر او بوده است. با این حال اساسین‌ها معتقدند که فرزند عیسی مسیح نه پسر که یک دختر بوده است. همسر الطیر هم که در قسسمت نخست Assassin's Creed از او صحبت می‌شود - که پیش از پیوستن او به فرقه اساسین‌ها همسر او بوده - در اصل تنها نوه حضرت مسیح است. با این حال با مرگ او، نسل نوادگان مسیح روی زمین به پایان می‌رسد.

دره تونگوسکا

یک دره کاملا مرده در روسیه، چیزی در ژوئن 1908 در این منطقه منفجر شد و که تقریبا باعث نابودی بیش از هشتصد مایل مربع و فرویختن آن شد. بسیاری از مردن تئوری های متفاوتی درباره این حادثه ارائه می‌کنند. از تست ناموفق بمب اتمی گرفته تا حمله موجودات فضایی. با این حال اساسین‌ها ایده متفاوتی دارند. آن‌ها با استفاده از کمک نیکولا تسلا، قسمتی از Edenرا مسلح کردند تا تبدیل به یک سلاح کشتار جمعی شود. تسلا که در رقابت با رقیب تمپلار خود یعنی توماس ادیسون، شکست خورده و ورشکسته به روسیه بازگشته بود، سعی می‌کند به هر روشی که شده انتقام خود را از تمپلارها بگیرد. با این حال انتقامی که او به آن می‌اندیشید، بسیار بزرگتر از آب در آمد.

آزمایشگاه مورچه‌ها

تئوری‌های گسترده‌ای بر این اعتقاد استوار است که انسان‌ها چیزی جز یک نژاد مهندسی شده توسط موجودات فضایی نیستند. نژادی که بوجود آمده تا نقش موش آزمایشگاهی موجودات پیشرفته فضایی را ایفا کند. این افراد معتقد هستند که بناهای عظیمی مانند اهرام مصر و معابد جنوب آمریکا توسط یک نژاد هوشمند ساخته شده‌اند. فرقه اساسین این تئوری را یک قدم به جلوتر می‌برد و معتقد است که انسان‌ها نه توسط یک نژاد برتر فضایی، بلکه توسط انسان‌های نخستین و به عنوان برده خلق شده‌اند. با این حال انسان‌ها علیه اربابان خود قیام می‌کنند و پس از شکست آن‌ها، تمدن خود را روی خرابه‌های تمدن آن‌ها می سازند.

پروژه فیلادلفیا

نیروی دریایی آمریکا در سال 1943 پروژه‌ای را آغاز کرد تا ناوشکنUSS Eldrige  را نامرئی سازد. این عملیات در ایالت فیلادلفیا انجام شد. گفته می‌شود که ناو ده ثانیه در زمان به عقب بازگشت و در ایالت ویرجینیا ظاهر شد. گزارش شده برخی از ملوانان این ناوشکن با بدنه کشتی ترکیب شده بودند، گویی جزیی از اجزای سازنده کشتی هستند. اما این تمام ماجرا نیست. به گفته اساسین‌ها، این عملیات توسط تمپلارها برنامه ریزی و انجام شده است. این کشتی به مدت هجده دقیقه به آینده سفر کرده و بازگشته. تمپلارها که به هدف خود در آینده دست یافته بودند، عملیات را متوقف ساختند.

افسانه راسپوتین

راسپوتین یکی از اسرارآمیزترین مردان تاریخ است که موفق شد تبدیل به پرنفوذترین مرد دربار آخرین تزار روسیه شود. نفوذ او بر ملکه به قدری بود که بسیاری معتقد بودند این فرد یک جادوگر و ساحر است. داستان قتل او هم بسیار جالب است، وقتی سم کشنده و مهلکی که برای کشتنش آماده کرده بودند، بر بدنش اثر نکرد، تصمیم گرفته شد که او را با گلوله از پای دربیاورند. با این حال گلوله ها هم بر او اثر نمی‌کنند. او که قصد فرار داشت، توسط یکی از قاتلانش با چاقو مورد حمله قرار گرفت و در سوراخی در رودخانه یخ زده انداخته شد، وقتی جسدش را یافتند، متوجه شدند گلوله‌ها و چاقو هم موجب کشتنش نشده بودند. او در آن موقعیت هم قصد داشته خود را نجات دهد که در نهایت بر اثر خفگی کشته می‌شود. گفته می‌شود که راسپوتین یک تمپلار بوده که به خانواده سلطنتی روسیه نفوذ کرده و کنترل آن ها را در دست گرفته بود. او یک ساحر یا جادوگر نبود، بلکه قدرت هایش را از تکه‌ای ازEden  می‌گرفت که در قصر سلطنتی مخفی شده بود. 

فرار نافرجام هیتلر

در تاریخ ثبت شده که آدولف هیتلر و معشوقه اش ایوا، اندکی پیش از رسیدن متفقین به دروازه‌های پناهگاه زیرزمینی اش خودکشی کردند و جسدهایشان سوزانده شد. با این حال گفته می‌شود که دو جسدی که متفقین یافتند، متعلق به این دو نفر نبوده و آن ها در اصل زنده بودند و قصد داشتند به برزیل یا آرژانتین فرار کنند اما پیش از خروج از شهر به دام اساسین‌ها میافتند و هر دو به دست آنان به قتل می‌رسند.

پایان کندی

روز ترور جان اف کندی، روز سیاهی برای ایالات متحده بود. روزی که محبوبترین رییس جمهور آمریکا توسط یک تیرانداز تنها به قتل رسید. این شاید چیزی بود که رسانه‌ها مخابره کردند تا مردم آن را باور کنند. باور این که لی هاروی آزوالد، تنها کار می‌کرده و تمام برنامه ریزی های قتل را به تنهایی انجام داده است، برای کمتر کسی قابل باور است. برخی اعتقاد دارند که افرادی از درون دولت برای مقابله با محبوبیت روزافزون کندی در میان مردم او را سربه نیست کردند. اما اساسین‌های تئوری جالب تری دارند. این که آزوالد و راننده رییس جمهور برای به دست آوردن تکه‌ای از Eden، در این ترور دست داشتند. در نهایت تمپلارها به هر ترتیبی که بود توانستند به چیزی که در پی آن بودند، دست یابند. 

ایلومناتی‌ها

سال‌هاست که ایلومناتی‌ها (illuminatiبه عنوان تشکیلاتی خطرناک و مخفی شناخته می‌شود. تشکیلاتی که گفته می‌شود در پشت بسیاری از اتفاقات بزرگ جهان قرار دارند. بسیاری هم معقتدند این تشکیلات غیر واقعی بوده و تئوری قدرت آن‌ها در دنیای فعلی تنها زاده‌ خیال عده‌ای از دوستداران تئوری توطئه است. بر اساس خط داستانی Assassin's Creed ، ایلومناتی‌ها در اصل نوادگان تمپلارها هستند که پس از پیدا شدن بقایای تمپلارها در اروپا مخفی شده‌اند. آن‌ها قصد دارند ذهن بشر را شتشوی مغزی داده و کنترل آن‌ها را در دست بگیرند. 

ادامه مطلب

تریلر

گیم‌پلی بازی Warhammer: Chaosbane

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / نقد

نقد و بررسی God Eater 3

رقصی چنین در میانه میدانم آرزو نیست!

منتشر شده

سبک بازی «گاد ایتر 3» بیشتر توافقی بین نقش آفرینی ژاپنی و «اکشن هک اند اسلش» است و طبق روال نقش آفرینی‌های ژاپنی انواع کاراکترهای قد و نیم قد پر رنگ و لعاب قاب تصویر را پر می‌کنند. داستان فراز و نشیب‌ها و طراوت خاصی دارد اما در هسته اصلی‌اش همان نبردهمیشگی بین خیر و شر است. دنیا به پایان رسیده و بشر برای بقای خود نیازمند بازیافت باقیمانده‌های دنیایی است که خود آن را نابود کرده است. اینجاست که «گاد ایتر»ها وارد میدان می‌شوند و به لطف قابلیت‌های ممتاز و در قبال بدست آوردن امکان زندگی بهتر یا زنده ماندن، دل به دریا می‌زنند. شما هم در نقش یک «گادایتر» به تجربه بازی خواهید پرداخت و از قرار معلوم بسیاری از این مزدوران از خردسالی به عنوان کودک کار به اجبار وارد این وادی می‌شوند.

دو روی سکه

شکاف واضحی بین دو بخش مجزای بازی وجود دارد؛ داستانی که روایت می‌شود و ماموریت‌هایی که به عنوان «گاد ایتر» مجبور به انجام‌ هستید. کیفیت این دو بخش هم تفاوت تکان دهنده‌ای با هم دارند. داستان به لطف شخصیت‌های رنگارنگ و جذاب (!) درگیر کننده است و حس انیمه‌های ژاپنی را تداعی میکند. در مقابل ماموریت‌های بازی ساده، سطحی و بدون فراز و نشیب خاصی دنبال می‌شوند.البته می‌توان این شکاف بین بخش‌های داستانی و مبارزه‌ای بازی را به حساب طراحی سنتی بازی نوشت. اما چرا باید شکافی که با پیشرفت صنعت بازی‌سازی به نحو احسن پر شده است را از نو حفاری کرد؟! سیستم مبارزات بازی به خاطر نقص در قفل کردن دوربین روی دشمنان چندان دلچسب نیست و فقط چند ضربه اول شما بر تن دشمن فرود می‌آید، باقی ضربات به در و دیوار و در خلاف جهت مبارزه نواخته می‌شوند. در هر ماموریت با توجه به درجه سختی در یک منطقه شکار خود را آغاز می‌کنید و وظیفه دارید هیولاهایی که در آن منطقه زندگی می‌کنند را بکشید. محیط‌های بازی به طرز خجالت آوری بی‌جزئیات و سطحی کار شده‌اند و به جز چند مورد چندان جذاب نیستند. هیچ جایی برای گشت و گذار و اکتشاف نیست و آیتم‌هایی که از روی زمین یا بعد از شکست دادن دشمنان به دست می‌آورید در صورت عدم پیگیری خودتان هیچ کاربردی نخواهند داشت. قابلیت آپگرید کردن تجهیزات وجود دارد و برای ادامه مبارزات حیاتی است، اما شاید در 5 ساعت ابتدایی بازی نیازی به آن نباشد. تنوع اسلحه‌ها آنقدرها هم زیاد نیست و هر شمشیر تعدادی ضربه منحصر بفرد و هر تفنگ تعدادی گلوله به خصوص دارد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. بدون شک می‌توان گفت تمامی این اسلحه‌ها طراحی جالب و جذابی دارند که در کمتر بازی دیده شده است.


تعریف متوسط

مبارزه با دشمنان بازی که با توجه به سبک بازی چندان هم متنوع نیستند محدود به ضربات شمشیر، سلاح گرم و همکاری با سایر هم‌تیمی‌ها است. تنوع ضربات خیلی زیاد نیست و انتظار کمبوهای آنچنانی نداشته باشید. از این نظر مبارزات کمی تکراری و سطحی هستند و اگر خود را سرگرم داستان و ارتقای آمار و ارقام اسلحه‌ها نکنید خیلی زود دلزده خواهید شد. می‌توانید برای همه دشمنان همان استراتژی ساده را در پیش بگیرید و هربار موفق شوید؛ آنقدر با شمشیر و تفنگ بزنید تا بمیرند. البته بعضی از هیولاها راهکار مبارزه خاص خود را دارند و می‌توانید بعضی از قسمت‌های خطرناک‌تر بدن هیولا را سریع‌تر از سایر نواحی از کار بیاندازید. برای مثال بال دشمنان پرنده را هدف بگیرید تا قابلیت پروازشان رااز دست بدهند یا دستان دریل مانند هیولایی خطرناک را از کار بیاندازید تا خطر کمتری برایتان ایجاد کند. تنوع و طراحی دشمنان نه آنقدر دقیق است که جلب توجه کند و نه آنقدر کم که باعث دلزدگی شود. نوعی ملال و یکنواختی متوسط در این زمینه به چشم می‌خورد.

روند تکراری

روند کلی مبارزات کند و حرکات سنگین هستند و اگر قادر نباشید طیف گسترده‌ای از مهارت‌های لازم را به خوبی به کار ببرید احساس خستگی و ملال شما را در بر خواهد گرفت. حتی دشمنان ساده می‌توانند به سادگی شما را به زمین بیاندازند و در حملات‌تان وقفه وارد کنند. اگر چه در درجات سختی پایین اینکار تهدید بزرگی برای شما محسوب نمی‌شود اما انیمیشن کند دفاع و استفاده از سپر امکان واکنش به موقع را از شما میگیرد و رفته رفته تمرکز شما بر فشار دادن بیشتر دکمه‌ها معطوف می‌شود تا دفاع کردن و جاخالی دادن. گشت و گذار و کشف محیط‌های تازه و حق انتخاب در انتخاب دیالوگ و روند داستان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین عناصر هر بازی نقش آفرینی هستند. نادیده گرفته شدن این نکات، در حالیکه جای خالی‌شان به شدت احساس می‌شود، یکی از نقاط ضعف اساسی بازی است. ارتقاء تجهیزات و پیشبرد روند داستان از تنها عواملی هستند که می‌توانند شما را به ادامه بازی ترغیب کنند. پس اگر حوصله انجام چندین و چندباره یک ماموریت برای جمع آوری آیتم‌های لازم یا تماشای کات‌سین‌های انیمه‌وار و خواندن زیرنویس‌های طولانی را ندارید، بهتر است از تجربه بازی صرف نظر کنید.


روح شرقی

طراحی شخصیت‌ها جالب و چشم‌نواز است و استایل خاص سری «گاد ایتر» در این شماره هم به خوبی خودنمایی می‌کند. اغراق‌ در طراحی اعضای بدن (!) و جذابیت‌های بصری ویژه شخصیت‌های ژاپنی یکی دیگر از نکات مثبت بازی به شماره می‌رود که به خوبی رعایت شده‌اند. طراحی محیط در قسمت مرکزی بازی که به نوعی «هاب» محسوب می‌شود فوق‌العاده و چشم‌نواز است. انیمیشن‌های شخصیت‌ها به صورت سنتی پیاده‌سازی شده‌اند و حس و حال طبیعی ندارند. راه رفتن، پریدن و مبارزات همگی حسی پلاستیکی و «انیمه» وار دارند که به نوعی می‌تواند مثبت تلقی شود. خبری از هماهنگی گفتار و حرکات لب نیست و صداپیشگی به جز نسخه ژاپنی در سایر زبان‌ها سطحی و جهت رفع تکلیف انجام شده است و بعضی صداهای نپخته و خام به جای شخصیت‌های بازی صحبت می‌کنند. صداگذاری خاصی برای محیط‌های بازی وجود ندارد و صدای مبارزات هم چندان جذاب نیست.

یک تجربه معمولی

یکی از لذت‌های مبارزه با هیولاهای عظیم الجثه در وارد کردن ضربات سهمگین با شمشیرهای کذایی است. مشاهده اعدادی که نشان دهنده قدرت شمشیر هستند در بازی وجود دارد ولی تماشای پاشیده شدن مایعات حیاتی بدن هیولا به اطراف از مناظری است که در بازی از دیدن آن محروم هستیم و باید به بلند شدن گرد و خاک و جرقه از بدن دشمنان کفایت کنیم. افکت‌های بصری و گرافیکی در طول گیم‌پلی چشم‌نواز و باکیفیت هستند. ولی بخش داستانی بازی و کات‌سین‌هایی که نمایش داده می‌شوند بدون شک از نقاط قوت بازی به شمار می‌روند. به لطف استایل منحصر بفرد و به اصطلاح «باحال» دنیا و شخصیت‌های بازی همگی مهیج و تماشایی هستند. بازی از نظر گرافیک هنری نمره قبولی می‌گیرد. حتی از نظر فنی هم مشکل آنچنانی ندارد و نرخ ثابت فریم دست و پا گیرتان نخواهد شد. در مقابل بخش موسیقی به شدت تصنعی کار شده و هیچ ارتباطی با روند مبارزات ندارد، پس از همان ابتدای ماموریت خودتان را آماده گوش دادن به قطعات هیجان انگیز و حماسی کنید، حتی اگر هیچ حس حماسی یا هیجانی نداشته باشید.

بررسی بازی God Eater 3 بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Far Cry New Dawn

آخرالزمان صورتی

منتشر شده

می‌توان گفت سری بازی‌های Far Cry بعد از شماره دوم مسیر جدیدی را پیش گرفته و دچار تحولات عظیمی در بخش داستانی و روایت شدند. قطعا شما هم خاطرات و دیوانگی های «واس» در شماره سوم را به خاطر دارید، کاراکتر منفی داستان که به علت روایت فوق العاده و نقشی که بطور تمام و کمال ایفا کرده بود، تبدیل به یکی از محبوبترین شخصیت‌های منفی دنیای بازی‌ها شد. بعد از آن بود که به علت موفقیت بسیار بالای شماره سوم، شرکت یوبی سافت تصمیم به ادامه همین مسیر گرفت؛ بدین صورت که در هر شماره از بازی ما شاهد حضور یک کاراکتر دیوانه که سعی در کنترل منطقه ای خاص با ایدئولوژی های مخصوص به خود دارد، هستیم. اما بگذارید روراست باشیم، هیچ یک از آن ها موفق نشدند جایگزین واس شوند! از روایت داستانی که بگذریم گیم پلی کلی این سری نیز همان راه و روش شماره سوم را پیش گرفتند و تا آخرین شماره از بازی که فارکرای نیو دان نام دارد، تغییرات آنچنانی ای در آن مشاهده نمی‌شود.

عصر جدید

داستان این عنوان که بصورت یک بسته اضافه شونده عظیم و استندالون برای Far Cry 5 منتشر شده، دقیقا ادامه‌ای است بر اتفاقات شماره قبل. بمب‌های اتمی یکی پس از دیگری در منطقه هوپ کانتی منفجر شده و تمامی اراضی را به نابودی کشانده‌اند. اما حالا چندین سال از آن واقعه گذشته و طبیعت مثل همیشه شروع به بازسازی زمین کرده است. انسان‌هایی که موفق به گرفتن پناه در زیرزمین شده بودند کم کم به روی زمین بازمی‌گردند و با طبیعتی بکر و زیبا مواجه می‌شوند. حالا زمان آن است که زندگی را از نو بسازند؛ اما خب، طبیعتا همه چیز به این خوبی و خوشی پیش نخواهد رفت. ویلن‌های دیوانه این شماره از بازی دو خواهر دوقلو هستند که از فرصت استفاده کرده و قصد بدست گرفتن منطقه هوپ کانتی را دارند. شما نیز عضوی از یک تیم خبره که برای کمک به مردم منطقه آماده شده‌اند هستید که برای کمک به مردم و نجات آن ها از دست این دو خواهر وارد داستان خواهید شد. البته در ادامه با پیچیدگی های خاصی در داستان روبرو شده و سری نیز به کاراکترهای قدیمی خواهید زد.

روایت با حمله این دو خواهر به کاروان قطار گروه نجات شروع شده و شاهد کشت و کشتار همکاران خود خواهید بود. اینجاست که با ایدئولوژی دو خواهر آشنا می شوید و از تلاش روایت داستان برای دیوانه و ترسناک جلوه دادن آن ها لبخند به لبانتان خواهد نشست، زیرا از نظر نگارنده، روایت در این کار کاملا ناموفق بوده و تقریبا به کلیشه سری فارکرای تبدیل شده که دیگر جذابیتی ندارد. مهم‌تر اینکه در طول داستان زمان کافی برای روبرویی شما با این دو خواهر داده نمی شود و در پرداخت شخصیت آن‌ها کوتاهی شده است.


دنیای صورتی

از این که بگذریم با دنیایی پس آخرالزمانی اما به شیوه ای متفاوت روبرو هستیم. دنیایی پر از زیبایی‌ها و مناظر بکر که با تم صورتی رنگ به انتظار شما نشسته است. حیواناتی که به علت همین تغییرات، جهش یافته اما این جهش از نوع زیبا و نه ترسناک است. گوزن‌های سفید رنگ با شاخ‌هایی صورتی و قرمز از نمونه های این تغییر است. خانه‌ها و سازه‌ها در زیر خیل عظیمی از گیاهان رنگارنگ مدفون شده‌اند و انسان‌ها با تکنولوژی گذشتگان سعی در ساخت دوباره از دست رفته‌های خود دارند. باید اعتراف کرد که اتمسفری که این تغییرات را خلق کرده در نوع خود جذاب و دوست داشتنی است و از گشت و گذار در مناطق و تماشای مناظر آن خسته نخواهید شد. نباید از گرافیک بسیار زیبا نیز غافل شد که تقریبا سنگینی ایجاد این چنین اتمسفری را یک تنه به دوش میکشد. پوشش گیاهی در کامل‌ترین سطحی که باید قرار دارد و بافت‌های بسیار با کیفیت و نورپردازی و رنگ‌بندی فوق العاده زیبا، کلکسیونی از تابلوهای نقاشی زنده را برایتان به ارمغان آورده است.

تکرار گذشته

همانطور که بالاتر اشاره شد، سبک و کلیات گیم پلی بازی همان راه شماره‌های اخیر را با کمی تغییرات ادامه می‌دهد. حالا دشمنان سطح بندی شده‌اند و برای راحت‌تر کشتن آن‌ها باید سلاح مربوط به همان سطح را بسازید که این کار بازی را تا حدودی به عناوین نقش آفرینی نزدیک کرده؛ در سوی دیکر پرک‌ها و یا مهارت‌هایی برایتان در نظر گرفته شده که کار را برای مبارزه و اکتشاف راحت تر کرده است. از آنجایی که در سری فارکرای همیشه المان‌هایی از تخیل بکار گرفته شده، اینجا سازندگان کمی فراتر رفته و مهارت‌هایی در اختیارتان قرار می دهند که شما را تبدیل به یک ابرقهرمان می‌کند! این مهارت‌ها در نوع خود جالب هستند اما متاسفانه تقریبا در اواخر بازی در اختیارتان قرار می‌گیرد. Base اصلی شما که «پراسپریتی» نام دارد محل زندگی افرادی است که قرار است از آن‌ها محافظت کنید و از چندین بخش مختلف تشکیل شده، که با ارتقای این بخش‌ها می توانید به ارتقای مواردی چون ساخت سلاح‌های قویتر دسترسی پیدا کنید. به غیر از یک سلاح دیسک پرت کن، باقی سلاح‌ها اکثرا همان سلاح‌های شماره پنجم هستند که تمی رنگی به خود گرفته‌اند. مثل همیشه قرارگاه‌هایی نیز برای تصرف وجود دارند که اینبار با تصاحب آن ها می‌توانید برای بدست آوردن منابع بیشتر، دوباره آن‌ها را تحویل دشمن داده و دوباره اقدام به تصرفشان کنید.


هوش مصنوعی تاریخ مصرف گذشته

شاید مشکل اصلی گیم پلی هوش مصنوعی بد و تاریخ گذشته دشمنان و یاران خودی باشد. دشمنان هیچ حس هوشمندی‌ای به شما انتقال نمی دهند و به سبک بازی‌های قدیمی فقط یک کار را بلدند؛ در صورت دیدن دشمن، انگشت را بر روی ماشه اسلحه گذاشته و به سوی او دوان دوان حمله ور شوند! البته در این بین یک نفر هم قبل از این کار به طرف آژیر خطر خواهد رفت! عذابی که هوش مصنوعی یارهای خودی به شما خواهند داد خیلی بیشتر از دشمنان است. از فریاد های ناگهانی و بی دلیلی که در کنار گوشتان می‌کشند تا بی‌عرضگی آن‌ها در مقایله با دشمن و غیبت‌های ناگهانی‌شان، باعث می‌شود که بعد از مدتی دیگر به آن‌ها نیاز نداشته باشید و ترجیح دهید که راه را به تنهایی ادامه دهید. به تمامی این مشکلات انیمیشن‌های بسیار بد و قدیمی را اضافه کنید تا گیم‌پلی حسابی توی ذوقتان بخورد.

بخش جدید

بعد از انجام بعضی از ماموریت‌ها هیچ ماموریت جدیدی برایتان دیکته نخواهد شد و احتمالا با سردرگمی مواجه شوید، که برای حل این مشکل باید یا به مکانی دیگر سفر کنید یا یکی از پرک‌های جدید را بخرید، که در نوع خود عجیب به نظر میرسد! بخش جدیدی به نام Expedition نیز در بازی به چشم میخورد که باید در ماموریتی کاملا رندوم و شانسی، بسته‌ای را از پایگاه دشمن بدزدید که این کار را می توان بصورت دو نفره و با دوست خود انجام دهید. این بخش اگر در آینده با ماموریت های متفاوت بروزرسانی شود می تواند تا مدتی مخاطبان را سرگرم کند، اما در غیر این صورت بعد از چندبار تکرار، هیچ رقبتی برای انجامشان نخواهید داشت. از جذاب‌ترین بخش‌های گیم پلی، ماموریت‌های جانبی است که به شما گفته می‌شود تا در منطقه‌ای از محیط به اکتشاف محل ذخیره سازی منابع بپردازید که یافتن راه ورود و حل معمای آن سرگرمتان خواهد کرد.


هنوز راه زیادی نمانده

اگر از تمامی این تفاسیر بگذریم، گیم پلی بازی هنوز هم تا حدودی کشش لازم برای اتمام بازی را در اختیارتان قرار می دهد، حداقل داستانی که روایت می شود و ارتباط آن با شماره قبلی و تنوع مراحل، کنجکاوی لازم برای رسیدن به انتهای داستان را برایتان فراهم می‌کند. هرچند که بعضی از ماموریت‌ها می‌تواند خواب آور و اعصاب خردکن شوند .صداگذاری و صداپیشگی کاراکترها از نکات مثبت این عنوان بشمار می آیند. صداپیشگان کار خود را به خوبی انجام داده داده اند و کم و کسری از این بابت احساس نمی‌شود. ناگفته نماند که لال بودن کاراکتر شما هنوز هم جزئی از پیکره فارکرای بحساب می آید! از یاد نبریم که شخصی سازی کاراکتر هم تا حدودی در بازی وجود دارد، هرچند لباس‌های جذاب و خاص آن به نوعی وابسته به پرداخت درون برنامه است و بهتر است دور آن‌ها را خط بکشید؛ هرچند که بازی بصورت اول شخص دنبال می‌شود و به غیر از یار کوآپ خود در بخش آنلاین، کسی لباس شما را نخواهد دید.

کلام آخر

«فارکرای نیو دان» Far Cry New Dawn عنوان بزرگی نیست و همانطور که گفته شد ادامه ای بر شماره پنجم بحساب می آید که با قیمت 40 دلار به فروش می رسد. با در نظر گرفتن این موارد، می توان گفت که تیم سازنده سعی کرده تا تجربه ای زیبا با تغییراتی کوچک را برای مخاطبان آماده کنند که تا حدودی نیز موفق بوده‌اند. با تمامی کم و کاستی‌هایی که با آن‌ها روبرو خواهید شد، گشت و گذار و مبارزه برای بقا در محیطی زیبا و رنگارنگ می تواند برایتان لذت بخش باشد. مخصوصا اینکه اگر بهمراه دوست خود به تجربه آن بپردازید.

بررسی بازی Far Cry New Dawn  بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات