با ما همراه باشید

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Far Cry New Dawn

آخرالزمان صورتی

منتشر شده

نقد و بررسی Far Cry New Dawn

می‌توان گفت سری بازی‌های Far Cry بعد از شماره دوم مسیر جدیدی را پیش گرفته و دچار تحولات عظیمی در بخش داستانی و روایت شدند. قطعا شما هم خاطرات و دیوانگی های «واس» در شماره سوم را به خاطر دارید، کاراکتر منفی داستان که به علت روایت فوق العاده و نقشی که بطور تمام و کمال ایفا کرده بود، تبدیل به یکی از محبوبترین شخصیت‌های منفی دنیای بازی‌ها شد. بعد از آن بود که به علت موفقیت بسیار بالای شماره سوم، شرکت یوبی سافت تصمیم به ادامه همین مسیر گرفت؛ بدین صورت که در هر شماره از بازی ما شاهد حضور یک کاراکتر دیوانه که سعی در کنترل منطقه ای خاص با ایدئولوژی های مخصوص به خود دارد، هستیم. اما بگذارید روراست باشیم، هیچ یک از آن ها موفق نشدند جایگزین واس شوند! از روایت داستانی که بگذریم گیم پلی کلی این سری نیز همان راه و روش شماره سوم را پیش گرفتند و تا آخرین شماره از بازی که فارکرای نیو دان نام دارد، تغییرات آنچنانی ای در آن مشاهده نمی‌شود.

عصر جدید

داستان این عنوان که بصورت یک بسته اضافه شونده عظیم و استندالون برای Far Cry 5 منتشر شده، دقیقا ادامه‌ای است بر اتفاقات شماره قبل. بمب‌های اتمی یکی پس از دیگری در منطقه هوپ کانتی منفجر شده و تمامی اراضی را به نابودی کشانده‌اند. اما حالا چندین سال از آن واقعه گذشته و طبیعت مثل همیشه شروع به بازسازی زمین کرده است. انسان‌هایی که موفق به گرفتن پناه در زیرزمین شده بودند کم کم به روی زمین بازمی‌گردند و با طبیعتی بکر و زیبا مواجه می‌شوند. حالا زمان آن است که زندگی را از نو بسازند؛ اما خب، طبیعتا همه چیز به این خوبی و خوشی پیش نخواهد رفت. ویلن‌های دیوانه این شماره از بازی دو خواهر دوقلو هستند که از فرصت استفاده کرده و قصد بدست گرفتن منطقه هوپ کانتی را دارند. شما نیز عضوی از یک تیم خبره که برای کمک به مردم منطقه آماده شده‌اند هستید که برای کمک به مردم و نجات آن ها از دست این دو خواهر وارد داستان خواهید شد. البته در ادامه با پیچیدگی های خاصی در داستان روبرو شده و سری نیز به کاراکترهای قدیمی خواهید زد.

روایت با حمله این دو خواهر به کاروان قطار گروه نجات شروع شده و شاهد کشت و کشتار همکاران خود خواهید بود. اینجاست که با ایدئولوژی دو خواهر آشنا می شوید و از تلاش روایت داستان برای دیوانه و ترسناک جلوه دادن آن ها لبخند به لبانتان خواهد نشست، زیرا از نظر نگارنده، روایت در این کار کاملا ناموفق بوده و تقریبا به کلیشه سری فارکرای تبدیل شده که دیگر جذابیتی ندارد. مهم‌تر اینکه در طول داستان زمان کافی برای روبرویی شما با این دو خواهر داده نمی شود و در پرداخت شخصیت آن‌ها کوتاهی شده است.


دنیای صورتی

از این که بگذریم با دنیایی پس آخرالزمانی اما به شیوه ای متفاوت روبرو هستیم. دنیایی پر از زیبایی‌ها و مناظر بکر که با تم صورتی رنگ به انتظار شما نشسته است. حیواناتی که به علت همین تغییرات، جهش یافته اما این جهش از نوع زیبا و نه ترسناک است. گوزن‌های سفید رنگ با شاخ‌هایی صورتی و قرمز از نمونه های این تغییر است. خانه‌ها و سازه‌ها در زیر خیل عظیمی از گیاهان رنگارنگ مدفون شده‌اند و انسان‌ها با تکنولوژی گذشتگان سعی در ساخت دوباره از دست رفته‌های خود دارند. باید اعتراف کرد که اتمسفری که این تغییرات را خلق کرده در نوع خود جذاب و دوست داشتنی است و از گشت و گذار در مناطق و تماشای مناظر آن خسته نخواهید شد. نباید از گرافیک بسیار زیبا نیز غافل شد که تقریبا سنگینی ایجاد این چنین اتمسفری را یک تنه به دوش میکشد. پوشش گیاهی در کامل‌ترین سطحی که باید قرار دارد و بافت‌های بسیار با کیفیت و نورپردازی و رنگ‌بندی فوق العاده زیبا، کلکسیونی از تابلوهای نقاشی زنده را برایتان به ارمغان آورده است.

تکرار گذشته

همانطور که بالاتر اشاره شد، سبک و کلیات گیم پلی بازی همان راه شماره‌های اخیر را با کمی تغییرات ادامه می‌دهد. حالا دشمنان سطح بندی شده‌اند و برای راحت‌تر کشتن آن‌ها باید سلاح مربوط به همان سطح را بسازید که این کار بازی را تا حدودی به عناوین نقش آفرینی نزدیک کرده؛ در سوی دیکر پرک‌ها و یا مهارت‌هایی برایتان در نظر گرفته شده که کار را برای مبارزه و اکتشاف راحت تر کرده است. از آنجایی که در سری فارکرای همیشه المان‌هایی از تخیل بکار گرفته شده، اینجا سازندگان کمی فراتر رفته و مهارت‌هایی در اختیارتان قرار می دهند که شما را تبدیل به یک ابرقهرمان می‌کند! این مهارت‌ها در نوع خود جالب هستند اما متاسفانه تقریبا در اواخر بازی در اختیارتان قرار می‌گیرد. Base اصلی شما که «پراسپریتی» نام دارد محل زندگی افرادی است که قرار است از آن‌ها محافظت کنید و از چندین بخش مختلف تشکیل شده، که با ارتقای این بخش‌ها می توانید به ارتقای مواردی چون ساخت سلاح‌های قویتر دسترسی پیدا کنید. به غیر از یک سلاح دیسک پرت کن، باقی سلاح‌ها اکثرا همان سلاح‌های شماره پنجم هستند که تمی رنگی به خود گرفته‌اند. مثل همیشه قرارگاه‌هایی نیز برای تصرف وجود دارند که اینبار با تصاحب آن ها می‌توانید برای بدست آوردن منابع بیشتر، دوباره آن‌ها را تحویل دشمن داده و دوباره اقدام به تصرفشان کنید.


هوش مصنوعی تاریخ مصرف گذشته

شاید مشکل اصلی گیم پلی هوش مصنوعی بد و تاریخ گذشته دشمنان و یاران خودی باشد. دشمنان هیچ حس هوشمندی‌ای به شما انتقال نمی دهند و به سبک بازی‌های قدیمی فقط یک کار را بلدند؛ در صورت دیدن دشمن، انگشت را بر روی ماشه اسلحه گذاشته و به سوی او دوان دوان حمله ور شوند! البته در این بین یک نفر هم قبل از این کار به طرف آژیر خطر خواهد رفت! عذابی که هوش مصنوعی یارهای خودی به شما خواهند داد خیلی بیشتر از دشمنان است. از فریاد های ناگهانی و بی دلیلی که در کنار گوشتان می‌کشند تا بی‌عرضگی آن‌ها در مقایله با دشمن و غیبت‌های ناگهانی‌شان، باعث می‌شود که بعد از مدتی دیگر به آن‌ها نیاز نداشته باشید و ترجیح دهید که راه را به تنهایی ادامه دهید. به تمامی این مشکلات انیمیشن‌های بسیار بد و قدیمی را اضافه کنید تا گیم‌پلی حسابی توی ذوقتان بخورد.

بخش جدید

بعد از انجام بعضی از ماموریت‌ها هیچ ماموریت جدیدی برایتان دیکته نخواهد شد و احتمالا با سردرگمی مواجه شوید، که برای حل این مشکل باید یا به مکانی دیگر سفر کنید یا یکی از پرک‌های جدید را بخرید، که در نوع خود عجیب به نظر میرسد! بخش جدیدی به نام Expedition نیز در بازی به چشم میخورد که باید در ماموریتی کاملا رندوم و شانسی، بسته‌ای را از پایگاه دشمن بدزدید که این کار را می توان بصورت دو نفره و با دوست خود انجام دهید. این بخش اگر در آینده با ماموریت های متفاوت بروزرسانی شود می تواند تا مدتی مخاطبان را سرگرم کند، اما در غیر این صورت بعد از چندبار تکرار، هیچ رقبتی برای انجامشان نخواهید داشت. از جذاب‌ترین بخش‌های گیم پلی، ماموریت‌های جانبی است که به شما گفته می‌شود تا در منطقه‌ای از محیط به اکتشاف محل ذخیره سازی منابع بپردازید که یافتن راه ورود و حل معمای آن سرگرمتان خواهد کرد.


هنوز راه زیادی نمانده

اگر از تمامی این تفاسیر بگذریم، گیم پلی بازی هنوز هم تا حدودی کشش لازم برای اتمام بازی را در اختیارتان قرار می دهد، حداقل داستانی که روایت می شود و ارتباط آن با شماره قبلی و تنوع مراحل، کنجکاوی لازم برای رسیدن به انتهای داستان را برایتان فراهم می‌کند. هرچند که بعضی از ماموریت‌ها می‌تواند خواب آور و اعصاب خردکن شوند .صداگذاری و صداپیشگی کاراکترها از نکات مثبت این عنوان بشمار می آیند. صداپیشگان کار خود را به خوبی انجام داده داده اند و کم و کسری از این بابت احساس نمی‌شود. ناگفته نماند که لال بودن کاراکتر شما هنوز هم جزئی از پیکره فارکرای بحساب می آید! از یاد نبریم که شخصی سازی کاراکتر هم تا حدودی در بازی وجود دارد، هرچند لباس‌های جذاب و خاص آن به نوعی وابسته به پرداخت درون برنامه است و بهتر است دور آن‌ها را خط بکشید؛ هرچند که بازی بصورت اول شخص دنبال می‌شود و به غیر از یار کوآپ خود در بخش آنلاین، کسی لباس شما را نخواهد دید.

کلام آخر

«فارکرای نیو دان» Far Cry New Dawn عنوان بزرگی نیست و همانطور که گفته شد ادامه ای بر شماره پنجم بحساب می آید که با قیمت 40 دلار به فروش می رسد. با در نظر گرفتن این موارد، می توان گفت که تیم سازنده سعی کرده تا تجربه ای زیبا با تغییراتی کوچک را برای مخاطبان آماده کنند که تا حدودی نیز موفق بوده‌اند. با تمامی کم و کاستی‌هایی که با آن‌ها روبرو خواهید شد، گشت و گذار و مبارزه برای بقا در محیطی زیبا و رنگارنگ می تواند برایتان لذت بخش باشد. مخصوصا اینکه اگر بهمراه دوست خود به تجربه آن بپردازید.

بررسی بازی Far Cry New Dawn  بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

از چهار گوشه جهان

مولتی‌پلیر ؛ آفت یا موهبت ؟

آیا بازی‌های چندنفره در حال بلعیدن صنعت بازی هستند ؟

منتشر شده

وقتی به آمار کاربران بازی‌های شوتر اول شخص و بخش چند نفره‌ آن‌ها نگاه می‌اندازیم، به راحتی متوجه می‌شویم که بازی‌های شوتر اول شخص داستان محور هیچ گاه تا این اندازه در معرض سقوط و انقراض نبوده‌اند. با گسترش اینترنت و پدیده‌ای به نام Loot Box، هر روز سازندگان بیشتری ترغیب می‌شوند که بیخیال داستان و سناریو شده و تنها به ساخت یک شوتر چند نفره بسنده کنند و یا این که با طراحی یک بخش داستانی آبکی، سروته قضیه را هم آورده و ادعا کنند بازیشان صاحب بخش داستانی و چند نفره پرعمق و درگیر کننده است. برای خالی نبودن عریضه هم چندین پایان برای بازی خود دست و پا کنند. به عنوان مثال در پایان اول شاهد قطع شدن پای کاراکتر خواهیم بود و در پایان دوم قطع شدن دستان کاراکتر ! شوخی را که کنار بگذاریم  ، عرضه و موفقیت عنوانی مانند Destiny  به خوبی گویای این موضوع است. وقتی کمپانیActivision  عنوانی ناقص از نظر داستانی را به بازار عرضه می‌کند و حتی با وجود نمرات نسبتا پایین منتقدان، گیمرهای زیادی علاوه بر نسخه اصلی، تمامی بسته‌های الحاقی آن را خریداری می‌نمایند. تاحدودی روشن است که سازندگان در چه صورتی قادر به درآمدزایی هنگفت هستند. کیفیت مراحل داستانی در Destiny به نسبت شوترهای کلاسیک دست کمی از فاجعه نداشتند و تقریبا تمامی بازیکنان ترجیح می‌دهند از تیراندازی بی‌نظیر و Raidهایی که در گوشه و کنار نقشه وجود دارند، در کنار دوستان و دیگر بازیکنان لذت ببرند.

بخش‌های اضافه

یکی دیگر از مشکلات اساسی Destiny موضوع جوایزی (Loot)  است که پس از پایان هر مرحله یا کشتن باس‌ها به بازیکنان تعلق می‌گیرد. این جوایز به قدری احمقانه و ناچیز هستند که بازیکنان ناخواسته جذب خرید Loot  Box  از فروشگاه‌های بازی می‌شوند. در حالی که گنجاندن این جایزه‌های پولی در بخش چندنفره کاری بس آسان است، در بخش داستانی به همین راحتی نمی‌توان آن‌ها را افزود. لذا بسیاری از سازندگان به هرنحوی تلاش می‌کنند یک بخش چندنفره هم به بازی بیافزایند تا از هیچ فرصت درآمدزایی غافل نشوند. یکی از خنده‌دار ترین نمونه‌ها، بازی Dragon Age:Inqusition  است که سازندگان برای آن بخش چند نفره هم ساخته بودند. بخش چنده نفره‌ای که پس از دقایقی تجربه با آن خداحافظی می‌کردید. با این حال EA  به این بخش هم رحم نکرده بود و پرداخت‌های درون برنامه‌ای برای قدرتمند ساختن کاراکترها تعبیه کرده بود و حتی از این راه پول نسبتا خوبی به جیب زد.

در سوی دیگر عنوانی مانند Overwatch با تمام جذابیت‌هایی که دارد و نمی‌توان منکر آن‌ها شد، فاقد بخش داستانی است و سازندگان ترجیح داده‌اند داستان بازی و سرگذشت هرکدام از کاراکترها را از طریق کمیک و انیمشین روایت کنند. هیچ شکی نیست که Blizzard به بهترین شکل ممکن از پس کار خود برآمده و در شایستگی این عنوان در دریافت جایزه بهترین بازی سال هم نمی‌توان تردید کرد.با این حال هر استودیویی بلیزارد  نیست که با دقت و مهارت تمام بازی بسازد. کمپانی‌های تشنه پول مانند اکتیویژن و Ubisoft از هیچ فرصتی برای پول درآوردن غافل نمی‌شوند و احتمال این که تلاش کنند در آینده بیش از پیش بازی‌های این چنینی بسازند بسیار بالاست. بازی‌هایی که ساخت آن‌ها تنها موجب ضربه خوردن عناوین داستان محور می‌گردد.

Bethesda ، پرچمدار شوترهای تک‌نفره

خوشبختانه هنوز هم ناشرانی هستند که سعی در راضی کردن دوستداران بازی‌های تک نفره هستند ؛ ناشرانی مثل Bethesda که حتی حاضر نشد بخش چند نفره را به Wolfenestein 2 اضافه کند تا مبادا کیفیت بازی کاهش پیدا کند.اگر بگوییم تنها Bethesda  تنها ناشری بوده که در طول این سال‌ها برای ساخت بخش‌های چندنفره و آنلاین به قیمت نابودی بازی‌های خود تحریک نشده، بیراه نگفته‌ایم. حتی اکنون که در سال 2017 به  سر می‌بریم و دسترسی به اینترنت پرسرعت در بیشتر خانه‌ها مهیا است، بازهم بتسدا ترجیح می‌دهد تمام هزینه و وقت خود را صرف پرورش بخش داستانی و گیم پلی کند و ساخت نسخه آنلاین Elder Scrolls  را به استودیو Online Zenimax بسپارد. با این که حرف و حدیث‌های زیادی در رابطه با پرداخت‌های درون برنامه‌ای این بازی وجود دارد، بتسدا ترجیح داده عناوین اصلی خود را بدون بخش چند نفره بسازد تا این که با گنجاندن یک بخش چندنفره و فروش Loot Box به بازیکنان درآمدزایی کند. آن هم با وجود این‌که سری  Wolfenestein از پتانسیل بالایی برای ساخت بخش چند نفره برای گیمرهای نسل جدید برخوردار است.

حذف آرام بخش داستانی و تک نفره از بازی‌های شوتر تنها نکته نگران کننده در صنعت بازی نیست و موضوع دیگری که کل این صنعت را تهدید می‌کند. پدیده‌ای به نام Loot Box  یا پرداخت‌های درون برنامه‌ای است. به این صورت که بازی به قدری در اهدای جوایز و آزاد کردن تجهیزات جدید برای بازیکنان خساست به خرج می‌دهد که آن‌ها ترجیح می‌دهند با پرداخت پول واقعی راه خود را برای پایان رساندن داستان یا غلبه بر دوستان در بخش چند نفره هموار کنند. این پول می‌تواند برای خرید ارتش ارک  در Shadow of War هزینه شود و یا برای دستیابی به رنگ اسلحه در Counter Strike.

مرحله خطرناک

آخرین باری که سری Battlefield  یا Call of Duty را برای بخش داستانی خریداری کردید چند سال پیش بود؟ سال‌ها از عرضه Bad Company  و ModernWarfare با داستان‌های جذابشان می‌گذرد. EA  و  Activision  در طول این چند سال ترجیح دادند بیش از هرچیز بربخش چند نفره این عناوین تمرکز کنند تا پرورش بخش های داستانی به یاد ماندنی. این رویه موجب شد تا کمپانی Ubisoft نیز به ساخت بازی‌های تمام آنلاین مانند Divisionروی بیاورد. عنوانی که کسی برای بخش داستانی‌اش تره هم خرد نمی‌کند. Rainbow Six:Siege نیز از همین فرمول پیروی کرد و سازندگان ترجیح دادند تمام تمرکز خود را معطوف بخش آنلاین آن کنند . بخش داستانی عملا از بازی حذف شود. آن هم با وجودی که قبل از Siege قرار بر ساخت Rainbow Six: Patriots بود که عنوانی داستان محور محسوب می‌شد.

در نهایت باید گفت صنعت بازی در مرحله خطرناکی قرار دارد و سود هنگفتی که کمپانی‌ها از بازی‌هایی مانند Destiny، Elder scrolls:online و  R6:Siege به دست آوردند. ممکن است بدعت جدیدی را پایه گذاری کند که نه تنها موجب نابودی آرام شوترهای داستان محور شود، بلکه سازندگان را تشویق به ساخت و عرضه عناوین ناقص کند. نواقصی که تنها با پرداخت‌های درون برنامه‌ای و خرید بسته‌های الحاقی قابل جبران خواهند بود.



ادامه مطلب

تریلر

تریلر لانچ Vampyr

منتشر شده

زمان اکران فیلم «ماینکرفت» (Minecraft) به تعویق افتاد و این فیلم دیگر در می 2019 اکران نمی‌شود. اما این تنها خبر بد برای دوستداران سری بازی محبوب ماینکرفت نیست زیرا « راب مک‌الهنی» (Rob McElhenny) نویسنده و کارگردان فیلم ماینکرفت هم از این پروژه جدا شد.
مک‌الهنی در گفتگو با The Wrap این موضوع را اعلام کرد. خالق و بازیگر سریال مشهور « فیلادلفیا همیشه آفتابی است» (It's Always Sunny in Philadelphia) توضیح بیشتری در این باره نداد.

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

لیگ ترکیه به PES 2019 اضافه شد

18 تیم لیگ ترکیه در PES 2019 حضور خواهند داشت

منتشر شده

شرکت «کونامی» (Konami) اعلام کرد لایسنس سوپر لیگ ترکیه را خریده است. با این حساب هر 18 تیم لیگ فوتبال ترکیه در این بازی حضور خواهند داشت.

تا اینجای کار تنها مشخص شده که ورزشگاه فنرباغچه در PES 2019 طراحی شده است و هنوز صحبت دیگری در مورد ورزشگاه‌های احتمالی سوپرلیگ ترکیه به میان نیامده. 

سوپر لیگ ترکیه در سال 1959 تاسیس شد و تیم‌های قدرتمند آن گالاتاسرای ، فنرباغچه ، بشیکتاش و ترابوزان هستند. 

این اولین باری است که لیگ ترکیه تمام و کمال در PES حضور دارد. قرار است فیلیپه کوتینیو بازیکن برزیلی بارسلونا و هاکان چالهان‌اوغلو بازیکن ترک آ.ث میلان روی کاور نسخه ترکیه بازی باشند.

همچنین چالهان‌اوغلو - بدون حتی یک بازی در لیگ ترکیه - سفیر این بازی در ترکیه خواهد بود. 


با از دست دادن امتیاز لیگ قهرمانان و یورو لیگ ، کونامی تلاش می‌کند تا با لایسنس کردن لیگ‌های متوسط اروپایی ، محبوبیتش را در کشورهایی که فوتبال در آن‌ها رو به رشد است ، افزایش دهد. تا اینجای کار مشخص شده لیگ‌ اسکاتلند ، سوپر لیگ دانمارک ، لیگ پرتغال ، لیگ برتر بلژیک ، سوپر لیگ سوییس ، لیگ برتر روسیه ، سوپر لیگ آرژانتین و حالا لیگ ترکیه در این بازی حضور دارند.

کونامی اعلام کرده بود که 9 لیگ را برای PES 2019 لایسنس می‌کند و تا اینجای کار 8 لیگ از این تعداد مشخص شده‌اند. شایعه شده که لیگ نهم ، لیگ فرانسه (لوشامپیونه) است ؛ هرچند کونامی هنوز این موضوع را تایید نکرده. 

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Mortal Kombat 11

خشونت آرامش بخش


منتشر شده

سال‌­ها از انتشار اولین قسمت از سری بازی Mortal Kombat  می‌گذرد و طی این سال­‌ها نه تنها از محبوبیت این سری کم نشده، بلکه بر فروش و اقبال عمومی نسبت به آن هم افزوده شده. استودیویNetherRealm  با معرفیMortal Kombat 11  در مراسم گیم اواردز سال گذشته نشان داد در دوران فشار سیاستمداران روی بازی­‌ها برای سانسور محتوای خشن و اتهام گسترش خشونت و کشتار توسط بازی­های ویدئویی، هیچ ترسی از ساخت یک بازی فوق العاده خشن که گالن ­گالن خون در آن به پرواز درمی­آید ندارد. حال که این بازی منتشر شده،  قصد داریم به بررسی این مسئله بپردازیم که آیا MK11 مانند تریلرهایش یک عنوان بی نظیر است یا در دسته بازی­های متوسط قرار می­گیرد. با ما همراه باشید:

مقدمه‌ای احمقانه برای شروع

طرفداران سری می­دانند چندان نباید داستان سری Mortal Kombat را جدی بگیرند، کاراکترها در این سری مثل برگ درختان پاییزی به زمین می­افتند و هنگامی که تصور می­کنید یک شخصیت برای همیشه مرده، یا توسط یک جادو زنده می­شود و یا به صورت مرده(Undead)  بازمی­گردند. داستان این قسمت پس از نابودی شینوک توسط محافظ قلمروی زمین، یعنی رایدن آغاز می­شود. رایدن برای محافظت از زمین از هیچ کاری چشم پوشی نمی­کند و در نهایت به خاطر خشم بی حدومرزش پس از آویختن گردنبند شینوک، تبدیل به یک دیکتاتور خشن می­شود. اقدامات رایدن، خشم یکی از خدایان باستانی یعنی کرونیکا را به دنبال دارد. کرونیکا از یک سو مسئول ایجاد تعادل در زمان و قلمروهاست و به عقیده او رایدن موجب برهم خوردن تعادل عالم شده و برهمین اساس باید با تداخل زمان حال و گذشته(Mortal Kombat 9)  رایدن را از صحنه روزگار محو کند. از سوی دیگر او مادر شینوک بوده و علاوه بر ایجاد تعادل، به دنبال انتقام از رایدن هم است. با این که هدف کرونیکا برای بازگرداندن تعادل به عالم در ظاهر یک هدف مثبت است اما پیشروی بی رحمانه او برای رسیدن به این هدف، او را تبدیل به دشمن شماره یک داستان می­کند.


کات سین­های بخش داستانی به زیبایی هرچه تمام تر ساخته شده­اند و از سوی دیگر صداگذاری کاراکترها بجز سونیا بلید - به قدری بی نقص انجام شده که نقاط منفی داستان را به خوبی پوشش می­دهند. با این حال داستان و سناریوی بازی تا حد زیادی ساده و احمقانه نوشته شده و نباید انتظار یک داستان درگیر کننده و قابل باور را از آن داشته باشید. گرافیک بازی هم در یک کلام بی­نظیر است و حتی بزرگترین منتقدان بازی هم نمی­توانند نکته منفی­ای در آن بیابند. افت فریم در هیچ کجای مبارزات دیده نمی­شود و از این لحاظ جذابیت مبارزات بازی چندین برابر شده. با این که داستان بازی چندان قابل درک نیست و سناریوی آن ایرادات فراوانی دارد اما بدون هیچ تردیدی کات سین­های جذاب و دیدنی این بخش که بدون هیچ گونه افت فریمی پخش می­شوند، هر گیمری را مجاب به تمام کردن داستان بازی می­کنند. کارگردانی هنری و سینماتیک بازی از هر نظری عالی است و هیچگونه انتقادی نمی­توان به آن وارد کرد. خشونت هم که یکی از بزرگترین عناصر سازنده این سری است، این بار به مدد گرافیک خیره کننده و صدالبته گستاخی سازندگان در چند برابر کردن سطح خشونت بازی و صد البته فیتالیتی­های معروف سری آن هم در زمانی که بازی­های ویدئویی در صدر جدول متهمان ترویج خشونت قرار گرفته­اند، به بالاترین سطح خود رسیده و شاهد خشن‌ترین و خونین‌ترین Mortal Kombat تاریخ هستیم. سازندگان نشان دادند که هیچ ابایی از پرتاب کردن سر و دست کاراکترها به خشن ترین روش­های ممکن یا حتی تکه تکه کردن آن­ها ندارند. خشونت بازی گاهی اوقات به قدری زیاد می­شود که حالت کمدی و کمیک به خود می­گیرد.

یک عنوان کامل

بازیMortal Kombat 11  از نظر محتوا هیچ کم و کسری ندارد. علاوه بر بخش داستانی و مبارزات آنلاین و چندنفره، دو بخش برج مشهور و Krypt به خوبی هفته ها و شاید ماه­ها طرفداران را سرگرم خواهند کرد. بخش برج که تقریبا تمامی طرفداران سری با آن آشنایی دارند، چندین مد مختلف دارد از مد مبتدی با حضور 6 مبارز گرفته تا مد بی نهایت که باید با تعداد نامحدودی جنگجو بدون شکست مبارزه کرده و رکورد خود را بهبود بخشید. از سوی دیگر با پایان رساندن بخش برج با هرکدام از کاراکترها می­توانید پایان داستانی آن ها را ببینید، البته پایانی که سرنوشت هرکدام از آن­ها را در صورت دستیابی به شن­های زمان نشان می­دهد. بخشKrypt  هم در بازی وجود دارد که درآن گیمرها کنترل یک کاراکتر بی­نام ونشان را برعهده می­گیرند که به عنوان یک ماجراجو قدم به جزیره شنگ سو گذاشته. مبارزه عنصر اصلی این بخش نیست و گیمرها باید با گشت و گذار در جزیره معماهای مختلفی را حل کنند تا راه­های مختلف و ایتم­های جدید برایشان باز شود. شاید مهمترین بخش، مد Tower of Time باشد که پس از پایان بخش داستانی می­توان به آن وارد شد. در این مد بازیکنان با استفاده از تجهیزات جنگی و ایتم های متعدد باید چالش های مختلف را پشت سرگذاشته و در مبارزات پیروز شوند. طوری که می­توان این بخش را جذابترین قسمت بازی دانست. شاید تنها نکته منفی آن نیاز دائمی به اتصال به اینترنت باشد.


بخش شخصی سازی هم در بازی گنجانده شده که گیمرها می­توانند با استفاده از آن تجهیزات جنگی و لباس­های جدید برای کاراکترها خریداری کنند. لباس­ها و تجهیزات شخصی سازی تاثیری در روند گیم پلی و بهبود قابلیت­های کاراکترها نداشته و تنها برای جذابیت بصری به بازی افزوده شده اند. با این حال با استفاده از آیتم­های کمکی می­توانید شانس خود را برای پیروزی در مبارزات افزایش دهید. طریقه آزاد کردن آن ها هم به نوبه خود جالب توجه است. گیمرها باید با پیشروی در بخش داستانی، انجام مبارزات آنلاین یا برج، ارز اختصاصی بازی را بدست آورده و با ورود به بخش Krypt ، برای باز کردن صندوق­های محتوی آیتم و تجهیزات ارز پرداخت کنند. اگر هم حوصله مبارزه ندارید می­توانید با خرید این ارز با استفاده از سیستم پرداخت درون برنامه­ای، این تجهیزات را بدست آورید. با این که برای بدست آوردن تمامی تروفی­ها یا اچیومنت­های بازی نزدیک به صد ساعت باید پای بازی وقت بگذارید اما اگر می­خواهید بدون هزینه تمامی این آیتم­های شخصی سازی یا جنگی را بدست آورید، باید چند هزار ساعت ناقابل پای بازی بنشینید. همین مسئله انتقاد گسترده گیمرها را به دنبال داشته و بسیاری معتقد هستند که استودیویNetherRealm  با افزودن این تعداد آیتم و لوازم شخصی سازی تنها به دنبال وسوسه گیمرها به استفاده از سیستم پرداخت درون برنامه­ای بوده، اتهامی که این استودیو رد کرده و معتقد است این ایتم­ها تنها جنبه تزیینی دارند و گیمرها می­توانند با صرف زمان پای بازی، تمام آن­ها را بدست آورند.


در پایان باید گفت استودیوی NetherRealm با انتشار بازی Mortal Kombat  11 نشان داد استاد مسلم ساخت بازی­های فایتینگ است. با این که نزدیک به سی سال از تولد این سری می­گذرد و با وجود سناریوی کلیشه­ای و نسبتا احمقانه بخش داستانی، این بازی به مدد گیم پلی فوق العاده جذاب و متنوع و صحنه­های سینمایی نفس گیر می­تواند تا ماه­ها گیمرها را سرگرم کند. 

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات