با ما همراه باشید

خبر یک / پیش نمایش

اطلاعات جدید از Shenmue 3

خلاصه پیش نمایش نشریه EDGE از قسمت سوم سری بازی پرطرفدار ژاپنی

منتشر شده

اطلاعات جدید از Shenmue 3

نشریه EDGE این شماره پیش نمایش اختصاصی از بازی مشهور Shenmue 3 منتشر کرده و علاوه بر به اشتراک گذاشتن اطلاعات جدید ، از بازی حسابی تعریف کرده. خوشبختانه یکی از کاربران Resetera بخش‌هایی از این پیش نمایش را به اشتراک گذاشته است :

  • «یو سوزوکی» خالق بازی سعی کرده فضاسازی Shenmue 3 به فرهنگ چینی وفادار باشد. او برای این کار از اسنادی که ۲۰ سال پیش در مورد‌ فرهنگ ، قبایل و سنت‌های چین طی دهه ۸۰ میلادی جمع‌آوری کرده ، بهره برده است. سوزوکی حتی برای شناخت بیشتر فضای چین به استان فوجیان - واقع در جنوب شرقی چین - سفر کرد و از نزدیک شاهد فرهنگ و لایف استایل این منطقه بود. 

  • دو بازی نخست فضایی مدرن داشتند در حالی که این قسمت روی فرهنگ باستانی و آیین چینی‌ها تمرکز دارد.

  • شما کارتان را در روستای Bailu (همان روستایی که قسمت دوم در آن به پایان رسید) آغاز می‌کنید. با توجه به غریبه بودنتان در این محیط ، محلی‌ها تحویل‌تان نمی‌گیرند ، یعنی با شما صحبت نمی‌کنند و جواب سوالتان را نمی‌دهند.

  • Shenmue 3 دارای سیستم دیالوگ مخصوص خود است هرچند برای مکالمه با اهالی روستا باید چندین ماموریت را به پایان برسانید. این کار باعث می‌شود بین روستاییان به چهره‌ای شناخته شده تبدیل شده و آن‌ها به سوالات شما پاسخ دهند. اگر «شنهوآ» (Shenhua) همراه شما باشد آن‌گاه صحبت کردن با اهالی روستا راحت‌تر است زیرا آن‌ها شنهوآ را می‌شناسند و به او اعتماد دارند.

  • هر فرد روستایی به مانند دو قسمت قبلی برنامه روز و شب مخصوص خود را دارد. 


  • با توجه به این‌که ریو زاده شهر است چندان با فرهنگ روستایی چین آشنا نیست و به همین خاطر مکالمات بامزه و جالبی در رابطه با دیدگاه او در بازی وجود دارد.

  • به گفته سوزوکی ، داستان و شخصیت پردازی درون گرایانه است و به همین خاطر این بار ریو شخصیت پردازی عمیق‌تری خواهد داشت و ما بیشتر با کاراکتر او آشنا می‌شویم. 

  • «کوری مارشال» همچنان صداگذار ریو است.

  • بخش بزرگی از بازی Affinity System (سیستم مکالمات بازی) بین ریو و شنهوآ است و بخش مهمی از داستان بازی روابط بین این دو شخصیت خواهد بود.

  • سیستم مبارزات بازی بسیار روان‌تر از گذشته است و بیشتری روی ارتقا و المان‌های RPG تمرکز دارد. این بدان معناست که نیازی به یادگیری فنون با تکرار چندباره آن‌ها نیست. 

  • دو استت (Stat) اصلی مبارزات Attack power و stamina است. stamina در تمامی بخش‌هایی مثل  دویدن و مبارزات تاثیر دارد و شما می‌توانید با غذا خوردن میزان stamina را پر کنید. غذا خوردن پیش از انجام یک کار مهم ضروری است. 

  • در زمان تمرین کردن می‌توانید لباس ریو را کاستومایز کنید.

  • تمرینات از طریق مینی گیم انجام می‌شود. تمریناتی مثل Horse Stance (از تمرینات مرسوم یوگا و کونگ فو) ، One inch Punch (ضربه محکم زدن با یک دست که از فنون کونگ فو است و بروس لی مروج آن بوده) و امثالهم. این تمرینات ریتمیک هستند اما خسته کننده نخواهند بود. 

  • اسباب بازی‌های کپسولی در این قسمت هم حضور دارند.

  • کنترلر بازی شبیه به Shenmue 2 است ، هرچند کنترل آن با آنالوگ راحت‌تر شده است. 

  • یک باشگاه مبارزه در شهر – نامعلوم – وجود دارد که می‌توانید در آن با افراد مختلف مبارزه کنید ، افرادی با اسم‌هایی مثل The Knee of Death و Mach Fist.

  • کتیبه‌هایی که برای یاد گرفتن فنون وجود  داشتند - به مانند قسمت‌های اول و دوم - در این بازی هم حضور دارند و تعداد کل آن‌ها به عدد 100 می‌رسد. با خرید از مغازه‌ها ، انجام فعالیت‌های موجود در بازی و انجام مینی گیم‌ها می‌توانید کتبیه‌ها را بدست آورید.


  • در یک مقطع بازی شما باید با چندین مبارز در این شکل تورنومنت‌ها مبارزه کنید. کاربرانی که می‌خواهند به سیستم مبارزات بازی تسلط کامل داشته باشند باید وقت زیادی را در این گونه تورتومنت‌ها صرف کنند. تمامی مبارزاتی که در Rose Garden رخ می‌دهند انتخابی هستند. 

  • شخصیت پردازی پیچیده کاراکترها و اینکه هر کدام داستانی برای خود دارند در قسمت سوم هم حاضر است. 

  • نویسنده پیش نمایش نشریه EDGE بسیار به عملکرد بازی خوش بین بوده. 

  • هدف سوزوکی این بوده که Shenmue 3 حال و هوای سری شنمو را داشته باشد به همین خاطر بازی با عناوین open world امروزی تفاوت زیادی خواهد داشت.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

نیمه تاریک Bethesda

بخش‌های تاریک کارنامه خالقان The Elder Scrolls

منتشر شده

بدون شک گیمرها هم نظر هستند که سال 2018 ، سال Fortnite بود و مورد بحث‌ترین کمپانی سال هم، شرکت Epic، سازنده این عنوان اما چه کمپانی‌ای به خاطر اقدامات اشتباه و غیرقابل قبولش در سال گذشته نقل محافل گیمینگ بود؟ بدون شک در این مورد هم کسی شک ندارد که تمشک طلایی به بتسدا  و بازی  Fallout 76 میرسد. با این حال Fallout 76 اولین و تنها نقطه تاریک در کارنامه این کمپانی مشهور نیست و با توجه به رویکرد این شرکت، آخرین هم نخواهد بود. این بار تصمیم گرفتیم به روی دیگر کمپانی بتسدا بپردازیم، کمپانی‌ای با کارنامه نه چندان پاک که به مدد ساخت بازیهایی مانند Fallout 3 و Skyrim دل بسیاری از گیمرها را ربود و خاطرات سیاه خود را در سایه موفقیت‌هایش دفن کرد. خاطراتی که به مدد انتشار Fallout 76 همگی از گور برخاستند تا گلوی بتسدا را بفشارند، این شما و این هم نیمه تاریک بتسدا

نقطه آغاز


عناوینی مثل Fallout 3، Skyrim و Oblivion را به خاطر بیاورید. قطعا با خود فکر میکنید پیش از عرضه Fallout 76، هیچ نقطه تاریک یا اشتباهی در کارنامه این کمپانی وجود نداشت و روزهای تاریک بتسدا تنها پس از عرضه این فاجعه بشری آغاز شدند اما حقیقت امر چیز دیگری است. اقدامات اشتباه ، خودخواهانه و غلط بتسدا سالها پیش از ساخت  Fallout 76 آغاز شدند و تنها دلیلی که کمتر کسی به آنها میپرداخت، جذابیت، زیبایی و اعتیاد آور بودن بازی‌های ساخت این استودیو بود. جذابیتی که تمام ایرادات و تاریکی‌ها را زیر سایه خود دفن میکرد. این بار اما Fallout 76 قد و قوارهای ندارد تا مشکلات زیر سایهاش مخفی شوند ، لذا تمام ایرادات از همان اول در چشم مخاطب و طرفداران شروع به درخشش می‌کنند. از مادها شروع کنیم، اگر بازیهای بتسدا را روی PC تجربه کرده باشید، به خوبی میدانید که مادسازی بخش جدایی ناپذیر بازیهای نقش آفرینی این استودیو است. مادسازها با عشق و علاقه در این سالها مادهای مختلفی از جمله بستههای گرافیکی و ماموریتهای جدید برای این بازیها خلق کردهاند. با این حال با عرضه Fallout 4، بتسدا تصمیم گرفت از عشق مخاطبان به ماد، پول به جیب بزند و به همین دلیل پدیده Creation Club را معرفی کرد. نحوه کار این سیستم که بعدا در Skyrim هم گنجانده شد بدین ترتیب است که مادسازها، مادهای خود را در این پلتفرم و با دریافت پول از گیمرها منتشر میکنند، در این میان بتسدا  هم سهم خود را از قیمت مادها برمیدارد. هنوز هم در گوشه و کنار اینترنت میتوان مادهای رایگان یافت اما تلاش بتسدا برای گردآوری تمامی مادها زیر پرچم خود، صاحب نظران را به این نتیجه رسانده که در آینده نزدیک مادها تمام پولی شده و گیمرها علاقه خود را به استفاده از ماد در بازی‌های بتسدا به کلی از دست بدهند.

شکایت مویانگ


وقتی شما با فیلمی مواجه میشوید که نامش جام آتش و یخ است، هیچ وقت انتظار ندارید جی‌.کی.رولینگ ( نویسنده کتابهای هری پاتر) و جرج.آر.مارتین (نویسنده کتاب‌های نغمه اتش و یخ (بازی تاج و تخت) با یکدیگر تیم تشکیل دهند تا علیه سازندگان این فیلم دعوای حقوقی به راه بیاندازند. با این حال بتسدا ید طولایی در چنین اقداماتی دارد. وقتی استودیوMojang  (سازنده Minecraft) از بازی خود با نام Scrolls رونمایی کرد، بتسدا به دلیل تشابه نام بازی باElder Scrolls دست به کار شد تا استودیو Mojang را تسلیم کند. با این که دادگاه درنهایت رای به بیگناهی سازندگان Scrolls و آزادی آنان در استفاده از این نام برای بازی داد، درنهایت آنان تصمیم گرفتند نام دیگری روی بازی خود بگذارند. دعواهای حقوقی نسبتا احمقانه و خودخواهانه بتسدا به اینجا ختم نمیشود، وقتی استودیو Interplay حقوق سری Fallout را به بتسدا فروخت، تصور میکرد به دلیل برخی بندهای قرارداد میتواند نسخه آنلاین Fallout را بسازد. وقتی خبر ساخت این بازی منتشر شد، وکلای بتسدا به سرعت دست به کار شدند تا اینترپلی را به دادگاه بکشند. رای دادگاه درنهایت مقرر کرد که بتسدا برای تصاحب کامل نام تجاری Fallout باید 2 میلیون دلار به اینترپلی بپردازد. از آن پس بسیاری طرفداران سری Fallout در این اندیشه به سر میبردند که نسخه انلاین و MMO این بازی چگونه خواهد بود. خوشبختانه یا بدبختانه Fallout 76 این ارزوی انها را بدل به واقعیت کرد، رویایی که تحققش سری Fallout را تا مرز نابودی کشانده.

برخورد بد با منتقدان


اصولا یکی از مزایای خبرنگاری در حوزه گیم، دریافت نسخه‌های مخصوص نقد بازی توسط سازندگان، پیش از عرضه رسمی است. خبرنگاران در موعد زودتر از عرضه فرصت تجربه بازی را پیدا میکنند تا در هنگام عرضه رسمی، نمرات خود به بازی را در اختیار مخاطبان قرار دهند. گیمرها با در نظر گرفتن نکات مثبت و منفیای که توسط منتقدان نگاشته شده، دید کلی نسبت به بازی بدست آورده و برای خریدن یا نخریدن آن تصمیم گیری میکنند. حال برخی استودیوها به قدری از کار خود مطمئن هستند که هفتهها پیش از عرضه رسمی، بازی خود را برای منتقدان ارسال میکنند. حال هر چه زمان ارسال Review Copyبه زمان عرضه جهانی نزدیکتر باشد، یعنی سازندگان تلاش دارند نکات و معضلاتی را مخفی کنند که نشان میدهد بازی از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیست. این دقیقا کاری بود که سالها پیش بتسدا بدون هیچ دلیل قانع کنندهای انجام داد آن هم در حالی که بتسدا کمپانیای نیست که بازیهای افتضاح بسازد. توجیه آنان این بود که تجربه گیمرها و منتقدان باید یکسان باشد، همین موضوع باعث شد نقدهای بازیهای بتسدا بسیار سرسری و تند انجام شود و همین مزید بر علت شد تا بسیاری از نقاط قوت بازیها در نقد مورد اشاره قرار نگیرد.

زره خبر ساز


پرداختهای درون برنامهای امروز بخشی جداناپذیری از صنعت بازی هستند. با این حال شاید کمتر گیمر تازه کاری بداند که بتسدا پیش از راه اندازی فروشگاه Fallout 76 آن قیمت های مضحکش، تجربه دیگری در این زمینه داشته که حتی تا امروز هم به عنوان طنز میان گیمرها به کار می‌رود. بله در مورد زره اسب در Oblivion  صبحت می‌کنیم. یکی از خندهدارترین و صدالبته توهین آمیزترین DLCهای پولی که تاکنون برای بازیای عرضه شده بدون شک بسته الحاقی زره اسب برای Oblivion است که نه تنها هیچ تاثیری در سلامت اسب نمیگذاشت، بلکه در زیبایی بازی و کاراکتر هم بی تاثیر بود. در بازی افلاین چه کسی جز خود گیمر میتواند این زره را ببیند و از آن تعریف کند؟ پس چرا باید بابتش پول پرداخت کرد؟ آنهم برای چیزی که نه میتوان برایش پز داد یا استفاده کرد. امروز هم در بازیهای میتوان DLCهایی مانند زره اسب پیدا کرد اما مطمئنا تمامی گیمرها این بسته الحاقی را به عنوان گل سرسبد سرطان جدید بازیهای ویدئویی میشناسند.

شیردوشی به سبک بتسدا


وقتی بازی Elder Scrolls V: Skyrim  در سال 2011 به بازار عرضه شد، عملا با ویژگیها و جذابیتهای مختلفش توانست استانداردهای جدیدی در ژانر نقش آفرینی بوجود آورد. با این حال از آن سال تاکنون بتسدا روی هر پلتفرمی که به دستش رسیده، نسخهای از اسکایریم را پورت کرده حتی چندی پیش این بازی برای دستیار هوشمند Alexa هم منتشر شد. بتسدا به جای تلاش برای ساخت و توسعه قسمت جدید بازی، به قدری مشغول دوشیدن از گاو Skyrim است که با کمال وقاحت میگوید:«اگر میخواهید دیگر Skyrim پورت نکنیم، آن را نخرید.» بتسدا حاضر نیست قید اسکایریم را بزند و هیچ بعید نیست که تا چند وقت دیگر نسخه مخصوص گوشیهای هوشمند این بازی هم معرفی شود. بتسدا به جای صرف وقت برای ساخت بازی¬های جدید، به انتشار Skyrim پلتفرم‌های مختلف عادت کرده. به حدی که خود به این موضوع در تیزرهای تبلیغاتی معترف است. 


Fallout 76 همچنان در صدر

با این حال تمامی اقدامات تاریک و اشتباه بتسدا در گذشته، به هیچ عنوان قابل مقایسه با فاجعه Fallout 76 نیستند. بسیاری از طرفداران تنها ساعاتی پس از معرفی این بازی در نمایشگاه E3 2018 اعلام کردند به هیچ عنوان به موفقیت این بازی امید ندارند. مشکلات بازی تنها به باگ و گلیچ مربوط نبود، بتسدا اعلام کرده بود کاربران  PC باید این بازی را از فروشگاه بتسدا خریداری کنند، وقتی بازی در دسترس خریداران قرار گرفت، بسیاری از آنها با توجه عمق فاجعه بازی خواهان برگشت دادن پولهایشان شدند، خواستهای که بتسدا به هیچ وجه حاضر به انجامش نبود. باز هم مشکلات به همین جا ختم نشدند و بتسدا با عرضه نسخه Power Armor، بیش از هر زمانی خون طرفداران سری را به جوش آورد. بتسدا درست مانند فروشگاههای کلاهبردار انلاین که با ادرس و اطلاعات غلط محصولات خود را میفروشند، یک کیف نایلونی را به عنوان کیف کالکتور بازی برای خریداران ارسال کرد ان هم به این بهانه که مواداولیه لازم را در اختیار نداشته. در کمال تعجب مشخص شد بسیاری از استریمرها و افراد تاثیرگذار در صنعت گیم به صورت رایگان نسخه قابل قبول کیف را دریافت کرده بودند.  به نوعی باید گفت افرادی که هیچ پولی پرداخت نکرده بودند کیف باکیفیت دریافت کرده و افرادی که پول برای نسخه کالکتور پرداخته بودند، کیف نایلونی نصیبشان شد. اقدامی به شدت وقیحانه و زشت که پس از اعتراضات گسترده به عذرخواهی بتسدا و وعده تعویض آنها ختم شد. تمامی این اقدامات بتسدا کافی بود تا بسیاری از خریداران بازی از بتسدا به اتهام تبلیغات دروغین و فریب مخاطبان شکایت کنند. تصور میکنید اشتباهات بتسدا در اینجا تمام شد و داستان کیفها به خوبی و خوشی به پایان رسید؟ نه به هیچ وجه. خریداران نسخه کالکتور برای دریافت کیف جدید باید با مراجعه به سایت بتسدا، اطلاعات شخصی خود اعم از ادرس خانه و تلفن را ثبت میکردند، تا اینجای کار مشکلی نیست اما بتسدا دز انجام چنین کاری هم ناموفق ظاهر شد زیرا بازدیدکنندگان سایت تنها با چند کلیک میتوانستند اطلاعات کامل خریدارانی که اطلاعات خود را در سایت ثبت کرده بودند را ببینند. با این که این مشکل به سرعت رفع شد اما تاثیرش را بر پیکر خسته و زخمی بتسدا گذاشت اما این پایان کار داستان Fallout 76 نبود، بتسدا چندی پیش عنوان کرد با عرضه یک پچ قصد دارد مشکلات گرافیکی بازی را برطرف کند. باور کنید یا نه، با تمام این مشکلات گیمرهایی هستند که از Fallout 76 لذت می‌برند و این کاربران تصور می¬کردند با عرضه این پچ گرافیکی قرار است بسیاری از مشکلات فنی بازی برطرف شود اما با عرضه پچ مشخص شد نه تنها مشکلات برطرف نشده، بلکه چند ایراد دیگر هم به بازی افزوده شده. معضلات این بازی همچنان ادامه دارند و دامنگیر بتسدا شده‌اند، جوری که بنظر می¬رسد این کمپانی و بازی Fallout 76 دچار یک نفرین شده‌اند، شاید نفرینی از سوی استودیو Interplay

ادامه مطلب

تریلر

تریلر سینمایی Anthem

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

با جغرافیای Red Dead Redemption 2 بیشتر آشنا شوید

تمام لوکیشن‌هایی که در Red Dead Redemption 2 خواهید دید

منتشر شده

با نزدیک شدن به زمان عرضه بزرگترین بازی سال یعنی Red Dead Redemption 2 به تدریج کمپانی راکستار اطلاعات بیشتری را از آن منتشر می‌کند تا گیمرها از آنچه در دنیای این عنوان می‌گذرد، باخبر شوند. در حال حاضر تنها یک ویدیو از مکانیزم گیم پلی در اختیار عموم قرار گرفته اما لوکیشن‌ها و جزئیات آنها هم نباید از قلم بیفتد.

اولین شهر معرفی شده Valentine نام دارد که با توضیحات ارائه شده، به زودی تبدیل به شهر محبوب گیمرها خواهد شد. این منطقه جای خوبی برای کسب پول‌های کلان به حساب می‌آید زیرا حراجی‌های بزرگ و قمارهای کلان در چنین مکانی اتفاق می‌افتند هرچند که نباید از مزرعه داران متمول به راحتی گذشت؛ این افراد با سپردن ماموریت‌های متنوع، پول خوبی هم می‌دهند. در کل می‌توان Valentine را شهر خوشگذرانی به حساب آورد.

در سوی مقابل Annesburg قرار دارد که منطقه‌ای فقیرنشین است که در آن کارگرهای معدن، روزگارشان را به سختی می‌گذرانند. آنها حقوق بسیار پایینی دریافت می‌کنند و از طرفی تعدادی از این افراد، جانشان را در معدن از دست داده‌اند.

اگر بخواهیم یک شهر بزرگ را با اکوسیستمی مشابه با زندگی واقعی در نظر بگیریم، باید به Saint Denis اشاره کنیم. این شهر که یکی از راه‌های اصلی رسیدن به امریکای شمالی است، تمامی طبقات یک جامعه را درون خود جای داده. سرمایه داران، ملوانان، کارگران، گدایان و حتی دزدان تنها بخشی از جامعه زنده و پویای Saint Denis را تشکیل می‌دهند. به نظر می‌رسد که شخصیت اصلی زمان زیادی را در این شهر بگذراند.

یکی از آب و هواهایی که نسخه اول RDR به آن نپرداخت، فضای برفی بود اما اگر می‌خواهید به چنین مناطقی بروید، شاید بد نباشد به Mounta Hagen سر بزنید. طبق توضیحات ارائه شده، این منطقه یک گذرگاه خواهد بود که قرار است چند شهر مهم را به یکدیگر وصل کند.

شهر Rhodes هم از جمله نقاط غیر امن محسوب می‌شود که برای مدت‌ها محل جنگ دو خانواده Braithwait و Gray بوده است. به طور حتم بخشی از داستان به حل اختلاف این دو خواهد گذشت اما فعلا اطلاعات بیشتری از Rhodes موجود نیست. اگر اینجا را دوست ندارید پس به سراغ Strawberry بروید؛ زیرا اتفاقات جالبی در شرف رخ دادن است. از زمانی که شهردار جدید پایش را به شهر گذاشته، فرهنگ مردم هم افزایش چشمگیری داشته و ظاهرا همه از عملکرد او راضی‌اند. او تمایل دارد تا با جذب توریست، پول زیادی را به شهر تزریق کند. در نهایت به شهر Lagras می‌رسیم که وسعت زیادی ندارد و مردم با ماهیگیری و همچنین راهنمایی مسافران، امرار معاش می‌کنند.

آنچه خواندید، تمامی اطلاعات منتشر شده درباره شهرها و مناطق RDR 2 بود؛ عنوانی که در تاریخ 4 آبان برای PS4 و X1 به بازار می‌آید.

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Mortal Kombat 11

خشونت آرامش بخش


منتشر شده

سال‌­ها از انتشار اولین قسمت از سری بازی Mortal Kombat  می‌گذرد و طی این سال­‌ها نه تنها از محبوبیت این سری کم نشده، بلکه بر فروش و اقبال عمومی نسبت به آن هم افزوده شده. استودیویNetherRealm  با معرفیMortal Kombat 11  در مراسم گیم اواردز سال گذشته نشان داد در دوران فشار سیاستمداران روی بازی­‌ها برای سانسور محتوای خشن و اتهام گسترش خشونت و کشتار توسط بازی­های ویدئویی، هیچ ترسی از ساخت یک بازی فوق العاده خشن که گالن ­گالن خون در آن به پرواز درمی­آید ندارد. حال که این بازی منتشر شده،  قصد داریم به بررسی این مسئله بپردازیم که آیا MK11 مانند تریلرهایش یک عنوان بی نظیر است یا در دسته بازی­های متوسط قرار می­گیرد. با ما همراه باشید:

مقدمه‌ای احمقانه برای شروع

طرفداران سری می­دانند چندان نباید داستان سری Mortal Kombat را جدی بگیرند، کاراکترها در این سری مثل برگ درختان پاییزی به زمین می­افتند و هنگامی که تصور می­کنید یک شخصیت برای همیشه مرده، یا توسط یک جادو زنده می­شود و یا به صورت مرده(Undead)  بازمی­گردند. داستان این قسمت پس از نابودی شینوک توسط محافظ قلمروی زمین، یعنی رایدن آغاز می­شود. رایدن برای محافظت از زمین از هیچ کاری چشم پوشی نمی­کند و در نهایت به خاطر خشم بی حدومرزش پس از آویختن گردنبند شینوک، تبدیل به یک دیکتاتور خشن می­شود. اقدامات رایدن، خشم یکی از خدایان باستانی یعنی کرونیکا را به دنبال دارد. کرونیکا از یک سو مسئول ایجاد تعادل در زمان و قلمروهاست و به عقیده او رایدن موجب برهم خوردن تعادل عالم شده و برهمین اساس باید با تداخل زمان حال و گذشته(Mortal Kombat 9)  رایدن را از صحنه روزگار محو کند. از سوی دیگر او مادر شینوک بوده و علاوه بر ایجاد تعادل، به دنبال انتقام از رایدن هم است. با این که هدف کرونیکا برای بازگرداندن تعادل به عالم در ظاهر یک هدف مثبت است اما پیشروی بی رحمانه او برای رسیدن به این هدف، او را تبدیل به دشمن شماره یک داستان می­کند.


کات سین­های بخش داستانی به زیبایی هرچه تمام تر ساخته شده­اند و از سوی دیگر صداگذاری کاراکترها بجز سونیا بلید - به قدری بی نقص انجام شده که نقاط منفی داستان را به خوبی پوشش می­دهند. با این حال داستان و سناریوی بازی تا حد زیادی ساده و احمقانه نوشته شده و نباید انتظار یک داستان درگیر کننده و قابل باور را از آن داشته باشید. گرافیک بازی هم در یک کلام بی­نظیر است و حتی بزرگترین منتقدان بازی هم نمی­توانند نکته منفی­ای در آن بیابند. افت فریم در هیچ کجای مبارزات دیده نمی­شود و از این لحاظ جذابیت مبارزات بازی چندین برابر شده. با این که داستان بازی چندان قابل درک نیست و سناریوی آن ایرادات فراوانی دارد اما بدون هیچ تردیدی کات سین­های جذاب و دیدنی این بخش که بدون هیچ گونه افت فریمی پخش می­شوند، هر گیمری را مجاب به تمام کردن داستان بازی می­کنند. کارگردانی هنری و سینماتیک بازی از هر نظری عالی است و هیچگونه انتقادی نمی­توان به آن وارد کرد. خشونت هم که یکی از بزرگترین عناصر سازنده این سری است، این بار به مدد گرافیک خیره کننده و صدالبته گستاخی سازندگان در چند برابر کردن سطح خشونت بازی و صد البته فیتالیتی­های معروف سری آن هم در زمانی که بازی­های ویدئویی در صدر جدول متهمان ترویج خشونت قرار گرفته­اند، به بالاترین سطح خود رسیده و شاهد خشن‌ترین و خونین‌ترین Mortal Kombat تاریخ هستیم. سازندگان نشان دادند که هیچ ابایی از پرتاب کردن سر و دست کاراکترها به خشن ترین روش­های ممکن یا حتی تکه تکه کردن آن­ها ندارند. خشونت بازی گاهی اوقات به قدری زیاد می­شود که حالت کمدی و کمیک به خود می­گیرد.

یک عنوان کامل

بازیMortal Kombat 11  از نظر محتوا هیچ کم و کسری ندارد. علاوه بر بخش داستانی و مبارزات آنلاین و چندنفره، دو بخش برج مشهور و Krypt به خوبی هفته ها و شاید ماه­ها طرفداران را سرگرم خواهند کرد. بخش برج که تقریبا تمامی طرفداران سری با آن آشنایی دارند، چندین مد مختلف دارد از مد مبتدی با حضور 6 مبارز گرفته تا مد بی نهایت که باید با تعداد نامحدودی جنگجو بدون شکست مبارزه کرده و رکورد خود را بهبود بخشید. از سوی دیگر با پایان رساندن بخش برج با هرکدام از کاراکترها می­توانید پایان داستانی آن ها را ببینید، البته پایانی که سرنوشت هرکدام از آن­ها را در صورت دستیابی به شن­های زمان نشان می­دهد. بخشKrypt  هم در بازی وجود دارد که درآن گیمرها کنترل یک کاراکتر بی­نام ونشان را برعهده می­گیرند که به عنوان یک ماجراجو قدم به جزیره شنگ سو گذاشته. مبارزه عنصر اصلی این بخش نیست و گیمرها باید با گشت و گذار در جزیره معماهای مختلفی را حل کنند تا راه­های مختلف و ایتم­های جدید برایشان باز شود. شاید مهمترین بخش، مد Tower of Time باشد که پس از پایان بخش داستانی می­توان به آن وارد شد. در این مد بازیکنان با استفاده از تجهیزات جنگی و ایتم های متعدد باید چالش های مختلف را پشت سرگذاشته و در مبارزات پیروز شوند. طوری که می­توان این بخش را جذابترین قسمت بازی دانست. شاید تنها نکته منفی آن نیاز دائمی به اتصال به اینترنت باشد.


بخش شخصی سازی هم در بازی گنجانده شده که گیمرها می­توانند با استفاده از آن تجهیزات جنگی و لباس­های جدید برای کاراکترها خریداری کنند. لباس­ها و تجهیزات شخصی سازی تاثیری در روند گیم پلی و بهبود قابلیت­های کاراکترها نداشته و تنها برای جذابیت بصری به بازی افزوده شده اند. با این حال با استفاده از آیتم­های کمکی می­توانید شانس خود را برای پیروزی در مبارزات افزایش دهید. طریقه آزاد کردن آن ها هم به نوبه خود جالب توجه است. گیمرها باید با پیشروی در بخش داستانی، انجام مبارزات آنلاین یا برج، ارز اختصاصی بازی را بدست آورده و با ورود به بخش Krypt ، برای باز کردن صندوق­های محتوی آیتم و تجهیزات ارز پرداخت کنند. اگر هم حوصله مبارزه ندارید می­توانید با خرید این ارز با استفاده از سیستم پرداخت درون برنامه­ای، این تجهیزات را بدست آورید. با این که برای بدست آوردن تمامی تروفی­ها یا اچیومنت­های بازی نزدیک به صد ساعت باید پای بازی وقت بگذارید اما اگر می­خواهید بدون هزینه تمامی این آیتم­های شخصی سازی یا جنگی را بدست آورید، باید چند هزار ساعت ناقابل پای بازی بنشینید. همین مسئله انتقاد گسترده گیمرها را به دنبال داشته و بسیاری معتقد هستند که استودیویNetherRealm  با افزودن این تعداد آیتم و لوازم شخصی سازی تنها به دنبال وسوسه گیمرها به استفاده از سیستم پرداخت درون برنامه­ای بوده، اتهامی که این استودیو رد کرده و معتقد است این ایتم­ها تنها جنبه تزیینی دارند و گیمرها می­توانند با صرف زمان پای بازی، تمام آن­ها را بدست آورند.


در پایان باید گفت استودیوی NetherRealm با انتشار بازی Mortal Kombat  11 نشان داد استاد مسلم ساخت بازی­های فایتینگ است. با این که نزدیک به سی سال از تولد این سری می­گذرد و با وجود سناریوی کلیشه­ای و نسبتا احمقانه بخش داستانی، این بازی به مدد گیم پلی فوق العاده جذاب و متنوع و صحنه­های سینمایی نفس گیر می­تواند تا ماه­ها گیمرها را سرگرم کند. 

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات