با ما همراه باشید

خبر یک / نقد

نقد و بررسی Left Alive

تنها نکته مثبت در مورد این بازی طرح روی جلد آن است

منتشر شده

نقد و بررسی Left Alive

شاید با دیدن ویدئوهای بازی Left Alive خاطرات دوران قدیم و بازی‌های مخفی‌کاری کلاسیک برای‌تان تداعی بشود، ولی با تاکید بسیار می‌گویم این بازی فقط برای عذاب دادن خود و خرد کردن بقایای اعصاب‌تان در این دنیای پرهرج و مرج مناسب است. حتی شاید بتوان از آن به عنوان نوعی روش شکنجه شدید روانی استفاده کرد. لیست بلند و بالای مشکلات بازی شامل موارد و زیرشاخه‌های بسیاری می‌شود و نمی‌توان همه آنها را به حساب طراحی سنتی و کلاسیک گذاشت. مشکلات فنی ریز و درشت، طراحی و ساخت تاریخ مصرف گذشته و بسیار ابتدایی، عناصر گیم‌پلی نصفه و نیمه و بلاتکلیف، داستان عجیب و غریب (نه از نوع خوب)، صداگذاری رقت انگیز؛ یک بازی معیوب و ناقص جلو رویتان می‌گذارد که حتی ارزش امتحان کردن هم ندارد.

گول ظاهر را نخورید

شاید اتمسفر و درونمایه بازی اولین چیزی باشد که بتواند شما را به سوی خود جلب کند. خاطرات خوب بازی‌هایی چون «Freedom Fighters» و «Cold War» یا حتی نزدیک بودن ظاهری و سبک بازی به سری افسانه‌ای «Metal Gear Solid» می‌تواند نظر شما را به سمت بازی جلب کند، ولی اگر به وقت و آرامش روحی روانی خودتان ارزش می‌دهید، سراغ بازی نروید. بعضی بازی‌های بخصوص هستند که پس از تجربه کردن با نوعی افتخار اعلام می‌کنید که «فلان بازی را انجام داده‌ام»، دسته دیگری از بازی‌ها هم هستند که حتی افشاء بازی کردنشان مایه شرمندگی است. «Left Alive» به شدت در دسته دوم قرار می‌گیرد. بازی به شدت سخت است و تجربه آن عذاب‌آور؛ این سختی و عذاب به خاطر هوش مصنوعی بالای دشمنان و واقعی بودن مبارزات نیست بلکه به خاطر سیستم مبارزات معیوب و گیم‌پلی تاسف برانگیز بازی است. از آن دسته بازی‌هایی است که برای بازی کردنش باید خود بازی را شکست دهید. راهی غیرمنطقی و خنده‌دار برای پشت سر گذاشتن مراحلش پیدا کنید. برای مثال اول دشمنان را آتش بزنید و بعد با لوله آهنی به جانش بیافتید و قبل از اینکه بلند شود فرار کنید.


شما در نقش شخصیت‌های مختلف بازی خواهید کرد و هرکدام از آنها استعداد ذاتی در ساخت تجهیزات بقا دارند که به طور جالبی کاملا شبیه به هم هستند. نه اینکه سرباز تازه‌کار تنها ساخت «قوطی منفجره با کنترل از راه دور» بلد باشد و مامور پلیس مو قرمز - که از قضا بسیار شبیه به بازیگران هالیوودی طراحی شده- قادر به ساخت موارد افزایش سلامتی. خبر از این ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌ها نیست. حتی گیم‌پلی شخصیت‌های مختلف هم فرقی با هم ندارد. پس دلیل انتخاب شخصیت‌های مختلف چیست؟ سوال مهمی که جوابش مهم نیست. اگر تا اینجای کار بیخیال تجربه بازی نشده‌اید و قصد دارید تحلیل و بررسی بازی را مطالعه کنید، با کمال میل شما را به خواندن پاراگراف‌های بعدی دعوت می‌کنم.

منطقی که وجود ندارد

بازی را می‌توان از نظر گیم‌پلی به دو بخش تقسیم کرد. گشت و گذار در محیط و یافتن مواد لازم برای تهیه آیتم‌های اضافی جهت سهولت در بقاء و مبارزه با دشمنان و بخش دوم هم مبارزه با دشمنان. گشت و گذار در محیط شامل نجات دادن بازماندگان جنگی هم می‌شود. کسانی که گفت و گو با آنها آنچنان لذت بخش است که شاید مجبور شوید از شدت خوشی کنترلر را به زمین بکوبید. شما باید این بازماندگان را «مجبور» کنید به پناهگاه‌های امنی که در جای جای نقشه پر از دشمن بازی قرار گرفته‌اند هدایت شوند. پناهگاه‌های امنی که همیشه توسط نیروهای متخاصم متجاوز محاصره شده‌اند. پناهگاه‌های امنی که در ورودی‌شان را هرگز به روی دشمنان باز نمی‌کنند و دشمنان هم هرگز به خودشان زحمت نمی‌دهند واردش بشوند؛ پناهگاهی امنی که ...چند بار دیگر پیش خود تکرار کنید!

جمع‌آوری مواد لازم برای ساخت وسایل بقاء کار چندان سختی نیست. با اینکه قادر به داخل شدن به اکثر ساختمان‌ها نیستید، ولی در عوض قدرت ماورایی دارید که محل دقیق این وسایل را از فرسنگ‌ها دورتر به شما نشان می‌دهد! حتی با اینکه کشور در حال جنگ است و تمامی زیرساخت‌های مختل شده و سیستم‌های ارتباطی قطع هستند، اپراتوری هوشمند به نام «کوشکا» محل دقیق تمامی دشمنان را به شما اطلاع می‌دهد. او هرگز در این کار کم‌کاری نمی‌کند، پس آماده باشید تا از ابتدای بازی تا آخرین لحظات تجربه آن دیالوگ «دشمن در حال نزدیک شدن است» را شنوا باشید، حتی زمان‌هایی که دشمن ثابت است و این شما هستید که به او نزدیک می‌شوید. کوشکا همیشه دشمن را در حال نزدیک شدن به شما تصور می‌کند. کوشکا دوست شماست، با او مهربان باشید. این نوآوری‌های شگرف و عالی باعث می‌شود از چشمان‌تان رنگین کمان بیرون بزند !

وقتی مشکلات دیزاین در همه بخش‌ها دیده می‌شود

ساخت وسایل بقاء از طریق منوی بازی انجام می‌شود که هنگام ورود به منو بازی قطع نشده و جریان آن ادامه دارد، پس بهتر است وسط خیابان دست به کار ساختن «مین ضد نفر دارای سنسور هوشمند موقعیت سنج» نشوید. چون جدا از اینکه نیاز به طرح دقیق مهندسی الکترونیک و ابزارهایی چون لحیم و هویه دارید، بلکه ممکن است دشمن از رویتان رد شود. ساخت تله‌ می‌تواند باعث زمین خوردن دشمنان شود و حسابی یخ صحبت را آب می‌کند. استفاده از تله برای آغاز مبارزات بسیار عالی است و حتی در درجات سختر بازی می‌توانید از آنها به عنوان تزئیات محیطی استفاده کنید. نگران نباشید لوکیشن بازی کشور پهناور روسیه است و نوشیدنی محبوب آن کشور در بطری‌های استاندارد برای ساخت کوکتل مولوتوف توزیع می‌شود و همانطور که می‌دانید هیچ انقلابی بدون کوکتل مولوتوف به سرانجام نمی‌رسد، همینطور هیچ بازی اکشن مخفی‌کاری که در روسیه اتفاق بیافتد. اما شاید بهتر بود به جای جمع‌آوری و ساخت وسایل بی‌مصرف و تکراری همان بطری‌های نوشیدنی‌ پر بودند؛ شما نوشیدنی را می‌نوشیدید تا تسکینی برای آزار و اذیت روانی باشد که بهتان تحمیل می‌شود.


مخفی‌کاری در بازی در عمل بی‌معنی و پوچ است. چون طراحی محیط بازی به گونه‌ای است که دیر یا زود باید با دشمنان درگیر شوید و حتی اگر بتوانید با قد خمیده و قدم‌های کوتاه و ساکت نقشه بازی را دور بزنید، دست آخر مجبور خواهید شد با یک لوله آهنی به جان سرباز تا دندان مسلحی بیافتید که جلوی در خروجی و تنها رسیدن به ماموریت ایستاده است. جای تعجب است که نمی‌توان با چاقو یا روش‌های متمدانه‌تر بی سر و صدا کلک دشمنان غافل را کند. در لیست بلند و بالا و مدرن تجهیزات قابل ساخت بازی هم خبری از صدا خفه‌کن نیست. آیتمی که با یک بطری و چند متر پارچه می‌توان به راحتی آن را ساخت ! 

امان از مشکلات فنی

بخش بصری و فنی بازی لکه ننگی برای بازی‌های نسل جدید است. انیمیشن‌های خشک و غیر واقعی، دیر لود شدن بافت‌ها، افکت‌های پیش پا افتاده که آن‌هم به صورتی فاجعه‌بار اجرا می‌شوند، مشکلات هوش مصنوعی -البته اگر بتوان فرض کرد دشمنان چیزی به نام هوش دارند تا در ادامه قادر به تحلیل آن باشیم- و مشکلات و ایراداتی نظیر این‌ها پرونده بازی از نظر جلوه‌های بصری و دست‌آوردهای فنی را می‌بندد و در دور افتاده‌ترین نقطه بایگانی بازی‌های رایانه‌ای دفن می‌کند. بخش صوتی و صداگذاری بازی هم دست کمی از سایر بخش‌ها ندارد و حتی به طرز مشکوکی در رقابت با آن‌هاست که برنده بدترین بخش بازی شود. صداگذاری محیط‌ها و حرکات شخصیت‌ها به طور فاجعه‌باری ضعیف و خنده‌دار است. فرض کنید به صورت «مخفی‌کاری» -نگارنده نقد در اینجا مجبور به کنترل خنده خود شد- در کوچه‌ای برف گرفته در حال آرام حرکت کردن هستید و صدای تعبیه شده برای این حرکت شما تشکیل یافته از «خِش» و «خوش» باشد. شاید بتوان این صدا را برای چندین ساعت تحمل کرد، اما ضربه مهلک زمانی به روح و روان مجروح‌تان وارد می‌شود که حتی وقتی ایستاده‌اید تا گوش‌تان قدری آرام شود هم این صدا را بشنوید. درست مثل اینکه صدا شما را راحت نگذارد. درست مثل اینکه حتی وقتی بی‌حرکت هستید هم لباس‌هایتان صدای «خش و خوش» بدهد -سبک بازی باید ترسناک روانشناسانه دسته‌بندی می‌شد-! اگر این‌کار هم سرگرم‌تان نکرد، با کوکتل مولوتوف یکی از دشمنان را به آتش بکشید و از شندین صدای فریادهایش شاد شوید. یا بهتر از آن اگر موفق شوید سه نفر را همزمان به آتش بکشید شاهد صحنه تکان‌دهنده در تاریخ صنعت بازی‌سازی خواهید بود: سه برادر سه قلو که با صدایی کاملا مشابه به هم در حال سوختن و انجام رقصی خنده‌دار هستند و همه با هم می‌گویند «آآآآآ».

موسیقی بازی شاید تنها بخشی باشد که نتوان به طور کامل آن را تخریب کرد. چون احتمال دارد تیم سازنده به گروه ساخت موسیقی گفته‌اند «قطعاتی موسیقی برای یک بازی حماسی اکشن می‌خواهیم» و موسیقی‌سازان از همه جا بی‌خبر هم همین کار را کرده‌اند. ولی تیم سازنده باز هم با به طرز عجیبی همین موسیقی‌های مناسب را هم اشتباه به کار برده‌اند. جایی که در نهایت سکوت و مخفی‌کاری با لوله فلزی به جان سربازی مفلوک افتاده‌اید، صدای انواع و اقسام طبل‌های پر سر و صدا و مناسب برای ورزش‌های هوازی به گوش می‌رسد. در جایی هم که صفوف دشمن را با رباتی عظیم الجثه قتل عام می‌کنید، قطعه آرامش بخش شبیه «کشف قاره آمریکا» پخش می‌شود. نوآوری و نبوغ در این بازی تمامی ندارد. 


معمولا بررسی بخش داستانی بازی در ابتدای متن قرار می‌گیرد، اما «Left Alive» بازی ساختارشکنی است و انصاف نیست نقدی معمولی برایش نوشته شود. داستان بازی، اگر موفق شوید تا آخرش را دنبال کنید، با افتخار یک «ضد داستان» است؛ از آن «داستان»‌هایی که جای خالی نبود داستان را بیشتر مشخص می‌کند. داستانی که نه «سر» دارد و نه «ته»، شخصیت‌هایی دارد که از همان لحظه که دهان‌شان را باز می‌کنند به اصطلاح «روی مخ» هستند و عقب ماندگی‌شان در مبارزه و دست به یکی دادنشان با گیم‌پلی شکسته بسته و ناقص بازی، شما را تا مرز جنون و عصیان پیش می‌برد. کسانی که سعی می‌کنند در جنگ تحمیلی کشور «فلان» در مقابل کشور «بهمان» زنده بمانند و دیگران را نجات دهند، ولی از همان اول به بازیکنی که قرار است بار اصلی این رشادت را تا آخر بازی به دوش بکشد (و تحمل کند) خیانت می‌کنند. لازم به ذکر است در بازی حق انتخاب هم دارید و می‌توانید داستان بازی را چند شاخه کنید؛ فرض کنید بعد از اینکه یک گاو جلویتان خرابکاری کرده است چوبی بردارید و آن را چند قسمت کنید! 

این «بازی» در اواسط اسفندماه سال 1397 منتشر شده است و احتمال دارد در تعطیلات نوروز به دست مخاطبین هموطن برسد. توصیه می‌شود ته‌مانده اعصاب و روان‌تان را برای پاسخ دادن خونسردانه به سوالات نامتناهی فامیل و آشنایان، در خلال بازدید‌های گرم نوروزی نگه دارید و بی‌دلیل صرف این بازی تاریخ مصرف گذشته و داغون نکنید.

بررسی بازی Left Alive بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

از چهار گوشه جهان

بازی‌هایی که آینده را پیش بینی کردند

نوستراداموس‌های صنعت بازی

منتشر شده

همه‌ی بازی‌ها، حتی کوچک‌ترین‌شان هم نیاز به نویسنده‌ای‌ خوب دارند. یک داستان درگیرکننده از ناکجا ظاهر نمی‌شود و نویسنده‌های مدیوم محبوب‌ ما تنها داستان‌پرداز نیستند. کوتاکو با تعدادی از نویسنده‌های دنیای بازی مصاحبه کرده بود و همه‌ی آن‌ها این نکته را تایید کردند: بازی‌های ویدیویی حاصل یک همکاری بزرگ هستند و نویسندگان هم باید بخشی از تیم طراحی باشند. این یعنی، نویسندگان گیم باید آنقدر ایده‌های جالبی داشته باشند که گیمرها رغبت کنند مراحل تمرینی بازی را پشت سر بگذارند و تا انتها همراه بازی باشند. بسیاری از بازی‌ها در آینده‌ی نزدیک می‌گذرند و آینده‌ای که خیلی از بازی‌های قدیمی در نظر داشتند، شاید حالا در حال اتفاق افتادن باشد. با این حال این اتفاقات، تصادفی‌اند و به همان اندازه که تصادفی‌اند، ترسناک به‌نظر می‌رسند. می‌خواهیم نگاهی بیندازیم به برخی از عجیب‌ترین پیش‌بینی‌های دنیای گیم در مورد آینده. این پیش‌بینی‌ها، قدرت جادویی داستان‌هایی که نویسندگان گیم نوشته‌اند را نمایان می‌کند. 

Deus Ex: Human Revolution 

پیش‌بینی نخست‌ وزیری بی‌تجربه

Deus Ex: Human Revolution وظیفه‌ی دشواری برای خود تراشید: پیش‌بینی‌کردن آینده‌ای نزدیک برای یک داستان علمی تخیلی. وقتی چنین داستانی را می‌نویسید، دیگر نیازی نیست که همه‌ی موضوعات را بیش‌از حد بسط دهید و۲۰ سال آینده را خیلی عجیب و غریب وصف کنید. اما در ۲۰ سال آینده همه چیز هم شبیه الان نیست. پس نکته‌ی جالب این آینده چه خواهد بود؟ یکی از ادعاهای عجیب بازی این بود که شخصی ناشناس و کمابیش جوان نخست وزیر کانادا خواهد شد. مرد جوانی به نام آقای ترودو که در حقیقت اشاره داشت به «جاستین ترودو» نخست وزیر فعلی کانادا ! همان سالی که Human Revolution منتشر شد، نشنال پست درباره‌ی حزب لیبرال کانادا نوشت: این حزب در رای‌گیری‌های ملی شکست خورده و زمانه‌ی سختی پیش رو خواهیم داشت. ترودو تا سال ۲۰۱۳ حتی نتوانست مقام رهبری حزبش را به دست بیاورد. به همین دلیل، وقتی بازیکنان در Deus Ex اطلاعات جالبی در این زمینه پیدا کردند، با مساله‌ای عجیبب روبرو شدند. گویا سازندگان بازی در استدیو Eidos نیم‌نگاهی هم به آینده داشته‌اند. از آنجایی که نخست وزیر کانادا در این بازی پیش بینی شد، پس باید منتظر باشیم تا اتفاقات بزرگ‌تری به وقوع بپیوندد: این بازی پیش‌بینی کرده بود که کانادا در ۲۰ سال آینده صاحب اقتصادِ آمریکا خواهد شد.

Tom Clancy’s Ghost Recon 

حمله‌ی روسیه به کشور همسایه‌اش

بازی‌هایی که بر اساس نزاع‌های نظامی ساخته می‌شوند در نهایت به حقیقت می‌پیوندند چرا که کشورهایی که درگیر تنش‌های سیاسی‌اند همیشه مشخصند. اما گاهی اوقات این پیش‌بینی‌های دنیای بازی جوری به حقیقت تبدیل می‌شود که انگشت به دهان می‌مانید. این‌که نویسنده در آن زمان با خودش چه فکری می‌کرده و چطور به این نتیجه رسیده.Ghost Recon در سال ۲۰۰۱ یک نزاع سیاسی را پیش‌بینی کرد که فقط چندماه بعد به حقیقت پیوست. در اولین مرحله این بازی، در حالی که شما کنترل نیروهای ویژه‌ی آمریکا را برعهده دارید، روسیه به گرجستان حمله می‌کند. هفت سال بعد، روسیه به گرجستان حمله کرد و به گزارش وال استریت ژورنال، این اولین حمله نظامی روسیه به کشوری در همسایگی خودش بود. البته بعد از حمله به افعانستان در سال ۱۹۷۹.چنان که در این بازی مشاهده کردیم، نیروهای روس کاملا بر نیروهای گرجی مسلط شدند: گزارش وال استریت ژورنال نشان می‌دهد که ۲۰۰ هواپیمای روس به گرجستان حمله کردند و این در حالی بود که گرجستان تنها چند ده هواپیما در نیروی هوایی خود داشت. تنها تفاوت اینجا بود که ابرسربازهایی که هیچ‌وقت نمی‌مردند در این جنگ به خدمت گرفته نشدند. 

Metal Gear 2: Solid Snake 

منبعی که جایگزین نفت (خواهد) شد

بازی‌های متال‌ گیر، سوراخ‌های بزرگی در پلات داستانی‌شان دارند اما گاهی پیش آمده که این بازی‌ها چیزهای جالبی درباره دنیای واقعی را پیش بینی کرده‌اند. مثالش هم ایده‌ی محوری بازی Metal Gear 2: Solid Snake است. Metal Gear 2 در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. داستان بازی درباره آینده‌ای است که بحران نفت اقتصاد جهان را فروپاشیده و دولت‌ها برای تامین سوخت خود، به جلبک‌ به عنوان منبع جایگزین رو آورده‌اند. با اینکه جلبک هنوز هم نتوانسته جایگزین نفت شود اما این سناریو دیگر شبیه یک رویا برای دانشمندان نیست. در سال ۲۰۱۲ SF Gate نوشت که در نقاطی توانسته‌اند از جلبک برای سوختِ جایگزین اتومبیل‌ها استفاده کنند. می‌بینید که Solid snake هنوز هم درباره آینده پیش‌بینی‌هایی دارد. 

Metal Gear Rising: Revengeance 

شعار انتخاباتی ترامپ

باز هم متال گیر! این بار نگاهی بیندازیم به پیش‌بینی Metal Gear Rising: Revengeance ، بازی‌ای با یک دشمن (ویلین) درجه یک. سناتور استیون آرمسترانگ، دیوانه‌ای است تشنه‌ی قدرت که می‌تواند زندگی مردم آمریکا را نابود کند. او برنامه قتل رییس جمهور را می ریزد و همیشه درباره بازگرداندن قدرت به دولت آمریکا حرف می‌زند. او در جایی از بازی اشاره می‌کند که می‌خواهد «دوباره آمریکا را به کشوری بزرگ تبدیل کند». Rising در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، بسیار پیش از پیروزی دانلد ترامپ در انتخابات آمریکا. برنامه اصلی ترامپ برای اوج گیری قدرت آمریکا هم در شعار انتخاباتی او نمایان است: «دوباره آمریکا را به کشوری بزرگ تبدیل کنیم». این شعار در کنار «دیوار بکش» از شعارهای تاثیرگذار او در دوره‌ی انتخابات بود. فقط خدا می‌داند که آیا ترامپ پر از نانوماشین‌هایی است که او را نسبت به هر ضربه‌ی فیزیکی‌ای ایمن نگه می‌دارد یا نه. امیدواریم اینطور نباشد.

Homefront 

مرگ دیکتاتور کره‌ی شمالی

این مورد دیگر واقعا عجیب است. Homefront مرگ رهبر کره شمالی، کیم جونگ-ایل را پیش‌بینی کرد و همچنین گفت که این کشور پس از مرگ رهبرش به یک سری حملات نظامی دست خواهد زد که منجر به حمله به ایالات متحده خواهد شد. در بازی Homefront کیم جونگ-ایل در سال ۲۰۱۲ می‌میرد.در دنیای واقعی، کیم جونگ-ایل در دسامبر ۲۰۱۱ مرد. تنها چند هفته بعدتر. در بازی مشخص شد که مقام رهبری کره شمالی به سومین پسر کیم جونگ-ایل یعنی کیم جونگ-اون خواهد رسید و در واقعیت هم همین اتفاق افتاد. البته این قضایای حمله به آمریکا و عناد کره شمالی،‌ همین چند ماه گذشته با دیدار ترامپ و کیم جونگ-اون به پایان رسید و دیگر خبری از جنگ نیست. 

Madden 15

نتیجه مسابقه سوپر باوْل XLIX 

EA هر سال شبیه‌سازی مسابقه‌ مهم سوپر باول (مسابقه فینال فوتبال آمریکایی) را منتشر می‌کند و آمریکایی‌ها منتظرند تا ببینید پیش‌بینی‌های این بازی درست از آب در می آید یا نه. تقریبا هم همیشه دقیق پیش‌بینی کرده است: در سال ۲۰۱۸، مجله فوربس نوشته که این پیش‌بینی‌ها، ‌از ۱۴ دفعه، ۱۰ مورد را درست حدس زده‌اند. پیش‌بینی برنده مسابقه سوپر باول، گهگاهی اتفاق می‌افتد اما پیش‌بینی دقیق همه‌چیز در مورد یک مسابقه سوپر باول، به شکلی که Madden سوپر باول XLIX را انجام داد، فوق‌العاده کمیاب است. یاهو گزارشی از پیش‌بینی‌های این مسابقه توسط Madden  ارائه داده است: بازی‌ای که بین تیم پتریوتس و سیاتل سی‌هاوکس برگزار شد. شبیه‌سازی بدین شکل بود: چه تیمی اولین امتیاز را می‌گیرد (پتریوتس)، چه کسی بازیکن میدان خواهد شد (تام بردی)، و تعداد دقیق امتیازات (۲۴-۲۸). این پیش‌بینی حتی تا جایی پیش رفت که نشان داد تیم پتریوتس در آخرین دقایق امتیاز قهرمانی را می‌گیرند و این امتیاز از پاسِ بردی به جولین ادلمن به آن‌ها خواهد رسید. تنها چیزی که در این مسابقه درست پیش‌بینی نشد، متراژ دویدن بردی بود.

Metal Gear Solid 2

دوران اخبار کذب

ماجرا از این قرار است: گروهی از افراد صاحب قدرت، اطلاعات شخصی بسیار زیادی را از همه‌ی آدم‌های کره‌ زمین در اختیار دارند. آنها از این اطلاعات برای کنکاش در زندگی خصوصی افراد و موارد سیاسی‌شان استفاده می‌کنند. بخش زیادی از کار آن‌ها اشاعه‌ اخبار کاذب و مسخره کردن افراد است و جوری این کارها را انجام می دهند تا اذهان عمومی را از کارهای خودشان و آنچه در واقع اتفاق می افتد دور نگه دارند. اگر فکر می‌کنید این حوادث بسیار شبیه به آن چیزهایی است که هنگام انتخاب سال ۲۰۱۶ و رسوایی فیسبوک و سازمان تحلیل کمبریج اتفاق افتاد، درست فکر می‌کنید. با این اوصاف اگر یاد طرح داستانی Metal Gear Solid 2 افتادید هم بیراه فکر نمی‌کنید. سایت Games Radar حوداث واقعی‌ای را که با داستان این بازی شباهت داشته در کنار هم قرار داده و نتیجه بسیار قابل توجه است: این بازی جهانی را پیش‌بینی می‌کند که اطلاعات دیجیتالیِ افراد، راه را برای نشر ضد-اطلاعات و منحرف کردن اذهان استفاده می‌شود. MGS 2 در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و برخی از هشدارهایی که در مورد جهت‌گیری جهان در آن زمان به ما داد، اکنون به وقوع پیوسته... پیش‌بینی‌هایی که از فرط دقت ترسناک به‌نظر می‌رسند. زمانه‌ی فیک نیوز واقعا زمانه‌ی عجیبی است.

سری بازی‌های The Football Manager 

ستارگان آینده‌ی فوتبال

یکی از مثال‌های محبوبیت عجیب و غریب بازی‌های فوتبالی،‌ مجموعه Football Manager سگاست. شاید به نظر خیلی‌ها این بازی‌ها چندان هیجان‌انگیز به نظر نیایند. با این حال، دیتابیس بازیکنان حقیقی فوتبال در این مجموعه بسیار بزرگ و دقیق است تا جایی که بعضی از تیم‌های حرفه‌ای، مختصصان این بازی را برای مربیگری تیم‌شان انتخاب کرده‌اند. بعضی از کاربران این بازی می‌خواستند بدانند پیش‌بینی‌های این بازی برای ستاره‌های آینده‌ی فوتبال چقدر دقیق است و نتیجه بسیار جالب از کار در آمد. از همین رو، بعضی از طرفداران بازی به Football Manager 2007 رجوع کردند و یک بار دیگر آن را از اول تا آخر زیر و رو کردند، با این هدف که کدام یک از بازیکنان درون بازی، پتانسیل تبدیل شدن به یک ستاره‌ی فوتبال را دارد. بعضی از اسم‌هایی که در نتیجه‌ی این تحقیق جالب منتشر شد را ببینید: لوکا مُدریچ (کسی که کرواسی را یک تنه به فینال جام جهانی ۲۰۱۸ رساند)، سرخیو آگوئرو، جرارد پیکه و سرجیو راموس تنها چند نفر از ستاره‌های حال حاضر فوتبال جهان هستند که پیش از ستاره‌شدن، Football Manager ظهور آن‌ها را پیش‌بینی کرده بود. 

Elite: Dangerous 

کشفِ باورنکردنی یک سامانه خورشیدی

شاید این پیش‌بینی یکی از جالب‌ترین پیش‌بینی‌های دنیای گیم باشد. Elite: Dangerous بازی‌ای است که با روند خاصی، جهان‌های مختلف خلق می‌کند: سازندگان این بازی یک سری قانون ایجاد کردند که بازی بر اساس آن‌ها کهکشانش را شکل می‌دهد و در حالی که کاربران این فضاها را کشف می‌کنند، بازی، سامانه‌های خورشیدی را بر اساس قوانین اولیه‌ی سازندگانش می‌سازد.وقتی ناسا، کشف منظومه‌ی Trappist-1 را اعلام کرد، تیم سازنده Elite متوجه این پیش‌بینی غریبشان شدند. الگوریتمی که آن‌ها خلق کرده بودند، با دقتی باورنکردنی چنان منظومه‌ای را درون بازی ساخته بود و جالب‌تر اینکه تقریبا در همان فاصله‌ای از زمین قرار داشت که درون بازی پیش‌بینی شده بود.  این الگورتیم، منظومه‌ای حاوی هفت سیاره‌ شبیه به زمین ساخته بود که ۴۰ سال نوری از زمین فاصله داشتند، درست مثل Trappist-1. این قضیه در واقع پیش‌بینی محسوب نمی‌شود، اما نشان می‌دهد که این الگوریتم‌ها به چه دردی می‌خورند. شاید دور نباشد آن روزی که بازی‌هایی مثل Elite: Dangerous تبدیل به راهی شوند برای کشف مکان‌هایی کشف‌نشدنی.

ادامه مطلب

تریلر

تریلر سینمایی Anthem

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

کدوم گروه‌ها در Fallout 76 حضور دارند

با مشخصات تمامی گروه‌های حاضر در اثر آنلاین بتسدا آشنا شوید 

منتشر شده

با وجود اعلام قبلی بتسدا مبنی بر عدم حضور گروه‌های نام آشنای سری Fallout در قسمت جدید این بازی، حساب توییتری Fallout تایید کرده که علاوه بر گروه‌های نام آشنا، چند گروه جدید هم در Fallout 76 حاضر خواهند بود.

گروه نخست، بازماندگان دولت ایالات متحده یعنی The Enclave هستند. نیروهای این گروه که در پناهگاه های زیرزمینی ویرجینیای غربی حضور داشتند، اکنون پس از پایان جنگ اتمی قصد دارند دوباره قدرت دولت آمریکا را احیا کنند. هنوز اهداف اصلی این گروه در بازی Fallout 76 مشخص نیست، با این حال طرفداران تئوری‌های مختلفی را درخصوص حضور این گروه در بازی مطرح کرده‌اند.

امروز هم افرادی در گوشه و کنار جهان هستند که با ساختن پناهگاه‌های زیرزمینی به فکر نجات جان خود در آخرالزمان هستند. دقیقا گروهی از همین افراد در کنار یکدیگر پناهگاهی برای خود در ویرجینیای غربی ساختند و اکنون که اتش بمب‌ها فروکش کرده، این بازماندگان ادعای حکومت و تشکیل یک دولت مستقل در محل زندگی خود را دارند. نام این گروه Dommsday Prepping free State است. 

دیگر نام آشنا، گروه سارقان و مهاجمان سرزمین Wasteland، یعنی Raiders است. اعضای این گروه در سرتاسر آمریکا جولان می‌دهند و برای کسب منابع و ارضای امیال حیوانی دست به کشتار فجیع بازماندگان می‌زنند. با این حال Raiders در این قسمت صاحب رهبری به نام Rose هستند و احتمالا برخلاف قسمت‌های قبلی که تنها نقششان اذیت کردن بی هدف  بازیکنان  مانند پشه بود. این باز به نظر می‌رسد در داستان مقش مهمی دارند. 

گروه helpful responders برای اولین بار قرار است در Fallout 76 حضور پیدا کند. این گروه شامل اعضای سابق پلیس، آتش نشانی و پزشکان امدادی است. هنوز مشخص نیست هدف این گروه در ویرجینیای غربی چیست، تنها چیزی که مشخص شده این است که می‌توان از کمک آن‌ها بهره گرفت. 

مهمترین و نام آشنا ترین گروه سری Fallout، یعنی Brotherhood of Steel.این بار هم در بازی حضور دارد. نیروهای این گروه جداشدگان از ارتش ایالات متحده هستند که چند روز پیش از اغاز جنگ و هنگام پی بردن به ازمایشات سری دولت در کالیفرنیا، اقدام به کشتار افراد حاضر در آن تحقیقات کردند.  حال پس از جنگ هم برادران فولادی با استفاده از تجهیزات ماهواره‌ای خود قصد دارند علاوه برانتقال پیامشان به سراسر امریکا، Wasteland را از شر دشمنان مافوق طبیعی و طبیعی آن خلاص کنند.

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Far Cry New Dawn

آخرالزمان صورتی

منتشر شده

می‌توان گفت سری بازی‌های Far Cry بعد از شماره دوم مسیر جدیدی را پیش گرفته و دچار تحولات عظیمی در بخش داستانی و روایت شدند. قطعا شما هم خاطرات و دیوانگی های «واس» در شماره سوم را به خاطر دارید، کاراکتر منفی داستان که به علت روایت فوق العاده و نقشی که بطور تمام و کمال ایفا کرده بود، تبدیل به یکی از محبوبترین شخصیت‌های منفی دنیای بازی‌ها شد. بعد از آن بود که به علت موفقیت بسیار بالای شماره سوم، شرکت یوبی سافت تصمیم به ادامه همین مسیر گرفت؛ بدین صورت که در هر شماره از بازی ما شاهد حضور یک کاراکتر دیوانه که سعی در کنترل منطقه ای خاص با ایدئولوژی های مخصوص به خود دارد، هستیم. اما بگذارید روراست باشیم، هیچ یک از آن ها موفق نشدند جایگزین واس شوند! از روایت داستانی که بگذریم گیم پلی کلی این سری نیز همان راه و روش شماره سوم را پیش گرفتند و تا آخرین شماره از بازی که فارکرای نیو دان نام دارد، تغییرات آنچنانی ای در آن مشاهده نمی‌شود.

عصر جدید

داستان این عنوان که بصورت یک بسته اضافه شونده عظیم و استندالون برای Far Cry 5 منتشر شده، دقیقا ادامه‌ای است بر اتفاقات شماره قبل. بمب‌های اتمی یکی پس از دیگری در منطقه هوپ کانتی منفجر شده و تمامی اراضی را به نابودی کشانده‌اند. اما حالا چندین سال از آن واقعه گذشته و طبیعت مثل همیشه شروع به بازسازی زمین کرده است. انسان‌هایی که موفق به گرفتن پناه در زیرزمین شده بودند کم کم به روی زمین بازمی‌گردند و با طبیعتی بکر و زیبا مواجه می‌شوند. حالا زمان آن است که زندگی را از نو بسازند؛ اما خب، طبیعتا همه چیز به این خوبی و خوشی پیش نخواهد رفت. ویلن‌های دیوانه این شماره از بازی دو خواهر دوقلو هستند که از فرصت استفاده کرده و قصد بدست گرفتن منطقه هوپ کانتی را دارند. شما نیز عضوی از یک تیم خبره که برای کمک به مردم منطقه آماده شده‌اند هستید که برای کمک به مردم و نجات آن ها از دست این دو خواهر وارد داستان خواهید شد. البته در ادامه با پیچیدگی های خاصی در داستان روبرو شده و سری نیز به کاراکترهای قدیمی خواهید زد.

روایت با حمله این دو خواهر به کاروان قطار گروه نجات شروع شده و شاهد کشت و کشتار همکاران خود خواهید بود. اینجاست که با ایدئولوژی دو خواهر آشنا می شوید و از تلاش روایت داستان برای دیوانه و ترسناک جلوه دادن آن ها لبخند به لبانتان خواهد نشست، زیرا از نظر نگارنده، روایت در این کار کاملا ناموفق بوده و تقریبا به کلیشه سری فارکرای تبدیل شده که دیگر جذابیتی ندارد. مهم‌تر اینکه در طول داستان زمان کافی برای روبرویی شما با این دو خواهر داده نمی شود و در پرداخت شخصیت آن‌ها کوتاهی شده است.


دنیای صورتی

از این که بگذریم با دنیایی پس آخرالزمانی اما به شیوه ای متفاوت روبرو هستیم. دنیایی پر از زیبایی‌ها و مناظر بکر که با تم صورتی رنگ به انتظار شما نشسته است. حیواناتی که به علت همین تغییرات، جهش یافته اما این جهش از نوع زیبا و نه ترسناک است. گوزن‌های سفید رنگ با شاخ‌هایی صورتی و قرمز از نمونه های این تغییر است. خانه‌ها و سازه‌ها در زیر خیل عظیمی از گیاهان رنگارنگ مدفون شده‌اند و انسان‌ها با تکنولوژی گذشتگان سعی در ساخت دوباره از دست رفته‌های خود دارند. باید اعتراف کرد که اتمسفری که این تغییرات را خلق کرده در نوع خود جذاب و دوست داشتنی است و از گشت و گذار در مناطق و تماشای مناظر آن خسته نخواهید شد. نباید از گرافیک بسیار زیبا نیز غافل شد که تقریبا سنگینی ایجاد این چنین اتمسفری را یک تنه به دوش میکشد. پوشش گیاهی در کامل‌ترین سطحی که باید قرار دارد و بافت‌های بسیار با کیفیت و نورپردازی و رنگ‌بندی فوق العاده زیبا، کلکسیونی از تابلوهای نقاشی زنده را برایتان به ارمغان آورده است.

تکرار گذشته

همانطور که بالاتر اشاره شد، سبک و کلیات گیم پلی بازی همان راه شماره‌های اخیر را با کمی تغییرات ادامه می‌دهد. حالا دشمنان سطح بندی شده‌اند و برای راحت‌تر کشتن آن‌ها باید سلاح مربوط به همان سطح را بسازید که این کار بازی را تا حدودی به عناوین نقش آفرینی نزدیک کرده؛ در سوی دیکر پرک‌ها و یا مهارت‌هایی برایتان در نظر گرفته شده که کار را برای مبارزه و اکتشاف راحت تر کرده است. از آنجایی که در سری فارکرای همیشه المان‌هایی از تخیل بکار گرفته شده، اینجا سازندگان کمی فراتر رفته و مهارت‌هایی در اختیارتان قرار می دهند که شما را تبدیل به یک ابرقهرمان می‌کند! این مهارت‌ها در نوع خود جالب هستند اما متاسفانه تقریبا در اواخر بازی در اختیارتان قرار می‌گیرد. Base اصلی شما که «پراسپریتی» نام دارد محل زندگی افرادی است که قرار است از آن‌ها محافظت کنید و از چندین بخش مختلف تشکیل شده، که با ارتقای این بخش‌ها می توانید به ارتقای مواردی چون ساخت سلاح‌های قویتر دسترسی پیدا کنید. به غیر از یک سلاح دیسک پرت کن، باقی سلاح‌ها اکثرا همان سلاح‌های شماره پنجم هستند که تمی رنگی به خود گرفته‌اند. مثل همیشه قرارگاه‌هایی نیز برای تصرف وجود دارند که اینبار با تصاحب آن ها می‌توانید برای بدست آوردن منابع بیشتر، دوباره آن‌ها را تحویل دشمن داده و دوباره اقدام به تصرفشان کنید.


هوش مصنوعی تاریخ مصرف گذشته

شاید مشکل اصلی گیم پلی هوش مصنوعی بد و تاریخ گذشته دشمنان و یاران خودی باشد. دشمنان هیچ حس هوشمندی‌ای به شما انتقال نمی دهند و به سبک بازی‌های قدیمی فقط یک کار را بلدند؛ در صورت دیدن دشمن، انگشت را بر روی ماشه اسلحه گذاشته و به سوی او دوان دوان حمله ور شوند! البته در این بین یک نفر هم قبل از این کار به طرف آژیر خطر خواهد رفت! عذابی که هوش مصنوعی یارهای خودی به شما خواهند داد خیلی بیشتر از دشمنان است. از فریاد های ناگهانی و بی دلیلی که در کنار گوشتان می‌کشند تا بی‌عرضگی آن‌ها در مقایله با دشمن و غیبت‌های ناگهانی‌شان، باعث می‌شود که بعد از مدتی دیگر به آن‌ها نیاز نداشته باشید و ترجیح دهید که راه را به تنهایی ادامه دهید. به تمامی این مشکلات انیمیشن‌های بسیار بد و قدیمی را اضافه کنید تا گیم‌پلی حسابی توی ذوقتان بخورد.

بخش جدید

بعد از انجام بعضی از ماموریت‌ها هیچ ماموریت جدیدی برایتان دیکته نخواهد شد و احتمالا با سردرگمی مواجه شوید، که برای حل این مشکل باید یا به مکانی دیگر سفر کنید یا یکی از پرک‌های جدید را بخرید، که در نوع خود عجیب به نظر میرسد! بخش جدیدی به نام Expedition نیز در بازی به چشم میخورد که باید در ماموریتی کاملا رندوم و شانسی، بسته‌ای را از پایگاه دشمن بدزدید که این کار را می توان بصورت دو نفره و با دوست خود انجام دهید. این بخش اگر در آینده با ماموریت های متفاوت بروزرسانی شود می تواند تا مدتی مخاطبان را سرگرم کند، اما در غیر این صورت بعد از چندبار تکرار، هیچ رقبتی برای انجامشان نخواهید داشت. از جذاب‌ترین بخش‌های گیم پلی، ماموریت‌های جانبی است که به شما گفته می‌شود تا در منطقه‌ای از محیط به اکتشاف محل ذخیره سازی منابع بپردازید که یافتن راه ورود و حل معمای آن سرگرمتان خواهد کرد.


هنوز راه زیادی نمانده

اگر از تمامی این تفاسیر بگذریم، گیم پلی بازی هنوز هم تا حدودی کشش لازم برای اتمام بازی را در اختیارتان قرار می دهد، حداقل داستانی که روایت می شود و ارتباط آن با شماره قبلی و تنوع مراحل، کنجکاوی لازم برای رسیدن به انتهای داستان را برایتان فراهم می‌کند. هرچند که بعضی از ماموریت‌ها می‌تواند خواب آور و اعصاب خردکن شوند .صداگذاری و صداپیشگی کاراکترها از نکات مثبت این عنوان بشمار می آیند. صداپیشگان کار خود را به خوبی انجام داده داده اند و کم و کسری از این بابت احساس نمی‌شود. ناگفته نماند که لال بودن کاراکتر شما هنوز هم جزئی از پیکره فارکرای بحساب می آید! از یاد نبریم که شخصی سازی کاراکتر هم تا حدودی در بازی وجود دارد، هرچند لباس‌های جذاب و خاص آن به نوعی وابسته به پرداخت درون برنامه است و بهتر است دور آن‌ها را خط بکشید؛ هرچند که بازی بصورت اول شخص دنبال می‌شود و به غیر از یار کوآپ خود در بخش آنلاین، کسی لباس شما را نخواهد دید.

کلام آخر

«فارکرای نیو دان» Far Cry New Dawn عنوان بزرگی نیست و همانطور که گفته شد ادامه ای بر شماره پنجم بحساب می آید که با قیمت 40 دلار به فروش می رسد. با در نظر گرفتن این موارد، می توان گفت که تیم سازنده سعی کرده تا تجربه ای زیبا با تغییراتی کوچک را برای مخاطبان آماده کنند که تا حدودی نیز موفق بوده‌اند. با تمامی کم و کاستی‌هایی که با آن‌ها روبرو خواهید شد، گشت و گذار و مبارزه برای بقا در محیطی زیبا و رنگارنگ می تواند برایتان لذت بخش باشد. مخصوصا اینکه اگر بهمراه دوست خود به تجربه آن بپردازید.

بررسی بازی Far Cry New Dawn  بر اساس نسخه ارسالی ناشر نوشته شده است.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات