با ما همراه باشید

خبر یک / اخبار

اولین اطلاعات از فیلم Mortal Kombat + فهرست کاراکترهای فیلم

کارگردان Saw چه خوابی برای دوستداران «مورتال کمبت» دیده ؟

منتشر شده

اولین اطلاعات از فیلم Mortal Kombat + فهرست کاراکترهای فیلم

در حالی که بیش از دو دهه از اکران آخرین فیلم از سری Mortal Kombat می‌گذرد، اکنون خبر رسیده که ساخت نسخه ریبوت این فیلم وارد فاز جدیدی شده. گزارشی که The Hashtag Showمنتشر کرده، حاکی از این است که حداقل تاکنون حضور هفده کاراکتر از سری بازی‌ها در فیلم تایید شده است.

لیست کاراکترهای حاضر در فیلم:

Cole Turner

شخصیت اصلی این فیلم، مردی سی و چند ساله است که با مشکلات بسیاری در زندگی شخصی و اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند. این بوکسور که همسر خود را هم از دست داده، بیش از هر چیز در دنیا به دختر خود اهمیت می‌دهد و حاضر است تمامی دنیا را در مقابل چشمان او فدا کند.


KANO 

نقش دوم فیلم برعهده این کاراکتر است که از قضا او هم در دهه چهارم زندگی‌اش به سر می‌برد. کانو پیشتر عضو نیروهای ویژه نظامی بوده با این حال اکنون تبدیل به یک مزدور خشن و نترس شده است. 

Sonya Blade

یکی از کاراکترهای مشهور سری Mortal Kombat که به دنبال سرنخ‌هایی از مبارزات مخفیانه MK است. او Cole را استخدام می‌کند تا به او در رمزگشایی از اسرار Mortal Kombat یاری برساند

Lord Raiden

خدای صاعقه و نگهبان قلمرو زمین. او فرمانده و مربی نیروهای زمینی در نبردMortal Kombat است.

Mileena

یکی دیگر از کاراکترهای مشهور سری که به واسطه نقابی که نیمی از صورتش را پوشانده شناخته می‌شود.


Jax

این کاراکتر هم یکی از نیروهای نظامی کارکشته قدیمی است که اکنون بدل به یک مزدور شده. او دو دست خود را در یک انفجار از دست داده و در این فیلم به همراه سونیا و کول راهی دنیای زیرین می‌شود.

Shang Tsung

یکی از شخصیت های منفی سری که سنش تاکنون مشخص نشده. این جادوگر مشهور یکی از منابع اصلی انرژی تاریک محسوب می شود. چهره او همواره در حال تغییر است و به همین واسطه می تواند به راحتی افراد را فریب دهد.

Drahmin

او با یک ماسک صورت خود را پوشانده و جای یک دستش، گرزی تیغدار قرار گرفته. دلیلی کافی برای اثبات خطرناک و مرگبار بودن مواجه با این کاراکتر.

Kabal

یکی از مبارزان مرگبار و مشهور Outworld که زرهی سیاه رنگ به تن داشته و سلاح اصلی‌اش دو شمشیر تیز و برنده هستند.

Nitara

این خون آشام سیاه موی، صاحب بال‌هایی مانند خفاش است که از کتف ‌هایش بیرون آمده‌اند، اگر چنین بال‌هایی برای ترساندن کسی کافی نیست، بدون شک چنگال‌های نیتارا که همواره از آن ‌ها خون می‌چکد، زهره بر اندام هر مبارزی می‌اندازد.

Reiko

یکی از ژنرال‌های Outworld که علاوه بر داشتن چشمانی درخشان، از یک چکش بزرگ جنگی به عنوان سلاح استفاده می‌کند.

The Overseer

به نوعی مدیر برنامه‌های مبارزان زمینی محسوب می‌شود که به طرز خنده آوری پیر است.

Emily

دختر دوازده سال کول که هوشی ماورای سن خود دارد. 

Sophia

مادرزن کول که سرپرستی از امیلی را هم برعهده دارد.

Jess

خواهر زن کول که به همراه سوفیا و امیلی زندگی می‌کند. او رابطه نسبتا شکرابی با کول دارد و در نظرش کول یک پدر بی مسئولیت و سربه هواست.


Liu Kang

یکی از قهرمانان اصلی قلمرو زمین که توسط نینجاها آموزش دیده. او یکی از ماهرترین مبارزان تورنومنت است.

Kung Lao

دوست قدیمی و ساکت لیو کنگ که به خاطر کلاه مرگبار و بومرنگ مانندش شناخته می‌شود.

چندین نکته قابل توجه در این میان وجود دارد:

حضور دختر، مادرزن و خواهر زن کول در فیلم نشان می‌دهد چاشنی‌هایی از دراما و سکانس های خانوادگی هم در فیلم وجود دارند. 

سازندگان تصمیم گرفته اند یک نوجوان دوازده ساله نقش لرد رایدن را ایفا کند، محافظ قلمرو زمین که بدون استثنا در تمامی فیلمها و بازی های سری، او را به عنوان یک مرد بالغ دیده ایم.

نکته قابل توجه دیگر غیبت سه کاراکتر اصلی سری یعنی Sub-Zero ، Scorpion و جانی کیج است که هنوز مشخص نیست آیا در میان کاراکترهای نهایی حاضر خواهند بود یا خیر و اگر هم حضور ندارند، دلیل آن چیست.

«جیمز وان» کارگردان فیلم‌های مشهوری مثل Saw و The Conjuring تهیه‌کننده این فیلم است. همچنین «سایمون مک‌کوید» کارگردان کلیپ‌های تبلیغاتی که سابقه‌ ساخت آگهی تبلیغاتی تلویزیونی را پلی‌استیشن و Halo را در کارنامه خود دارد. 

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

کتاب‌هایی که وارد دنیای پیکسل‌ها شدند

معرفی کتاب‌های مشهوری که به بازی‌هایی بزرگ مبدل شدند


منتشر شده

تجربه ثابت کرده فیلم‌های سینمایی معمولا نمی‌توانند به منابع خوبی برای ساخت بازی‌های جذاب تبدیل شوند. از The Chronicles of Riddick و یکی دو عنوان دیگر فاکتور بگیریم ، بازی‌های اقتباسی - بر اساس فیلم - همیشه محکوم به شکست بوده‌اند ؛ آن‌هم شکست‌های عظیم و خجالت آور. شاید مشکل تصویرسازی باشد ، وقتی مخاطب تصویر قهرمان محبوبش را روی پرده نقره‌ای دیده ؛ میل و علاقه‌اش برای تکرار همان تجربه در یک مدیا یا به بیان بهتر ابزار رسانه دیگر ، به کمترین میزان ممکن می‌رسد. رمان اما روی دیگر این سکه است ، زیرا خواننده تمام مدت مجبور بوده که با استفاده از کلمات ، قهرمان و دنیای آن را در ذهنش به تصویر بکشد. خوشخبتانه در بازی علاوه بر تصویرسازی ، کنترل شخصیت اصلی هم بر عهده گیمر است. اینجاست که گیمر می‌شود نویسنده ، می‌شود شخصیت اصلی و از همه مهم‌تر می‌شود خالق. شاید به همین دلیل است که معمولاً اقتباس‌های داستانی با استقبال گرمی از جانب بازیبازها روبرو شده‌اند. در این مطلب می‌پردازیم به عملکرد 4 اقتباس بزرگ داستانی که در عالم گیم و بین گیمرها  هم به شهرتی عظیم دست پیدا کردند. 

The Witcher



این روزها دیگر همه The Witcher را می‌شناسند. بهترین اثر اکشن/نقش‌آفرینی دهه اخیر که از خاکسترهای این ژانر نسبتاً فراموش شده قیام کرد و به بازی مبدل شد که همه گیمرها از آن به نیکی یاد می‌کنند. بااین‌حال برعکس تصور بعضی از مخاطبان Witcher نه یک اثر کاملاً اورجینال ، بلکه اقتباسی قدرتمند از مجموعه داستانی غنی است. سری داستان Witcher ابتدا در یکی از مجلات فانتزی مشهور لهستان منتشر شد و پس از استقبال خوب مخاطبان ، آندری ساپاکوفسکی نویسنده آن را بر این امر داشت که مجموعه فانتزی خود را از دنیای ویچر و شخصیت گرلت خلق کند. محبوبیت بالای این سری در لهستان سبب شد تا استودیو سی دی پراژکت در اولین گام خود اقتباسی از این مجموعه داستان را برای گیمرها تهیه کند. Witcher با استقبال خوب کاربران رایانه‌های شخصی روبرو شد طوری که Atari به لطف آن توانست در روزهای سختش به سوددهی برسد. فروش بالای Witcher کافی بود تا سی دی پراژکت روز به روز گسترده شود ، پیشرفتی که باعرضه دو قسمت بعدی به اوج خود رسید. قسمت سوم ویچر از منظر بسیاری از گیمرهای شیفته عناوین RPG ، بهترین نماینده این ژانر طی دهه‌ گذشته است.

 جالب است بدانید که ساپاکوفسکی با مبلغ بسیار کمی تمامی حقوق Witcher را به استودیو CD Projekt Red واگذار کرد و حتی پیشنهاد مدیر این استودیو برای داشتن سهمی از فروشی کلی این سری را رد کرد. ساپاکوفسکی چند سال پیش اعتراف کرد که این بزرگترین اشتباه دوران کاری‌اش بوده است. 

Dante's Inferno

نیازی به گزافه‌گویی نیست ؛ عموم مخاطبان با کمدی الهی (Divine Comedy) آشنا هستند. سه‌گانه مشهوری که حتی در کتاب‌های درسی هم ردپایش دیده می‌شود. دانته نخستین نویسنده‌ای بود که تصویری به‌شدت واقعی از جهنم - شبیه به آن چیزی که در ادیان مختلف از آن یاد می‌شود - ترسیم کرد. نقاشی‌های دهشتناک نسخه جهنم دانته مزید علت شد تا بسیاری از مردم طی سال‌ها ، با کمدی الهی آشنا شوند. البته در کتاب ، دانته تنها مسافری بود که با کمک ورجیل از جهنم و دوزخ و بهشت دیدار کرد ؛ در حالی که بازی Dante's Inferno ، محصول سال 2010 شرکت EA ، او را در قامت یک جنگجو قرار داد. هدف اصلی این شرکت ، رقابت با اثر مشهور سونی ، God of War بود و آنها قصد داشتند از این طریق سونی را به چالش بکشند ؛ هرچند باوجود تبلیغات گسترده همچون پخش تریلر بازی در فینال مسابقات فوتبال آمریکایی ، Dante's Infernoنتوانست آن‌طور که بایدوشاید باب میل دوستداران عناوین هک و اسلش باشد. 

بااین‌حال سازندگان طی تلاشی تحسین‌برانگیز دقیقاً تصاویر کتاب و توصیف دانته از طبقات مختلف جهنم را به تصویر کشیدند و همین عاملی شد تا تاثیر مبارزات نه‌چندان جذاب و گرافیک ضعیف تکنیکی بازی به پایین‌ترین میزان ممکن برسد. 

American McGee's Alice



شاید (American McGee's Alice) «آمریکن مکگی تقدیم  می‌کند : آلیس » یک اقتباس وفادار نباشد ؛ اما از منظر طراحی بصری و ساختار گیم پلی ، بدون شک یکی از بهترین عناوین تاریخ است. مکگی که پیش‌تر به‌عنوان طراح در id فعالیت کرده و با خشونت رایج در بازی‌ها بیگانه نبود ، آلیس را از دنیای فانتزی خود دور کرده و او را به جهانی گوتیک مانند آورد که ترس و سیاهی در  آن موج می‌زد. شاید هیچ توصیفی بهتر از این نباشد که Aliceمکگی را به آثار تیم برتون تشبیه کنیم :  جهانی به همان اندازه بیگانه و همان‌قدر عجیب و نادر. آلیسی که مکگی به ما نشان می‌دهد بدون شک ترسناک‌ترین اقتباسی است که از روی کتاب مشهور لوییس کارول (Lewis Carroll) صورت گرفته. آن دنیای کودکانه جای خود را به جهانی داده که در آن موجودات کوچک به‌جای کمک ، یکدیگر را به بدترین شکل ممکن سلاخی می‌کنند ؛ دنیایی که پس از مرگ خانواده آلیس ، درگیر جنون او شده. افسوس که دنباله این بازی نتوانست آن‌طور که بایدوشاید مخاطبان را راضی نگاه دارد.

 البته مکگی دراین‌بین بیشتر تقصیر را داشت زیرا او سال‌هاست که هیچ شباهتی به آن سازنده خوش‌نام و متفاوت هنر هشتم ندارد. بااین‌حال فراموش نکنیم که آلیس قصه ما ، جز اولین شخصیت‌هایی بود که مخاطبان را با ترس روان‌شناسانه آشنا کرد. 

Metro 2033

دیمیتری گلوخوفسکی (Dmitry Glukhovsky) وقتی کار نوشتن رمان Metro 2033)مترو 2033) را شروع کرد که تنها 18 سال سن داشت. این جوان خوش‌فکر روسی با قرار دادن این داستان در سایتش ، آن‌هم به‌صورت رایگان ، یک‌شبه ره صدساله را پیمود طوری که تا به امروز چندین میلیون نفر در سرتاسر جهان رمانش را مطالعه کرده‌اند. گلوخوفسکی که خود را گیمر می‌خواند ، در سال 2008 با استودیو اوکراینی 4A Games برای ساخت بازی Metro 2033 وارد مذاکره شد. اعضای این استودیو که پیش‌تر با الهام از واقعه چرنوبیل و فیلم استالکر (Stalker) آندری تارکوفسکی بازی Stalker را روانه بازار کرده بودند ؛ به‌خوبی از پس وظیفه سختشان برآمدند - 4A Games را تعدادی از اعضای اسبق استودیو GSC Game World تشکیل دادند - Metro 2033 با استقبال بسیار خوب مخاطبان روبرو شد و به فاصله سه سال دنباله‌اش هم روانه بازار شد و حالا هم که دوستداران این سری بی صبرانه چشم‌انتظار قسمت سوم این سری با نام Metro Exodus. همان‌طور که از نام این بازی برمی‌آید ، داستان آن در سال 2033 به وقوع می‌پیوندد ، 20 سال پس‌ازآنکه نیرویی ناشناس ، یک بمب اتمی را در مسکو رها می‌کند. 

پس از انفجار بیشتر جمعیت پایتخت روسیه کشته‌شده و بازمانده‌ها هم برای دوری از پرتوهای رادیواکتیو به متروهای این شهر پناه می‌برند. فضاسازی بی‌نظیر و سیستم گیم پلی که کاملاً بر اساس داستان بناشده بود ، نه‌فقط Metro 2033 را به اقتباسی وفادار تبدیل کرد بلکه نام آن را نیز در تالار بازی‌های مشهور هنر هشتم به ثبت رساند. 


ادامه مطلب

تریلر

تریلر رونمایی از Battlefield 5

منتشر شده


ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

بازی محبوب نینتندو به فضا رفت!

گروهی از دانش‌آموزان عاشق علم بازی EarthBound را به لبه فضا فرستادند

منتشر شده

رانی دویل ، پسر 14 ساله اهل کالیفرنیا امسال یک هدیه بسیار عجیب و هیجان انگیز از پدر بزرگش دریافت کرد. پدر بزرگ رانی با اهدای کمک مالی به گروه علمی Earth To Sky Calculus (گروهی متشکل از چندین دانش آموز دبیرستانی و معلم‌های آن‌ها) این امکان را برای او فراهم کرد که یک جسم کوچک را به لبه فضا بفرستد.

رانی هم تصمیم گرفت یکی از مهم‌ترین اعضای کلکسیون شخصی خود را به فضا بفرستد : بازی EarthBound! طرفداران نینتندو می‌دانند که EarthBound یکی از مشهورترین عناوین RPG تاریخ شرکت نینتندو است. این بازی در سال 1994/1373 برای کنسول SNES عرضه شد و در ژاپن با نام Mother 2 شناخته می‌شود. 

رانی دویل در این باره می‌گوید : «فرستادن یک بازی 200 دلاری ریسک بزرگی بود ،مخصوصا اینکه ممکن بود EarthBound صحیح و سالم بازنگردد، با این حال من تصمیم گرفتم تا این ریسک را انجام دهم»

بالون هلیومی وظیفه نگه داشتن کارتریج EarthBound را برعهده داشت. این بالون از منزل رانی در کالیفرنیا به پرواز درآمد، آن هم در حالی که یک GPS برای ردیابی به آن متصل بود. 

با این کار EarthBound به نخستین بازی تبدیل شد که به ارتفاع هزار فوتی (30480 متر) می‌رسد. 

جالب این است که به گفته دویل بازی EarthBound هنوز صحیح و سالم کار می‌کند. تنها کارتریجی که به لبه فضا رفت و به سلامت برگشت!


ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات