با ما همراه باشید

تیتر یک / پیش نمایش

پیش نمایش بازی The Sinking City

کابوس بارانی لاوکرفت

منتشر شده

پیش نمایش بازی The Sinking City

انسان‌ها در واقعیت نمی‌توانند بسیاری از آرزوهایشان را به بار بنشانند و به همین دلیل رویاپردازی می‌کنند تا در یک دنیای خیالی، قهرمان باشند. با این حال گاهی پیش می‌آید که از دل همین رویاها، کابوس‌های عجیب و غریبی به وجود می‌آیند و از اینجا ذهن خیال پرداز، سناریوهای جالبی را پدید می‌آورد. حال تصور کنید که در مغز یک نویسنده رمان‌های ترسناک چه می‌گذرد؟ او چه چیزهایی را می‌بیند که قسمتی از آن را با مخاطبان به اشتراک می‌گذارد؟

اینها سوالاتی هستند که بسیاری از ما می‌خواهیم از استفن کینگ، کلایو بارکر و حتی اچ. پی. لاوکرفت بپرسیم؛ نویسندگانی که با قلم بی بدیل خود، خواننده را وارد کابوس‌های پیچیده کرده‌اند. پس از گذشت بیش از 80 سال از مرگ لاوکرفت، هنوز هم سینماگران و بازیسازان نسبت به آثار او اظهار علاقه می‌کنند و می‌خواهند دنیایی مشابه با آنها را بسازند. آخرین تیمی که هوس کرده تا پا در کفش این ادیب امریکایی بگذارد، Frogwares نام دارد که پیش‌تر با مجموعه بازی‌های شرلوک هولمز به شهرت رسیده بود.

حال زمان آن رسیده تا باهم به شهری قدم بگذاریم که هر گوشه آن پر از خاطرات ناگفته‌ای است که به شکل یک کابوس درآمده‌اند.

مرد بارانی

درباره داستان Sinking City هنوز اطلاعات زیادی وجود ندارد و سازندگان صرفا به توضیح چند کلمه‌ای از آن بسنده کرده‌اند. گیمر در نقش یک کاراگاه مامور می‌شود تا با رفتن به شهر خیالی اوکمونت، پرده از رازی قدیمی بردارد. از اینجا به بعد کنترل شخصیت اصلی در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا با گشت و گذار در محیط و پیدا کردن سرنخ‌ها به هدف نزدیکتر شود.

تا اینجای کار نمی‌توان Sinking City را یک اثر متفاوت شناخت اما معرفی المان‌های گیم پلی نظرها را به سمت خود بازمی‌گرداند. سازندگان، بازی خود را در سبک ادونچر معرفی کرده‌اند پس نباید انتظار مبارزات نفس گیر و پیچیده را از چنین عنوانی داشته باشیم. تیم توسعه دهنده پیش‌تر سابقه ساخت مجموعه شرلوک هولمز را داشته و طبیعی است که بار ماجراجویانه به نسبت اکشن بیشتر باشد. بازی به سه بخش کلی مبارزات، گشت و گذار و سکانس‌های ترسناک تقسیم می‌شود که می‌تواند در صورت پیاده سازی صحیح، مخاطب را تا مدت‌ها سرگرم کند.  در ادامه به تفصیل هریک از این بخش‌ها را توضیح خواهیم داد

شمشیر دولبه

بیشترین وقت بازیکن در طول بازی به پیدا کردن اطلاعات و تعامل با مردم شهر اختصاص خواهد داشت؛ جایی که تیم سازنده قبلا مهارتش را در پیاده سازی چنین مکانیزمی نشان داده بود. اگر یادتان باشد در نسخه‌های اخیر شرلوک هولمز، شخصیت اصلی مدام در طول شهر تردد می‌کرد تا بتواند از یک شخص به خصوص سرنخ به دست آورد. همین ویژگی به Sinking City منتقل شده است با این تفاوت که روی نقشه نشانه‌ای برای هدف بعدی وجود ندارد و بازیکن، خودش باید همه چیز را انجام دهد. در واقع سازندگان خواسته‌اند تا با حذف سیستم مامورت یاب، تمام وظایف را روی دوش گیمر قرار دهند تا بر واقع گرایی بیفزایند. این مکانیزم شاید منجر به فرسایشی شدن محصول نهایی منجر شود که در این صورت، مخاطب پس از مدتی، بازی را رها خواهد کرد.


مبارزات بخشی از زمان بازی را به خود اختصاص می‌دهد هرچند که نمایش‌های ارائه شده، نشان می‌دهد که این قسمت صرفا برای پر کردن گیم پلی گنجانده شده است. قهرمان داستان، با هفت تیر و همچنین سلاح‌های نه چندان قوی از خودش دفاع می‌کند اما بخش تیراندازی به هیچ عنوان جذابیتی ندارد. صدای سلاح‌ها آنچنان دقیق بازسازی نشده‌اند و از طرفی، مخاطب هم برخورد گلوله‌ها را به دشمن حس نمی‌کند و همین موضوع سبب می‌شود تا Sinking City روی لبه تیغ راه برود.

ادای دین به آقای وحشت

همانطور که گفتیم ساخته جدید Frogwares می‌خواهد با پیاده سازی فرمول رمان‌های لاوکرفت، بیشترین تاثیر را روی مخاطب بگذارد. از اینرو بخش سوم گیم پلی به روبرو شدن شخصیت اصلی با کابوس‌های شهر اوکمونت می‌پردازد؛ جایی که گذشته تاریک و ناشناخته باعث عذاب مردم شده است. در این قسمت، از ترس‌های لحظه‌ای خبری نیست و فضای دلهره آور محلی برای ترساندن گیمرها به حساب می‌آید. طبق گفته سازندگان، عنصر اصلی که سبب وحشت مخاطب خواهد بود، همان آب است اما هنوز توضیحی مبنی بر چگونگی کارکرد آن اراِه نداده‌اند.

برخی از کاربران از اینکه چنین استودیویی اقدام به ساخت یک بازی با تم وحشت کرده، نگران هستند. باید به این نکته توجه داشت که همین تیم در گذشته روی نسخه جدید Call of Cthulhu کار کرده است و اگرچه در میانه مسیر از پروژه کنار رفته‌، اما تجربیات گرانبهایی را از آنجا به دست آورده است. با این حال سازندگان تاثیرغیرقابل انکاری از لاوکرفت گرفته‌اند به شکلی که دست پخت جدید خود را ادای دین به این نویسنده بزرگ دانسته‌اند.

در حال حاضر تنها بخشی که یک مقدار نگران کننده به نظر می‌رسد، گرافیک و افکت‌های بصری است که چنگی به دل نمی‌زند. مدل راه رفتن و انیمیشن‌ها تعریفی ندارند و تا زمان عرضه باید اشکال‌های این‌چنین را حذف کرد؛ البته ایرادها تا وضعیت افکت آب هم ادامه دارد و باران چندان باورپذیر طراحی نشده است.

در مورد Sinking City بعدها بیشتر خواهیم شنید؛ اثری که پتانسیل زیادی را در خود دارد اما به نظر می‌رسد که سازندگان هنوز نتوانسته‌اند به مشکلات حاضر غلبه کنند. این عنوان در تاریخ 1 فروردین سال آینده برای پلتفرم‌های PC، PS4 و X1 منتشر خواهد شد.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

تیتر یک / از چهار گوشه جهان

نیمه تاریک Bethesda

بخش‌های تاریک کارنامه خالقان The Elder Scrolls

منتشر شده

بدون شک گیمرها هم نظر هستند که سال 2018 ، سال Fortnite بود و مورد بحث‌ترین کمپانی سال هم، شرکت Epic، سازنده این عنوان اما چه کمپانی‌ای به خاطر اقدامات اشتباه و غیرقابل قبولش در سال گذشته نقل محافل گیمینگ بود؟ بدون شک در این مورد هم کسی شک ندارد که تمشک طلایی به بتسدا  و بازی  Fallout 76 میرسد. با این حال Fallout 76 اولین و تنها نقطه تاریک در کارنامه این کمپانی مشهور نیست و با توجه به رویکرد این شرکت، آخرین هم نخواهد بود. این بار تصمیم گرفتیم به روی دیگر کمپانی بتسدا بپردازیم، کمپانی‌ای با کارنامه نه چندان پاک که به مدد ساخت بازیهایی مانند Fallout 3 و Skyrim دل بسیاری از گیمرها را ربود و خاطرات سیاه خود را در سایه موفقیت‌هایش دفن کرد. خاطراتی که به مدد انتشار Fallout 76 همگی از گور برخاستند تا گلوی بتسدا را بفشارند، این شما و این هم نیمه تاریک بتسدا

نقطه آغاز


عناوینی مثل Fallout 3، Skyrim و Oblivion را به خاطر بیاورید. قطعا با خود فکر میکنید پیش از عرضه Fallout 76، هیچ نقطه تاریک یا اشتباهی در کارنامه این کمپانی وجود نداشت و روزهای تاریک بتسدا تنها پس از عرضه این فاجعه بشری آغاز شدند اما حقیقت امر چیز دیگری است. اقدامات اشتباه ، خودخواهانه و غلط بتسدا سالها پیش از ساخت  Fallout 76 آغاز شدند و تنها دلیلی که کمتر کسی به آنها میپرداخت، جذابیت، زیبایی و اعتیاد آور بودن بازی‌های ساخت این استودیو بود. جذابیتی که تمام ایرادات و تاریکی‌ها را زیر سایه خود دفن میکرد. این بار اما Fallout 76 قد و قوارهای ندارد تا مشکلات زیر سایهاش مخفی شوند ، لذا تمام ایرادات از همان اول در چشم مخاطب و طرفداران شروع به درخشش می‌کنند. از مادها شروع کنیم، اگر بازیهای بتسدا را روی PC تجربه کرده باشید، به خوبی میدانید که مادسازی بخش جدایی ناپذیر بازیهای نقش آفرینی این استودیو است. مادسازها با عشق و علاقه در این سالها مادهای مختلفی از جمله بستههای گرافیکی و ماموریتهای جدید برای این بازیها خلق کردهاند. با این حال با عرضه Fallout 4، بتسدا تصمیم گرفت از عشق مخاطبان به ماد، پول به جیب بزند و به همین دلیل پدیده Creation Club را معرفی کرد. نحوه کار این سیستم که بعدا در Skyrim هم گنجانده شد بدین ترتیب است که مادسازها، مادهای خود را در این پلتفرم و با دریافت پول از گیمرها منتشر میکنند، در این میان بتسدا  هم سهم خود را از قیمت مادها برمیدارد. هنوز هم در گوشه و کنار اینترنت میتوان مادهای رایگان یافت اما تلاش بتسدا برای گردآوری تمامی مادها زیر پرچم خود، صاحب نظران را به این نتیجه رسانده که در آینده نزدیک مادها تمام پولی شده و گیمرها علاقه خود را به استفاده از ماد در بازی‌های بتسدا به کلی از دست بدهند.

شکایت مویانگ


وقتی شما با فیلمی مواجه میشوید که نامش جام آتش و یخ است، هیچ وقت انتظار ندارید جی‌.کی.رولینگ ( نویسنده کتابهای هری پاتر) و جرج.آر.مارتین (نویسنده کتاب‌های نغمه اتش و یخ (بازی تاج و تخت) با یکدیگر تیم تشکیل دهند تا علیه سازندگان این فیلم دعوای حقوقی به راه بیاندازند. با این حال بتسدا ید طولایی در چنین اقداماتی دارد. وقتی استودیوMojang  (سازنده Minecraft) از بازی خود با نام Scrolls رونمایی کرد، بتسدا به دلیل تشابه نام بازی باElder Scrolls دست به کار شد تا استودیو Mojang را تسلیم کند. با این که دادگاه درنهایت رای به بیگناهی سازندگان Scrolls و آزادی آنان در استفاده از این نام برای بازی داد، درنهایت آنان تصمیم گرفتند نام دیگری روی بازی خود بگذارند. دعواهای حقوقی نسبتا احمقانه و خودخواهانه بتسدا به اینجا ختم نمیشود، وقتی استودیو Interplay حقوق سری Fallout را به بتسدا فروخت، تصور میکرد به دلیل برخی بندهای قرارداد میتواند نسخه آنلاین Fallout را بسازد. وقتی خبر ساخت این بازی منتشر شد، وکلای بتسدا به سرعت دست به کار شدند تا اینترپلی را به دادگاه بکشند. رای دادگاه درنهایت مقرر کرد که بتسدا برای تصاحب کامل نام تجاری Fallout باید 2 میلیون دلار به اینترپلی بپردازد. از آن پس بسیاری طرفداران سری Fallout در این اندیشه به سر میبردند که نسخه انلاین و MMO این بازی چگونه خواهد بود. خوشبختانه یا بدبختانه Fallout 76 این ارزوی انها را بدل به واقعیت کرد، رویایی که تحققش سری Fallout را تا مرز نابودی کشانده.

برخورد بد با منتقدان


اصولا یکی از مزایای خبرنگاری در حوزه گیم، دریافت نسخه‌های مخصوص نقد بازی توسط سازندگان، پیش از عرضه رسمی است. خبرنگاران در موعد زودتر از عرضه فرصت تجربه بازی را پیدا میکنند تا در هنگام عرضه رسمی، نمرات خود به بازی را در اختیار مخاطبان قرار دهند. گیمرها با در نظر گرفتن نکات مثبت و منفیای که توسط منتقدان نگاشته شده، دید کلی نسبت به بازی بدست آورده و برای خریدن یا نخریدن آن تصمیم گیری میکنند. حال برخی استودیوها به قدری از کار خود مطمئن هستند که هفتهها پیش از عرضه رسمی، بازی خود را برای منتقدان ارسال میکنند. حال هر چه زمان ارسال Review Copyبه زمان عرضه جهانی نزدیکتر باشد، یعنی سازندگان تلاش دارند نکات و معضلاتی را مخفی کنند که نشان میدهد بازی از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیست. این دقیقا کاری بود که سالها پیش بتسدا بدون هیچ دلیل قانع کنندهای انجام داد آن هم در حالی که بتسدا کمپانیای نیست که بازیهای افتضاح بسازد. توجیه آنان این بود که تجربه گیمرها و منتقدان باید یکسان باشد، همین موضوع باعث شد نقدهای بازیهای بتسدا بسیار سرسری و تند انجام شود و همین مزید بر علت شد تا بسیاری از نقاط قوت بازیها در نقد مورد اشاره قرار نگیرد.

زره خبر ساز


پرداختهای درون برنامهای امروز بخشی جداناپذیری از صنعت بازی هستند. با این حال شاید کمتر گیمر تازه کاری بداند که بتسدا پیش از راه اندازی فروشگاه Fallout 76 آن قیمت های مضحکش، تجربه دیگری در این زمینه داشته که حتی تا امروز هم به عنوان طنز میان گیمرها به کار می‌رود. بله در مورد زره اسب در Oblivion  صبحت می‌کنیم. یکی از خندهدارترین و صدالبته توهین آمیزترین DLCهای پولی که تاکنون برای بازیای عرضه شده بدون شک بسته الحاقی زره اسب برای Oblivion است که نه تنها هیچ تاثیری در سلامت اسب نمیگذاشت، بلکه در زیبایی بازی و کاراکتر هم بی تاثیر بود. در بازی افلاین چه کسی جز خود گیمر میتواند این زره را ببیند و از آن تعریف کند؟ پس چرا باید بابتش پول پرداخت کرد؟ آنهم برای چیزی که نه میتوان برایش پز داد یا استفاده کرد. امروز هم در بازیهای میتوان DLCهایی مانند زره اسب پیدا کرد اما مطمئنا تمامی گیمرها این بسته الحاقی را به عنوان گل سرسبد سرطان جدید بازیهای ویدئویی میشناسند.

شیردوشی به سبک بتسدا


وقتی بازی Elder Scrolls V: Skyrim  در سال 2011 به بازار عرضه شد، عملا با ویژگیها و جذابیتهای مختلفش توانست استانداردهای جدیدی در ژانر نقش آفرینی بوجود آورد. با این حال از آن سال تاکنون بتسدا روی هر پلتفرمی که به دستش رسیده، نسخهای از اسکایریم را پورت کرده حتی چندی پیش این بازی برای دستیار هوشمند Alexa هم منتشر شد. بتسدا به جای تلاش برای ساخت و توسعه قسمت جدید بازی، به قدری مشغول دوشیدن از گاو Skyrim است که با کمال وقاحت میگوید:«اگر میخواهید دیگر Skyrim پورت نکنیم، آن را نخرید.» بتسدا حاضر نیست قید اسکایریم را بزند و هیچ بعید نیست که تا چند وقت دیگر نسخه مخصوص گوشیهای هوشمند این بازی هم معرفی شود. بتسدا به جای صرف وقت برای ساخت بازی¬های جدید، به انتشار Skyrim پلتفرم‌های مختلف عادت کرده. به حدی که خود به این موضوع در تیزرهای تبلیغاتی معترف است. 


Fallout 76 همچنان در صدر

با این حال تمامی اقدامات تاریک و اشتباه بتسدا در گذشته، به هیچ عنوان قابل مقایسه با فاجعه Fallout 76 نیستند. بسیاری از طرفداران تنها ساعاتی پس از معرفی این بازی در نمایشگاه E3 2018 اعلام کردند به هیچ عنوان به موفقیت این بازی امید ندارند. مشکلات بازی تنها به باگ و گلیچ مربوط نبود، بتسدا اعلام کرده بود کاربران  PC باید این بازی را از فروشگاه بتسدا خریداری کنند، وقتی بازی در دسترس خریداران قرار گرفت، بسیاری از آنها با توجه عمق فاجعه بازی خواهان برگشت دادن پولهایشان شدند، خواستهای که بتسدا به هیچ وجه حاضر به انجامش نبود. باز هم مشکلات به همین جا ختم نشدند و بتسدا با عرضه نسخه Power Armor، بیش از هر زمانی خون طرفداران سری را به جوش آورد. بتسدا درست مانند فروشگاههای کلاهبردار انلاین که با ادرس و اطلاعات غلط محصولات خود را میفروشند، یک کیف نایلونی را به عنوان کیف کالکتور بازی برای خریداران ارسال کرد ان هم به این بهانه که مواداولیه لازم را در اختیار نداشته. در کمال تعجب مشخص شد بسیاری از استریمرها و افراد تاثیرگذار در صنعت گیم به صورت رایگان نسخه قابل قبول کیف را دریافت کرده بودند.  به نوعی باید گفت افرادی که هیچ پولی پرداخت نکرده بودند کیف باکیفیت دریافت کرده و افرادی که پول برای نسخه کالکتور پرداخته بودند، کیف نایلونی نصیبشان شد. اقدامی به شدت وقیحانه و زشت که پس از اعتراضات گسترده به عذرخواهی بتسدا و وعده تعویض آنها ختم شد. تمامی این اقدامات بتسدا کافی بود تا بسیاری از خریداران بازی از بتسدا به اتهام تبلیغات دروغین و فریب مخاطبان شکایت کنند. تصور میکنید اشتباهات بتسدا در اینجا تمام شد و داستان کیفها به خوبی و خوشی به پایان رسید؟ نه به هیچ وجه. خریداران نسخه کالکتور برای دریافت کیف جدید باید با مراجعه به سایت بتسدا، اطلاعات شخصی خود اعم از ادرس خانه و تلفن را ثبت میکردند، تا اینجای کار مشکلی نیست اما بتسدا دز انجام چنین کاری هم ناموفق ظاهر شد زیرا بازدیدکنندگان سایت تنها با چند کلیک میتوانستند اطلاعات کامل خریدارانی که اطلاعات خود را در سایت ثبت کرده بودند را ببینند. با این که این مشکل به سرعت رفع شد اما تاثیرش را بر پیکر خسته و زخمی بتسدا گذاشت اما این پایان کار داستان Fallout 76 نبود، بتسدا چندی پیش عنوان کرد با عرضه یک پچ قصد دارد مشکلات گرافیکی بازی را برطرف کند. باور کنید یا نه، با تمام این مشکلات گیمرهایی هستند که از Fallout 76 لذت می‌برند و این کاربران تصور می¬کردند با عرضه این پچ گرافیکی قرار است بسیاری از مشکلات فنی بازی برطرف شود اما با عرضه پچ مشخص شد نه تنها مشکلات برطرف نشده، بلکه چند ایراد دیگر هم به بازی افزوده شده. معضلات این بازی همچنان ادامه دارند و دامنگیر بتسدا شده‌اند، جوری که بنظر می¬رسد این کمپانی و بازی Fallout 76 دچار یک نفرین شده‌اند، شاید نفرینی از سوی استودیو Interplay

ادامه مطلب

تریلر

تیزر E3 بازی The Sinking City

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

منتظر بازگشت Crash Team Racing باشیم ؟

نظر سنجی جدید پلی‌استیشن از بازگشت دوباره کرش خبر می‌دهد 

منتشر شده

پس از موفقیت چشم گیر ریمستر سه گانه «کرش» (Crash Bandicoot N. Sane Trilogy) از گوشه و کنار اخباری مبنی بر احتمال ریمستر کردن Crash Team Racing به گوش می‌رسید. به نظر می‌رسد این اخبار و شایعات چندان هم بدون مبنا نبوده.
به تازگی شعبه آسیا پلی‌استیشن (PlayStation Asia) نظر سنجی را برای کاربران خود فرستاده که در این نظر سنجی نام Crash Team Racing هم به چشم می‌خورد.

در این نظر سنجی از مخاطبان سوال پرسیده شده که کدام از عناوین ذکر شده را بازی کرده‌اند. تمامی عناوین این فهرست اعم از : Uncharted ، The Evil Within ، Metal Gear Solid V ، God of War و حتی خود Crash Bandicoot N. Sane Trilogy ، بازی‌های PS4 هستند به جز Crash Team Racing که برای PS1 عرضه شده. 
با توجه به این‌که این نظر سنجی از طرف تیم پلی‌استیشن ارسال شده ، احتمال به واقعیت پیوستن آن زیاد است. مخصوصا حالا که اکتیویژن از موفقیت ریمسترهایش اطمینان حاصل کرده است. 

ادامه مطلب

خبر یک / نقد

نقد بازی Darksiders 3 ؛ بازی جذابی که مشکل هویت دارد

آیا Darksiders 3 موفق شده انتظارات دوستداران این سری را برآورده کند ؟


منتشر شده

بر اثر یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نشده هفت مهروموم از هم گسیخته و دنیا و انسان‌ها درگیر آخرالزمان شده و کره زمین به میدان نبرد بین شیاطین و فرشتگان تبدیل شده است. «War» که یکی از سواران آخرالزمان است فراخوانده شده و درست در وسط میدان جنگ بر روی کره زمین فرود می‌آید، اما کمی بعد توسط «شورای تعادل» فراخوانده شده و محکوم به آغاز جنگ و آخرالزمان پیش از موعد می‌شود. اما «وار» این جرم را رد کرده و ادعا می‌کند دست‌های پشت‌پرده‌ای وجود دارند و برای او پاپوش درست کرده‌اند. داستان سری بازی‌های «دارک‌سایدرز» از همینجا آغاز شد و ما در هر شماره از بازی با یکی از چهارسوار آخرالزمان همراه هستیم تا پرده از این راز عجیب برداریم. 

آنچه گذشت

در همین ابتدا باید اشاره‌ کنیم که نقد و بررسی‌ای که درحال خواندنش هستید مربوط به نسخه کنسولی است که تفاوت‌هایی از نظر تکنیکی با نسخه رایانه‌های شخصی دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم داشت. بعد از همراهی «وار» در شماره اول و برادرش «Death» در شماره دوم، حالا نوبت به خواهر آن‌ها یعنی «Fury» رسیده تا توسط شورا فراخوانده شود. وار در مقابل شورا به زنجیر کشیده شده و در انتظار محاکمه و اثبات بیگناهی‌اش است و «دث» که برای کمک به وار راهی سفر شده بود، بعد از اتفاقات شماره دوم ناپدید شده؛ برادر سوم هم که «Strife» نام دارد در مکانی نامعلوم مشغول انجام وظیفه است. شورا مسئولیتی را برعهده «فیوری» قرار می‌دهد تا تعادل را به جهان بازگرداند. این مسئولیت یافتن و مهروموم کردن هفت گناه کبیره است که اکنون بر روی کره زمین جولان می‌دهند. اما همانطور که انتظار می‌رود داستان به این سادگی‌ها نیست و در ادمه سوار ما درگیر ماجراهایی پیچیده‌تر از اتفاقاتی که در حال وقوع است، می‌شود. از نظر شخصیتی او سواری جدی و مطیع دستورات است و تنها برای انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌اش گذاشته‌اند قدم برمی‌دارد. حتی به بند کشیده شدن «وار» نیز هیچ تاثیری بر تصمیماتش ندارد که البته رفته رفته همه چیز تغییر می‌کند. هرچه به سمت انتهای بازی نزدیک شوید احساس اینکه با داستانی بسیار معمولی و بدون هیچ سوپرایزی طرف هستید به شما القا می‌شود اما کمی دیگر صبر کنید تا داستان پرده از چهره واقعی خود برداشته و رضایت را بر لبانتان طنین‌انداز کند. 


پیرو سرسخت سولز

سلاحی که «فیوری» در دست دارد یک زنجیر خاردار است که کاربردی مانند شلاق دارد. چیزی که قبلا مشابهش را در عنوان سوم از سه‌گانه شن‌های زمان در سری بازی‌های شاهزاده پارسی دیده بودیم. گیم‌پلی بازی از بسیاری از جهات بی‌شباهت به دو نسخه قبلی نیست اما تغییراتی هرچند کوچک و مهم نیز در بطن آن بچشم می‌خورد که از عناوینی که اکنون با سبک «سولز» شناخته می‌شوند به این بازی راه یافته است. بازی هنوز هم سبک H&S خود را حفظ کرده بسیار سخت‌تر شده است. دشمنان هیچ رحمی برایتان قائل نیستند و کافی است با کوچکترین اشتباهی و با چند ضربه کوچک به دیار باقی بشتابید. چیزی که در ابتدا بازیکنان قدیمی را آزار خواهد داد، نوع شروع مجدد یا چک‌پوینت بازی است. به سبک سولز و بون‌فایر، مکان‌هایی که وجود دارند که بعد از هربار مرگ، فیوری از آنجا زنده خواهد شد. این مکان‌ها در ابتدا بسیار کم هستند و با توجه به سختی بالایی که در مقابله با دشمنان به شما تحمیل می‌شود، ساعت‌های متوالی می‌تواند با اعصابتان به رقص و پایکوبی بپردازد. از طرف دیگر روح‌هایی که در بازی با کشتن دشمنان بدست خواهید آورد بعد از هربار مرگ، در محل مرگتان انتظارتان را خواهد کشید و باید دوباره آن‌ها جمع‌آوری کنید. اما مسئله‌ای که در این بین مضحک به نظر می‌رسد این است که اگر قبل از جمع‌آوری ‌آن‌ها دوباره بمیرید، روح‌ها از بین نمی‌روند و هنوز هم منتظرتان خواهند بود! سوال اینجاست اگر سازندگان این المان را از سری سولز گرفته‌اند، پس چرا پس از مرگ دوباره این روح‌ها از بین نمی‌روند؟ و اگر قرار نیست از بین بروند، در وهله اول اصلا چرا آن‌ها را از دست می‌دهید؟ سوال‌هایی از این قبیل در بخش‌های دیگر بازی هست که ذهنتان را درگیر خواهد کرد. جالب است اگر بدانید که سوار ما در این بازی اسب ندارد! آن هم اسبی که حتی برای معرفی‌اش، قبل از انتشار بازی تریلری منتشر کردند! به معنای ساده‌تر کاراکتر اصلی اسمش اسب سواری (Horsmen) است اما اسب ندارد، بگذریم...


فریم نفس‌تان را می‌گیرد

همانطور که گفته شد سیستم مبارزه هنوز هم هک‌انداسلش است. کمبو‌های بسیار زیادی که تقریبا بیشتر آن‌ها مورد استفاده قرار نخواهند گرفت نیز برایتان در نظر گرفته شده و با پیشروی در بازی و یافتن سلاح‌ها و قابلیت‌های جدید به تنوع آن‌ها افزوده می‌شود. مشکل اصلی‌ای که در حین بازی بسیار اعصاب خرد کن خواهد بود، نبود هیچ‌گونه المان دفاعی در گیم‌پلی است. «فیوری» تنها قادر است جاخالی بدهد و اگر این جاخالی در زمان مشخص و دقیقی انجام بگیرد، قادر خواهد بود ضربه‌ای سهمگین به دشمنان وارد کند. اما همینجا مشکلات ریز و درشت بازی خود را نشان می‌دهند. فرض کنید توسط پنج دشمن محاصره شده‌اید و برای فرار از ضربه اولین دشمن جاخالی می‌دهید، این کار هیچ تضمینی برای فرار از ضربه دشمن دوم ندارد و حتی اگر از دشمن دوم هم فرار کنید، ضربه دشمن سوم را حتما نوش جان خواهید کرد! حالا سختی و خالی شدن میزان سلامتی و دور بودن نقطه‌های ریسپاون (respawn) در اوایل بازی را هم در کنار آن قرار دهید تا رقص با اعصاب برایتان معنی شود! در ادامه و نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد مشکلاتی ‌است که در نسخه کنسول‌های خانگی با آن مواجه هستیم و تاثیر مستقیمی در زجر کشیدن بیشتر بازیکن از این مشکلات دارد. بازی از نظر تکنیکی به هیچ وجه آماده نشده و از همان بدو شروع بازی تا آخرین لحظه پایان افت فریم‌های وحشتناک شما را رها نخواهند کرد. این افت فریم‌ها به طرز خنده‌دار و عجیبی مانعی برای لذت بردن شما از بازی خواهند شد و حتی امکان دارد در میانه بازی آن را رها کنید. اغراق نکرده‌ام اگر بگویم فریم بازی در بعضی از مکان‌ها و در بین مبارزات به 10 یا 15 فریم برثانیه می‌رسد! همین افت در مبارزات باعث خواهد شد تا شما نتوانید به موقع ضربه دشمن را تشخیص داده و برای فرار از آن زمان‌بندی کنید. البته در لحظه‌ای که این نقد در حال نگارش است، بروزرسانی‌ای برای بازی منتشر شده که تا حدودی این مشکل را برطرف کرده و فریم بازی را حتی به بالاتر از 30 سوق می‌دهد؛ اما هنوز هم در اکثر مناطق با افت فریم دست و پنجه نرم خواهید کرد. 


کنترل در دستان شماست

بالاتر به سختی بالای اشاره کردیم. هرچه در بازی پیشرفت کنید توسط روح‌هایی که همان نقش واحد پولی را ایفا می‌کنند، می‌توانید ارتقا سطح دهید و قدرت و میزان سلامتیتان را بالا ببرید. بعد از گذشت از میانه‌های بازی، کم‌کم احساس خواهید کرد که بازی برایتان حالت تعادل پیدا کرده و راحت‌تر می‌توانید مبارزات را پیش ببرید. در کنار خود کاراکتر، می‌توانید سلاح‌هایتان را نیز ارتقا دهید و قدرت و قابلیت‌های جدیدی را به واسطه سنگ‌هایی که پیدا خواهید کرد، به آن‌ها اضافه کنید. با اینکه بازی با مشکلات شدیدی دست و چنجه نرم‌ می‌کند، اما باید بگویم که ناخودآگاه آن را ادامه داده و پیش خواهید برد، هرچند هراز چندگاهی فحش و ناسزایی هم نثار سازنده خواهید کرد! بازی همانطور که از داستان مشخص است، دارای هفت رئیس اصلی است که با توجه به محدودیتی که در تنوع گیم‌پلی شاهدش هستیم، همگی با یک روش خاص از پای در خواهند آمد. در کنار آن‌ها چندین رئیس فرعی و مخفی نیز برای گرفتن آیتم‌های مهم‌تر برایتان در نظر گرفته شده است. از نظر تنوع مراحل و محیط بازی در سطح خوبی قرار دارد. سنگ‌ها و آیتم‌های زیادی در جای‌جای محیط مخفی شده و انتظاراتان را می‌کشند. طراحی هنری بازی هنوز هم سعی دارد تا راه دو برادر قبلی خود را ادامه دهد و تاحدودی قابل قبول است، اما مشکلات تکنیکی همانطور که گفته شد ضربه اصلی را بر پیکره آن وارد می‌کند. بافت‌ها دیر بارگذاری می‌شوند و اگر هم بارگذاری شدند از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیستند. بار‌ها و بارها به علت بارگذاری محیطی که واردش می‌شوید ثانیه‌های خسته کننده‌ای را سپری خواهید کرد، و با هر چرخش دوربین متوجه گلیچ‌های گرافیکی و بهم ریختگی تصویر خواهید شد. مدل سازی دشمنان با اینکه از تنوع خوبی برخوردارند اما به هیچ وجه راضی کننده نیستند و کلیات گرافیک بازی حس بازی‌های نسل قبل را به شما منتقل خواهد کرد. تقریبا هیچ نکته مثبتی در این بخش وجود ندارد که دلمان به آن خوش باشد. شاید فقط بتوان گفت که طراحی رئیس‌های اصلی از نظر هنری در سطحی قابل قبول قرار دارند که البته مشابهشان را شاید در عناوین بسیاری دیده باشیم. 

سه قسمت گذشت ، این سوال همچنان باقی‌ست!

صداگذاری بازی نیز چیزخاصی برای ارائه ندارد، اما در عین حال مشکل خاصی هم با آن نخواهید داشت. صداپیشگی در سطح خوبی قرار دارد اما تشابه صدای دوبلورهای در بعضی موارد جای سوالی را در ذهن ایجاد می‌کند. برای مثال صدای «ولگریم» که در دو عنوان قبلی با او آشنا بودید، شباهت بسیار زیادی به صدای رئیس دوم داشته و صدای هر دوی این‌ها به طرز عجیبی با لحن و تن‌صدای جوکر از دنیای بتمن و البته «واچر» در قسمت اول  - که صداگذار هر دو شخصیت مارک همیل است - همخوانی دارد! 


کلام آخر

ساخت عنوان دارک‌سایدرز 3 با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بود. از تعطیلی و ورشکتی شرکت THQ و بسته شدن استودیوی Vigil Games گرفته تا پروسه ساخت بازی که مشکلاتی را برای سازندگانش ایجاد کرد. سازندگان مشخصا به علت از دست دادن بخشی از همکاران پیشین خود آنگونه که باید نتوانستند این بازی را توسعه دهند اما این دلیلی بر این نیست که چهارمین سوار ما نیز به همین سرنوشت دچار شود. بازی با اینکه از مشکلات عمیقی رنج می‌برد، اما شما را تا پایان همراهی خواهد کرد و بعد از اتمام و بواسطه داستان و اتفاقاتی در چنته دارد مرهمی بر زخم‌هایتان خواهد گذاشت. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این بازی برای ما ایرانیان استفاده از زبان فارسی در این عنوان است. دارک‌سایدرز 3 اولین بازی‌ای است که کاملا از زبان فارسی پشتیبانی می‌کند. هم منوها و هم زیرنویس فارسی هستند که به همین خاطر باید از سازنده و ناشر این بازی کمال تشکر را داشته باشیم. افسوس که این گزینه تنها برای کاربران PC قابل فعال سازی است ؛ حداقل تا این لحظه که اینطور بوده. در PC کاربران می‌توانند با انتخاب زبان فارسی از بازی لذت ببرند اما در نسخه کنسولی بازی تنها زبانی قابل استفاده است که کنسول شما از آن استفاده کند. با توجه به اینکه نه PS4 و نه Xbox One از فارسی پشتیبانی نمی‌کنند ، در نتیجه امکان انتخاب زبان فارسی وجود ندارد ؛ مگر این‌که در آینده آپدیتی برای بازی عرضه شده که بتوانید زبان را در منو خود بازی انتخاب کنید. امیدواریم بعد از بروزرسانی هایی که در آینده برای بازی منتشر خواهد شد مشکلات بازی کمتر شوند و لذت بازی را برای طرفداران و بخصوص کاربران کنسولی دوچندان کند؛ و البته با هم به امید هرچه بهتر شدن نسخه چهارم بازی خواهیم نشست. 

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات