سقوط آرمانشهر

کسری کریمی طار جمعه, 3 دی 1395 ساعت 20:56

تمامی گناهانت به خودت بازمی‌گردند
سقوط آرمانشهر




تمامی ما در ذهن و با توجه به روحیات و اخلاقیات خود یک آرمانشهر ساخته‌ایم؛ آرمانشهری که تصور می‌کنیم حل کننده تمام مشکلات و راه گشای چالش‌های نسل بشر خواهد بود. هرچقدر تصور آن وسوسه بر‌انگیز و جذاب است اما عملی ساختن آن تقریبا غیر ممکن خواهد بود. از رومی‌ها و یونانیان باستان تا نازی‌ها، کمونیست‌ها و حتی همین داعشی‌هایی که بیخ گوشمان جنایت می‌کنند، همه و همه در تلاش برای ساخت آرمانشهر رویایی خود بوده و در نهایت در مسیر تحقق آن شکست خورده‌اند. سه گانه «بایوشاک» (Bioshock) داستان دو آرمانشهر است: یکی در اعماق دریا و دیگری روی ابرها و از قضا هر دو برای رسیدن به یک هدف ساخته شده‌اند، سعادت نسل بشر اما در انتها مسیر قهقرا و سقوط  را پیمودند تا بر همگان مشخص گردد که حرص و آز انسان برای کسب قدرت و ثروت بیشتر، هیچگاه فروکش نخواهد کرد.

بسته رویایی

«بایوشاک» بازگشته است! اکنون که بازار ساخت ریمسترها داغ است، سازندگان «بایوشاک» نیز تصمیم گرفتند نسخه‌ای بهینه شده و کامل را منتشر کنند. حالا با پرداخت شصت دلار، می‌توانید صاحب سه بازی جذاب شوید که با وجود گذشت چند سال از زمان عرضه، هنوز هم یک سروگردن از بسیاری از عناوین این نسل بالاتر هستند. اما صبر کنید! محتویات این بسته محدود به سه بازی اصلی نیست. شما صاحب تمامی بسته های الحاقی عرضه شده برای این سه گانه نیز خواهید شد. بدون شک بسته دوم «مدفون در دریا» (Burial at Sea) که برای قسمت سوم عرضه شد، بیش از دیگر بسته‌های الحاقی می‌درخشد و خودش را نشان می‌دهد. از آنجایی که در این بسته می‌توانید به همراهی الیزابت به روزهای پیش از سقوط رپچر سفر کرده و تا حدودی شکوه اولیه این آرمانشهر دریایی را ببینید، اگر موفق به تجربه این سفر در نسل قبل نشدید، برای خرید سه گانه «بایوشاک» لحظه شماری خواهید کرد.

رستگاری در زیر دریا

قسمت اول «بایوشاک» یکی از معدود بازی‌هایی بود که در همان سکانس‌های اولیه شما را میخکوب می‌کرد و به حدی جذابیت‌های بصری و داستانی در دل خود داشت که حتی اگر از گیم پلی آن نیز خوشتان نمی‌آمد، مجاب می‌شدید تا به پایانش برسانید. صحنه ورود شخصیت اصلی به فانوس دریایی و گوش دادن به سخنان «اندرو رایان» پیرامون دلایل ساخت رپچر و پس از آن تماشای این شهر برای اولین‌بار، به قدری به یاد ماندنی بودند که اکنون پس از نه سال از عرضه قسمت اول، هنوز از ذهن طرفداران پاک نشده‌اند. قسمت اول «بایوشاک» را شاید بتوان از هر نظر بی‌نظیر و بی‌سابقه دانست. از بعد داستان که به آن نگاه کنیم، به راحتی می‌تواند با رمان‌های مشهور دنیا رقابت کند. در بعد گیم پلی نیز به کمک مایع آدام و مینی گیم‌های مختص به هک کردن دستگاه‌ها، عملا تافته جدا بافته‌ای نسبت به دیگر بازی‌ها بود. از نظر فضاسازی نیز همان نیم ساعت آغازین بازی و به خصوص سکانس ورود به یکی از ساختمان‌های رپچر که مصادف با نبرد خونین دو اسپلایسر بود، به تنهایی پرونده را مختومه می‌ساخت.

نسخه ریمستر شده گرافیک بازی و نورپردازی آن را ارتقا بخشیده است. با این حال در کمال تعجب، برخی از محیط‌های ریمستر شده، گرافیک پایین‌تری نسبت به نسخه اصلی دارند که به کیفیت نهایی صدمه می‌زند.

بازگشت به رپچر

قسمت دوم «بایوشاک» ده سال پس از فروپاشی رپچر و هشت سال پس از وقایع قسمت نخست به وقوع می‌پیوندد. با وجود تاثیرگذاری بی‌اندازه رپچر بر روح و روان گیمرها، باید اعتراف کرد که نسخه دوم تنها در زمینه گیم پلی موفق به رفع ایرادات اندک گذشته شده بود و چه از نظر داستانی و چه از نظر فضاسازی به هیچ عنوان با قسمت اول قابل مقایسه نبود. فضای رپچر دیگر برای گیمرها وهم آلود و غریب نبود و به نوعی آنها با این محیط آشنا شده و خو گرفته بودند.

اینبار بازیکنان کنترل یک «بیگ ددی» را بر عهده می‌گرفتند که به دنبال «لیتل سیستر» خود می گردد؛ لیتل سیستری به نام «النور» که توسط مادر اصلی خود یعنی «سوفیا لمب» زندانی شده بود. سوفیا جانشین اندرو رایان، رهبر شهر رپچر محسوب می‌شد، اما رفتارها و روحیات او صدوهشتاد درجه با رایان تفاوت داشت. رایان تاکید زیادی بر آزادی انسان ها از بند عقاید و ایدئولوژی‌ها داشت، اما سوفیا همانند یک دیکتاتور دیوانه بر رپچر حکمرانی می‌کرد. بر همین اساس عشق بیگ ددی داستان به النور می‌توانست به قیمت جانش تمام شود.

یکی از ایرادات بزرگ قسمت دوم این است که در طول داستان کمترین مانوری بر محیط و فضای رپچر نمی‌شود و همه چیز بر خلاف قسمت اول، بر محور داستان عشق بیگ ددی به لیتل سیستر خود می‌چرخد.

تبعید به آسمان‌ها

قسمت سوم بازی برخلاف دو نسخه قبلی نه در شهر دریایی رپچر، بلکه در شهر پرنده کلمبیا جریان داشت. مزدوری به نام «بوکر دوییت» برای صاف کردن بدهی خود به کلمبیا اعزام می‌شد تا دختری به نام «الیزابت» را یافته و به نیویورک ببرد. بوکر در کمال تعجب هنگام رسیدن به این شهر متوجه نکته عجیبی می‌شد و آن اینکه دیکتاتور شهر و نیروهایش از مدت‌ها پیش ورود بوکر را پیش بینی کرده و به او لقب «چوپان دروغین» (False Shepard) را داده‌اند. برخلاف قسمت اول که سکانس‌های اولیه آن گیمرها را مجاب به ادامه می‌کند، در «بایوشاک بیکران» (Bioshock Infinite) بازی تازه از لحظه آشنایی بوکر و الیزابت شروع و هر لحظه بر جذابیت آن افزوده می‌شود. برخلاف داستان نه چندان دلچسب قسمت دوم، داستان «بیکران» به قدری گیرا و شگفت انگیز است که حتی می‌تواند اندرو رایان و رپچر را نیز شکست دهد. گیم پلی بازی نیز در این قسمت عملا بی‌نقص طراحی شده و قابلیت باز کردن دروازه‌ها توسط الیزابت یکی از مکانیسم‌های جذاب و جالب توجه این قسمت است.

آنچه باقی می‌ماند

در پایان باید بگوییم با اینکه گرافیک نسخه ریمسترشده در بعضی از محیط‌ها تقاوتی با نسخه اصلی ندارد، اما بدون شک گیم پلی و داستان سه قسمت به حدی زیبا از آب درآمده‌اند که کمتر کسی به ارتقای گرافیکی اهمیت می‌دهد. «بایوشاک کالکشن» معامله خوبی است که در ازای پرداخت پول بابت یک بازی، صاحب سه شاهکار همراه با تمامی بسته‌های الحاقی آن‌ها می‌شوید.

نمره: 4 ستاره

مطالب مشابه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
Parse error: syntax error, unexpected 'version' (T_STRING) in /home/iartir/domains/baziart.ir/public_html/engine/modules/main.php(553) : eval()'d code on line 1