با ما همراه باشید

از چهار گوشه جهان

درس بزرگ نینتندو

چگونه 3DS بستر موفقیت سوییچ را فراهم کرد

منتشر شده

وقتی سونی خبر از توقف تولید پلی‌استیشن ویتا داد، بسیاری از تحلیلگران با اطمینان مرگ کنسول‌های همراه را اعلام کردند. فراگیر شدن تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها بزرگترین ضربه را بر پیکر این محصولات زدند و به نظر می‌رسید که 3DS و ویتا آخرین میراث کنسول‌های قابل حمل باشند؛ اما نینتندو با محصول جدیدش تمامی محاسبات را برهم زد. سوییچ کنسول دوگانه (هیبرید) نینتندو اولین ساخته‌ این کمپانی ژاپنی بود که بر اساس یک هدف بزرگ بنا شد: ساخت بازی‌های با کیفیت کنسول‌های خانگی برای محصولی قابل حمل (Handheld). نینتندو که در سال 1989 با گیم بوی کنسول‌های همراه را وارد صنعت بازی کرده بود، با سوییچ توانست برای نخستین مرزهای بین کنسول‌های خانگی و کنسول‌های قابل حمل را به کمترین میزان ممکن برساند. فروش بالای سوییچ باعث شد تا پس از سال‌ها یک محصول قابل حمل منحصر به فرد بتواند جلوی تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها ایستادگی کند ؛ موضوعی که تقریبا هیچ کدام از تحلیل‌گران مشهور دنیای فناوری انتظار آن را نداشتند.

ابزار هوشمند علیه سامورایی‌ها

«ساتورو ایواتا» فقید ، مدیر عامل اسبق نینتندو از موفق ترین مدیران ژاپنی صنعت بازی بود که طی نسل هفتم کنسول‌های بازی موفق شد نینتندو را به روزهای اوجش بازگرداند. Wii با فروش 101 میلیون نسخه‌ای فاتح نبرد کنسول‌های خانگی شد و کنسول همراه DS هم با فروش 154 میلیون نسخه‌ای پرفروش ‌ترین کنسول قابل حمل تاریخ  نام گرفت. ایواتا  آن‌قدر مسرور این موفقیت شده بود که متوجه تغییرات پیرامونش نشد. همزمان با رشد شرکت ژاپنی در صنعت بازی ، اپل بدون ورود مستقیم به جمع شرکت‌های سازنده کنسول توانست با اپ استور به بزرگترین عرضه کننده بازی‌های ویدیویی تبدیل شود. تقریبا سه سال قبل از ظهور آیفون بود که هر دو کنسول DS و PSP در یک بازه زمانی کوتاه نسبت به هم عرضه شدند. PSP با اینکه محبوبیت بسیار کم تری نسبت به DS داشت اما به لطف شرایط متفاوت بازار آن دوره ، فروش 82 میلیون نسخه‌ای را تجربه کرد. اوج فروش هر دو محصول طی بازه‌‌ای شش ساله (2004 الی 2010) بود و مدیران هر دو شرکت فکر می‌کردند جانشینان این دو کنسول قطعا با موفقیت جا پای برادران بزرگ خود خواهند گذاشت ، در صورتی که نه 3DS و نه PS Vita نتوانستند به گرد پای آن‌ها برسند؛ به چه دلیل؟ ظهور ابزار هوشمند. آی‌فون اواسط سال 2007 روانه بازار شد و iPad هم اوایل سال 2010 در اختیار مخاطبان قرار گرفت. اپل خواسته و ناخواسته با این دو محصول  ضرری جبران ناپذیر به کسب و کار نینتندو و سونی وارد کرد طوری که آمارها نشان می‌دهند افت فروش کنسول‌های همراه از اواخر سال 2010 و اوایل سال 2011 کاملا مشهود بوده است. 

چرا کنسول‌های همراه شکست خوردند

یکی از دلایل اصلی شکست 3DS و ویتا نگرش غلط مدیران به بازاری بود که از جانب بازیگران بزرگ دنیای فناوری دچار تغییر و تحولات شده بود. همه گیر شدن ابزار هوشمند از یک سو و تمایل بسیاری از بازیسازان برای عرضه عناوین خود روی «اپ استور» و «گوگل پلی» از سوی دیگر باعث شد تا نینتندو و سونی خود را در وضعیتی دشوار پیدا کنند. یکی دیگر از مشکلات هدف گذاری اشتباه بود. نینتندو بیشتر روی کنترل متفاوت، نمایشگر سه بعدی بدون عینک، بازی‌های انحصاری مثل ماریو و عناوین نقش‌آفرینی ژاپنی تمرکز کرد. سیاستی که در نهایت باعث شد تا 3DS به فروش 68 میلیون نسخه‌ای برسد که هرچند در مقایسه با DS بسیار نا امیدکننده است اما همچنان محصولی موفق نامیده می‌شود. در طرف مقابل سونی می‌خواست کمی از ماهیت کنسول همراه فاصله بگیرد و ویتا را شبیه به کنسولی خانگی بسازد. برای همین طراحی ویتا بیشتر به نمونه کوچک‌تر کنترلر پلی‌استیشن بعلاوه یک صفحه نمایش شباهت داشت. همین سیاست حسابی به ضرر سونی تمام شد زیرا در آن مقطع (ویتا در سال 2011 وارد بازار شد ) کمتر سازنده‌ای حاضر می‌شد تا قید بازی‌های موبایلی را زده و روی ویتا تمرکز کند. از آن بدتر اینکه ویتا می‌خواست کنسولی قدرتمند باشد و ساخت بازی با کیفیتی برای کنسول همراه باعث می‌شد تا سازندگان مجبور شوند برای استفاده کامل از سخت افزار کنسول میلیون‌ها دلار هزینه کنند. موضوعی که باعث فروش ویتا بسیار پایین‌تر از سطح انتظارات باشد و فروش این کنسول طی شش سالتنها به 15 میلیون نسخه برسد!

اژدها وارد می‌شود



سوهی یوشیدا مدیر استودیوهای بازیسازی سونی سال گذشته طی مصاحبه‌ای اعلام کرد آن‌ها دیگر علاقه‌ای به کسب و کار کنسول‌های همراه ندارند و با وجود ابزار هوشمند نمی‌توان به این بازار تکیه کرد. حرف یوشیدا درست بود. ابزار هوشمند هم ارزان قیمت تر هستند و هم بازیسازی برای آن‌ها بسیار راحت تر است اما این مدیر ژاپنی حساب یک چیز را نکرده بود : سوییچ ! نیننتندو که از شکست Wii U و نمایش نه چندان قابل قبول 3DS حسابی ناراحت بود  روی ایده‌ای جدید سرمایه‌گذاری کرد. ایواتا و همکارانش به این فکر افتادند که وقت آن رسیده به جای دو کنسول ، روی یک کنسول تمرکز کند ؛ کنسولی دوگانه که بتواند طرفداران دو قشر را راضی نگه دارد. رسیدن به این هدف بسیار سخت بود اما مسئولان نینتندو دقیقا می‌دانستند به دنبال چه چیزی هستند و برای این کار باید از چه ابزاری استفاده کنند. ویژگی اصلی کنسول این بود که مخاطبان می‌توانستند به هر شکلی از آن کار بکشند. در قالب کنسولی همراه ، در قالب کنسولی خانگی و حتی در قالب محصولی که بتواند کاربران اعم از گیمر و غیرگیمر را دور یکدیگر جمع کند. نینتندو برای این کار نه تنها شرایط بازار را در نظر گرفت بلکه از نقطه قوت اصلی خودش یعنی نوآوری استفاده کرد. وقتی سوییچ برای نخستین بار معرفی شد ، کاربران سراسر جهان از دیدن محصول جدید نینتندو شگفت زده شدند. کار به جایی رسید که در کمتر از یک هفته رکورد بازدید صفحه نینتندو در یوتیوب شکسته شد. این روند ادامه داشت و ماجرا تا جایی پیش رفت که تاتسومی کیمیشیما مدیرعامل نینتندو و جایگزین ایواتا مدتی پس از عرضه سوییچ اعلام کرد که فروش این کنسول بسیار فراتر از سطح انتظارات بوده طوری که شرکتش با کمبود سوییچ روبرو شده است. 

غوغا در سرزمین آفتاب

بزرگترین برگ برنده سوییچ ، بازار ژاپن بوده ؛ بازاری که عمده مخاطبانش دوستداران محصولات همراه هستند. جالب است بدانید که بهترین بازار برای هر دو کنسول ویتا و 3DS این کشور بوده. بر اساس آمار ، سوییچ در هر زمینه‌ای تا اینجای بهتر از پلی‌استیشن 4 عمل کرده است. به طور مثال سوییچ طی هفته نخست در ژاپن فروشی 329 هزار نسخه‌ای داشته که کمی بیشتر از فروش 309 هزار نسخه‌ای پلی‌استیشن 4 بوده. نینتندو برای رسیدن به فروش 1 میلیون نسخه‌ای سوییچ در ژاپن تنها 19 هفته صبر کرد ؛ در حالی که سونی برای رسیدن به چنین آماری برای پلی‌استیشن 4 مجبور شد 49 هفته صبر کند. قدرت‌نمایی سوییچ به ژاپن محدود نشده و چندین ماه است که فروشش از پلی‌استیشن 4 و ایکس باکس وان در آمریکا جلو زده است. در حال حاضر و بر اساس آخرین آمار که مربوط به اواسط مرداد ماه است فروش سوییچ به بیش از 4.7 میلیون نسخه و فروش نرم افزاری آن به 13.6 میلیون نسخه رسیده. علاوه بر طراحی منحصر به سوییچ که باعث شده کاربران برای نخستین بار تجربه بازی‌های کنسول‌های خانگی و درجه یک (AAA) را روی محصولی قابل حمل داشته باشند. نباید هم فراموش کنیم سیاست درست نینتندو در قبال سازندگان کوچک و بزرگ سبب شده در حال حاضر سوییچ تنها محصول همراه جهان باشد که کاربران با خرید آن می‌توانند هم بازی‌های انحصاری نینتندو مثل ماریو ، زلدا را تجربه کنند و هم بازیسازان مستقل عناوینی مثل Cave Story ،Owlboy برایش بازی بسازن. حتی کمپانی بتسدا هم برایش Doom و ولفنشتاین را عرضه کند که هر دو شوترهایی مخصوص گیمرهای حرفه‌ای است. حقیقت این است که نینتندو با سوییچ موفق شده رویای دیرینه بسیاری از گیمرها را جامه عمل بپوشاند 

آینده درخشان

عملکرد قدرتمندانه سوییچ باعث شده تا کنسول‌های همراه که به روزهای آخر خودشان نزدیک شده اند بار دیگر به میدان رقابت بازگردند. به طور مثال از گوشه و کنار خبر می‌رسد شرکت Razer که از بزرگترین تولیدکنندگان لوازم جانبی کنسول‌های بازی و لپ‌تاپ مخصوص گیم است ؛ مشغول ساخت یک کنسول همراه با معماری رایانه‌های شخصی است. البته Razer پیش از این محصولی همچون Edge را درست کرده که تا حدی شبیه به سوییچ است با این تفاوت که بازی‌های کامپیوترهای شخصی روی آن اجرا می‌شود. البته Razer تنها رقیب نینتندو در این کسب و کار نیست  و پیش از این هم مایکروسافت قصد داشت نمونه همراه کنسول ایکس باکس را در چندین مقطع روانه بازار کند اما هر بار به دلایلی از این امر صرف نظر کرد. با این حال تجربه ثابت کرده مایکروسافت همیشه مقلد خوبی در صنعت بازی بوده و اصلا بعید نیست در آینده‌ای نزدیک کار روی ساخت محصولی همراه را آغاز کند. البته همه این اما و اگرها به عملکرد بلند مدت سوییچ در بازار و استراتژی نینتندو در این مدت بازمی‌گردد.



ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود

از چهار گوشه جهان

مولتی‌پلیر ؛ آفت یا موهبت ؟

آیا بازی‌های چندنفره در حال بلعیدن صنعت بازی هستند ؟

منتشر شده

وقتی به آمار کاربران بازی‌های شوتر اول شخص و بخش چند نفره‌ آن‌ها نگاه می‌اندازیم، به راحتی متوجه می‌شویم که بازی‌های شوتر اول شخص داستان محور هیچ گاه تا این اندازه در معرض سقوط و انقراض نبوده‌اند. با گسترش اینترنت و پدیده‌ای به نام Loot Box، هر روز سازندگان بیشتری ترغیب می‌شوند که بیخیال داستان و سناریو شده و تنها به ساخت یک شوتر چند نفره بسنده کنند و یا این که با طراحی یک بخش داستانی آبکی، سروته قضیه را هم آورده و ادعا کنند بازیشان صاحب بخش داستانی و چند نفره پرعمق و درگیر کننده است. برای خالی نبودن عریضه هم چندین پایان برای بازی خود دست و پا کنند. به عنوان مثال در پایان اول شاهد قطع شدن پای کاراکتر خواهیم بود و در پایان دوم قطع شدن دستان کاراکتر ! شوخی را که کنار بگذاریم  ، عرضه و موفقیت عنوانی مانند Destiny  به خوبی گویای این موضوع است. وقتی کمپانیActivision  عنوانی ناقص از نظر داستانی را به بازار عرضه می‌کند و حتی با وجود نمرات نسبتا پایین منتقدان، گیمرهای زیادی علاوه بر نسخه اصلی، تمامی بسته‌های الحاقی آن را خریداری می‌نمایند. تاحدودی روشن است که سازندگان در چه صورتی قادر به درآمدزایی هنگفت هستند. کیفیت مراحل داستانی در Destiny به نسبت شوترهای کلاسیک دست کمی از فاجعه نداشتند و تقریبا تمامی بازیکنان ترجیح می‌دهند از تیراندازی بی‌نظیر و Raidهایی که در گوشه و کنار نقشه وجود دارند، در کنار دوستان و دیگر بازیکنان لذت ببرند.

بخش‌های اضافه

یکی دیگر از مشکلات اساسی Destiny موضوع جوایزی (Loot)  است که پس از پایان هر مرحله یا کشتن باس‌ها به بازیکنان تعلق می‌گیرد. این جوایز به قدری احمقانه و ناچیز هستند که بازیکنان ناخواسته جذب خرید Loot  Box  از فروشگاه‌های بازی می‌شوند. در حالی که گنجاندن این جایزه‌های پولی در بخش چندنفره کاری بس آسان است، در بخش داستانی به همین راحتی نمی‌توان آن‌ها را افزود. لذا بسیاری از سازندگان به هرنحوی تلاش می‌کنند یک بخش چندنفره هم به بازی بیافزایند تا از هیچ فرصت درآمدزایی غافل نشوند. یکی از خنده‌دار ترین نمونه‌ها، بازی Dragon Age:Inqusition  است که سازندگان برای آن بخش چند نفره هم ساخته بودند. بخش چنده نفره‌ای که پس از دقایقی تجربه با آن خداحافظی می‌کردید. با این حال EA  به این بخش هم رحم نکرده بود و پرداخت‌های درون برنامه‌ای برای قدرتمند ساختن کاراکترها تعبیه کرده بود و حتی از این راه پول نسبتا خوبی به جیب زد.

در سوی دیگر عنوانی مانند Overwatch با تمام جذابیت‌هایی که دارد و نمی‌توان منکر آن‌ها شد، فاقد بخش داستانی است و سازندگان ترجیح داده‌اند داستان بازی و سرگذشت هرکدام از کاراکترها را از طریق کمیک و انیمشین روایت کنند. هیچ شکی نیست که Blizzard به بهترین شکل ممکن از پس کار خود برآمده و در شایستگی این عنوان در دریافت جایزه بهترین بازی سال هم نمی‌توان تردید کرد.با این حال هر استودیویی بلیزارد  نیست که با دقت و مهارت تمام بازی بسازد. کمپانی‌های تشنه پول مانند اکتیویژن و Ubisoft از هیچ فرصتی برای پول درآوردن غافل نمی‌شوند و احتمال این که تلاش کنند در آینده بیش از پیش بازی‌های این چنینی بسازند بسیار بالاست. بازی‌هایی که ساخت آن‌ها تنها موجب ضربه خوردن عناوین داستان محور می‌گردد.

Bethesda ، پرچمدار شوترهای تک‌نفره

خوشبختانه هنوز هم ناشرانی هستند که سعی در راضی کردن دوستداران بازی‌های تک نفره هستند ؛ ناشرانی مثل Bethesda که حتی حاضر نشد بخش چند نفره را به Wolfenestein 2 اضافه کند تا مبادا کیفیت بازی کاهش پیدا کند.اگر بگوییم تنها Bethesda  تنها ناشری بوده که در طول این سال‌ها برای ساخت بخش‌های چندنفره و آنلاین به قیمت نابودی بازی‌های خود تحریک نشده، بیراه نگفته‌ایم. حتی اکنون که در سال 2017 به  سر می‌بریم و دسترسی به اینترنت پرسرعت در بیشتر خانه‌ها مهیا است، بازهم بتسدا ترجیح می‌دهد تمام هزینه و وقت خود را صرف پرورش بخش داستانی و گیم پلی کند و ساخت نسخه آنلاین Elder Scrolls  را به استودیو Online Zenimax بسپارد. با این که حرف و حدیث‌های زیادی در رابطه با پرداخت‌های درون برنامه‌ای این بازی وجود دارد، بتسدا ترجیح داده عناوین اصلی خود را بدون بخش چند نفره بسازد تا این که با گنجاندن یک بخش چندنفره و فروش Loot Box به بازیکنان درآمدزایی کند. آن هم با وجود این‌که سری  Wolfenestein از پتانسیل بالایی برای ساخت بخش چند نفره برای گیمرهای نسل جدید برخوردار است.

حذف آرام بخش داستانی و تک نفره از بازی‌های شوتر تنها نکته نگران کننده در صنعت بازی نیست و موضوع دیگری که کل این صنعت را تهدید می‌کند. پدیده‌ای به نام Loot Box  یا پرداخت‌های درون برنامه‌ای است. به این صورت که بازی به قدری در اهدای جوایز و آزاد کردن تجهیزات جدید برای بازیکنان خساست به خرج می‌دهد که آن‌ها ترجیح می‌دهند با پرداخت پول واقعی راه خود را برای پایان رساندن داستان یا غلبه بر دوستان در بخش چند نفره هموار کنند. این پول می‌تواند برای خرید ارتش ارک  در Shadow of War هزینه شود و یا برای دستیابی به رنگ اسلحه در Counter Strike.

مرحله خطرناک

آخرین باری که سری Battlefield  یا Call of Duty را برای بخش داستانی خریداری کردید چند سال پیش بود؟ سال‌ها از عرضه Bad Company  و ModernWarfare با داستان‌های جذابشان می‌گذرد. EA  و  Activision  در طول این چند سال ترجیح دادند بیش از هرچیز بربخش چند نفره این عناوین تمرکز کنند تا پرورش بخش های داستانی به یاد ماندنی. این رویه موجب شد تا کمپانی Ubisoft نیز به ساخت بازی‌های تمام آنلاین مانند Divisionروی بیاورد. عنوانی که کسی برای بخش داستانی‌اش تره هم خرد نمی‌کند. Rainbow Six:Siege نیز از همین فرمول پیروی کرد و سازندگان ترجیح دادند تمام تمرکز خود را معطوف بخش آنلاین آن کنند . بخش داستانی عملا از بازی حذف شود. آن هم با وجودی که قبل از Siege قرار بر ساخت Rainbow Six: Patriots بود که عنوانی داستان محور محسوب می‌شد.

در نهایت باید گفت صنعت بازی در مرحله خطرناکی قرار دارد و سود هنگفتی که کمپانی‌ها از بازی‌هایی مانند Destiny، Elder scrolls:online و  R6:Siege به دست آوردند. ممکن است بدعت جدیدی را پایه گذاری کند که نه تنها موجب نابودی آرام شوترهای داستان محور شود، بلکه سازندگان را تشویق به ساخت و عرضه عناوین ناقص کند. نواقصی که تنها با پرداخت‌های درون برنامه‌ای و خرید بسته‌های الحاقی قابل جبران خواهند بود.



ادامه مطلب

تریلر

تیزر E3 بازی The Sinking City

منتشر شده

ادامه مطلب

خبر یک / اخبار

آیا Final Fantasy VII Remake برای ایکس باکس وان عرضه می‌شود ؟

محبوب‌ترین JRPG پلی‌استیشن برای ایکس باکس هم عرضه می‌شود 

منتشر شده

معرفی  6 قسمت از سری «فاینال فانتزی» (Final Fantasy) برای کنسول سوییچ باعث خوشحالی طرفداران نینتندو شد که سال‌هاست منتظر بازگشت این مجموعه محبوب به زادگاه اصلی خود بودند. با این حال خبر جالب در مورد سری فاینال فانتزی چند ساعت پس از استریم نینتندو دایرکت منتشر شد. تمامی این6 قسمت برای کنسول ایکس باکس وان هم منتشر خواهند شد. 

این 6 قسمت شامل Final Fantasy 9 ، Final Fantasy 10/10-2 HD Remaster ، World of Final Fantasy ،Final Fantasy 15: Pocket Edition ، Final Fantasy 12: The Zodiac Age و از همه مهم‌تر Final Fantasy 7 می‌شوند. این اولین بار است که کنسولی به جز پلی‌استیشن میزبان این تعداد فاینال فانتزی می‌شود. جالب این‌که به جز Final Fantasy 15: Pocket Edition ، تمامی این عناوین در انحصاری کنسول پلی‌استیشن بودند. 

نکته جالب‌تر اما عرضه Final Fantasy 7 برای کنسول ایکس باکس وان است. محبوب‌ترین قسمت سری فاینال فانتزی که بیش از دو دهه پیش برای پلی‌استیشن 1 عرضه شد و یکی از عواملی بود که پلی‌استیشن نبرد کنسول‌ها را طی نسل پنجم به نفع خود خاتمه داد. 

در حال حاضر اسکوئر انیکس مشغول ساخت نسخه بازسازی فاینال فانتزی 7 با نام Final Fantasy VII Remake که قرار است به صورت انحصاری برای پلی‌استیشن 4 عرضه شود. با این حال عرضه نسخه اصلی برای ایکس باکس وان باعث شده تا بسیاری از تحلیل‌گران گمان کنند هدف اسکوئر از این کار عرضه نسخه بازیسازی برای ایکس باکس وان خواهد بود.

اسکوئر اوایل 2019 بازی Kingdom Hearts 3 را برایPS4  و Xbox One عرضه خواهد کرد که این سری از قضا برای سال‌ها انحصاری پلی‌استیشن بود. با توجه به پیشینه اسکوئر انیکس و عرضه Nier: Automata برای کنسول مایکروسافت اصلا بعید نیست که Final Fantasy VII Remake انحصار زمانی PS4 باشد و پس از مدتی نسخه Xbox One آن در اختیار مخاطبان قرار بگیرد. 

ادامه مطلب

تیتر یک / نقد

نقد و بررسی Soulcalibur 6

بازگشت موفقیت آمیز یکی از قدیمی‌ترین عناوین فایتینگ

منتشر شده

بعد از 6 سال شاهد انتشار نسخه جدیدی از سری «سول کالیبر» (Soulcalibur) هستیم. این بازی که در مراسم Game Awards 2017معرفی شد دوباره تب و تاب طرفداران را برانگیخت. این مجموعه همیشه به خاطر سبک خاصش که مبتنی بر استفاده از سلاح است مخاطبین خاص خود را دارد و میتوان گفت توانسته محبوبیت خود را طی این 23 سال در بین طرفدارانش حفظ کند. سول کالیبر 6 بازگشته تا ثابت کند بعد از دو دهه همچنان حرفی برای گفتن دارد. قرار است مجددا وقایع شماره اول را با روایتی متفاوت مرور کنیم. مقدمه ای از داستان توسط راوی همیشگی سری شرح داده میشود.

آغاز شکوهمند

Cervantes شمشیر اهریمنی Soul Edge را یافته و قدرت آن را در قالب دو سلاح در اختیار گرفته است. او که دیوانگی سرتاپایش را فرا گرفته، با نیروی شیطانی آن دنیا را به آشوب کشیده و همه جویندگان شمشیر را از دم تیغ میگذراند. در این هنگام از سوی الهه آهنگری یونان یعنی Hephaestus دختری به نام Sophitia به مبارزه با او فرستاده میشود. در این نبرد تن به تن یکی ار شمشیرهای شیطانی متلاشی میشود اما تکه ای از شمشیر خرد شده، وارد بدن Sophitia میشود و او را تا مرز مرگ پیش میبرد. در حالی که Sophitia دیگر رمقی برای ادامه پیکار ندارد، Cervantes فرصت را غنیمت شمرده و درصدد وارد کردن ضربه نهایی به او میشود، در حالی که همه چیز تمام شده به نظر میرسد یکی از نینجاهای شکارچی به نام Taki از راه میرسد و به داستان Cervantes پایان میدهد. اما این پایان کار نبود؛ زیرا هنوز یکی از شمشیرها باقی مانده است. در ادامه شمشیر شیطانی قربانی دیگری را به سوی خود طلب میکند.Siegfried  شوالیه‌ای که به خاطر مرگ پدش ذهنی آشفته دارد؛ برای انتقام خون او بدون توجه به عواقب کاری که انجام میدهد شمشیر Soul edge را برمیدارد تا اراده وحشتناک شمشیر از او موجودی به نام Nightmare بوجود آورد که هدفی جز برآوردن خواسته‌های Soul Edge ندارد. پس تاریخ دوباره تکرار میشود و دنیا مجددا برای آشوبی جدید آماده میشود. 

اشارات فرا متن

نکته جالبی که در مورد داستان سول کالیبر میتوان به آن اشاره کرد این است که علی رغم اینکه بازی در یک دنیای کاملا ساختگی و انحصاری در حال جریان است اما از شخصیت های دنیاهای ساختگی دیگر نیز استفاده کرده است. به عنوان مثال Hephaestus که سوفیتیا تحت حفاظت اوست یکی از خدایان یونان باستان است. یا مثلا در هنگام تاریخ نگاری، اعداد بیانگر سال های بعد از میلاد مسیح هستند. و از همه مهمتر یوشیمیتسو که جزو شخصیت های تکن محسوب میشود با همان نام و همان کلن در این سری حضور دارد. به عبارتی شاید سول کالیبر یک دنیای مخصوص به خودش داشته باشد اما هیچگاه خودش را جدای از دنیایی که میشناسیم نمیداند.

انتظاری که کامل برآورده نشد

بازی از دو زاویه متفاوت داستان را نقل میکند. Soul Chronicle علاوه بر روایت اتفاقات بین سال های 1583 و 1590 است، بخش داستانی هر شخصیت را در خود جای داده است و Libra of Souls که به شما اجازه میدهد با ساختن یک شخصیت دلخواه، قدم در دنیای سول کالیبر گذاشته و سرنوشت او را که ناخواسته به داستان بازی گره خورده است به نحو مطلوب رقم بزنید. شمشیر Soul Edge که بعد از یافتن قربانی جدیدش بذر شرارت را در دنیا گسترش داده است این بار روح شما را طالب است. پس اگر میخواهید زنده بمانید باید به توصیه های Zasalamel گوش دهید تا از مرگ حتمی نجات پیدا کنید. در این راه نیز با شخصیت های اصلی و فرعی داستان روبرو خواهید شد. داستان در هر دو بخش بیشتر توسط تصاویری از پیش تعیین شده روایت میشود و دیالوگ ها نیز به هنگام پخش این تصاویر ردوبدل میشوند. کاش سازندگان وقت بیشتری را پای انتقال هرچه بهتر داستان میگذاشتند و ادعاهای قبل از انتشار بازی را که مبتنی بر "تمرکز بر روی بخش داستانی" بود جامه عمل میپوشانند. متاسفانه نحوه بد و گاها کسل کننده چنین روایت داستانی، باعث میشود تا خیلی از اتفاقات بازی برایتان بی روح و گنگ تلقی شده و برای فهم بهتر اتفاقات رخ داده در صدد تکرار ماموریت ها شوید.

Libra of Souls ماموریت های زیادی را در خود جای داده است که ساعت ها شما را سرگرم خواهند کرد. میتوانید با انجام این ماموریت ها سطح خود را بالاتر برده و سلاح ها و آیتم های جدید و بهتری را در اختیار بگیرید. اگرچه این ماموریت ها در یک حساب سرانگشتی تقریبا مشابه هم هستند اما در روزهایی که حتی عناوین های نقش آفرینی از مشکل کیفیت و تنوع ماموریت ها رنج میبرند نباید در یک بازی فایتینگ حساسیت بیشتری نشان بدهیم. با پیشروی در این بخش، قسمت های قفل موزه به مرور باز خواهند شد و شما خواهید توانست اطلاعات و تصاویر باارزشی را از دنیای سول کالیبر در اختیار داشته باشید.

هنر جنگ

اگر در زمره افرادی قرار دارید که برای اولین بار قدم در دنیای این بازی میگذارید باید بدانید که این مجموعه همیشه قواعد خاصی در مبارزات فایتینگ داشته است. این جمله بدان معنی نیست که با یک عنوان پیچیده سروکار دارید، اتفاقا برعکس؛ سری سول کالیبر همیشه یکی از عناوینی بوده است که در زمان کمتری مخاطب با آن ارتباط برقرار کرده‌اند. همان گیم پلی روان و نرم اینجا هم به قوت خود باقی مانده است. به طور خلاصه میتوان گفت سه نوع دکمه اصلی برای حمله کردن در اختیار دارید که ضربات را به سه دسته افقی، عمودی و لگد تقسیم میکند؛ هر یک از آنها نیز به سه نوع ضربات از بالا، ضربات از پایین و ضربات مستقیم تقسیم میشوند. بقیه ضربات شما ترکیبی از همین سه دکمه هستند که تنوع مثال زدنی را به حرکات شما میدهند. دفاع کردن نیز دکمه اختصاصی دیگری دارد و برخلاف برخی از عناوین دوبعدی که بایستی جهت مخالف را برای این کار فشار دهیم، تنها با نگه داشتن دکمه مربوطه و انجام میپذیرد؛ تنها کار پیچیده ای که باید انجام دهید این است که جهت ضربه را تشخیص دهید. شاید در نگاه اول دفاع کردن کار دشواری به نظر نرسد، اما به خاطر ضربات گول زننده و سریعی که شخصیت ها در اختیار دارند ممکن است شما را در انجام همین کار به ظاهر ساده با خطا مواجه کنند. از طرفی سرعت بالایی که یکسری از آنها دارند باعث میشود تا عملا تمرکز شما در تشخیص نوع ضربات مختل شود. در نهایت به لطف قابلیت  Break Attack دفاع مطلق یک اشتباه بزرگ محسوب میشود؛ زیرا که اگر به طور پیوسته دفاع کنید با استفاده از این نوع ضربات که اتفاقا هم به همین جهت طراحی شده اند، دفاع حریف آن هم در حالی که دکمه دفاع را نگه داشته است میشکند و او را آماده دریافت کومبوهای حریف میکند.

استراتژی مناسب

همان طور که دفاع مطلق کار اشتباهی است حمله بی مهابا و بدون برنامه نیز حرکت نادرستی محسوب میشود؛ زیرا که همه شخصیت ها قابلیت Guard Impact دارند که به آنها اجازه میدهد در برابر حملات حریف ضد حمله کنند. قابلیت ذکر شده به سهم خود باعث میشود تا سرعت بازی بالانس شده و جلوی یک طرفه شدن مسابقه را بگیرد. اگر این کار در زمانبندی مناسبی انجام پذیرد میتواند حتی در زمانی که تحت فشار هستید برتری را از آن شما بکند. هرباری که این عمل با موفقیت انجام شود بخشی از Soul Gauge شما که نقش حیاتی در روند بازی دارند پر میشود. Soul Gauge در واقع انرژی ذخیره شده شما محسوب میشود که بجز مورد ذکر شده بسته به عملکرد شما در مبارزه پر خواهد شد و این شمایید که میتوانید با استفاده صحیح از آن روند بازی را به نفع خود تغییر دهید. اگر این میزان به حد نصاب برسد تنها با فشردن دکمه R2/RT میتوایند ضربه قدرتی خود را که به Critical Edge معروف است مورد استفاده قرار دهید. یا میتوایند حالت Soul Charge را فعال کرده و در یک بازه زمانی محدود قدرتی مضاعف گرفته و کیفیت حرکاتتان را بهبود ببخشید. این قابلیت در زمانی که نسبتا از روند مسابقه عقب هستید میتواند به نوعی حکم بازگشت شما به بازی تلقی شود. اما بخش متمایز کننده این سری یعنی Ring Out به قوت خود باقی مانده است. یعنی در هر موقعیتی از مبارزه بتوانید حریف را از به بیرون از استیج پرت کنید مسابقه را برده اید. این ویژگی برجسته بازی باعث میشود تا هیچ وقت و هیچ زمانی  احساس پیروزی قبل از برد به شما دست ندهد. پس با یک جمع بندی ساده از مکانیزم های موجود در بازی به این نتیجه میرسیم که دقت بالا در انتخاب ضربات، زمان بندی مناسب و جاگیری مناسبدر همه لحظات حائز اهمیت هستند. پس حتی در بدترین شرایط  نیز نباید فکر شکست را به ذهنات خطور دهید؛ زیرا که بازی آپشن های متعددی را برای بر هم ریختن معادلات در اختیار شما قرار داده است.

تنوع شخصیت ها علاوه بر شکل ظاهری و قابلیت ها، در حجم قدرت ضرباتی که دارند قابل مشاهده هستند. میتوان از این حیث آنها را به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول شخصیت هایی هستند که سرعت بالا و قدرت پایینی دارند. افرادی مثل Nightmare جزو همین دسته هستند و با چند ضربه میتوانند کار حریف را یکسره کنند. این نوع شخصیت ها حرکات نسبتا کندی دارند و به همین جهت تشخیص آن ها راحت تر است. دسته دوم شخصیت هایی مانند Taki هستند که ضرباتی سریع تر اما قدرتی پایین تر از دسته اول دارند. پس همان طور که یک لحظه غفلت از شخصیت های کند شما را متحمل ضربات سنگینی میکند، اجازه مانوردادن به شخصیت های سریع نیز شما را سردرگم خواهد کرد. کنار این دسته بندی میتوان یک تقسیم بندی دیگری بر اساس فاصله مبارزات در نظر گرفت. مطمئنا مصاف دو شخصیت که یکی متخصص مبارزه از فاصله دور است با شخصیتی که در پیکارهای نزدیک موفق عمل میکند لذت بخش است.

حقه جدید

اگر قبل از انتشار Soulcalibur VI اخبار آن را پیگیر بودید و نسخه دموی آن را تجربه کرده بودید بدون شک مکانیزم Reversal Edge نظر شما را به خود جلب کرده است. این قابلیت که به عنوان آپشنی جدید در بازی محسوب میشود به بازیکن اجازه میدهد تا تنها با فشار دادن یک دکمه، مسابقه را به مدت چند ثانیه وارد یک مینی گیم دوئل مانند بکند. در این حالت بازیکنان بسته به انتخابی که انجام میدهند میتوانند هجومی یا دفاعی ظاهر شوند؛ این در حالیست که حریف نیز چنین حق انتخابی دارد. نکته جالب اینجاست وارد شدن به این مینی گیم هر دو نفر را در یک وضعیت مساوی قرار میدهد؛ یعنی چه آن شخصی که از ضربه Reversal Edge استفاده کرده و چه آن کسی که ضربه را دریافت کرده حق مساوی و شانس برابری در پایان دارند. در مجموع 8 انتخاب برای بازیکنان در نظر گرفته شده است که انتخاب هر یک نتیجه متفاوتی را رقم خواهد زد. به عنوان مثال اگر شما ضربه عمودی را انتخاب کنید و حریفتان ضربه افقی، این شمایید که برنده این دوئل هستید. اما اگرحریفتان نیز ضربه عمودی را انتخاب کند کار به تساوی خواهد کشید. اگر در دور اول برنده مشخص نشود کار به دور دوم و سرنوشت ساز میکشد. شاید در اوایل به خاطر صحنه های اسلوموشنی که خلق میشوند این قسمت جذاب به نظر برسد اما با گذشت زمان و پی بردن به اینکه حدس و گمان هدایت گر آن است، کم کم به این نتیجه خواهید رسید که بیشتر با یک سنگ-کاغذ-قیچی طرف هستید و استفاده از این قابلیت یک عمل غیرحرفه ای و ریسک پذیر خواهد بود. مطمئنا این حرکت جلوی یک بازیکن حرفه ای نه تنها برتری محسوب نمیشود بلکه ممکن است موقعیت شما را در بازی بدتر نیز بکند.

مخصوص دوستداران ویچر

ایده شخصیت میهمان یکی از بهترین ویژگی های این مجموعه محسوب میشود. بعد از شخصیت محبوب Assassin’s Creed یعنی Ezio Auditore این بار گرالت مرد اول دنیای ویچر میهمان سول کالیبر است. مطمئنا در روزهایی که داستان گرالت را خاتمه یافته میدانیم، شنیدن مجدد صدای او حس خوبی به هر طرفدار این سری خواهد داد. این حس خوب در کنار طراحی خوب و حرکات محبوبش بیشتر از پیش تقویت میشود. گرالت با دوشمشیر معروف خود در بازی حضور دارد و در خلال ضربالت خود از Axii sign های خود استفاده میکند.  در کنار اینها استیج Kaer Morhen که با آهنگ Hunt or Be Hunted همراه است جو فروکش کرده ویچر را تاحدی زیادی برایتان احیا میکند.

بخش فنی قابل قبول

به لطف استفاده از موتور Unreal Engine 4 گرافیک مطلبوبی دارد. طراحی استیج ها چهره پردازی ها کیفیت خوب دارند و افکت های سلاح ها نیز قابل قبول بوده و در مجموع انتظارات گرافیکی یک مخاطب فایتینگ را برآورده میکند. دیالوگ ها کیفیتی نسبتا بهتر نسبت به شماره قبلی دارند و بامحتواتر هستند. موسیقی ها شاید شاهکار نباشند اما در روند بازی تاثیر مثبتی دارد. انیمیشن ها هم از همان اول یکی از نقاط برجسته سری محسوب میشود همچنان شکوه خود را حفظ کرده است و بی شک یکی از بهترین های این نسل محسوب میشود.

بخش ساخت شخصیت از نظر چهره سازی و فیزیک شخصیت نمره قابل قبولی از آن خود میکند اما از نظر لباس تنوع خاصی قابل مشاهده نیست. و علی رغم اینکه سازندگان میتوانستند با بهره گیری از پتانسیل Libra of Souls علاوه بر پراهمیت جلوه دادن این سناریو، بخش ساخت شخصیت را رنگ و بوی متفاوتی بدهند، ترجیح داده اند به این تعداد محدود بسنده کنند. پس اگر به دنبال تنوع در این قسمت میگردید احتمالا باید Season Pass بازی را هم خریداری کنید، جایی که علاوه بر لباس های جدید، شخصیت Tira که اتفاقا جزو محبوب ها هم محسوب میشود در اختیار بگیرید

در بخش آنلاین هم میتوانید با جامعه فایتینگ سول کالیبر در ارتباط باشید و تکنیک هایی که یاد کرفته اید را روی پلیرهای واقعی امتحان کنید. قطعا تجربه یک بازی فایتینگ در حالت آنلاین لذت خاصی خواهد داشت. پس اگر فکر میکنید حرفی برای گفتن دارید Ranked Match منتظر شماست تا حریفانی از جنس خودتان را رویارویتان قرار دهد. اما اگر هنوز در مرحله ای نیستید که عرض اندام کنید میتوانید وارد Casual Match شوید تا مسابقات دوستانه و کم استرسی را تجربه کنید. البته بهتر بود در تنظیمات Casual Match در کنار تعداد راند، تعداد بازی هم گنجانده میشد تا دو نفری که قصد بازی طولانی با هم دارند، مجبور نباشند تند تند به منوی انتخاب شخصیت ها مراجعه کنند. 

درمجموع میتوان گفت که سول کالیبر با یک گیم پلی روان و شخصیت های متعدد، تجربه خوبی را برای شما به ارمغان خواهد آورد. اگر جزو کسانی هستید که در این نسل دلتان برای Soulcalibur تنگ شده است، بدون شک این نسخه دلتنگیتان را رفع خواهد کرد. پس تا فرصت هست سلاح خود را از زمین بردارید و داستان شمشیرها را به سرانجام برسانید.

ادامه مطلب
تبلیغات


آپارات